پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٨٠١)

بازدید
٤,٣١٢
تاریخ
٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

تجدید چاپ، چاپ تازه، چاپ اصلاح شده.

پیشنهاد
٢

ضرب المثل آخوند، خدا بد ندهد، کاربرد و حکایتش چیست؟ این مثل در مورد قدرت تلقین است و وقتی بخواهیم به کسی بگوییم که تحت تاثیر شایعات و افکار عمومی قرا ...

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

دستگاه گیرنده، رادیو.

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

فقط گرفتنی.

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
١

دریافت کردنی، قابل وصول، پذیرفتنی، قابل قبول، ( در جمع ) بروات وصولی.

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
١

تجدید محاسبه.

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
١

( فیزیک ) پس دادن حرارت فلز در اثر سرد شدن.

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
١

پاسخ رد، رد کننده.

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
١

ملامت کننده.

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
١

برنامه مکرر، برنامه تکراری پخش کردن ( رادیو و تلویزیون ) .

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
١

دارای واکنش، عود کننده، پرطنین.

تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
١

دوباره صحافی کردن، دوباره ملزم ساختن.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
١

( rebecca ) ربکا، اسم خاص مونث، ربکا زوجه اسحق.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
١

( rebec ) کمانچه سه سیمه قدیمی.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

دوباره متحد کردن، دوباره معاشرت کردن.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
١

ربودن، بزور بردن، غارت کردن، ترکیدن.

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
١

بی دلیل.

پیشنهاد
١

لالایی های فردوس الا لا لا تو را دارم به درگاه خدا نالم که من بچّه همین دارم هزار امّید بر این دارم هزار امّیدِ صد ساله خدا عمرش نگه داره * ا ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
١

معقولیت.

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
١

عقب صف.

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
١

چنگک درو.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

مستقل، دارائی غیر منقول، ملک.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

سیستم بلا درنگ.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ورودی بلا درنگ.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خروجی بلا درنگ.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

زمان سنج بلادرنگ.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ریشه دار کردن، ریشه گرفتن، ریشه دار شدن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

شکسته شده، پوشیده شده، اشتباه شده.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

عدد حقیقی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ایستگاه خواندن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

چرخه خواندن و نوشتن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

نوک خواندن و نوشتن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٣

بارقه خواندن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

چرخه خواندن و ترمیم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

تپش خواندن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

انباره فقط خواندنی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

نوک خواندن، نوک خواننده.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

( reaction ) واکنش، عکس العمل، انعکاس، واکنشی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دست درازی کننده، ( نساجی ) کارگر نخ تاب.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

( orzra backed ) دارای پشت نوک تیز. خوک نیمه وحشی دو رگه جنوب شرقی اتازونی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

پنگوئن منقار تیغی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

( orbackzra ) دارای پشت نوک تیز.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بی شعاع، بی پرتو.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرتو، ابریشم مصنوعی، ریون.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

جهت یاب رادیوئی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =ravenous ) حریص در صید، طماع، کلاغ مانند، پر ولع.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( raven ) صید، شکار، طعمه شکاری، چپاول.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

گوریدگی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

یغماگر، ویران گر.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

موش، موش صحرائی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

قراضه، دارای صدای تق تق، لغزنده، سست، پر حرف.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

مرگ موش، گیاهان سمی قاتل موش.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

موش وار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کسر گویا.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

استدلال کننده.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

استدلالی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

مرگ موش، موش کش.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rath ) پیش رس، زود رس، سریع، تند، چابک، مایل.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ratable ) مشمول مالیات، قابل تقویم، نرخ بردار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

چرخ ضامن، چرخ دندانه دار متحرک بوسیله موتور.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کنار یا لبه کشتی، سگ شکاری، علامت سفید، کشیدن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ratafia ) مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ، نان شیرینی بادامی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ratafee ) مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ، نان شیرینی بادامی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

صدای طبل، صدای سم اسب، طبل زدن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rateable ) مشمول مالیات، قابل تقویم، نرخ بردار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوهان زن، ساینده.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماکیانی، دانه خوار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

انگور زود رس، میوه یا گیاه زود رس.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rarefy ) رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

رقیق شونده.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rarefaction ) ترقیق.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کیمیا، مرغ سعادت، چیز یا فرد نادر.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( raptatorial ) شکاری، لازم برای شکار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( raptatory ) شکاری، لازم برای شکار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

تربچه.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سرباز اجیر و سیار ایرلندی، ولگرد.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شمشیر دودم، سخمه، سخمه زنی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

حمل و نقل سریع ( مسافربری ) .

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

با دستیابی سریع.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

فدیه دهنده.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سرباز، افسر سربازی کرده، افسر ترفیعیافته، افسرصفی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به وزغ، قورباغه ای، وابسته به ناحیه زیر نوک زبان.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rangy ) کوهستانی، ولگرد، پا دراز و لاغر.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دستیابی تصادفی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

مرز، کنار، حاشیه، لبه، برآمدگی لبه طبقات سنگ، نوار، تسمه ئ آهنی، تکه دراز گوشت، بصورت نوار یا تسمه درآوردن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rancher ) دام دار، گله دار، چوپان. ( ranchman ) گله دار، دام دار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ranchero ) گله دار، دام دار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ramulous ) شاخه شاخه.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ramulous ) شاخه شاخه.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شاخ قوچ، قسمتی از استحکامات خندق، تور ماهیگیری، قلاب جرثقیل.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

گلپر، گلپرایرانی، گل استکانی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرهیاهو، خودسر و خروشان.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ramose ) پرشاخه.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ramekin ) خوراک مرکب از خرده نان و پنیر و تخم مرغ.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

تراشه، قسمت یا جزئ بسیار ریز.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( = ramadan ) ماه رمضان ( عربی ) ، ماه صیام.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ج. ش. ) وابسته به آبچلیک، شبیه آبچلیک.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) خس خس، صدای خس خس.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rakehell ) هرزه، پست، فاجره، فاحشه، بدکار، اهل فسق.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rakehelly ) هرزه، پست، فاجره، فاحشه، بدکار، اهل فسق.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( هندوستان ) راجا، امیر یا پادشاه، فرمانروا.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شستشوی چیزی بوسیله باران، شسته شده بوسیله باران.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

لباس بارانی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناودان.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( rainstorm ) باد و باران، باران شدید، باران توام با توفان.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

عایق باران، ضدباران کردن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

باران سنج، وسیله سنجش میزان بارندگی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کارگر راه آهن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش کننده، طعنه زن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

موسیقی ضربی، ضرب و رنگ ( reng ) در موسیقی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کهنه و ژنده جمع کن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سنگ را شیار دار کردن، یکی از شیارهای سنگتراشی، ریزه، پاره.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پالتو آستین گشاد سبک و فراخ.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نشان گذاری مبنائی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ممیز، نقطه مبنا.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

متمم مبنائی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شعاع انحناء.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بردار شعاعی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( radiotelegraph ) تلگراف رادیوئی کردن، تلگراف بی سیم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

تلفن بی سیم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

استرونتیوم رادیو اکتیو، استرونیتوم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دارای اضلاع یا شعاع های متقارن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

رادیو متر، شعاع سنج، تشعشع سنج.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

درجه نفوذ اشعه مجهول، نفوذ پذیری اشعه مجهول.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده در اثرتشعشع.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

توسط رادیو گستردن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

امواج الکترو مغناطیسی رادیو، موج رادیو.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بسامد رادیوئی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیوند رادیوئی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

علامت جذر.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بیجا شدن _ خراب شدن معده تا حالت قی کردن. مثال: طعام را خوردم و دلم بیجا شد، تب بچه بلند، دلش بیجا، هیچ چیز ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بودن - و دیل بودن. خواهش داشتن، مایل بودن. مثال: از اول دل بود گویید، برای همین به دیدن آن کس آمدید، به این ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بودن - و دیل بودن. خواهش داشتن، مایل بودن. مثال: از اول دل بود گویید، برای همین به دیدن آن کس آمدید، به این ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَکّه خوردن - Dakka . مثال: سرم به ستون دکه خورد، یا: پایش به سنگ سخت دکه خورد. در گویش سمرقندیان دکه خوردن و م ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَکّه خوردن - Dakka . مثال: سرم به ستون دکه خورد، یا: پایش به سنگ سخت دکه خورد. در گویش سمرقندیان دکه خوردن و م ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دعای بد، دعای ود Duoybad , - duoyvad دعای بد، نفرین، سخت کاهش کردن. مثال: بی سبب دعای بد ( دعای ود ) کرد، الهی ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دعای بد، دعای ود Duoybad , - duoyvad دعای بد، نفرین، سخت کاهش کردن. مثال: بی سبب دعای بد ( دعای ود ) کرد، الهی ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دسِّیار Dassiyor - یاری دهنده، مددکار، دستیار. مثال: بچه ها کلان ( بزرگ ) شده دسِّیار شدند، کارها خیلی سبک شد، ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَسْتَویز - Dastavez ، کادو، هدیه، تحفه و رهاورد. مثال: من به مهمانی بی دستَویز نمیروم، یا: به خانه عروس نو دست ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دستک - Dastak ، گزک، بهانه، دلیل، اساس. مثال: این گپ به وی دستک شد و کار میکردگی اش را کردن گرفت [کاری را که می ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دستِ بچه را حلال کردن - سنت ختنه را ایفا نمودن. در سمرقند کم واقع میشود که والدین جمله: ما توی ( سور ) ختنه م ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دررو - Darrau زود، فوری، عاجلاً. مثال: دررو رفته پدرت را بیار، شما همین جا استید، من دررو رفته خبر میگیرم، دررو ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( radiation ) تابش، پرتو افشانی، تشعشع، برق، جلا.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیروی موجی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

درجه نشر و تراوش نیروی موجی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( radiance ) شید، تابندگی، تشعشع، درخشندگی، پرتو.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واحد اندازه گیری سطح زاویه دار، رادیان، زاویه مرکزی قوس دایره.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

متصدی رادار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کله شق، تق تق، صدای در زدن، تق تق کردن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

راه آهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب.

پیشنهاد
٠

لالایی های قاین لالا لالای لالانِ رضا، شاه خراسانِ شفایِ دردمندانِ او ضامنِ غریبانِ * لالا لالایی لالایی همه مرغ و همه ماهی همه مرغا ثنا گوین ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

جوی آب، نهر، محل عبور سیم برق در ساختمان.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خوشه مانند.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بصورت بلورهای خوشه ای در آوردن، با اسید راسمیک ترکیب کردن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

تحلیلگر سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

هاری.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ازدحام، توده مردم پست.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خرگوش دار.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شکارچی خرگوش، مبهوت.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بست یا مفصل کنش کاوی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کنش کاو، دارای کنش کاو کردن، با کنش کاو بهم پیوستن، جفت کردن نر و مادگی یاکام و زبانه لبه تخته و امثال آن.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

همگاه.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

مافق وجود یا جوهر مادی، روحی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویس سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

منبع سیستم، وسیله سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویس سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویسی سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

برنامه سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

مهندسی سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

امکانات عیب شناسی سیستم.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

تومور سفلیسی.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سفلیس شناس، طبیب ویژه گر سفلیس، طبیب متخصص کوفت.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نشانی مصنوع.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نحو، علم صرف ونحو، علم ترکیب لغات.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

زبان تشریح نحو.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

الفاظ مترادف بکار بردن، فرهنگ لغات هم معنی را تالیف کردن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( synoeky ) اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( synoecy ) اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( کلیسا ) مربوط به شورای کلیسائی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

توافق معانی، ارتباط مفاهیم، ربط معانی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به بوم شناسی گروهی، دارای عقیده به استمرار.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( اسکاتلند ) تاکنون، تا این وقت، تاحال، قبل.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بهم پیوستگی، بهم بستگی، هم چسبی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هم چسب، اتصالی، متصل شده، پیوسته، بسط داده شده، ربطی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( syndactyle ) دارای دو یا چند انگشت بهم چسبیده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( syndactyl ) دارای دو یا چند انگشت بهم چسبیده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تلفیقی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

غش کننده، دارای حالت سنکوپ، همبرشگر.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هم آمیزی، مخلوط کردن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، حالت غش یا سنکوپ پیداکردن، غشی شدن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

همبرشی، کوتاه کننده کلمه، وابسته به همبرش یاسنکوپ.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

غشی، غش دار.

پیشنهاد
٠

مخابره همگام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

عمل همگام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سیستم همگام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماشین همگام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تسهیم کننده همگام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر همگام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

همگام ساز.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =synchronous ) همگاه، همزمان، هموقت.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( synaleopha ) ادغام دویا چند حرف صدا دار، هم آمیز.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( synalepha ) ادغام دو یا چند حرف صدا دار، هم آمیز.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کنیسه ای، وابسته به پرستشگاه یهود.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بی علامت، بی نشانه.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

همسگالگر، شرکت کننده در سمپوزیم، کسیکه در بزم شرکت میکند، اهل ضیافت.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

شبیه محور فرعی، منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کسیکه جلسه ای را اداره میکند، سرپرست.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

همرویش، عضو پیوسته، عضو جوش خورده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیوسته گلبرگ.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

باهم قرینه کردن، متقارن ساختن، هم آراسته کردن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

لیست متقارن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تقارن، متقارن، هم آراستگی، همسازی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نشان پرداز، نمادگر.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سیستم دو فلزی مختلط.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نشانگذاری نمادی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویسی نمادی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

منطق نمادی. منطق رمزی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خیلی عظیم، قوی، بزرگ

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

شبیه جن هوایی، شبیه سیلف، لاغراندام، زیبا و ظریف.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

زبان نمادی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویسی نمادی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

جدول نمادها.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نشانی نمادی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رشته نمادی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دستکاری نمادها.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

وحشی، غیر متمدن، جنگلی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

جنگل، احداث جنگل.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =silva ) درختان جنگلی یک ناحیه، درخن نامه.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بشکل منطقی درآوردن، صغری وکبری چیدن، قیاس کردن، استلادل منطقی کردن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

جن هوائی کوچک، زن جوان وزیبا وباریک اندام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

قیاسی، کسیکه مهارت در قیاس منطقی دار د.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هجا بندی، تجزیه هجائی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

شاه توت، توت سیاه.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( swoon ) غش کردن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

شمشیر مانند.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

فن شمشیر بازی، مبارزه، زور آزمائی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

حشره ای نیم بال.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه ) سرخس برگ شمشیری.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رقص شمشیر، اجرای رقص در اطراف شمشیر.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیشکری که بشکل تیغه شمشیر است.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

الله بختکی، شانسی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

غش کننده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

موجد خسارت، انفجار دار.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دوپهلو، دوطرفه.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میگسار.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر، مشروب مست کننده، آشامیدن، بلعیدن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

درنگ کردن، مردد بودن، تردید.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =swiss ) سویسی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نظریه راه گزینی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انباره گزینه ای.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نی بوریا.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

گزینه نما.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد کننده صدای فش فش.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

آبجو بد وکم مایه، ضعیف.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیچی، چرخشی، گردابی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کار کردن، زحمت کشیدن، مشقت، رنج زحمتکش.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سخت زدن، قایم زدن، زخم زبان زدن، تلوتلو خوردن، بدور چیزی چرخیدن، لنگر.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نوسانی، نوسان دار، آونگی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نوسانی، چرخاندنی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خوک چران، گرازبان.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَر کار - ضرور، ضروری، لازم. مثال: این تبر به من در کار میشود، یعنی ( ابزار دست ) من است و خیلی بهش نیاز دارم، ...

پیشنهاد
٢

لالایی های قوچان لالا لالا گل آلو دو چشمت مست و خواب آلو لالا لالا گل اسفند بابات رفته رَدِ گوسفند * لالا لالا گل زردم به قربونِ تو میگردم به ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

متمایل به گیجی، فطرتا گیج، گیج، مبهوت.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

باله شنا.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

قابل شناوری، شناکردنی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

سفرجل هندی، درخت آت هندی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

گل سرخ اروپائی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

گل میخک شاعر، حسن یوسف.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

ذرت خوشه ای شیرین.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

روغن بادام شیرین، روغن زیتون، روغن شیرین.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

مرزنگوش.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

ماگنولیای ویرجینیا.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

چیزی که جارو میکند، زود گذر، سریع.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

( sweeny ) ( در مورد اسب ) از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف، فلج عضله.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

( sweeney ) ( در مورداسب ) از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف، فلج عضله.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

زندان مجرد.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

آدم بد دهان وفحاش.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

( اسکاتلند ) آبجو تازه انگلیسی، مشروب الکلی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

ضربت سخت زننده، مگس کش.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

پارچه قنداقی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

چمن، مرغزار، دسته علف خشک، سبزه رو.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

هیاهو ودعوا کردن، لباس پر زرق وبرق پوشیدن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

تجمع کننده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

( درمورد قیافه ) سبزه مایل به سیاه، دارای صفت زشت، بدصفت، بدطینت، تیره ومبهم، سیاه چرده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

چمن، مرغزار، سطح چمنزار، تبدیل به مرغزار کردن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

علف پازهر ( milkweed ) .

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

متکبر.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

چوب دستی کوچک، باتون.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

قالب سوراخ سوراخ.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

جاروکش، رفتگر، ( بتحقیر ) کلفت ( kolfat ) .

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

پارچه قنداقی، قنداق.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

باریک اندام، نازک، ظریف، زن با کمال.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

حساسیت، استعداد.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

درزی، بخیه ای.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

حامی، نگهدارنده، محافظ.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

اعانت دهنده، کمک کننده به فقرا، نگهدار.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

نفس عمیق، آه.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

آه کشیدن، نفس عمیق کشیدن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

محلول سریشمی دارای ذرات معلق.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

پرونده معلق، پرونده بلاتکلیف.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

آویزشی، اندروا پذیری، درحال تعلیق، درحال توقف، تعلیق، معلق.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

فروگیر پدیر، حساس، پذیرنده، آماده پذیرش، مستعد.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ابقاء، بقا، برزیستی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

تراز مساحی یا پیمایش، تراز نقشه برداری.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

زنجیر مساحی، پاپیمایشگری.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناظر، مراقب، مواظب، محافظ، بپا، مبصر کلاس.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

انشعاب شاخ گوزن چهار ساله.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مایه حیرت.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

حیرت، شگفتی.

پیشنهاد
٠

لالایی های کاشمر لالا لالات کنم ننه تو را مُلاّت کنم ننه لالا لالا گُل پونه بابات رفته، نگیر بونه * لالا لالا گُل لاله دل از مهر تو خوشحاله ا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ضمانتنامه، تضمین نامه.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فلق و شفق خورشید، سرخی بامداد یا غروب

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

شاه ماهی ( Mullidae ) ، شاه ماهی قرمز.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تمس هندی چهار چنگال.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

گره بخیه جراحی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

محل کار یا مقام جراح.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرخور.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

اسکی باز روی آب.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

قایق مخصوص هوای توفانی یا خیزاب.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جسم واقع در سطح.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مرغ ساحلی سواحل اقیانوس آرام.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تراز، تراز فلزی یا آهنی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

موج سواری، موج بازی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

تنگ ورشو، چرم زیر تنگ، تنگ اسب، کمر بند اسقفان وکشیشان.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

دست کشیدن از، پایان یافتن، بپایان رساندن، پایان، استراحت، بازایستادن.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ریم آوردن، چرک کردن، چرک نشستن، فساد جمع شدن.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

فرض، تصور، حدس.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

درگاه تامین، درگاه تدارکاتی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

برنامه پشتیبانی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

التماس، تضرع.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

از ریشه کنی، قلع وقمع.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ریشه کن کننده.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

سیستم ناظر.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

روال ناظر.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

علائم نظارتی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

برنامه ناظر.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

حالت نظارت.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

کنترل نظارتی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

درخواست ناظر.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فراخوانی ناظر.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

اتفاق ناگهانی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

غیر مترقبه، غیر منتظره.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

فوق العاده ظریف، بسیار ناقلا، زرنگ.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ظرافت فوق العاده، زرنگی بسیار.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

رولایه، ابر لایه، طبقه خیلی بالا، ( ز. ش. ) طبقه فوقانی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

لغو سازنده.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ماوراء محسوسات، روحی، روانی، ماوراء عالم حواس.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

فوق العاده حساس، حساس شده، حساس.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

( =supersensible ) مافوق احساس.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

لغو کننده، جانشین.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٣

عنوان روی پاکت، عنوان نوشته روی چیزی، توضیح، آدرس، نشانی روی نامه، ظهرنویسی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

روی چیزی حک کردن یا نوشتن، روی صفحه ای گراور کردن.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

منطبق کردن با، قرار دادن ( روی ) .

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

ماورای جسم، ماورای عالم مادی، ابر جسمی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

قابل انطباق.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

فلسفه ماورائ طبیعه.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

آسمانی، علوی، بلند، وابسته بعالم بالا، بهشتی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

واقع درفوق، فوقانی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

بطور برتر.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

دادگاه عالی، دادگاه تمیز.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

( superintendency ) ریاست، مدیریت، نظارت، مباشرت، سرپرستی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

( superintendence ) ریاست، مدیریت، نظارت، مباشرت، سرپرستی.

پیشنهاد
٥

لالایی های طبس الا لالا گُلِ پونه سگو آمد درخانه کیشش کردم بدش آمد نونش دادم نمی ستانه برو بر بام همسایه بگیر بچه ی همسایه که ما بچه همین داری ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٣

دارای فشار زیاد، فشاری، خمیده، از بالا.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

قابل اضافه، قابل تحمیل، قابل تزاید، اضافه شدنی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

کهکشان بزرگ، ابر کهکشان.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

فوق گروه.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن، تصریح.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

لقاح دویاچند تخم در یک تخم ریزی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بس پردازی، انجام کاری بیش از حد وظیفه، افراط در انجام وظیفه، زیاده روی درکار، خوش خدمتی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ابر پایگی، ارج، رفعت، علو مقام.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ابر پایه، بسیار بلند، برجسته، فوق العاده برجسته.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

برتر، منزه، خارج از جهان مادی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مباشر کارهای بازرگانی وفروش کالا در کشتی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد لزوم اضافه کردن، سربار کردن، باز افزایش.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد لزوم اضافه کردن، سربار کردن، باز افزایش.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

قضیه کلی مورد استدلال.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب شدنی، تفوق یافتنی، فائق شدنی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

وافر بودن، بوفور یافت شدن، بیش از حد بودن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

آفتاب گیر، منور از نور آفتاب.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کنف بنگالی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بی نور، بی آفتاب.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

محو نشدنی در اثر نور آفتاب، رنگ ثابت.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

قوس قزح، رنگین کمان.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کلاه آفتابی زنانه.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( مصر قدیم ) صفحه بالدار مظهر خدای آفتاب.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هزینه ای، خرجی، وابسته به تعدیل هزینه.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تلمبه لجن کشی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

اسب بارکش، یابو، قاطرچی، بار.

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : در را زنجیر کردن - در را بستن، محکم کردن. در زمان قدیم حویلی های مردم در و دروازه های کلان ( بزرگ ) داشت و آن ...

پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : در را زنجیر کردن - در را بستن، محکم کردن. در زمان قدیم حویلی های مردم در و دروازه های کلان ( بزرگ ) داشت و آنها ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح تاجیکی هیچ گپ نه و دخماسه بسیاری. دَخماسَه - کبکبه و دبدبه، ظاهر فریبی. اصطلاح: هیچ گپ ( حرف ) نه و دخماسه بسیاری. این واژه در اصل دَخمَسَه از ...

پیشنهاد
٠

ضرب المثل تاجیکی هیچ گپ نه و دخماسه بسیاری. دَخماسَه - کبکبه و دبدبه، ظاهر فریبی. اصطلاح: هیچ گپ ( حرف ) نه و دخماسه بسیاری. این واژه در اصل دَخمَسَه ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَردَته گیرم، دَردَت زَنَد - Dardat، معادل دردت به جانم. به آهنگ نوازش و مهربانی اکثراً به کودکان و بعضاً به کل ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَراز - غیر از معنی معمول، که ما استفاده میکنیم. به معناهای دیگری هم استفاده میکنند. در چنین موارد مختلفی استعم ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَردَت زَنَد - zanad Dardat، معادل دردت به جانم. به آهنگ نوازش و مهربانی اکثرا به کودکان و بعضا به کلان ( بزرگ ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَخماسَه - کبکبه و دبدبه، ظاهر فریبی. مثال: هیچ گپ ( حرف ) نه و دخماسه بسیاری. این واژه در اصل دَخمَسَه از زبان ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دادَر - به معنی برادر کوچکتر مستعمل است. در فرهنگ برهان گفته شده است که به معنی برادر است، در ماوراءالنهر مستعم ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

خیر مطلق، خیر کل، ابرنیک.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =somersault ) معلق، پشتک، پشتک زدن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

خانه تابستانی، کوشک، کلاه فرنگی ( در باغ ) .

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کارت خلاصه.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تلخیص کننده.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( shumac ، sumac ) سماق.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

سومری.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

مبلغ، مقدار، آثار دانش بشری.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مجموع حاصلضرب.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

لفظ جمعی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مقابله جمعی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سلطانه، زن یا مادر یا دختر سلطان.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( sulfurous ) گوگردی، شبیه گوگرد، مشتعل.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( sulfide ) نمک یا استرسولفید هیدروژن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( sulfate ) زاج، توتیا، سولفات، با اسید سولفوریک آمیختن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سعد و اسما. س َدُ اَ ( اِخ ) اول نام عاشق و دوم نام معشوقه ای است که در عرب بوده اند: باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا آراست بوستان را نیسان [باد بهاری ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

خورنق. خ َ وَ ن َ ( اِخ ) معرب خورنه. محلی در یک میلی شرقی نجف در عراق عرب که بسبب قصری که نعمان بن امروءالقیس ( از ملوک لخم ) برای یزدگرد اول ساسانی ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سِتبرق و اسِتبرق، پارچه دیبای سرخ. حریر سبز و ستبرق، یعنی حریر سبز و دیبای سرخ، که هر دو ابریشم مرغوب و گرانبها هستند: باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مرجان، وسد و بستا هم گفته شده ( اسم ) مرجان حجر شجری: باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا آراست بوستان را نیسان [باد بهاری] به فرش دیبا آمد نسیمِ سنبل با ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیسان مخفف انیسان به معنی باد بهاری. همچنین نام ماه هفتم از ماههای رومی و ماه دوم سریانی است: باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا آراست بوستان را نیسان [ب ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

پس آب، فاضل آب، زباله، گنداب، مواد اضافی فلزات مذاب.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

باگوگرد ترکیب کردن، بخوردادن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

( sulphurous ) گوگردی، شبیه گوگرد، مشتعل.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

( sulfurate ) باگوگرد ترکیب کردن، با گوگرد آمیختن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

جوهر گوگرد بفرمول SO ۴ H ۲.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

( sulfuret ) باگوگرد ترکیب کردن، با گوگرد آمیختن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

دارای گوگرد، دارای سنگ گوگرد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

ایندریدسولفورو، گاز سنگینی بفرمول SO ۲.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

( sulphate ) زاج، توتیا، سولفات، با اسید سولفوریک آمیختن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( sulphide ) نمک یا استرسولفید هیدروژن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

پارچه لباسی ( زنانه ومردانه ) .

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

چربی پشم، عرق خشک شده روی پشم گوسفند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

خرده گروه، دسته فرعی.

پیشنهاد
١

لالایی های کرمان لالا لالا گُل سوسن سرت بردار، لبت بوسم سرت بردار که اللّه زبانت قل هُو اللّه * لالا لالا گُلی دارم عزیز و بلبلی دارم لالا لا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : داش و داشت - سختی، استحکام، دوام. مثال: این متاع داشت ندارد، دو سه بار که پوشیدید، میدرد، این کفش من خوب داش دا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

تمشک شیرین، درخت ازگیل.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

سفرجل هندی، سیب دارچینی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

صوفیانه.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

صوفی، اهل طریقت.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

تابع، تابع منطقه یاقسمت دیگری، دستیار.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

نشانگذاری پسوندی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

تحمل پذیر.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

واقع در زیر استخوان شانه، زیر کتفی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

کف آلود، کف دار، پر کف.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

کتابخانه زیرروال ها.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

عمیق ترین قسمت زیر پوست.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

( sudoriferous ) عرق آور، تولید کننده عرق، عرق زا، معرق.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

( sudorific ) عرق آور، تولید کننده عرق، عرق زا، معرق.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

خوی آور، گرمابه، داروی عرق آور.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

توده شناور علف و نی که در رود نیل مانع کشتیرانی میشود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

سودانی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

( روم قدیم ) حمام گرم که موجب عرق زیاد گردد، گرمخانه حمام، حمام بخار.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

شپش یا حشره مکنده ( Anoplura ) .

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

وابسته به تکان حرکت کننده با صعوبت، دارای حرکت دشوار.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

کاسنی، کاسنی تلخ، کاسنی وحشی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

غذای مرکب از لوبیا ومغز ذرت پخته.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

کمک، یار.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

عوض، بدل، جانشین، دوا، دوائی که بجای دوای دیگر تجویز شود.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

( succedent ) پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه، کمک مالی، اعانه، تخصیصاعانه، کمک هزینه.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

زیردرخت.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

تفریق کننده.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

نرمی، ملایمت، رقت.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

نرم سازی، ترقیق، ملایمت، دقیق و لطیف سازی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

زیر زمینی، نهانی، تحت الارضی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

گرمسیری، زیر منطقه معتدله.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

پائین تر از سن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

( substructure ) زیرساخت، زیر سازی، زیر ساختمان، زیر بنا.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( substitution ) تعویض، جانشینی، علی البدلی، کفالت.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بصورت اسم در آوردن، دارای ماهیت کردن، ذاتی کردن.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

محقق شده، بادلیل اثبات شده، تجسم یافته.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

اسمی، مربوط به اسم.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیر آفتابی، واقع در نواحی گرمسیر، در ظل آفتاب.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

شاخه کوچک، شاخه فرعی، گیاه کوچک، گیاهیزه.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

توالی بعدی، رشد ثانوی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیرنویس دار.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تاخیر، توالی. زیردنباله.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کران زیرنویس.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

خط متعلق به مشترک.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

حلقه متعلق به مشترک.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیمه شور.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیمه اشباع شده، نزدیک به اشباع.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

شبه اشباع.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیونددهی زیرروال.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کاهش، تفریق، کاستن، منها.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جهش زیرروال.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

فراخوانی زیرروال

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیررویه.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معاون رئیس مدرسه، نایب رئیس، تیر فرعی تاق.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

اغواء کننده.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

تقریبا بیضی، نیمه بیضی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

اغواء بکار بد، زیر پا نشینی، اغواء.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

تابع، مادون، تبعی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

راسته فرعی، طبقه بندی فرعی، ردیزه، خرده راسته.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واقع درعمق اقیانوس، زیر اقیانوسی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیر چشم، واقع در زیر چشم.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کوهپایه ای، دامنه ای کوهی.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

خیلی کوچک.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مطیع، پست، پائین.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

غوطه ور کردنی، قابل فرو کردن در آب.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( submerge ) درآب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ورساختن، پوشاندن، مخفی کردن.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

آرواره پائین، وابسته به استخوان فک پائین.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مسلسل خودکار یانیمه خودکار، مسلسل دستی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

قلمرو تابعه، سلطنت تابع سلطنت دیگری.

پیشنهاد
٠

لالایی های گلپایگان الا لالا گُل قندم عزیز رود دلبندم مکن ناله، مکن گریه به قنداقت نمی بندم الا لالا گُل لاله پلنگ در کوه می ناله نَه بز میخوا ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

الحاق، افزایش در پایان، چیز اضافه شده.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

افزودن، در پایان افزودن، اضافه کردن.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تبعیت.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واقع در زیر، مادون.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( subinfeudation ، =subinfeud ) اعطای اراضی تیول از طرف امیری به امیر دیگری برای بیعت با او، ملوک الطوایفی فرعی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

عنوان جزء یا فرعی، عنوان فرعی مقاله.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیمه سنگواره.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

سردیزه، جنس فرعی، تیره فرعی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به زیر توده یخ، وابسته بدوره فرعی یخبندان.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

اشتراک، آبونمان، پول اعانه.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خانواده فرعی، تیره فرعی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیر زمینی، نهانی، تحت الارضی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژگونگر، سرنگون کننده، تضعیف کننده، توطئه گر.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =suberous ) دارای بافت چوب پنبه ای، چوب پنبه ای.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( suberous ) دارای بافت چوب پنبه ای.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل به بافت چوب پنبه ای شدن.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه شناسی ) بافت چوب پنبه ای.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مستاجر دست دوم.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تقسیم کننده باجزاء فرعی، بخشیزه گر.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

قسمت کردن مجدد، بخش کردن مجدد.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

قابل تقسیم بچند بخش، بخشیزه پذیر.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

از یک جهت متناقض، مغایر درمرحله فرعی، درجهت متقابل، دوقیاس مغایر.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به شکل قلب غیر متقارن.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

رابطه بین دو قیاس متقابل، تشابه قیاسی، ارتباط قیاسی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دارم - یعنی آدم دارا، ثروتمند، صاحب بضاعت. مثال: پدرتان آدم دارم، این خرجها برای آن کس هیچ چیز نه. یا: کمتر دار ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خویش. به معنی خویشاوند که این واژه هنوز در سمرقند معمول است. میگویند خویش و خویشاوندی اما خویش بیشتر معمول است. ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خوش نه آمدن. یعنی بی حوصله گی، تنبلی. مثال: شعر را خوانده از یاد کن گفتم نکرد، خوشش نه آمد، خوشم نه آمد که به ب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خوشا خمَس. شخص بی حوصله و تنبل را خوشا خمَس میگویند. این واژه مرکب است از کلمه خوش تاجیکی، و ( یا قمَسِ ) Yaq ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خَواس - وضع روحی، هوش و خیال. مثال: امروز خواستان پریشان می نماید، با این خواس پریشان کجا میروید، خواستان را پر ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خود را کشیدن. خودداری کردن از صحبت با کسی. مثال: چند بار دعوت کردم، لیکن آن کس خودشان را از ما میکشند، خودتان ر ...

پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خواب بردن و خواب کردن. خوابیدن، به خواب شدن. مثال: نفهمیده مانده ام، خوابم بردست، و یه ( وی را ) حالی هم خوابش ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خَلَه - درد سختی که ناگاه در یک عضو بدن پیدا میشود. مثال: یکباره دلم خله زد و به جایم ششته ماندم، میانم خله میز ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خنده خَرِیش. مورد تمسخره و استهزا شدن. مثال: این کار را نکنید که خنده خریش مردم میشوید. در برهان واژه خرش چنین ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خِلوَت - جای تنها و جای ترسناک. مثال: خانه را خلوت کرده پلاو ( پلو ) را تنها خورده شیشتید ( نشسته اید ) ؟ یا: د ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خِلِ بِقین - معادل موی دماغ شدن در گویش خودمان. مُخِل راحتی کسی شدن. خِل مخفف خله است، بقین پهلو، میان. به طرز ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خَرخَشَه. نزاع و مناقشه بی موقع و بیهوده. مثال: این جنجال و خرخشه را بینید. در فرهنگ برهان به معنی مجادله نمودن ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خَر و خَنگیل. خر و اسب و به معنی مجازی مرکب سفر از قبیل واسطه های سواری. مثال: آدم بسیاری خر و خنگیل کرده آمدند ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خراجات - یعنی مخارج. آنچه خرج و مصرف میشود، خرج و مبلغ. مثال: در پیش توی دارم خراجاتم کلان، شما آدم پولدار هستی ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خَدوک - خلل، ناآرامی. مثال: در بقینم ( پَهلویم ) شب دراز یک چیز خدوک داده بر آمد، وقت خوردن گلویم کمتر خدوک مید ...

پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خدا خَیرَتانَه تِیَد، و خدا خیر کند، یعنی خدا خیرتان بدهد. تعبیر خیلی معمول سمرقندیان است. مثال: خدا خیر کند تو ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خدا رحمت کرد. در موقع حیرت و تعجب از حد زیاد گفته میشود: خدا رحمت کرد، همین قدر خوردی و باز سیر نشدی!، خدا رحمت ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خبر کشیدن. مانند گویش خودمان سخن چینی کردن، غمازی نمودن. مثال: این بچه همه گپ ( حرف ) را به پدرش خبر میکشد، گپت ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خدا بی خبر. معادل از خدا بیخبر ولی برای شخص بی انصاف، دل سخت. مثال: فلانی خدا بی خبر بودست، یکبار آمده از مادر ...

پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خبر دادن و خبر کردن. همان آگاه نمودن. مثال: من از توی ( سور ) بردارم به شما خبر داده بودم، برادرتان از آمدن شما ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خاصیت. به معنی فال نیک و فال بد، قدم مبارک یا شوم. مثال: به خُرد و کلان نیکی کنید، خاصیتش نغز. یا: صدقه کنید، خ ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حیساب گُم - gum Hisob ، معادل سردرگم خودمان. حالت پریشانی، درماندگی. مثال: این واقعه ها را دیده حساب گم شد، چه ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حضور کردن - Huzur لذت بردن، راحت کردن. مثال: باغ خالیم ( خاله ام ) جای خوش هوا بودس، بچه ها خوب حضور کردند. در ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حریفانه - Harifona در مورد تهیه نمودن غذا و طعام دسته جمعی گفته میشود. بصورت دانگی و پیکی. در سمرقند و بعضی شهر ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حرینه - Harina آدم خودسر و سرکش و خودبین. مثال: ای آن کس را مانید، یک آدم حرینه!. این کلمه از ریشه حر عربی است ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حد - Had اندازه ای معین. با ترکیب از حد. . . استعمال میشود. از حد زیاد، از حد بسیار. از حد بسیار آدم خبر کردید ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیمه آبزی، واقع در زیر آب، نسبتا آبزی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

واقع در قسمت سطحی خاک.

پیشنهاد
٢

لالایی های تربت حیدریه لالا لالا بمانی تو خط قرآن بخوانی تو که فردا روز محشر تو الهی در نمانی تو * لالا لالا تو لالاکن سرو دستت را بالاکن توک ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٣

کلرور دو ظرفیتی حاوی مقدار کمی کلر، کلرور قلیائی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیر مرکزی، نزدیک مرکز.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیر مجرا، زیرکانال.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

تعقیب کننده زیر دریائی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیرحامل.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

واقع در زیر غضروف.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

کلیدرکاب پائی ارگ وپیانو.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

فهم ضمنی، ادراک ضمنی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیر حد متوسط.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیرمجمع.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تحت جوی، پائین تر از جو.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیر آبی، زیر مایع.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

نزدیک راس، زیر راسی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

توالی، تناوب، تواتر، حالت تبعی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیرالگوریتم.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

ساکن دامنه کوهستان آلپ، مربوط به دامنه کوه ( به ارتفاع تا هزار پا ) .

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

عاملیت جزء، نمایندگی فرعی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

زیرالفبا.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

قبل از محاکمه، مورد مطالعه دادگاه، بدون تصمیم قضائی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٣

وادار کننده، ترغیب آمیز، تحریک آمیز.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

قابل تعقیب قانونی، قابل پیگرد.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

قابلیت تعقیب.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

بند آوری خون، قبض.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

ته خامه، گرده بالای میوه گیاهان چتری، ته خامه گیاهان خانواده هویج.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

برنامه نویسی ساخت یافته.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( در بازی ورق ) دست قوی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

قلم حکاکی وگراور سازی، قلم خود کار.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

گراور سازی، حکاکی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

نیزه ای شکل، نیزه مانند، بشکل قلم.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

پرستون، ستون دار، نیزه مانند.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

ستون وار، مانند قلم یا گوه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

ساقه دار، دارای ساقه یا ستون ثابت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

نهضت ادبی رمانتیک آلمان پس از انقلاب فرانسه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

حیرت زده کردن، آزار دادن، رقابت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( stupefacient ) بهت آور، گیج کننده، پکر کننده، مخدر، تخدیر کننده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stupefier ) بهت آور، گیج کننده، پکر کننده، مخدر، تخدیر کننده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

قالب بند.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( اسم مفعول وزمان گذشته فعل stink ) .

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

مشت زن بی تجربه وناشی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

گوشوارک برگ، گوشوارک گیاه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

تیرستون یاشمع معدن، لقمه بزرگ، قطعه بزرگ.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

پوشیده از کاهبن، شبیه کاهبن، زبر، پرمو، نتراشیده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

ته کارت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

مسمومیت مزمن در اثر استعمال ممتد استرکنین.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

خرامنده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( strychnine ) استرکنین.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بیخ دم، دم کل ( domkol ) ، مشروب.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

وابسته به شترمرغ سانان.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( strumous ) متورم، دارای تورم بالشی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( strumose ) متورم، دارای تورم بالشی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بی ساختمان، ( درمورد یاخته ) بدون ساختمان مشخص.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

ایجاد ساختمان، بنا، بنیان گذاری.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

ساختمان کردن، تبدیل به ساختمان کردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

تیر فولاد یا آهن ساختمانی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

پارچه یا پتوی صخیم قدیمی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

دارای استرونیوم.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

نسبتا قوی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

گل آذین مخروطی شکل، مخروط.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بیف استروگانف، گوشت پخته نازک با خردل.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( ationzstrobili ) تشکیل رشته، باریک شدگی، بند بند سازی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( strobiolation ) تشکیل رشته، باریک شدگی، بند بند سازی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

تپش بارق.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

رقاصه برهنه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

شیاردار، خط دار.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

سیم دار، سیمی، طنابی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

کراوات باریک.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرونده رشته ای.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( contrabass ) ویولون سل بم، کنترباس

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بی ضربه، بدون ضربت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( دربازی بیس بال ) منطقه خط سیر، سیرمجاز گوی چوگان زن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بدن خراش، قشو، برس یا ماهوت پاکن مخصوص بدن، یکرشته تزئینات موجی ساختمان.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( stridulous ) دارای صدای گوشخراش، گوشخراش.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( stridulatory ) دارای صدای گوشخراش، گوشخراش.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

وسیله کوبیدن غلات، وسیله تیز کردن داس، نمونه، الگو، صاف کردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

پراکندگی، بهم ریختگی، آشفتگی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

قابلیت بسط.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

قافیه مشدد، قافیه موکد.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

کوشش بلیغ، بذل مساعی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

خطوط تراموا.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

ویروس معمولی ( در برابر ویروس ضعیف شده آزمایشگاهی ) .

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

دراز کردن، گستردن، شروع کردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

خط دار، رگه دار، دارای اخلاق وخصوصیات فردی، ناصاف، قابل تغییر.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

مقوای کاهی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

دستور عدم پرداخت چک به بانک.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

توت فرنگی درختی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بانک استان، بانک دولتی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

مات ومبهوت، دارای نگاه خیره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

اسب قزل، اسب قرمز رنگ.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

رنگ زرد براق مایل به قرمز، رنگ زرد کهربائی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

اخذ رای غیر رسمی وآزمایشی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

شراب شیرین کشمش.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

وردست سر عمله، مباشر کارگران.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( stravage ) سرگردان بودن، بی هدف بودن، پرسه زدن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( stravaig ) سرگردان بودن، بی هدف بودن، پرسه زدن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

دانشمند چینه شناس.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بستر پهن مسیر رودخانه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

چینه چینه، طبقه طبقه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

خفه کردن، خفقان ایجاد کردن، گلو را فشردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

انهدام، اضمحلال، خرد کردن، جنجال، سروصدا.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) تاتوره، برگ خشک یا نمک تاتوره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

راست، مستقیم، رک، سر راست.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

زاویه درجه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

حریف را با مشت جلو آمده از خود دور کردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

( بصورت نامرتب ) پراکنده، آواره، متواری، پرت، دورافتاده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

لوچ، احول، دوبین.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نقطه مانند، بشکل خال، نقطه نقطه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

لوله بخاری.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مقوی، قوی، تنومند، با اسطقس.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیرومند شدن، نیرومند ساختن، عازم شدن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تنگ، سبو، قدح آب مقدس.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

عظیم، غول آسا، بزرگ، قوی، تومند، خشن، سخت، شق، مقتدر، متعدد، کشمکش، عجله، هیجان، اختلاف، توفان.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

لحظه، وقفه، فصل، دوران، درد، غم، حمله، درد کردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

شمعدانی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

شامل تمام موجودی انبار یا تمام فروشگاه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بابرنامه انباشته.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

انبارش و ارسال.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ثبات انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مکان انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

حفاظت انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تکه تکه شدن انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یاخته انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

فشردگی انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

میانگیر انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

گنجایش انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

آرایه انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

انبارشدنی، انبار کردنی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تخصیص انباره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

متوقف کننده، توقف، مسدود کردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

خیابان فرعی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

عنصر ایست.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =short stop ) آبگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ذره ئ ایست نما.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سنگدل، بی رحم.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

گل ناز.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سنگ تراش، ماشین سنگ بری.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سنگواره سوسنیان.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کاملا ورشکست، لات، بی پول.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کاملا کور.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

دهان دار، روزنه دار.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( =stomal ) دهان دار، وابسته به دهان، دهانی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

وابسته بدهان، دهانی، شبیه دهان، فمی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سرزنده، مغرور، کله شق، پر از باد غرور، شکم گنده، پرخور، بی علاقه، بی میل.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه، سینه بند.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معدی، شکمی، اشتها آور، شربت اشتهاآور.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ساقه دار، دارای ساقه باریک.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نان خمیری شیرین حاوی میوه وخشکبار.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ محل سوخت ریزی بکوره، تنوره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اتاق آتشخانه کشتی، محل سوخت ریزی، تون.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stogie ) سیگار برگ باریک وگران قیمت، کفش زمخت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

فن قیاس اوزان اتمی عناصر بایکدیگر.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stogy ) سیگار برگ باریک وگران قیمت، کفش زمخت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کودن، قطور، تنومند.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stockinette ) پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیم خور، چیم خوراک هر دو واژه یعنی شخص کم خور، و کم خوراک. مثال: بچیتان ( بچه تان ) جدا چیم خوراک، برای همین گو ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیم خور، چیم خوراک هر دو واژه یعنی شخص کم خور، و کم خوراک. مثال: بچیتان ( بچه تان ) جدا چیم خوراک، برای همین گو ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیم: زمین علفزار نم که از آن با کلند [کلنگ] یا بیل پاره ها بریده پیش آب را می بندند. ( سربیل خاک ) مثال: دو سه ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیزدار - Cizdar در مورد کسی میگویند که تصمیم یا قدرت خارق العاده و پیش بینی دارند. مثال: این کس کمی چیزدار هستن ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیریم - Cirim چُرت، پاره ای کوتاه در مورد خواب و خوابیدن. مثال: یک چیریم خوابم برده است. چیریم بی خواب هم مستعم ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stoccata ) ( در شمشیر بازی ) پرتاب با ضربه شمشیر.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stoccado ) ( در شمشیر بازی ) پرتاب با ضربه شمشیر.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایوان یا گردشگاه سرپوشیده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سندان، دکان آهنگری.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پشیز، غاز، ذره.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

حشیشه القزاز، مرغدانه ( از جنس alsine ) .

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تلمبه قابل حمل آب پاشی برای آتش نشانی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بند رکاب، تسمه ی رکاب ( اسب و الاغ )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

گاو نر دوساله، آدم گاو صفت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نژاد، نسب، دودمان، نیا.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

آش جو، غذائی شبیه آش جو، جنب وجوش، حرکت.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ساقه دار، روئیده شده بر روی ساقک.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن، لکه دار کردن، منقوط کردن، ترسیم بانقطه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مزدور، وظیفه خوار، حقوق بگیر.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

شجره النسب، اجداد، ساقه، ساقچه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بمب بدبو، غذای بدبو، کوزه گلی، آشغال دان.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

جانور بدبو، آدم نفرت انگیز، متعفن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

حشره بدبو، ساس، خرچسونه.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

شیشه رنگی.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stimulator ) انگیختگر، تحریک کننده، برانگیزنده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( stylus ) قلم فولادی حکاکی وگراورسازی، سوزن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بارامی، بارامش، آرام، ساکن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماهیگیری بطور قاچاق وغیر مجاز، بطور قاچاقی ماهیگیری کردن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سفت وسخت کردن، شق کردن، سفت شدن.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نسبتا سخت، نیمه شق.

پیشنهاد
٠

اگر برای خداست، چه به اسم تو، چه به اسم کل عباس. یعنی کار اگر برای خدا و رضایت اوست، دیگر فرقی نمیکند به اسم چه کسی تمام شود. اما حکایتش: یک نفر مس ...

پیشنهاد
٠

اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد. یعنی آدمی باید به خدا توکل کند و امید داشته باشد چرا که او روزی رسان است. اما حکایتش: اربابی بود به نام اکبرشاه. او افرا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

( =straight arm ) جاخالی دادن، جاخالی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

خارچسبنده، چسبنده ( مثل کنه ) ، آدم سمج ومزاحم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چسبیده، ( اسکاتلند ) شکست خورده، ناقص، خراب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

میانجگیری کردن، مداخله کردن، تردید، سراشیب، آشفتگی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مربوط به مکالمات کوتاه ( در نمایش ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

فعال، حاد، تندکار، قوی، خطرناک، وخیم، شدید، نیرومند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سوال وجواب در نفری ( در نمایش ) ، مکالمات کوتاه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قابلمه تاس کباب پزی، ظرف آبگوشت پزی، آبگوشت پز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرناس کشنده، دارای صدای خرخر وخس خس.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

معاینه بوسیله گوشی طبی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

صدای خس خس سینه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

داروی عطسه واشک آور.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عطسه آور.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

صدای عطسه، عطسه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عطسه آور.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تیر عمودی عقب کشتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( کشتیرانی ) عقب زدن، عقب رفتن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عقب ترین قسمت کشتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

پاروزن عقب کشتی، کشتی دارای پروانه در عقب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته بجناغ سینه، جناغی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بطرف عقب کشتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

بطرف عقب کشتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تعاقب کشتی فراری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته بطرز استقرار اجزائ اتم در فضا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جمد گرائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سینمای غیر متحرک، چراغ عکس، شهر فرنگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عکس برداری برجسته نما وسه بعدی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پی مرئی وروی زمین ساختمان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کثافت خوار ( مانند سوسک وبعضی حشرات ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

یک متر مکعب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( stercoricolous ) برازی، وابسته بفضله وکثافت، کثافت زی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stercoraceous ) برازی، وابسته بفضله وکثافت، کثافت زی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تشدیدشده، تسریع شده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

گام شمار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

گزینه گام به گام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سیستم گام به گام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای صدای بلند، دارای صدای رسا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

متصدی دستگاه ضبط سخنرانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

شخصی که صدای بلندی دارد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه ضبط مکالمات سخنرانی وغیره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دچار هرگونه تنگی مجرا، ( طب ) مبتلا به تنگی نفس.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غذای محدود خوار، تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تند نویس، الگوی حروف، تند نویس.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( درموردحیوانات ) درعمق کم زیست کننده، کم ژرفازی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل به استنسیل کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stenciler ) تهیه کننده استنسیل، الگو ساز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ ضخیم پارافین دار مخصوص استنسیل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stenciller ) تهیه کننده استنسیل، الگو ساز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسلسل سبک میلمتری انگلیسی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساقه دار، پرساقه، ساقه ساقه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چوب منحنی شکل متصل بجلو کشتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شجره، نسب نامه، دودمان، چشم بند پایان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stem winder ) ساعت دسته کوک، . چیزعالی ودرجه یک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدون ساقه، بدون تنه، فاقد استعداد ساقه آوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساعت کوکی، ساعت دسته کوک ( stem winding ) چیزعالی ودرجه یک

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چرخش خارجی اسکی باز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبیه ستاره کوچک، شعاعی ( مثل ستاره ) پوشیده از ستارگان کوچک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای استوانه آوندی، ستون وار، پایه وار، ستون دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( steenbok ) آهوی کوچک آفریقا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راننده، شراعبان، سکاندار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در انبار کشتی ) بار کردن، تنگ هم چیدن، خفت کردن، میله ای که نوک آن قلابیدارد وبرای آزمایش محتویات عدل پنبه وامثال آن بکار میرود، سیخک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( steenbock ) آهوی کوچک آفریقا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قپان، هرچیزی شبیه قپان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ماهی آزاد شمال آمریکا، پولادسر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پولادگر، آهن کار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیتار هاوائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنگ آبی فولادی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گراور سازی با فولاد، گراور فولادی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ کردن، دوختن، بستن، سجاف کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( steatopygous ) ( درمورد زن ) دارای کفل بزرگ، دارای کفل تاقچه دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( steatopygic ) ( درمورد زن ) دارای کفل بزرگ، دارای کفل تاقچه دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کشتی بخار، قایق بخاری، باکشتی بخارسفر کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نصب کننده وتعمیر کننده لوله های بخار، تعمیر کارلوله بخار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد حرارت با بخار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیگ بخار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دزد، مرتکب سرقت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در فیلم سینما ) زیر نویس، لقب فرعی، عنوان فرعی، عنوان فرعی مقاله.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بادبان نصب شده بر روی دیرک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی که توقف میکند، نگاهدار، حائل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اعتصاب ( بدون ترک محل کار ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( صورت جمع کلمه staff ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زبان در قفای فارسی، زردچوب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بند آوردن ( جریان چیزی ) ، وفادار، ثابت قدم، بی شائبه، بی رخنه، بی منفذ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جرم قانونی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کتاب نظامنامه، کتاب قانون، قوانین موضوعه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میل رسمی معادل فوت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابل تقنین، بصورت قانون موضوعه درآوردنی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کلمه وضعیت نما.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نقشه وضعیت نما.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حکومت پرستی، حمایت از قدرت مرکزی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ثبات تغییر مکان ایستا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اطلاعات لایتغیر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( هوا شناسی ) جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وقفه برنامه فرستنده رادیوئی وتلویزیونی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه ) فشفاش، بهمنی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایستا ساختن، ساکن کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساخت ایستا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روگرفت ایستا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انباره ایستا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( statesmanly ) سیاستمدارانه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( statesmanlike ) سیاستمدارانه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گواه دادگاه جنائی، گواه جنائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

state attorney ) نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( statable ) اظهار کردنی، قابل اظهار یا توضیح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بردار حلات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زندان ایالتی، زندان دولتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جدول حالات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حالت مخاصمه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیستم پزشکی ملی، سیستم پزشکی تحت نظارت دولت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گل علامت مخصوص هر استان یا کشور.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیروی نظامی ایالتی، ارتش ایالتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانشکده دولتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمودار حالات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stateable ) اظهار کردنی، قابل اظهار یا توضیح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کلید شروع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ذره ئ آغاز نما.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عنصر شروع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نخستین پرچم ایالات متحده آمریکا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی ستاره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیر مرغ چتری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قنطوریون ستاره ای، گل توری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یاقوت کبود درخشان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ستاره بیت اللحم، عیسی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبکه ستاره ای.

پیشنهاد
٠

لالایی های مشهد لالا لالا به صحرا شی به پای تخت زهرا شی اگر زهرا بفرماید غلام شاهِ رضا شی * لالا لالا شبم تاره گُلم غنچه تو می ناله گُلم رفته ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چوبچَک - Cbcak، ترکه نازک، چیلکه، چوبک، چوب و شاخه های خرد خشک که برای سوختن خیلی مناسب است. مثال در گویش: رفته ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَلپَک - Calpak ، نان روغنی، در اصل چواک و چلپل بوده که به چلپک تغییر کده، نان تُنُکی که در روغن بریان کرده می ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چینگه چینگه - cinga Cinga، تکه تکه، پاره پاره، خرد شده، شکسته شده. مثال: کاسه از دستش افتیده ( افتاد ) چنگه چنگ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر نوع گیاه گل ستاره ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کمیته دائمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اتصال ستاره ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

صورت متعارف.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

رکود، بی حرکتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دام، کمند، دام افکندن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) دادگاه عالی مدنی وجنائی، جابرانه وسری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پادزهر سمی وبدبوی آفریقا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به عضله واستخوان رکابی گوش میانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای قلع، دارای ترکیبات قلع دو ظرفیتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متشکل از چند بند شعر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگ معدن بفرمول CU FESNS ۲.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای قلع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معدن قلع، قلع کاری، قلع خیز، کان قلع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درشکه چهارچرخه بدون کروک وسبک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( زمان ماضی قدیمی فعل stink ) ، استخر، مخزن، سد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جاقلمی، دوات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در اتوبوس وغیره ) جای ایستادن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارتش دائمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کاربرد جانشین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیرروال متعارف.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خصیصه متعارف.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بند آور خون وغیره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stamp mill ) ماشین پرس یا منگنه، آسیاب سنگ کوبی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stamp duty ) تمبر عوارض، تمبر مالیاتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stamping mill ) ماشین پرس یا منگنه، آسیاب سنگ کوبی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرچم دار، دارای جرثومه نر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی ساقه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باساقه، ساقه دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازداشتگاه افسران و درجه داران زمان جنگ درآلمان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بوتیمار معمولی آمریکائی، تیرکوب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامیون نرده دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( staith ) محل تخلیه کالا از واگن وبارگیری آن در کشتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( staithe ) محل تخلیه کالا از واگن وبارگیری آن در کشتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ماده رنگرزی، لکه دار کننده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساکن شهر ( استاگیرا ) ( stagira ) در مقدونیه، ارسطو.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نر، دارای علائم ونشانه های نر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تازی شکاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =staggery ) تلوتلوخور، گیج.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فن مایش وصحنه سازی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اداره کردن، کارگردانی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نان یا چیزی شبیه آن، مایه حیات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قسمت تحتانی، چوب دستی، تکیه گاه، نقطه اتکائ، عصای زیر بغل، درخت کوچک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشاره گر پشته.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حافظه پشته ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نماینده پشته، پشته نما.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( stability ) استواری، استحکام، ثبات، پایداری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حالت پایا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مستقر وپایدار، بدون حرکت، بی حرکت، مقاوم در برابر گرما.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جزیره سنت هلن درجنوب غربی آفریقا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کشتی دکل دار دارای بادبان خم شده بطرف دکل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

الاکلنگ اس آر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ازدحام کردن، بهم فشردن، بهم چسبیدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( squirrel gun ) تفنگ لوله کوتاه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( squirrel rifle ) تفنگ لوله کوتاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارباب وار، سلحشور وار، شبیه حامی زن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( squirearchy ) حکومت ملاکین واربابان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( squirarchy ) حکومت ملاکین واربابان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( squint eye ) احول، چپ چشم، لوچ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( squinter eye ) احول، چپ چشم، لوچ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =squeegee ) کفگیرک، باکهنه پاک کردن، باماله پاک کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیرچشمی نگاه کردن، کج کج نگاه کردن، بادقت جستجو کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( squiffy ) مسموم شده، مست وخراب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

له کننده، چلپ چلوپ کننده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جیغ زن، شاکی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکیده Cakida - تریاک، نشئه ای که از خشخاش ( کوکنار ) میگیرند. وقت از گل فرامدن خشخاش کاسه چه ( گرز ) آن را سور ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکَّه - Cakka ماست سختی که از جغرات ( ماست ) به واسطه چکیده بیرون شدن زرداب آن حاصل میشود. از فعل چکیدن است. م ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکَک زدن - Cakak بسیار حرف زدن، پرگویی کردن. مثال: تا سحر چکک زده بر آمد. بی فعل هم مستعمل میشود. مثلاً: این ق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکدان به معنی سخن دان است. چک معنی گپ، حرف و سخن را دارد. شکل تصغیر این واژه استعمال شده بصورت چکک استفاده میش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَق چَق کردن، صحبت کردن، گپ زنان کرده نشستن، معادل گفتگو. این تعبیر احتمالاً از دو ریشه مشتق باشد. ۱: از واژه چ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چُغول. شخص فتنه گر، سخن چین. مثال: به فلان کس بسیار باور نکنید، وی آدم چغول است. در برهان نیز نزدیک به همین معن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ضخیم، خپله، کلفت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

له کننده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مساح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای پنجه مربع، قدیمی مسلک، امل ( ommol ) ، متروکه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موج چهار گوش.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چهارشانه، دارای شانه پهن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جذر، ریشه دوم. ( ریاضی ) جذر، ریشه توان دوم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رقص محلی آمریکا، رقص چوبی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای فلس های ریز، دارای پولک های ریز.

پیشنهاد
١

لالایی های مشهد / طرقبه لالا لالا مو فداتُم در را واکن که باباتُم آوردم پسته خندون تو بشکن با لب و دندون * لالا لالا گل نعنا بیا پیشم گل بابا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَغبوت. پنبه یا پخته ( پشم ) ای که پس از کهنه شدن از درون کورپ و جامه ها برارند و عموما پخته ( پشم ) و پنبه کهن ...

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چشمش ماش برین کشاده شد. این اصطلاح خیلی مشهور است. مثل ماش کشاده ( گشاد ) شدن چشم در حالتی میشود که شخصی بی خ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

به شکل فلس، پولک، پوشش فلسی شکل حیوانات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فلس دار، پوشیده از فلس یا پولک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پولک پولک، فلس مانند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فلس، پولک، ساختمان فلس مانند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

توفانی، پرباد، پر آشوب، ناجور.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

شبیه کوسه ماهی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اطاق خواب سربازان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ستیزه گر، پیشجواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تلسکوب کوچک، دوربین کوچک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ملاقه، شمشیر، اسباب آتش همزن، پاشیدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مهمیز ساز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spurrey ) شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لگد زن، رد کننده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spurry ) شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مازریون غاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) فرفیون ( =euphorbia ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spumy ) کف آلود، کف دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ابریشم مصنوعی تابیده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نخ تابیده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spumone ) بستنی میوه ومغز بادام ومیوه جات ایتالیائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spunous ) کف آلود، کف دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کف روی دیگ، کف کردن، کف.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spumoni ) بستنی میوه ومغز بادام ومیوه جات ایتالیائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

قشنگ، پاکیزه، آراسته.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سوراخ زنجیری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سرچشمه، چشمه، فواره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زهاب، چشمه کوچک، فنر کوچک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sprightfully ) پرنشاط، سرزنده، وبانشاط، سرچنگ، سرحال.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sprightful ) پرنشاط، سرزنده، وبانشاط، سرچنگ، سرحال.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قطعه چوب یا الواری که بعنوان شمع درمعدن بکار میرود، گوه، شمع زدن به.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ازدواج، عروسی، زفاف، وابسته به عروسی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لکه پذیر، پیدا کردنی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزمایش فوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

هاگ آور.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

وقایع نگار ورزشی، خبرنگار ورزشی روزنامه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زن ورزشکار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مردانه وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( sportscaster ) برنامه های ورزشی رادیو وتلویزیون، گوینده برنامه ورزشی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازیگوش، شوخ، تفریحی، خوشگذران.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیراهن یقه باز ورزشی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( oalzsporo ) اسپروزا، آغازیان انگلی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( oanzsporo ) اسپروزا، آغازیان انگلی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sporogenesis ) هاگ زائی، هاگ آوری، تشکیل هاگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

عضو مولد هاگ در گیاهان پست.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sporogenous ) هاگ آور، هاگ زا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sporogenic ) هاگ آور، هاگ زا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sporogeny ) هاگ زائی، هاگ آوری، تشکیل هاگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spoony ) لوس، احمق، اهل بوس وکنار، احمقانه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابرحمام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =despoil ) چپاول کردن، غارت کردن، دزدیدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spoiler ) غارتگر، تباه کننده، فاسد سازنده، خریدار غنائم جنگی، محل عیش دیگران.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفی، تف آلود، باچلپ وچلوپ واهن وتلوپ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تقسیم ساعات کار به دو یا چند قسمت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرور، نشاط، شادمانی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متصل کننده، پیوند دهنده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( splentical ) کج خلق، عبوس، ترشرو، مالیخولیائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( splentic ) کج خلق، عبوس، ترشرو، مالیخولیائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسپرزی، طحالی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( splendrous ) باشکوه، مجلل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spleenful ) آتش مزاج، تندخو.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشعشع، پر فروغ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spleeny ) آتش مزاج، تندخو.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( splayfooted ) پای پهن وبزرگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( splayfoot ) پای پهن وبزرگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگ پشمالوی سیاه پروسی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیچاپیچ، مارپیچ، مخروطی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابتلا به بیماری حاصله از میکروب اسپیروکت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spirochete ، spirochaete ) اسپیروکت، هر نوع باکتری مارپیچ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روحانیت، معنویت، کیفیت معنوی، عالم غیر مادی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روحانیون، روحانیت ( درمقابل مادیت ) ، معنویت، قدوسیت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spirit of wine ) الکل، عرق خالص، عرق دو آتشه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spirits of wine ) الکل، عرق خالص، عرق دو آتشه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای عضو مارپیچی، مارپیچ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبیه سوراخ دهان، مجرائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فنر مارپیچ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چرخ ریز، پیچ ریز، چرخ خاردار، خارهای ریز چرخ وغیره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فَش با دو معنی در شاهنامه هم آمده، اولی به معنی پریشان، و دومی به معنی کاکل اسب: پشوتن همی رفت پیش سپاه بریده ( فش ) و یال اسب سیاه بعضی معتقدند شیر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثل دختر ترشیده.

پیشنهاد
٥

لالایی های تربت جام لالا اللّه لالا قادر منم بنده خدا حاضر به این دنیای در بسته در را واکن خدا آخر * لالا لالا خدای من کریم و رهنمای من شدم خ ...

پیشنهاد
٥

لالایی های تایباد اللّه گویم که اللّه ات خوش آید درِ خیری به روی تو گشاید در خیری به روی جمله خَلقان در رحمت به روی تو گشاید * ای اللّه من ای ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چشم سیر، و چشمِ سیر. معادل چشم و دل سیر در گویش خودمان. این تعبیر نسبت به شخصانی ( کسانی ) که از دنیا مستغنی هس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خارداری، سیخ داری، وضعیت غامض، اشکال، دشواری، چیز نوک تیز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( spinney ) بوته زار، بیشه درخت کوتاه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چهارچوب یا دستگاه نخ تابی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاردار، مهره دار، نوک تیز، دارای تیره پشت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سنتور چنگی، پیانوی کوچک، ارگ برقی کوچک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spinal ) وابسته به تیره پشت، فقراتی، پشتی، صلبی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spinach ) اسفناج، خوراک اسفناج.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

میخچوبی، میخچه، گل میخ، توپی، با میخ چوبی مسدود کردن، بستن، سوراخ گیری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

میخی، بشکل میخ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای خارهای نوک تیز، شاخکدار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نوک نیزه، نیزه کوچک، سیخک، شبیه ستون فقرات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ایجاد خار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spicule ) خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سوزنی شکل، سیخک مانند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خوشمزگی، تند وتیزی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قوطی ادویه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

میخ مانند، میخی شکل، خار مانند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sphygmograph ) نبض سنج

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نبض نگار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ستاره ای شکل، کروی، مستدیر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرویات، هندسه کروی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

شبیه کره، کروی، کره مانند، مستدیر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مثلثات کروی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کثیر الاضلاع کروی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مثلث کروی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

هندسه کروی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

رشد کننده روی توده خزه، خزه زی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خزه دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کپسول یا کیسه منی ( درجنس نر موجوداتی مثل زالو ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spermatocidal ، spermicidal ) منی کش، دارای قابلیت کشتن یاخته های نطفه ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spermatocide ، spermicidal ) منی کش، دارای قابلیت کشتن یاخته های نطفه ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نطفه یایاخته نر غیر متحرک موجودات پست ( مثل جلبکها وغیره ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته به نطفه نر جلبکها، نطفه ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نطفه ای، بیضه ای، بذری، تخمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spermatheca ) کیسه محل تجمع منی در حشرات ماده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spermathecal ) کیسه محل تجمع منی در حشرات ماده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

موم کافوری، روغن سرنهنگ، موم سفید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بیضه، غده تولید کننده منی، محل تولید منی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spence ) آبدار خانه، اتاق ناهارخوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرج کردنی، خرج شدنی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spense ) آبدار خانه، اتاق ناهارخوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ویژه گر غارشناسی، غار شناس.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سیزاب رسمی ( =veronica officinalis ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جاده سریع السیر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( speedy ) سریع السیر، سریع، چابک، سرعت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عجله کننده، شتابگر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

طیف بین خورشید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

طیف نگاره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

طیف نگار، طیف سنج، کاغذ یا صفحه طیف نما.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

واکنش طیفی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( spectrality ) حالت طیفی، حالت شبحی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خط طیف نوری، نوار طیف نوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تماشاچی مونث.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصریح، کیفیت معین ومشخص، صراحت، وضوح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک منظوره، خاص منظوره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آلاله.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لوله مخصوص مکالمه بین دو اتاق.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیزه دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( دامپزشکی ) ورم استخوان پای اسب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spatulate ) شبیه مرهم کش، قاشقی شکل، زورقی شکل، کفگیری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spathed ، spathose ) گریبانه دار، دارای گل آذین گریبانه وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spathed ، spathic ) گریبانه دار، دارای گل آذین گریبانه وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( spathose ، spathic ) گریبانه دار، دارای گل آذین گریبانه وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلیری، بردباری، بی تکلفی، سادگی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جرقه وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ماهی قزل آلا دارای گوشت لذید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جرقه زن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برق گیر، جرقه خاموش کن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاشیدن، گل مالی کردن، پخش کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یدکی شدنی، قابل صرفه جوئی، قابل امساک، دریغ شده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گوشت دنده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درخت پوشا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استانبولی پلو.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی تازه، کاملا تازه، تر وتازه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خرده ریز، توفال، سنگ ریزه، با چکش تراش دادن وبشکل درآوردن، خرد شدن سنگها دراثر آب وهوا، ورقه ورقه کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( زمان ماضی قدیمی فعل speak ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاری که با بیل انجام میدهند، زحمات اولیه کار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به قدر یک بیل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه قوی صدا بزرگ کن، بلند گوی قوی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بتونه، بتونه نقاشی، بتونه کاری کردن، بابتونه پر کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیشقدر فاصله.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بسوی فضا، بجانب فضا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی حد وحصر، بی مرز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پایگاه فضائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پزشکی فضانوردی، پزشکی فضائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( space station ) پایگاه فضائی، ایستگاه فضائی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخاری مخصوص گرم کردن فضای آزاد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در مطبعه وغیره ) علامت فاصله گذاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لوبیای روغن، لوبیای ژاپنی، سوژا، سویا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شوربای سبوس آرد جو دوسر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیرک نرم ( Sonchus oleraceus ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گوشت خوک نمک زده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اهل جنوب غربی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( southwestwards ) بسوی جنوب غربی، درجهت جنوب باختری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( southwestward ) بسوی جنوب غربی، درجهت جنوب باختری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باد جنوب غربی، توفان یا تند باد جنوب غربی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واقع در جنوب غربی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرزمین جنوب، کشور نیمروز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واقع در جنوب غربی، باد جنوب غربی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =corona australis ) ( نجوم ) اکلیل جنوبی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساکن نواحی جنوب شرقی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بطرف جنوب شرقی، در جهت جنوب خاوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باد جنوب شرقی، توفان جنوب شرقی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( south ward ) بطرف جنوب، متمایل بجنوب، بسوی جنوب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عازم جنوب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( soutar ) ( اسکاتلند ) کفاش، پینه دوز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ردای مخصوص کشیشان کاتولیک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( souter ) ( اسکاتلند ) کفاش، پینه دوز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیپور زنگوله دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه دوزی زری ویراق لباس.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درخت ساپادیل، سابادیل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترشک درختی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روال منبع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برنامه منبع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر منبع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داده های منبع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

غلات خیسانده برای تهیه مشروبات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درخت ترشک، بامیه.

پیشنهاد
٣

ضرب المثل او ادعای خدایی میکند، تو به پیغمبری هم قبولش نداری؟ کاربرد: کسی برای رسیدن به هدف خود از هر توجیه و بهانه ای استفاده میکند و اینکه کسی خودش ...

پیشنهاد
٢

لالایی های بندر عباس لالا لالا به جان تو سر و جانم فدای تو فدای دیدگان تو فدای روی ماه تو * لالا لالایی گل انار مادر روز در بغل و شب به کنار م ...

پیشنهاد
١

لالایی های بیرجند قد سبزت الف و لام و میمه لب سرخت مثال سیب دو نیمه میان هر دو ابروی تو فرزند که بسم اللّه الرحمن الرحیمه * لالا لالا به مشهد شی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلوچه سخت ترش مزه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مقدار کم، اندازه کم، کمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی صدا، خاموش، ساکت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ژرفاسنج.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

لغت و اصطلاحات مخصوص جنوب، رسوم وآداب جنوب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sobriquet ) لقب، کنیه، لقب خیالی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چای سیاه چینی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

رب پیازدار، سوس پیاز دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خادمه، بانوئی که در نمایشات نقش فضولباشی و دسیسه کار را بازی میکند، مسخره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نجوا، صدای خیلی یواش، آهنگ خیلی آهسته، ملایم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسکوک فرانسه یا سویس مساوی / فرانک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته به ستاره کلب، وابسته به شعرای یمانی ( dog star ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

رستگاری شناسی، مبحث نجات رستگاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قرعه کشی، قرعه اندازی، پشک اندازی، تقسیم با قرعه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جور کردن و ادغام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلید جورسازی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ترشک درختی، درخت ترشک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم رسیدن، همان چشم نظر، عارض شدن زخم چشم. مثال: به شما چشم رسید، که ناخواست ( ناگاه ) بیمار شده ماندید، به پس ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم پریدن، باوری قدیمی که پرش، جنبش و لرزش پلک چشم را گویا علامت رخ دادن واقعه خوش یا ناخوش میدانستند. مثال: ا ...

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم را گرمی بردن، گرم شدن چشم، چُرتی شدن، لحظه ای به خواب رفتن. مثال: چشم را اکنون گرمی برده است که تو آمدی. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشپَن، در اصل همان چشم بند و بصورت نقاب بعنوان حجاب چشم. از جنس توری است که از موی دم اسپ ( اسب ) می بافند و ق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیرکین - Cirkin همان چرک، چرکین و آلوده ( در مورد لباس و بدن ) . مثال: کُرته ام چرکین شده است، های بچه بتون چرک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَرس - Cars، حساس و تُرد. در مورد انسان: آدم حساس، زود خشم و تیز. مثال: شوهرتان خیلی چرس، آدم به گپ زیادی زدن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

دارای هاگهای خوشه ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

عضو انجمن های خواهری وخدمات اجتماعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

خوشه های گرده گیاهی، خوشه هاگی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

موش پوزه دراز، شبیه موش پوزه دراز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ذرت خوشه ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sorgho ) ذرت شیرین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sorgo ) ذرت شیرین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در دورترین نقطه جنوب شرقی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بسیار، شدید، کاملا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خواب عمیق، کرختی، گیجی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای اثر خواب آور، کرخت کننده، تنبل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خواب کردن، آرام کردن، خنثی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَرَخسَه - لک و لکه Caraxsa به لک که بر لباس افتاده میگویند. مثال: به لباسم آب آلوبالو چرخسه ( لکه ) کرده است، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاوند در پارسی مخفف خداوند، صاحب و مالک است، خاوند خانه یعنی خداوند خانه و شوهر، هنوز هم زنان پارسی زبان افغان، به شوهر خاوند میگوید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فال گرفتن، طالع دیدن، پیشگوئی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sonsy ) خوشبخت، خوشحال، نیک انجام، خوش خلق.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرزند، رابطه فرزندی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فرزند وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

غزل گروهه، غزلیات دارای موضوع واحد، غزلیات مرتبط.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَن - Capan و چپنی کردن. چَپَن یعنی نااهل و بی تربیت. مثال: یک آدم خواندگی اما کارهایش چپن ها برین ( مثل چپن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَک - Capak کف زدن، دست زدن [دست افشانی] . مثال: بچه ها خوب چپک زدند، بعد باز دو سرود خواند، بسیار چپکزنی ها ...

پیشنهاد
٣

لالایی های نیشابور لالا لالا گل دسته کمرش را علی بسته لالا لالا گل خشخاش الهی تو نشی ناخوش لالا لالا گل هم هم چراع خانۀ مریم لالا لالا گل زیره ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

نانو یا نَنو به معنای جای خواب کودکان و نیز نانا یا ننه است. نانا یا الهه ایشتار، در اساطیر سومری ایزدماه بوده و پس از نفوذ اساطیر عبری به ایزدبانو ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خط تاخیری صوتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnolence ) حالت خواب آلودی، حالت خواب وبیداری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شروار، همان شلوار که دوری از خط و زبان پارسی باعث تغییر واژه گردیده.

پیشنهاد
٥

لالایی های شیراز لالاییت میکنم که زنده باشی کنیز حضرت معصومه باشی کنیز حضرت معصومه قم که تا صبح قیامت زنده باشی * لالا لالا گُل نعنا ننه جان ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnifacient ) خواب آور، خواب آلود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnambular ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnambulant ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درمکانی، درمحلی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلمه پیشوندی است بمعنی راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somewhere ) یک جائی، دریک محلی، درمکانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

در یک وقتی، گاهی، یک موقعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( =someway ) بطریقی، بیک نحوی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somersault ) شیرجه، معلق، پشتک، معلق زدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تاحدودی، تا اندازه ای، اندکی، نسبتا، متعدد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

گرفته، تیره، حزن انگیز، سیر، پر رنگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

( somatotype ) نوع جسم، ساختمان جسمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

کشور سومالی واقع در آفریقا، اهل سومالی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حاصله در اثر خورشید و ماه باهم، خورشیدی وقمری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاک شوره زار زمین های بایر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مهر سلیمان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

گوشه نشین، منزوی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک را بجای واژه درز جای دوخت بکار میبرند، هم در لباس، و هم در کورپه و غیره. . . آن جایی که به هم دوخته میشود. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک کردن - بجای برش زدن و پاره کردن استعمال میشود، با کارد یا آلت تیز چیزی را بریدن. در لغت پارسی به معنی دریدن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوک [پسوند] اوک که در گویش اوق هم گفته میشود، با کلمه همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوق [پسوند] اوق که در اصل اوک است، به کلمه ها همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی باریک، بل ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوک یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوک با نازوق میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) پسوند را چسپکِ میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوق یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوق میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جُورُوق - Juruq به ترتیب، به نظم، خوشاهنگ، مرتب، منظّم. مثال: این بچه جوروق نمیگردد، به خرد و کلان در می افتد، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جواب Javob - juvob، نه بمعنای پاسخ، بله به معنی رخصت، اجازه، مرخص. مثال: امروز بچه ها را از درس جواب دادیم، اکن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جَفس - Jafs و جفسیدن. خیلی بهم نزدیک و چسبیده. ( در فارسی نو جفس بمعنی دیگر، یعنی سست، ضعیف و احمق است ) مثال: ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( soliloquist ) تک گو، کسیکه باخود حرف میزند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) روئینه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دستگاه حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پخش حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مولفه ئ حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

هندسه سه بعدی، هندسه فضائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای قیافه جامد وبیروح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زاویه سه بعدی مخروط وامثال آن.

پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا وقتی میخواهد مورچه را آواره کند به او بال میدهد. گاهی اوقات آدمیزاد از نداشتن امکانات به خدا شکایت میکند که چرا من ندارم؟ درحالی که غا ...

پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا صدای شکستن گردوها راشنیده است. مردی بارِ گرودیی به خانه آورد و مشغول جدا کردن ریز و درشت آن بود تا برای زمستان ذخیره کنند. در همین هنگ ...

پیشنهاد
١

لالایی های کردستان لالا لالا گُل گردو بابات رفته ردِ اردو لالا لالا گُلِ پونه که دنیا بی تو زندونه لالا لالا گُل آبی بابا رفته صید ماهی لالایی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمایندگی، فروشندگی، اصلاح فیما بین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

متقاضی، تشجیع کننده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( صورت جمع کلمه solo ) ، تک نوازان، تنها خوانان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( solfeggio ) نت خوانی، سولفش خوانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمی مایع ونیمی ژلاتینی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناحیه آتش فشانی که گازهای گوگردی از آن متصاعد میشود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مار تیز دندان از نژاد افعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اثر کف پا ( مثل اثر انگشت ) ، انگشت نگاری از پا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تنهائی، انفراد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای غلط دستوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

هویه، هویه لحیم کاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سربازخانه، پادگان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سربازی، زندگی سربازی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

soldier ship

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لحیم گر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sultan ) سلطان، امیر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( شیمیخ ) بصورت محلول درآوردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زیاد در آفتاب ماندن وخراب شدن، استفاده کردن از نور آفتاب، درمعرض آفتاب قراردادن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( برق ) باطری آفتابی، باطری خورشیدی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تسلیت دهنده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاندانهای بندی Bendi و تدچی Tedeschi از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تسلیت، تسلی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جَنگی - Jangi ، قهر کرده، آزرده، رنجیده، ترک رابطه کرده. مثال: برادرم یک سال باز با من جنگی ( قهره ) گپ ( حرف ) نمیزند، د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جنگ کردن - kardan ang ، بر خلاف فارسی نو، بمعنی نزاع، توپیدن، سرزنش کردن، ملامت کردن، و در مورد مخاصمه و مناقشه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جَنگَرَه - Jangara جنگجو و ستیزه گر، ناسازگار. مثال: دخترش جنگره، با هیچ کس معامله کرده نمیتواند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جَفس - Jafs خیلی بهم نزدیک و چسبیده. ( در فارسی نو جفس بمعنی دیگر، یعنی سست، ضعیف و احمق است ) مثال: هوا خنک بود به یکدیگ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جُدا و جِیدا Judo , - jido ، بسیار، نهایت، خیلی ( غیر از معنی معمولی جُدا ) جدا نغز کردید آمدید - دیه چار چشمم بر رهتان ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جُای نماز - جانماز و سجاده Joynamoz زیرانداز مخصوص یا قالیچه ای است منقش که سوزن کاری نموده و سپس استفاده میکنند، ( روی آ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نت خوانی، سولفش، سرودن ترانه با نت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( انگلیس قدیم ) فرد ساکن حوضه قضائی لرد یا امیر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اقامت موقتی، موقتا اقامت کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

صلیب جنوب، چهار ستاره درخشان نیمکره جنوبی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چپ دست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( south wards ) بطرف جنوب، متمایل بجنوب، بسوی جنوب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بدون خاک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرک، کثافته، لکه، آلوده سازی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لوله فاضل آب مستراح.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آلودگی، آشغال، علف تازه، علوفه حیوانات.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

گزینه نرمافزاری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نرمافزارگرا.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( soft shell ) دارای پوسته ترد وشکننده، دارای عقیده معتدل، حلزون دارای صدف نرم، نرم پوسته

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( درموردتخم مرغ ) نیم بند، حساس، احساساتی، دل رحیم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ذغال سنگ قیردار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرنده منقار نازک حشره خوار، مرغ مگس خوار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( soffit ) زیر طاق، سقف، قسمت پائین عمارت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بچه بازی، لواط، جماع غیر طبیعی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عضو دسته برادران مذهبی، عضو متحد ویکرنگ.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

همراهی، دوستی، اتحاد، یگانگی، همبستگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لیموناد فروش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( soda fountain ) بیسکویت دارای سودا وشیر ترش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( soda biscuit ) بیسکویت دارای سودا وشیر ترش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ماهی خوراکی ریز شمال کلمبیا.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sockdolager ) ضربت قاطع، اتمام حجت، جواب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

رئیس دفتر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای عقیده سوسیالیستی، اجتماعی، دارای افکار اجتماعی، در فکر جامعه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بیمه اجتماعی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سوسیال دمکرات.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دمکراسی اجتماعی، آزادی اجتماعی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مستاجر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( socage ) ( قرون وسطی در انگلیس ) سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( soccage ) ( قرون وسطی در انگلیس ) سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جدی، موقر، نجیب، فروتن درحال هوشیاری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شخص جدی وموقر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرواز کننده، رافع، صاعد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

صابون سازی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =suds ) کف صابون.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسابقه گاریهای بچه گانه در سرازیری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی صابون، کثیف، نشسته ( nashosteh ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) بندق.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

درخت صابون.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جذب کننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

حباب کف صابون، چیزجالب وزود گذر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خیس خوری، مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

این قدر، آن قدر زیاد که، بقدری، بسیار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جای دنج، اطاق خلوت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شاه ساردینی، Charles Albert پیدمونت ( ۱۸۳۱ تا ۱۸۴۹ ) از خاندان ساووی است. از اتریش نفرت داشت و به رغم حکومت استبدادی اش خود را محبوب مردم سراسر ایتال ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاندانهای بندی و تدچی Tedeschi از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش بنیاد ر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

فرانچسکو کریسپی، Francesco Crispi از نزدیکترین افراد مازینی که در بسیاری از عملیات تروریستی و آشوبگرانه او نقش داشت. در دسامبر ۱۸۷۷ در دولت دپرتیس وز ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اعضای خاندان اسکاتلندی الیوت Gilbert Elliot در سده هفدهم به عنوان بارونی دست یافتند و لرد منطقه مینتو شدند. یکی از اعضای این خاندان، بنام هیو الیوت ( ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اگوستینو دپرتیس Agostino Depretis از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جان سرک - Jonsarak ، یعنی به زودی، به تعجیل، سراسیمه وار. مثال: جان سرک یک آمده رفته بود، یا: حاضر مهمان می بیاد گفته خان ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تقّاس کردن - Taqqos قیاس کردن، مقایسه ساختن. مثال: منه، خودتان کار پسرتان را با کار پسر همسایه تقّاس کنید، یا: که نغز که ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تکشین شدن، یعنی ته نشین. فرهنگ لغت تاجیکی اینگوه معنی کرده: دُرد یا لای و ریگ که زیر چیزهای مایع می نشیند. مثال محاوره ای ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَفسیدن گوش Tafsidan - یا تَسپیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی استعمال میشود. مثال: دینه از شما خیلی ب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خشمگین، ترشرو، شبیه انفیه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

وسیله یا کسیکه چراغی را روشن یا خاموش کند، معتاد به انفیه، سوراخ بینی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بنفشه گل سفید وحشی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پوتین برف یا اسکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( snouty ) پوزه وار، دماغه وار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( snoutish ) پوزه وار، دماغه وار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرناس کش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نوازش کردن، پوزه بخاک مالیدن ( مثل سگ ) ، بخواب رفتن، چرت زدن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بینی، قیافه، شکلک درآوردن، قیافه گرفتن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بوکشیدن، جستجو کردن، کش رفتن، عطسه، زفیر، گوشه وکنایه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسحاق آرتوم Isaac Artom در سازماندهی شورشهای شهری و دانشجویی سال ۱۸۴۸ نقش فعالی به عهده داشت. او در سال ۱۸۵۸ رسماً منشی مخصوص کاوور شد. آرتوم در ساله ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جاغ زدن - Jog جاغ استخوانی است که منه [فک، چانه، آرواره، زنخ] را به حرکت در میاورد؛ جاغ زدن به جنبش آوردن مَنَه است ( معا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

گیسوبند، سربند، گیسو را درتور بستن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

قیچی آهن بری، قیچی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( = whippersnapper ) آدم بی اهمیت، خرد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جواب زیرکانه، ( باقیچی ) صدای تیک تیک درآوردن، صدای تیک تیک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرخر، خرناس، طوفان شدید، وزش سخت، خرخر کردن، زکام داشتن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مارماهی صد کردن ( باقلاب مخصوص ) ، لولیدن، تکان خوردن، مارماهی گرفتن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

اهانت آمیز، اظهار تنفر کننده، فن فن کننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( snickersnee ) چاقوکشی، چاقو یا شمشیربزرگ.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( snickorsnee ) چاقوکشی، چاقو یا شمشیربزرگ.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جزء چیزی را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خربق سفید عطسه آور.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عطسه ای، عطسه آور.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سریع، فعال، مشتاق، زیرک، تیز هوش، سخت، خشن، بند قلاب ماهیگیری، بند زدن ( به قلاب ماهیگیری ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

گل راسن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دله دزد، قالپاق دزد، آفتابه دزد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( snathe ) دسته ئ داس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( snath ) دسته ئ داس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جزئی، منقطع، با عجله انجام شده، قطع شده.

پیشنهاد
١

فرانسیسکو کریسپی، یا فرانچسکو کریسپی، از نزدیکترین افراد مازینی که در بسیاری از عملیات تروریستی و آشوبگرانه او نقش داشت. در دسامبر ۱۸۷۷ در دولت دپرتی ...

پیشنهاد
١

اعضای خاندان اسکاتلندی الیوت در سده هفدهم به عنوان بارونی دست یافتند و لرد منطقه مینتو شدند. یکی از اعضای این خاندان، بنام هیو الیوت ( ۱۷۵۲ تا ۱۸۳۰ ) ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

گرفتار دام، خشمگین، کج خلق، گوریده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

توهین، بی احترامی، دست اندازی، مسخره، گستاخی کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دامگستر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

روگرفت لحظه ای.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عکس فوری گرفتن، تیر فوری انداختن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لاک پشت بزرگ خوراکی آبزی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دکمه قابلمه، دکمه فشاری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عکاس فوری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لوبیا سبز، لوبیا فرنگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انواع گیاهانی که به شکل مار هستند یا معتقدند برای مار گزیدگی خوب اند به ویژه گیاهان جنس gutierrezia از خانواده ی composite ) انجبار، علف مار، رجوع ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

موذیانه، مثل مار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

گل ثعلب آمریکائی وژاپنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زراوند، انجبار، گل مار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مارگزیدگی، نیش مار، تریلیوم، ویسکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شبیه مار، مارسان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =worm fence ) نرده مارپیچ

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

حلزون وار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای دندان گراز یا بد شکل.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناصاف، برآمده، پر اشکال.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دندان بد شکل، دندان بی قاعده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اثر ویا نشان آلودگی، لکه کثیف، کثیف کردن، آلوده کردن، لکه دار کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آلوده وکثیف.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مقاومت در برار لکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خفه کننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( زمان ماضی فعل smite ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جاغ - Jog جاغ استخوانی است که منه [فک، چانه، آرواره، زنخ] را به حرکت در میاورد؛ جاغ زدن به جنبش آوردن مَنَه است ( معادل ف ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ثانی - Soni به معنی بعد، سپس، می آید. مثال: اول طعام را خور، ثانی گپ ( حرف ) میزنی. یا: فلانی اول توی کرد، ثانی بعد از دو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تِیز - Tez غیر از معنی مقرری [مصطلح] ( کاردِ تیز ) به معنی آدم عصبی و بد قهر و زود خش آمده است. مثال: پسرم خیلی تیز - یه. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تیتی - Titi، معادل توتو، مرغ و پرنده ها را به زبان کودکان موافق کرده تیتی میگویند. مثال: انه، بین تیتی آمد. در فرهنگ برها ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تیت کردن - Tit ، معادل شیت کردن در فارسی نو، چیزی را پخش و پریشان کردن. مثال: آمده همه جا را تیت کرده رفت. یا: کتابها را ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تیت کردن - Tit ، معادل شیت کردن در فارسی نو، چیزی را پخش و پریشان کردن. مثال: آمده همه جا را تیت کرده رفت. یا: کتابها را ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَهلُکَه کشیدن، Tahluka زحمت زیاد کشیدن، تدارک دیدن. شما تهلکه کشیده از راه دور برای دیدن ما آمده اید، خدا خیرتانه و خیرت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَوَلاّ - Tavallo، یعنی التماس و خواهش سخت، زاری کردن. مثال: آمده تولاّ کرد که از گناهش گذرم، یا: چه قدر زاری و تولاّ کرد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَهتول - Tahtl ناشتا. مثال: تهتول نکرده آمدیم، یگان چیز برار خوریم. این واژه شاید در اصل تَعطُّل عربی بوده است به معنی مع ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: توشبیره را خام شمردن - توشبیره نوعی کوفته و طعامی است که در پرده های چارگوشه تُنُک خمیر گوشت قیمه را می پیچند و به اندا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَنسوق - Tansuq ، کمیاب، چیز نادر، کم واقع شونده. مثال: آش صافی خوراک تنسوق وی را گاه گاه برای مهمانان می پزند. در فرهنگ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَلواسه - Talvosa، دلشوره، اضطراب، هیجان، ناآرامی سخت. مثال: این گپ ( حرف ) را شنیده به تلواسه افتاد، اینها همه اش تلواسه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی تلاش کردن: مجادله و رقابتی در بالای چیزی [بر سر چیزی] در هم افتادن، در تقسیم چیزی مناقشه و نزاع کردن. مثال: بالای میراث پد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَککُرسی - Takkursi پایه، تهکرسی. مثال: تککرسی خانه را محکم کنید ( یعنی مستحکم سازید ) . یا: تککرسی آن کس در علم زور است. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تقّاس کردن - Taqqos قیاس کردن، مقایسه ساختن. مثال: منه، خودتان کار پسرتان را با کار پسر همسایه تقّاس کنید، یا: که نغز که ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تکشین، یعنی ته نشین. فرهنگ لغت تاجیکی اینگوه معنی کرده: دُرد یا لای و ریگ که زیر چیزهای مایع می نشیند. مثال محاوره ای: آب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَفسیدن Tafsidan - یا تَسپیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی استعمال میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تفنگ بی خان، بی خان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرب زبان، خوش بیان، چاپلوس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ماچی، کثیف، نوازش کننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( smokable ) قابل تدخین، دودشدنی، دود کردنی، دود دادنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مامور آتش نشانی جنگل.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بوته سماق.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غیر قابل نفوذ دود، ضد دود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( smokeable ) قابل تدخین، دودشدنی، دود کردنی، دود دادنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

( smidgen ، smidgeon ) مقدار کم، قطعه، تکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( smidgen ، smidgin ) مقدار کم، قطعه، تکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کارخانه ذوب فلزات، کارخانه گدازگری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بوکش، بو دهنده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عنوان یا لقب اهانت آمیز، تهمت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غبار شبیه مه رقیق.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کسی که از روی بی اطلاعی حرف میزند، کسی که بریده بریده حرف میزند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرد کننده، درهم شکننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زمرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زمرد سبز.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرده شیشه رنگین روی آجر موزائیک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرفس رسمی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم بی اهمیت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آبجو آبکی وارزان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( smacker ) سیلی زننده، خوش طعم، دوست داشتنی، صدای ملچ ملوچ، صدای ماچ، مهم، فعال، کتک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

راه باریک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( زمان ماضی فعل slink ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساکن محلات کثیف، زاغه نشین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slumbrous ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slumbery ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نوکر، پست، مشروب بی مزه ( مثل چای وقهوه وغیره ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرت زننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slumbery ، slumbrous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساری، جاری، آبگیر مانند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ضربه زنی، مشت زنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

طرز قرارگیری، بدور محور ثابتی گشتن، چرخیدن، تابیدن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لجن، کثافت، نخ نیم تاب، سرهمبندی کردن، کثیف کردن، لک کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرم کور ( anguis fragilis ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ابریشم نیم تاب، نخ نیم تاب، پشم نیم رشته، سرهم بندی کردن، کثیف کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در دینامیت های معدن وغیره ) چاشنی کند سوز، فتیله ی کندسوز، کبریت کند سوز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نسبتا کند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آهستگی، کندروی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کندرو، آهسته.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسلواکی، اسلواک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لجن زار، پر از لجن، دله بسته، شبیه دله، شبیه پوست مرده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم بی دست وپا.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دوخته فروش، شلخته کار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دوخته فروشی، لباس دوخته.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سطل آشغال دان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

صندوق ملبوس وملزومات کارکنان کشتی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شیب تند عقب کشتی جهت تخلیه فاضل آب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جام پای سماور، تشتک زیر سماور وقهوه جوش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرجی جنگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عرق گندم که دارای آب میوه گوجه باشد، عرق آلوچه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای چشمان آبی پرنگ.

پیشنهاد
٢

اگوستینو دپرتیس از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا زمان مرگ، به مدت ۱ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آلوچه جنگلی، آلوچه، گوجه، آبی تیره.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slimsy ) زود شکن وبدساخت، لاغر، باریک اندام، نحیف.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

راه لغزنده، راهی که درآن سر ( sor ) میخورند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دریچه متحرکی که باز وبسته میشود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

حیوان بی گوش، حیوان فاقد گوش خارجی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

میله یا سیخ ذغال بهم زنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لاغر کردن، لاغر اندام شدن، باریک کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زنگوله سورتمه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تختخواب سورتمه ای.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیم آستین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

برف وبورانی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مثل خواب، خواب مانند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نرم، حیله گر، فریبنده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نرم کردن، صیقلی کردن، صاف کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شلی، سستی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ابریشم خام، خامه، ابریشم نتابیده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

باسستی، باشلی، شلی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سالاد کلم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slavicist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دوستدار اقوام اسلاو، طرفدار فرهنگ اسلاو.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slavist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) نوکر، نوکر مرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته بنژاد اسلاو، زبان اسلاوی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مالکیت برده، برده داری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مورچه کارگر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کامپیوتر برده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسلاو، از نژاد اسلاو، اسلاو زبان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =slatey ) شبیه سنگ لوح، باریکه باریکه، تکه تکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساخته شده از تکه های باریک، باریکه باریکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَف - Taf ، مخفف تفت، یعنی گرم و گرمی. مثال: گندم را به دیگ انداخته کمتر تف دهید. در شکل تفت هم آمده است، مثلاً: امروز تف ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَرَنگ Tarang - سخت، سخت کشیده شده. مثال: ریسمان را تَرَنگ کشید، کنده شد، یا: تارهای عصب ترنگ بود. مجازاً به معنی اصرار ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تُرق - Turq، طرح، این واژه با ( روی ) به شکل مرکب و ترقِ روی استعمال میشود. مثال: ترق رویش به مادرش مانند، یا: قد و قامتش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَراشَه، هیزم خشکی که از شاخه های بزرگ و تنه درختان بریده و به چند قسم با تبر جدا کرده برای سوختن آماده میکنند. مثال: شاخ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

پراگنده، اگر بخواهیم بهترین معنی برای این واژه داشته باشیم جناب سعدی ۷ قرن قبل، به زیبایی با دو بیت شعر معنا میکند. هنگامی که شبلی از حانوت گندم فرو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

شاه ساردینی، پیدمونت ( ۱۸۳۱ تا ۱۸۴۹ ) از خاندان ساووی است. از اتریش نفرت داشت و به رغم حکومت استبدادی اش خود را محبوب مردم سراسر ایتالیا می پنداشت. ب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خاندانهای بندی و تدچی از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش بنیاد روچیلد را ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کریسپی، از نزدیکترین افراد مازینی که در بسیاری از عملیات تروریستی و آشوبگرانه او نقش داشت. در دسامبر ۱۸۷۷ در دولت دپرتیس وزیر کشور شد و پسر از مرگ دپ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دپرتیس از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا زمان مرگ، به مدت ۱۱ سال، مق ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اعضای خاندان اسکاتلندی الیوت در سده هفدهم به عنوان بارونی دست یافتند و لرد منطقه مینتو شدند. یکی از اعضای این خاندان، بنام هیو الیوت ( ۱۷۵۲ تا ۱۸۳۰ ) ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ماشین یا تیغه تراش پوست خام، کسی که پوست خام را می تراشد، سرزنش کننده، کارگرسنگ لوح.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جیب عمودی درجهت درز لباس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نوعی بازی ورق.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slantwise ) یک وری، بطور اریب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slantways ) یک وری، بطور اریب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اره تخته بری، ماشین تراش، تکه تکه کننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لباس راحتی، لباس مخصوص گردش یا استراحت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پهن پهلو، بلند ولاغر، دارای دنده های باریک ونمایان، لاغر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

راه هوائی، پل هوائی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بادبان فوقانی کشتی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بسوی آسمان، بطرف آسمان، بطرف بالا.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سگ کوچک وپا کوتاه اسکاتلندی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( skiey ) آسمان وار، وابسته باسمان، آسمانی. آسمانی، لاجوردی، بهشتی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

هوا برد ( airborne ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلاس تعلیم فنون مسابقه، جلسه مشورت درباره مسابقه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زیر پوش، ( معمولا درجمع ) زیر پیراهن وزیر شلواری کوتاه، شورت.

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: تخم زیر کرده ششتن، ( نشستن ) - یعنی کم تحرکی و خانه نشینی، یا با مشغولیت زیاد، یا با بیحوصله گی در خانه چندین روز نشستن ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تاب و طاقت - Toqat Tobu صبر، بردباری. مثال: تاب و طاقتم نماند و پیش تو آمدم، مادرتان زن به تاب و طاقت، به هر چیز خفه ( غم ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غوطه زدن، زیر و رو شدن، بریدن، پارچه دامنی، حاشیه رو.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زد وخوردکننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جان باورینگ John Bowring دیپلمات و نویسنده سرشناس انگلیسی در عصر ویکتوریا. از سال ۱۸۲۴ دستیار جرمی بنتام بود. در دهه های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ نماینده مجلس عوا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

صدای جیغ، جیغ، صدای زیر، صدای نی انبان، صدای گردباد، به سرعت باد فرار کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پوست فروش، پوست کن، گول زن، قاطرچی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سوسمار وار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پوست به بدن پیوند زدن، پیوندپوست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غواص.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زیر آبی رفتن، غوص کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( skill less ) ناشی، بی مهارت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( skilless ) ناشی، بی مهارت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( skier ) اسکی باز.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( skyey ) آسمان وار، وابسته باسمان، آسمانی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( skidoo ) عازم شدن، رفتن، برو، گمشو.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

باله موازنه در هواپیمای دوباله.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جاده لیز ولغزنده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عکسبرداری از شبکیه چشم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =radiograph ) پرتونگاره.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرتونگاری، عکس برداری از سایه، رادیو گرافی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسبابی برای اندازه گیری قدرت انکسار نور در شبکیه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تلسکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لباس اسکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سرازیری یا مسیر مناسب برای اسکی بازی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کثیرالاضلاع نامنظم، چند ضلعی بی قرینه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

فلسفه بدبینی، شکاکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =skelp ) ضربت، چابک، سیلی، شتاب کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سبدگرد دهاتی، بقدر یک سبد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم حقه باز، لات، چاقوکش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =skelpit ) ضربت، چابک، سیلی، شتاب کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شالوده ریز، تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی، تهیه کننده رئوس مطالب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

به شکل استخوان بندی در آوردن، شالوده چیزی را ریختن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =skag ) قسمت عقب کشتی، قسمت عقب انبار یا ته کشتی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شاعر قدیمی اسکاندیناوی، داستان نویس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( erzsi ) ( در دانشگاه کمبریج ودوبلین انگلستان ) دانشجوئی که کمک هزینه تحصیلیدریافت میدارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شصتم، شصتمین، یک شصت، یک شصتم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ورق شانزده برگی ( باندازه / در / اینچ ) ، کتاب شانزده برگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شانزدهمین، شانزدهم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در شمشیر بازی ) ششمین وضع.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسکوک شش پنسی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شش در شش، ماشین شش چرخه، وسیله نقلیه شش چرخه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

رولور، شش تیر، شش لول.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خدای والامقام هندو که از خدایان سه گانه یا تثلیث دین هندو بشمار میرود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جنگ تدافعی، جنگ بدون پیشروی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

موقعیت، ناحیه، محل، وضع.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) بچه نگهدار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تیز هوش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

علم تغذیه ورژیم غذائی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sitar ) ( فارسی ) سه تار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( syrup ) شربت، محلول غلیظ قندی داروئی، شیره، شیره یا شهد زدن به.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( siree ) آقاجان، آقای خودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( siren ) حوری دریائی، زن دلفریب، سوت کارخانه، آژیر، حوری مانند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sirree ) آقاجان، آقای خودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( ionz= ) صهیون.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نقشه جهان نمای مسطح.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چین شناسی، مطالعه ادبیات ورسوم چین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sinologist ) چین شناس، ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sennet ) ( م. م. ) شیپور علامت شروع نمایش یا ختم آن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sinologue ) چین شناس، ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی گناه، معصوم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درجه فرو رفتگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نشست کردنی، غرق کردنی یا شدنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جان باورینگ دیپلمات و نویسنده سرشناس انگلیسی در عصر ویکتوریا. از سال ۱۸۲۴ دستیار جرمی بنتام بود. در دهه های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ نماینده مجلس عوام شد و از سیا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کورتیس گیلد، Curtis Guild ، ( ۱۹۱۱ ) عضو فرقه شهسواران معبد و ماسون درجه سی و دوم، و استاندار ماساچوست و سفیر ایالات متحده در روسیه بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیشین، یعنی نیمه روز، وقت ظهر. مثال: پیشین شده وقت خوراک خوری شد، نخواد آدم تا پیشین ( یا تا پیشینه ) خواب کند؟ نماز ظهر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیش کردن، یعنی راندن، تاراندن، دور کردن، بیرون کردن. مثال: همه را پیش کرده اکنون خودش تنها نشسته است، یا: این سگ را پیش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِشانَه سَخت، همان پیشانی سخت، و به معنی بدبخت، بیچاره، پیشانی به معنی سرنوشت و تقدیر می آید. مثال: پیشانه به هر چه باشد، ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیشانَه، همان پیشانی، و به معنی سرنوشت و تقدیر می آید. مثال: پیشانه به هر چه باشد، همان میشود ( در پیشانی هر چه هست، هم ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَست کردن - Payxast پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس ( یا پَی خَست ) هم نکرده ام، یا: من پی خس ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَس کردن - Payxas پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس هم نکرده ام، یا: من پی خس کردم که وی باید همی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَست کردن - Payxast پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس ( یا پَی خَست ) هم نکرده ام، یا: من پی خس ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچیر پیچیر - picir Picir، معادل پچ پچ، زمزمه، آهسته، یواش، گوشکی گپ زدن. ( در گوشی حرف زدن ) مثال: پیچیر پیچیر کرده دعاه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَس کردن - Payxas پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس هم نکرده ام، یا: من پی خس کردم که وی باید همی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچی - Pici کمی، اندکی، یک مقدار کمی. مُرچتان ( فلفلتان ) پیچی به من دهید، یا: کمتر زیره آورده بودم، یک پیچیشه ( یک پیچی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچیر پیچیر - picir Picir، معادل پچ پچ، زمزمه، آهسته، یواش، گوشکی گپ زدن. ( در گوشی حرف زدن ) مثال: پیچیر پیچیر کرده دعاه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی تابَه - Paytoba نوعی جوراب نرمی که پیش از پوشیدن کفش به پا می پیچند. این واژه از دو ریشه مرکب است: پای ( پی ) و تابه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: پناه بَه خدا - xudo ba Panoh تعبیری است وقت خیرباد و خداحافظی استعمال میشود. مثال: خیر، پناهتان به خدا، بچه ها را پرسید ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چینی، اهل چین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sinistrorse ) چپ پیچ، پیچیده از چپ براست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sinistrorsal ) چپ پیچ، پیچیده از چپ براست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( ezsinici ) مطابق آداب ورسوم چینی کردن، جنبه چینی دادن، چینی کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sinify ) مطابق آداب ورسوم چینی کردن، جنبه چینی دادن، چینی کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

متابعت از آداب ورسوم چینی، چینی پرستی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمایش کمدی موزیکال قرن آلمان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرجی شراعی، کشتی یک دگله.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چوب مخصوص تمرین شمشیر بازی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تک کاربری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در ماشین نویسی ) در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن، تک فاصله کردن. تک فاصله، تو هم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مالیات انفرادی، مالیات بر در آمد انفرادی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تک منظوره.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

منطق تک خطی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تک دقتی، با دقت معمولی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سفته دارای یک امضاء.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تک فازه. برق یک فاز.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

امین، وفادار، بی ریا، یکدل.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تک رو.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تک روی، اسب تک رو، تکاور، تک رو بودن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

حسابداری فردی، حسابداری ساده ( بدون دوبل ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جنگ تن بتن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

تک بلور.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

با یک نشانی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرنده آواز خوان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در موسیقی قدیم ) پیش درآمد، مقدمه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

موج سینوسی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سندباد بحری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جلو سر، پیشانی، جبهه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واقع در جلوی سر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مشمع خردل.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

زبان شبیه سازی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

همردیف نظامی، همردیفی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

متظاهر، وانمود کننده، قلابی، صوری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

زبان سیمیولا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

زبان سیمسکریپت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سادگی، گرایش بسادگی وبی آلایشی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

ساده کننده، مختصر کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

روش سادک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

باب سادک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مجرای سادک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مدار سادک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سود ساده، سود پول بر اساس سال روزه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

حرکت ساده در خط مستقیم یا دایره یا مارپیچ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کسر ساده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چشمک زن، خنده کننده بدون دلیل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معادله خطی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واکس زدن، برق انداختن ( با واکس ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پاک وخالص، خالص، بی غل وغش، صحیح، راست حسینی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نانی که از آرد نرم واعلی تهیه میشود، نان بیسکویت، کیک شیرین و میوه دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کورتیس گیلد، ( ۱۹۱۱ ) عضو فرقه شهسواران معبد و ماسون درجه سی و دوم، و استاندار ماساچوست و سفیر ایالات متحده در روسیه بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاندان Savoia ، Savoie ساووی، که احتمالاً از تبار سران قبایل بورگوندی است، از حوالی نیمه سده یازدهم میلادی در منطقه غرب جبال آلپ، در محل تلاقی مرزهای ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

منطقه Piedmont ، Piemonte پیدمونت در شمال غربی شبه جزیره ایتالیا، مشرف به سویس و فرانسه، واقع است و ساردینی جزیره بزرگی است در جنوب آن. در سده نوزدهم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِلّه - Pilla وقت، لحظه. این واژه با کلمه های این، همین به کار برده میشود. مثلاً: اِمپلّه ( این پلّه ) یعنی همین الان، حا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَکَنَه - Pakana آدم خِپِل و قد کوتاه. مثال: این پَکَنَه ( ) از کجا برامد؟ پسرشان پَکَنَه بوده است/ این واژه در اصل پکنه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِشَک، کسی را پشت pist گفتن - در باره افراد نازک نارنجی و زودرنج، از واژه ترکی، مثال میگویند: پشک [گربه] آن کس را پشت گفت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پشت مَه پشت، پشت سرهم، پیاپی، پساپس. مثال: به سر بیچاره پشت مه پشت بدبختی آمد. در کشف المحجوب ( چهله پشتا پشت ) به ثبت رس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پُشته، به معنی بلندی است و در سمرقند از بس که قبرستانها در تپه و بلندیها واقع است، پشته به معنی گورستان و قبرستان می آید. ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پُشتاره، پشتاره کردن، به کول گرفتن و به پشت برداشتن. مثال: بیمار را پشتاره ( کول ) کرده آمد، یک جوال جو را پشتاره کرده رف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَروا - Parvo توجه، دقت، غمخواری. اما در زبان تاجیکی سمرقند این تعبیر در موقع بی توجّهی، بی دقتی و. . . به آهنگ نفی کاربر ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پُر و پیمان - pemon Puru فراوان، بسیار. مثال: شوهر آن کس روز کار را پروپیمان کرده می مانند، امسال حاصل خوب شد، همه پروپیم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پرسیدن - Pursidan سلام و درود فرستادن. عادتا وقت وداع و خیرباد میگویند، مثال: خیر، بچه ها را پرسید، همه خویش و تبارها را ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پرتافتن، پرتا پرتا کردن Partoftan و parto به معنی قی کردن. مثال: کمتر پرتا، سبُک میشود، خوردگی هایش را هَمِشِه ( همه اش ر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَتَک Patak - کفی کفش، متاع غفس [ضخیم، کلفت] که به درون پای افزار ( کفش ) برای گرمی و نرمی می اندازند. پتک کلوش، یعنی پتک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَت Pat - معادل پُرز، پشم مهین روی قالی، گلیم یا متاعهای مویینه. مثال: پت قالینش مثل ابریشم ملایم. در فرهنگ برهان آمده اس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پاچه - Paca در سمرقند کوچک و بزرگ بجای پای، پاچه میگویند، حال آنکه ما این واژه را برای گاو و گوسفند بکار میبریم، ولی آنان ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پاییدن - Payidan چوپانی، چرانیدن، نگهبانی کردن، پروریدن. مثال: وی روز دراز در چراگاه گاو و گوسفند پایی میکند، گوسفند را ن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِی نماز - Benamoz نجس، ناپاک، آلوده. مثال: بچه اش شراب زیده لباسم را بی نماز کرد. در ادبیات گذشته عبارت نمازی، به معنی پ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( symar ) ردا یاشنل زنانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته بپرورش جنگل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ویژه گر پرورش جنگل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساکن جنگل، جنگل نشین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sylvics ) جنگل شناسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نقره فامی، سفیدی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جنگلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نقره فام، دارای صدای نقره، سیمین، نقره ای، سیمابی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نقره کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واحد پول نقره، استاندارد نقره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نقره اندود، آب نقره، ظرف نقره، بانقره اندودن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

درخت لعل ( Halesiacarolina ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

محبت مادر وفرزندی، همبستگی مادر وفرزند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sylvan ) جنگلی، طبیعی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( silk oak ) درخت الواری استرالیا ( =grevillea ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =milkweed ) انواع جلبکهای لیفی نرم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پارچه ابریشمی سبک وحریر نمای مخصوص پرده وغیره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ابریشمی، نرم، ابریشم پوش، حریری، براق، صاف، ابریشم نماکردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( silky ) درخت الواری استرالیا ( =grevillea ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جوراب ابریشمی، آدم خوش لباس وشیک، اشرافی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلاه بلند ابریشمی مخصوص مواقع رسمی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ترکیبی آلی بفرمول R Sio ۲ شبیه کتون.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

یکسو کننده سیلیسیمی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به سنگ چخماق یا در کوهی کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تبدیل بسنگ، تبدیل به در کوهی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای سیلیس یا سیلیکون زیاد، ایجاد کننده سیلیکون.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رشد کننده در نواحی سیلیس دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ترکیب دو ظرفیتی سیلیکون.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مشتق از سیلیس، سیلیس دار، دارای سیلیکون.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ژل سیلیکا، سنگ چخماقی کلوئیدی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باسیلیکا یا سیلیس ترکیب کردن، سیلیکات.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سنگ چخماق، آتش زنه، سنگ سیلیس که دردندانسازی مصرف دارد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جعسوس و در حالت جمع جعاسیس، بصورت جعشوش و جعاشیش هم میاید، حالت تحقیر آمیز و تمسخر کننده دارد، به معنی آدم بد قیافه، خپل، لاغرمردنی، پست، فرومایه. گ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( یونان قدیم ) الهه جنگل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسخره، طعنه، کنایه گوشه دار، قطعه خوش مزه، داستان مضحک کاباره ها ونمایش هایواریته، شوخی طعنه آمیز کردن، ( باat ) هجو کردن، لی لی کردن، باجست وخیز رقص ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( ایتالیا ) دوشیزه، مادموازل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( ایتالیا ) آقا پسر، آقا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( ایتالیا ) آقا، شخص محترم، مسیو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رقم معنی دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قابل نمایش بوسیله علامت یا رمز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقدار علامت دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

میدان علامت دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

لوحه، سرلوحه، تخته اعلان، اعلان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

علامت گذاری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

برجسته کردن، عَلَم ( alam ) کردن، مشهود کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

علامت دهنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ترادیسی علائم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

باززائی علائم.

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِیکاریم نماندس - Bekorem در اصل چنین است، بیکاری ام نمانده است این تعبیر به نسبت هر سه شخص فعلی استعمال میشود. در موقعی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

هنجارسازی علامت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاندان Savoie ساووی، که احتمالاً از تبار سران قبایل بورگوندی است، از حوالی نیمه سده یازدهم میلادی در منطقه غرب جبال آلپ، در محل تلاقی مرزهای فرانسه و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

منطقه Piemonte پیدمونت در شمال غربی شبه جزیره ایتالیا، مشرف به سویس و فرانسه، واقع است و ساردینی جزیره بزرگی است در جنوب آن. در سده نوزدهم پیدمونت مح ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سطح علامت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

علامت زا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

فاصله علامتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

موضوع علامت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

علامت صلیب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

علائم مخصوص جمله جبری ( مثل پرانتز وغیره ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

علامت و مقدار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

الاکلنگ علامت نما.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رقم علامت نما.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دخشه علامت نما.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

علامت و مقدار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ذره علامت نما.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

به شکل حرف S.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرئی، مقبول، مطبوع نظر، مورد نظر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بدون مطالعه قبلی خواندن ( زبان خارجی ) ، بدون آمادگی قبلی اجرا کردن ( موسیقی ) ، فی البداهه خواندن یا اجرا کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مقابله چشمی، مقابله نظری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

زیگفرید، پهلوان افسانه ای آلمان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sideling ) از پهلو، یکوری، کج، مایل، سراشیب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( side wards ) یک ور، پهلوئی، ضلعی، از پهلو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( side ward ) یک ور، پهلوئی، ضلعی، از پهلو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناظر عملیات ساختمانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شنای پهلو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرخش بیک سو، چرخش انحرافی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم کناره گیر، تماشاچی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sidling ) از پهلو، یکوری، کج، مایل، سراشیب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اطلاعات ضمنی وفرعی، روشنائی غیر مستقیم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =hillside ) واقع در کنار تپه، دامنه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمای جانبی. نیمرخ، از پهلو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شاهپر دم خروس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرغان منقار خمیده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کمی ناخوش، کسل، تا اندازه ای تهوع آور.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چیز ناخوش کننده، مریض کن، چیز تهوع آور.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تخت مریض یا بیمارستان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =migraine ) سردرد همراه با ( یاناشی از ) تهوع

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

بهداری کشتی ودانشکده وغیره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =drier ) خشک کننده، خشک کن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اهل جزیره سیسیل، سیسیلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وقس علیهذا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sibylic ) غیبگویانه، وابسته به زن غیبگو یا ساحره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sibyllic ) غیبگویانه، وابسته به زن غیبگو یا ساحره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ بشکل حرف ' س '.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

هیس کردن، سوت زدن، مانند حرف ' س ' تلفظ کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سیبریه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

یکی از دو قلوهای بهم چسبیده، هیولای زوج.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اهل کشور سیام، اهل کشور تایلند ( thailand ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( schwa ) حرف صدا دار میان کلمه بدون تشدید.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای سیم پیچ مغناطیسی انحرافی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جاده فرعی برای فرار از پرداخت عوارض راه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( sumach ، sumac ) سماق.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرهیز کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بر ( bor ) زننده. طفره رونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرتعش، لزان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( مسیحیت ) سه شنبه قبل از چهارشنبه توبه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( مسیحیت ) سه روز قبل از چهارشنبه توبه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در مورد طناب ) تشکیل شده از چهار رشته، چهاررشته ای.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

صراف، بانک دار، ( در هند ) عیارگیر ضرابخانه، صرافی کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چروک خورنده، چروک دهنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جمع شدنی، چروک خوردنی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمایشگاه، ورزشگاه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

حمام دوش، دوش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تابلو اعلان نمایش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

هُل دهنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کارگر بیل زن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

به قدر یک بیل چه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوسه ماهی باریک سر اقیانوس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =shovelbill ) کارگر بیل زن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلاه لبه پهن کشیشان انگلیس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =shoveler ) کارگر بیل زن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سرودهای مذهبی خیلی بلند سیاه پوستان جنوب آمریکا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

فریاد زننده، جارچی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

درجه روی بازوی درجه داران.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نشان سردوشی، درجه سردوشی افسران.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

روبان یاحمایل زینتی روی شانه، ( نظامی ) واکسیل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیش فنگ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی ارزش، بی فایده، ( استخوان ) دررفته، جابجا شده، دلمه شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شرکت کننده در پرتاب وزنه، وزنه پران.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

روغن ترد کننده، مختصر کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای تنگی نفس، از نفس افتاده، کم نفس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

داستان کوتاه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

گوشت با استخوان دنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تقسیم به اختصار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرستو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پلیس نیروی دریائی، پلیس ساحلی، کرانه پاسدار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

غذای دریائی ( مرکب از جانوران دریائی ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

صحبت بازاری، گفتگو درباره وضع کسب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پلرینو رسی، Pellegrino Rossi دیپلمات، اقتصاددان و دولتمرد برجسته ایتالیایی. هوادار وحدت، اصلاحات، اعاده نظم و استقرار حکومت مشروطه در ایتالیا بود و ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

این خاندان از حوالی نیمه سده یازدهم میلادی در منطقه غرب جبال آلپ، در محل تلاقی مرزهای فرانسه و ایتالیا و سویس کنونی، حکومت میکرد. امپراتور روم مقدس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دو سیسیل Two Sicilies به سرزمینهای سیسیل و ناپل اطلاق میشد و جنوب شبه جزیره ایتالیا را در بر میگرفت. آخرین شاه دو سیسیل ( ۱۸۵۹ تا ۱۸۶۱ ) فرانسیس دوم، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منطقه پیدمونت در شمال غربی شبه جزیره ایتالیا، مشرف به سویس و فرانسه، واقع است و ساردینی جزیره بزرگی است در جنوب آن. در سده نوزدهم پیدمونت محور ارتباط ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِه رویِ نَتَن natan - Bery بی شرم، بی حیا. مثال: جوان به روی نتن بوده است، به آدم پیر گپهای پست و بلند گفت ( حرفهای زشت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( انگلیسی ) تکان خوردن، تکان دادن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نعل بند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کفش راحتی، کفش دم پائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کفش راحتی، کفش دم پائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منزجر کننده، هولناک، تکاندهنده، مایه انزجار، برخورنده، بد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shock headed ) انبوه گیسو، دارای موی فراوان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوک کمتر از یک سال، بچه خوک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( زنانه ) بلوز به طرح پیراهن مردانه، پیراهن کوتاه، بلوز کوتاه، بلوز زنانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چلوکباب برگ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دامن پیراهن، پشت پیراهن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیراهن، پارچه پیراهنی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیراهن دوز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پارچه را بهم کوک زدن، چین دادن، پختن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوک زنی، چین زنی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنار کشتی، واقع در کنار کشتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابل کشتی رانی، قابل حمل با کشتی، قابل ارسال.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درختستان، قلمستان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =shinny ) بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود، چوب بازی هاکی، شینی بازی کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امرود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توفال کوب، ماشین چکش کاری آهن گداخته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

( shindig ) مجلس انس ورقص، بزم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

( shimmy ) ( چرخ وسیله نقلیه ) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن ( اتومبیل ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در پیانو ) رکاب صدا خفه کن، وسیله تخفیف وتضعیف چیزی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قابل تعویض یا انتقال.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ثبات تغییرمکان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( shier ) چموش، کمروتر، کمروترین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( shiest ) چموش، کمروتر، کمروترین

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سپردار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

( sheuch ) خندق، حفره، نهر آب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نشان دادن، نشان، ارائه ( در قدیم معادل show بوده ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( etlandz= ) جزایر شتلاند، اسب کوچک ویال بلند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sheugh ) خندق، حفره، نهر آب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sherry ) شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چوپان زن، شبان کلیسا که زن باشد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دستپاچه کردن، جلو افتادن از.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شیب دار، سراشیب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

سام فرزند بزرگ نوح پیغمبر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

در قفسه گذار، در تاقچه گذار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تزئینات صدف مانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

صدفی، پوسته پوسته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

شکست ننگ آور ومفتضحانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ملوان پیر وبازنشسته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رنگ قرمز مایل به زرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مخفف عبارات she will ، she. shall

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

لوبیائی که مغز آن خوراکی است، دانه مغذی لوبیا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تاقچه مانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اردک وحشی دریائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sheik ) ( عربی ) شیخ، رئیس قبیله، رئیس خانواده، رئیس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sheikhdom ) شیخ نشین، قلمرو شیخ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تابع شفر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ورقه مانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) مرتع گوسفند، چراگاه گوسفند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پشم چینی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نگاه عاشقانه، نگاه دزدکی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( sheepcote ) آغل گوسفند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چوپانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترشک صغیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( sheepfold ) آغل گوسفند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ریزنده، ریزان، جانور پوست انداز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مشروب فروش بدون پروانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در قرقره ) چرخ طناب خور، چرخ قرقره، دسته کردن، بصورت بافه درآوردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

چاقوی غلاف دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

به شکل تیردان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درخت روغن قلم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درختستان، بیشه، ردیف درختان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شوخی گوشه دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قاطر بارکش، افسر تازه کار، ستوان سوم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیرو عقاید اجتماعی وسیاسی و ادبی برناردشاو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدم اصلاح کرده، سرتراشیده، کشیش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shashlik ) کباب، ششلیک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shaslik ) کباب، ششلیک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیز هوش، تیز فهم، هوشیار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای لبه تیز، گرسنه، بسیار مشتاق، حریص، با اشتها.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیز بین، تیز نظر، هوشیار، دارای فکر صائب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای بینی تیز، حساس ( نسبت به بو ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خاندان ساووی، که احتمالاً از تبار سران قبایل بورگوندی است، از حوالی نیمه سده یازدهم میلادی در منطقه غرب جبال آلپ، در محل تلاقی مرزهای فرانسه و ایتالی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پلرینو رسی، دیپلمات، اقتصاددان و دولتمرد برجسته ایتالیایی. هوادار وحدت، اصلاحات، اعاده نظم و استقرار حکومت مشروطه در ایتالیا بود و به این دلیل پاپ پی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دو سیسیل به سرزمینهای سیسیل و ناپل اطلاق میشد و جنوب شبه جزیره ایتالیا را در بر میگرفت. آخرین شاه دو سیسیل ( ۱۸۵۹ تا ۱۸۶۱ ) فرانسیس دوم، از خاندان بو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیدمونت در شمال غربی شبه جزیره ایتالیا، مشرف به سویس و فرانسه، واقع است و ساردینی جزیره بزرگی است در جنوب آن. در سده نوزدهم پیدمونت محور ارتباط شبه ج ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی مزه - bemaza خوراک یا خوردنی که بد آماده شده است، هر خوردنی بدمزه. مثال: یک شوربای بی مزه پخته است، طعامشان بی مزه بود ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِیزار - Bezor متنفر، ناراحت، ناآرام، دلگیر. مثال: از این گپها بُتون بیزار شدیم. یا: هر روز شکوه کرده مرا بیزار کرد. در ش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: واژه بی سر - Besar شوخ، بازیگوش، بی تربیت. بیشتر برای کودکان مستعمل است. مثال: بچه بی سر بوده است، در یک ساعت همه جا را ه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی رویی - Beryii ، بی رو یعنی بی شرم ( بی شرمی ) ، بی اندیشه. مثال: آن کس آدم بی رویی بوده است، بی رویی کرده هر چه به دها ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِی دَوا - Bedavo بد، نازیبا، ناهنجار. . . مثال: سر و لباسهایت جداً ( خیلی ) بی دوا، جای و منزلش ( یعنی جای اقامتش ) جداً ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِیچارَه - شخص کم بضاعت، فقیر، یعنی شخصی که برای بهبود زندگی چاره ای ندارد. مثال: وی آدم بَدولت [دولتمند] بود، امروز بیچا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی آبرو - Beobru بی شرم، بی حیا، اوباش. مثال: با این آدم برابر نشوید، وی یک کس بی آبرو، یا: بی آبرویی نکنید، پیش مردم عیب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیز دندان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سهیم، سهم دار، شریک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shapeable ) شکل پذیر، قابل شکل گیری، مناسب، موزون.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پارچه ابریشمی خشن چینی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بهشت خیالی، شهر زیبا، سرزمین دلخواه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در کفش ) چرم زیر قسمت منحنی پا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shandy ) پرصدا، بلند، رویائی، تصوری، خوشحال.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shandrydan ) درشکه تک اسبه قدیمی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shandradan ) درشکه تک اسبه قدیمی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیاد، متقلب، حیله گر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shamefaced ) کم رو، خجالت کش، خجالتی، ترسو، خجول.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرکت کننده با قدم های کج ونامنظم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرژ آستری، پارچه پشمی آستری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کرجی پاروئی، کشتی کوچک دو دگله.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shakespearean ، shakespearian ) وابسته به شکسپیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کلاه بلند نظامی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shakespearean ، shaksperian ) وابسته به شکسپیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shakable ) تکان دادنی، تکان خوردنی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shakeable ) تکان دادنی، تکان خوردنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سایه مانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمایش سایه ها، نمایش ارواح.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدون سایه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سایه رنگ زن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سداب ها، دارابی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shadbush ) درخت ازگیل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shadblow ) درخت ازگیل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شاه ماهی خوراکی اروپا وشمال آمریکا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخو زننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استخوان مچ دست، استخوان قاپ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شش گانه، شش برابر کردن، تبدیل به شش کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عدد یک با صفر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شانزده شانزدهی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روال خدماتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رمزشدت، رمزسختی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مجزائی، زمین غیر مشاع.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هفتادم، هفتادمین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هفدهمین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رسن چند قلابی ماهیگیری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خاردار، سیخ دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمودار برپائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نظریه مجموعه ها.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( نجاری ) اسکنه ته پهن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( شعر دارای شش بند شش سطری و یک بند سه سطری ) سستینا، سبک شعر بزمی که شبیه مسدس میباشد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شش بیت آخر سانت یا غزل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چسبیدگی، استواری، استقرار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مکانیزم فرمان یار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار، نوکر، زیر دست، تابع.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرزه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باشگاه سربازان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برنامه خدماتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فلسفه یا مذهب ذن بودائیسم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( Zamindar ) ( فارسی رایج درهند ) مالکین زمین، زمین دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( emindarz ) ( فارسی رایج درهند ) مالکین زمین، زمین دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زامیه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کتب دعا، کتب مذهبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تضرس، دندانه داری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( serrulate ) دارای دندانه های ظریف، مضرس

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( serotinal ) دیر رس، دیر شکوفا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرکب از سرم وچرک، دارای خونابه وچرک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به سرم شناسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرم شناس، ویژه گر سرم شناسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واعظ، وعظ کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =sergeant at law ) وکیل درجه یک دادگستری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sergeancy ) گروهبانی، وظایف گروهبانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =sergeant ) گروهبان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم جدی وهم خنده دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دنباله ای و موازی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزمایش استحکام تار ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استحکام سنج تار ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی سولَقَی - Beslaqay ناهنجار، ناخوب. مثال: عجب آدم بی سولقی بوده است، یا: این کارتان بی سولقی شد. این واژه شکل تحریف شده ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی سر - Besar بی تربیت، پریشان. مثال: بچه شوخ آمده همه چیز را بی سر کرده رفت. همچنین صفت آدم هم مستعمل میشود: دخترچه اش ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِی روزی - Beruzi بیچاره، بینوا، بدبخت. مثال: بی روزی چه کار کردنش را نمیداند، یا: لباسهای بی روزی پوشیده آمده است. در شک ...

پیشنهاد
١

آلکساندر گرتسن ( هرزن، هرتسن ) Alexandr Ivanovich Herzen ( ۱۸۱۲ تا ۱۸۷۰ ) به عنوان اولین متفکر جدی سوسیالیست روسیه شناخته میشود. پسر نامشروع یک اشراف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اتصال دنباله ای.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرورش دهنده کرم ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تنگ هم، بهم چسبیده، بهم فشرده، مضرس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابریشم نما، ابریشمی، ( گیاه ) نرم، مخملی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به پرورش کرم ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بطور مسلسل، بطور ردیف، جزء جزء، بدفعات.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای تسلسل یاشماره ترتیب، مسلسل، پشت سرهم، پشت سرهم آوردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوبتی کننده، پیاپی ساز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاهشگر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مخابره نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داستان نویس سریال.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پردازش نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انباره نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چاپگر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شماره پیاپی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عمل نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خورش پیاپی، تغذیه نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

افزایشگر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستیابی پیاپی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی ایست - بی وقفه، یکریز، پیاپی. متصل. مثال: باران بی ایست می بارد، یا: این بچه بی ایست گریه میکند. این عبارت از فعل ایست ...

پیشنهاد
٠

مثل فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه صابون فَلانی جامه شویی نکردن - اصل گویش این تعبیر در گفتگو چنین است: حالی شما صابون فلانی کتی جاموشی نکردید. یعنی شما ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه شوی دادن - suy دختر را به شوهر دادن. مثال: حالی [حالا] دخترشان خُرد، به شوی نداده اند، یا: دخترت را شوی به نداده به ت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه زور - Bazur به دشواری، به سختی. مثال: بیچاره پیر مرد تا خانه اش به زور رسید، من آن کس را به زور راضی کناندم [کردم] که ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریشۀ نارودیسم Narodism از واژه نارود روسی به معنی خلق ( توده مردم ) . Narodnichestvo نارودیسم به معنی خلقگرایی، و معادل پوپولیسم Populism انگلیسی است ...

پیشنهاد
٠

آلکساندر هرتسن ( هرزن، گرتسن ) Alexandr Ivanovich Herzen ( ۱۸۱۲ تا ۱۸۷۰ ) به عنوان اولین متفکر جدی سوسیالیست روسیه شناخته میشود. پسر نامشروع یک اشراف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوایفی برای تملک تیول.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مامور اجرا، فراش ( انجمن ها ومجالس ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( serjeancy ) گروهبانی، وظایف گروهبانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بردگی، قره نوکری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرژ، پارچه صوف پشمی، 'سرجیوس' اسم خاص مذکر، ( در صحافی ) ته دوزی کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بنده وار، فلاکت بار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( serfdom ، serfage ) بردگی، غلامی، برزگری فلاکت بار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( serfhood ، serfdom ) بردگی، غلامی، برزگری فلاکت بار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سراینده آواز عاشقانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کشور سابق صربیا که امروزه جزء جمهوری یوگوسلاوی است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صرب، صربستانی، زبان صربستانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صربستانی، قوم صرب از نژاد اسلاو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی به حالت آبادانی و پر درختی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اندرون، حرم، حرمسرا، شبستان، انبار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرایند ترتیبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پردازش ترتیبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنترل ترتیبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عمل ترتیبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدار ترتیبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر ترتیبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با دستیابی ترتیبی. دستیابی ترتیبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیرو، تابع، پی در پی، منتج، ناشی، نتیجه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترتیب شمار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقلد، پیرو، مرید، اهل تقلید، تابع، نرم، چکش خور، لوله شو، نصیحت پذیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقلید، پیروی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sepulcher ، =burial ) دفن، بخاکسپاری، مقبره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sepulcher ) گور، قبر، مزار، مقبره، قبر ساختن، دفن کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آرامگاهی، گوری، مقبره ای، دفنی، حزن انگیز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در کپسول میوه ) شکوفا وباز شونده، جدا جدا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به کپسول میوه که از طول خود شکفته شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مبتلا به گند خونی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =septet ) دسته هفت نفری، هفتگانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هفت هفتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرباز، سپاهی، پاسبان محلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جدا سازنده، فاضل، تجزیه طلب، حاکی از جدائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دخشه جدا ساز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برنگ کاسبرگ، به شکل کاسبرگ، کاسبرگی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه نَهجی - nahje Ba به طوری، به طریقی. مثال: بَه نَهجی آدم جمع شده است که جای نشست نیست، یا: خانه ها را به نهجی تازه کرد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: کناندم، یعنی کردم، مثال: من آن کس را به زور راضی کناندم [کردم] که به منزل ما بیایند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نارودیسم Narodism از واژه نارود روسی به معنی خلق ( توده مردم ) . Narodnichestvo نارودیسم به معنی خلقگرایی، و معادل پوپولیسم Populism انگلیسی است. شاخ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیکلای چرنیشفسکی Nikolai Chernyshevsky ( ۱۸۲۸ تا ۱۸۸۹ ) اندیشمند سیاسی و نویسنده سرشناس روس و متفکر برجسته جنبش انقلابی روسیه. پسر یک کشیش ارتدکس بود ...

پیشنهاد
٠

بوبوریکین در رمانهای متعدد خود، از جمله ( او خردمندتر میشود ۱۸۹۰ ) ، به توصیف شخصیت اینتلیجنتسیای دمکرات پرداخته. معهذا، بهترین مأخذ برای شناخت این ت ...

پیشنهاد
٠

پدران و فرزندان برجسته ترین اثر ایوان تورگنیف ( ۱۸۶۲ ) ، است. تورگنیف در این رمان تعارض خلق و خو و ایستارهای جدید و پرخاشگرانه جوانان تحصیلکرده دهه ۱ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آلکساندر هرزن ( هرتسن، گرتسن ) Alexandr Ivanovich Herzen ( ۱۸۱۲ تا ۱۸۷۰ ) به عنوان اولین متفکر جدی سوسیالیست روسیه شناخته میشود. پسر نامشروع یک اشراف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اتاقک نگهبانی، سایبان چوبی نگهبان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صورت جمله ای.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزاده شهوانی، نفسانی یا شهوانی کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیروی از هوای نفس کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حساس کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حساسه، گیاه حساس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیم احساس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرمغز، پرمعنی، خیلی حساس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیم پیچ احساس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خط احساس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقویت کننده حسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در اسپانیا - ایتالیا ) بانو، خانم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sennight ) یکهفته، هفت شبانه روز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( nnight '=se ) یکهفته، هفت شبانه روز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sennit ) علف صاف یا حصیر یا پوست درخت یا برگ خرما که برای ساختن کلاه حصیری وخانه های حصیری بکار میرود. ( sinnet ) شیپور علامت شروع نمایش یا ختم آن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه سُگوت رَسانیدن - sugut به آخر، به انجام رسانیدن. مثال: یک کار را به سگوتش رسان بعد کار دیگر را سر کن، وی یگان کار را ...

پیشنهاد
١

مثل فارسی تاجیکی، سمرقندی: به سر کسی آفتاب بر آمدن - بعد از مشکلات به راحتی و گشایش رسیدن. مثال: بیچاره آخر به سرش آفتاب برآمد، فرزندانش کلان ( بزرگ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بهر - Bahr دماغ، روحیه، حال و هوا. مثال: جاهای خیلی خوب بوده است بهرم کشاده [گشاده، باز] شد، لب دریا روید بهرتان کشاده می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نارودیسم Narodism از واژه نارود روسی به معنی خلق ( توده مردم ) . Narodnichestvo نارودیسم به معنی خلقگرایی، و معادل پوپولیسم Populism انگلیسی است. شاخ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اینتلیجنتسیا ( روشنفکر ) Intelligentsia واژه روسی دارای ریشه لاتین است که در دهه ۱۸۶۰ میلادی در روسیه باب شد و سپس به سایر زبانهای اروپایی راه یافت. ...

پیشنهاد
١

نیکلای چرنیشفسکی Nikolai Gavrilovich Chernyshevsky ( ۱۸۲۸ تا ۱۸۸۹ ) اندیشمند سیاسی و نویسنده سرشناس روس و متفکر برجسته جنبش انقلابی روسیه. پسر یک کشی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آلکساندر هرزن ( هرتسن، گرتسن ) Alexandr Ivanovich Herzen ( ۱۸۱۲ تا ۱۸۷۰ ) به عنوان اولین متفکر جدی سوسیالیست روسیه شناخته میشود. پسر نامشروع یک اشراف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در نیروی هوائی ) سرگروهبان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناوبان یکم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیر شدن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سالخوردگی، دوام، کهولت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( senatorial ) وابسته به مجلس سنا یا اعضای آن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( senatorian ) وابسته به مجلس سنا یا اعضای آن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شش تائی، شش برابر، ششگانه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =always ) همیشه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ابدیت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

صاف، ساده، بی تاثیر. ( در موسیقی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شش ماهه، نیم ساله.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

حرف نیم صوتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رخ دهنده دومرتبه در هفته، نیم هفتگی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نیمه گرمسیری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه کدر، نیمه شفاف.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مطالعه زبان وادبیات وتاریخ سامی، نژاد شناسی سامی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نیمه مذهبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه همگانی، نیمه عمومی، نیمه دولتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نت یک شانزدهم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه انگلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کمی حاجب ماوراء، نیمه شفاف، نیمه کدر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مردم نیمه چادرنشین، نیمه بیابان گرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نیمه رسمی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانه خوار، بذر خوار، تخم خوار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قبیله سرخ پوست ساکن فلوریدا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه درخشنده، نیمه درخشان، نیمه مجلل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( semilog ) نیمه لگاریتمی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( semilogarithmic ) نیمه لگاریتمی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نیمه مایع، مایع غلیظ، مایع چسبنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه سخت، نیمه محکم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیم آبگون، نیم مایع، نیمه آبکی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نیم ثابت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناکامل، نیم رس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیم شق، نیمه ایستاده، نیمه قائم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای گلبرگهای بیشتر از معمول.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیم خشک، نیم تر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه گنبد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه اهلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه الهی، نیمه خدا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

فیلم سینمائی نیمه مستند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

شعاع دایره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمروزه، در نصف روز انجام گرفته، دو مرتبه در روز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه متبلور، نیمه بلورین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه مستعمراتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه سخت پوست، دارای پوشش شکننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نیمه متمدن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

طبقه زیر، نیم طبقه زیرین ساختمان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه درختی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمه مستقل، نیمه خود مختار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیم حل پذیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( semestrial ) وابسته به نیمسال تحصیلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( semestral ) وابسته به نیمسال تحصیلی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معنی ساده، ذره ئ معنایی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( semeiotic ) مکتب علائم رمزی، ( طب ) وابسته به علائم مرض.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نشان داده شده، افشانده، پراکنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسابقه اسب دوانی که در آن اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود، مسابقه فروشاسب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

موتور همزمان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( seljuk ) سلجوقی، مربوط به دوره سلجوقیان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( seljukian ) سلجوقی، مربوط به دوره سلجوقیان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( self humiliation ) فروتنی، خود شکنی، تذلیل نفس، خوار شماری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جوهر نفس، شخصیت، فردیت، خودیت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اراده شخصی، خود رائی، هوای نفس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خود پرستی، پرستش خویشتن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اعتماد بخود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خود بخود تخلیه کننده بار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نفس خویش را درتنگنا قرار دهنده، برنفس خویش فشار وارد آورنده، خود بخود تنگ شونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خودآزما.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تسلیم نفس، واگذاری خود، تسلیم به اراده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: به دهن ششتن - به دهان نشستن - از غذا و طعامی لذت گرفتن، خوش آمدن و خیلی مقبول شدن طعام. مثال: آشتان بمزه شدست، دهنم به ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بود و شد _ معادل دار و ندار، همگی، هر چه هست. مثال: بود و شدم را خراجات کرده توی کردم، بود و شدم از آنِ تو، پسرم! ، بود و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بینایی - Binoyi به معنی خوب و قابل دیدن. مثال: همسایه مان دختر بینایی دارد، خواستگاری کنید میشود. ریشه این کلمه از دیدن ی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَمَعنی - Bamani خوش آداب، منظم، خوش سلیقه، عاقل. مثال: دختر بَمَعنی، در خواندن ( تحصیل ) هم نغز، در روزگار هم چست و چالا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بطور طبیعی افشانده شدن، بخودی خود افشانده شدن ( تخم ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خود کشی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خودپژوه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پاداش دهنده بخود، دارای اجر فی نفسه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

منع کننده نفس، مسک کننده نفس، خوددار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

توبیخ نفس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود سرکوبی، مسک نفس، خودداری، ترک نفس، حفظ اسرار خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

انکار نفس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نشانی نسبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نسبی، نسبت بخود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود بخود ثبت کننده، بطور خود کار ضبط کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود راستگر، خود بخود تصحیح شونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود ارجاع.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بطور خودکار متعادل شونده، خود بخود تطبیق شونده، خود بخود واکنش کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعادل بدون پایه یا پشیبان، تعادل ناپایدار، موقر، متین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از خود راضی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود کشی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متحرک بطور خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای حرکت خود به خود، دارای حرکت بادی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود افروز، خویشتاب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود بخود نرم شونده، خود بخود روغن کاری شونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قفل شونده بطور خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفنگ خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جامع، شامل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود بینی، خودستائی، خود را بزرگ شماری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =self taught ) خود آموخته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلقین به نفس، هیپنوتیزم خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حکومت بر نفس، خود داری، حکومت خود مختار، حکومت مستقل، حکومت توده مردم، خود فرمانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فداکار، از خود گذشته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودستائی، غرور.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود ساخته، خود بخود تشکیل شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابل گشن گیری، تولید مثل بوسیله گرده خود، بخود بخود گرده افشان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودستائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نفس خود را فراموش کرده، مستغرق در عالم خارج از خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعریف کننده از خود، خودستا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لقاح خود به خود، خود باروری، حاصلخیزی خود به خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در مورد قرار داد ) خود به خود والزام آور، دارای ماده لازم الاجرا، عامل فی نفسه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قائمیت بالذات، واجب الوجودی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحریک شده توسط جریان دینام.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجلیل نفس، بخود بالیدن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مولد نیرو در خود، دارای نیروی خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود آموخته، پیش خود تحصیل کرده، پیش خود درس خوانده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخود بندی، تصنع.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: خودا زَنَد - xudo ، همان خدا به کمرت بزند به گویش دری. در محاورات این سوگند و تعبیر خودا زَنَد پر کار برد است: مثال: خودا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه خودا - xudo Ba ، همان به خدا به گویش دری، یک نوع زنهار و سوگند است که میان پیر و جوان خیلی معمول است. مثال: بَه خودا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَهار رویه - Bahorruya اول بهار. مثال: بهاررویه به طرفهای دهات رفتنی بودم، بهار رویه تعبیر استعاره ای است، یعنی آن وقتی ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِنی وقت - Benivaqt وقت و بی وقت. مثال: بنی وقت آمده از من خبر میگرفت، اما امروز در وقت ضروری نیامد. این تعبیر در اصل بنا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بود کردن - Bud به آخر رسانیدن، تمام کردن، انجام دادن. مثال: پسرم امسال مکتب را بود کرده آمد، یک کار را که فرمودید، تا بود ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلاچَه Baloca ، بچۀ بلا و ناقلا، مثال، نسبت به کودکان نوازش کارانه میگویند: هی بلاچه، تو همه چیز را میدانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلا بَرین، یعنی مثل بلا، مثال: وی بیمار نه، بلا برین ( مثل بلا ) گشته است. در این جا معنی کمی منفی دارد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بیسیاری - Bisyori ، از همان ریشۀ بسیار، اکثر، بیشتر. مثال: امسال بیسیاری در باغ زندگی کردیم، بیسیاریِ بچه ها نغز میخوانند ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلا - Balo ، معادل ناقلا در گویش محاوره ای فارسی نو. به معنی: زیرک، چست و چالاک، شوخ. مثال: پسرچه اش [پسر بچه اش] بلا هم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلَب و دَهَن - dahan Balabu ، معادل سر و زبان دار، شخص خوش گفتار و سخن دانی که خیلی خوب و شیرین حرفش را میزند. مثال: دخت ...

پیشنهاد
٠

آلکساندر دوم ( ۱۸۱۸ تا ۱۸۸۱ ) به اصلاحاتی در نظام مالی روسیه دست زد، به دانشگاهها و قوه قضاییه استقلال بخشید، و به ایالتهای امپراتوری پهناور روسیه خو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

توزیع شونده بطور خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آزاد سازنده نفس خود، رها کننده خویش، خود بخود ترشح کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نفس گرائی، خود رائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نابود کننده خود، خود ویرانگر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =self reliance ) اتکاء بنفس، اعتماد بنفس

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متکی بخود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدافع خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( شخص ) خود فریب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودفریب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اغفال نفس، خود را گول زنی، خود فریبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اغفال شده، فریب نفس خورده، خود فریفته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرورش نفس، تزکیه نفس، خودپروری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوددار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از خود راضی، رضایت از خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود ساخته، تشکیل شده بوسیله نفس خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقدیس نفس خود، ز ترک نفس خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود فزون شماری، اهمیت بخود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تبریک به خود، تعریف از خود، تجلیل نفس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اذعان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محکوم شده توسط نفس خود، مقصر نزد وجدان خویش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پسرچه یعنی پسر بچه. مثال: پسرچه اش [پسر بچه اش] بلا هم چیز را میفهمد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَق بَق - baq Baq ، معادل غُل غُل، سخت جوشیدن یا جوشانیدن شوربا. مثال: شوربا را بق بق جوشاند، بیمزه کرد. فرهنگ واژگان تاج ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَسَر - Basar سرانجام، مرتب، تمیز. تمام خانه ها را تازه کرده همه چیز را بسر کرده ماند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آلکساندر دوم Alexander II تزار روسیه از ۱۸۵۵ تا . ۱۸۸۱ پسر بزرگ تزار نیکلای اول. در ۱۸۴۲ با پرنسس ماری هسه دارمشتات ازدواج کرد. در ۱۸ فوریه ، ۱۸۵۵ در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از خود راضی گری، تن آسائی، خود خوشایندی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود متمم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بطور خودکار بسته شونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رمز خودرس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عدد خود رس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمیل شونده بنفس خود، خودکار، خود بخود پر شونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود رس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود نگار، ثبت شونده بطور خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تادیب نفس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودزاده، پیدا شده در نفس انسان، از خود بوجود آمده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدفون شده در اثر عوامل طبیعی ( نه بدست انسان ) ، خود گورشده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودکور، نادان، گمراه شده توسط نفس خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودفرضی، تیشه روبخودی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودستا، تعریف کننده از خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعریف وتمجید از خود، خودستائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودشناسی، تجزیه وتحلیل خویشتن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجزه وتحلیل کننده خویشتن، خود شناس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =self conceit ) تحسین خود، خودپسندی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود پسند، تن آسا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدرس دار ( جهت ارجاع به فرستنده ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودمیزانی، انطباق خود با محیط یا چیز دیگری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود وفق.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر خود وفق.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فاعل در نفس خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود کار، عامل در نفس خود، خود عمل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عمل فی نفسه، خود عملی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اتهام به خود، عمل تهمت زدن به خویشتن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسب وتحصیل شده بوسیله خود شخص ( نه از راه توارث ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انکار کننده نفس خود، دارای کف نفس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودرهائی، افسارگسیختگی، پیروی از هوی هوس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودرها، متروکه، رها شده، تسلیم هوای نفس شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکسو کننده ئ سلنیومی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لامپ گزینش، سلکترون.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ردیابی گزیده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیاهه برداری گزیده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خدمت داوطلبانه نظام.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فراخوانی گزیده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روگرفت گزیده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستیابی گزیده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جور کردن گزینشی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گزینه، گزینه انتخاب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نسبت گزینش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقابله گزینش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آمین '، ' متبارک باد'.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

علف بواسیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =sitting ) نشسته، درحال جلوس، درحال چمباتمه زدن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( حق. ) تصرف کننده، ضبط کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( seisin ) تصرف مطلق، تصرف املاک، احراز ملکیت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زلزله نگار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زلزله نگاری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پدیده های زمین لرزه، فعالیت لزرشی وارتعاشی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( inzsei ) تصرف مطلق، تصرف املاک، احراز ملکیت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دام گستر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( ezsei ) مالک شدن، تصاحب کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =seignioral ) اربابی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امارت، قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =seigniorage ) حق الضرب، حق ویژه ارباب صاحب تیول.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =seignoral ) اربابی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آقا، ارباب، صاحب تیول.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارباب وار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قلمرو حکومت لرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجزیه طلب، طالب جدائی، وابسته به تفکیک وتبعیض.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زنبق پایا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیاز خوراکی زنبق.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متهم کننده نفس خود، خود را مقصر داننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پارچه راه راه نخی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چکان، چکه چکه ریزنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَس مَه بَس. یعنی مسابقه. کاری را با مسابقه انجام دادن. مثال: آنها بَس مَه بَس در یک آن میوه ها را غنداشته گرفتند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَس آمدن - Bas برابر آمدن، برابر کردن. مثال: در خواندن به وی هیچ کس بس آمده نمیتواند، مان، جنجال نکن، بیهوده به این آدم ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَس - Bas تمام، کافی، آخر هر عمل، قانع بودن. مثال: کار را بس کن، به خانه میرویم، ما به خانه آن کس رفت و آمد را بس کردیم، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آلکساندر دوم Alexander II تزار روسیه از ۱۸۵۵ تا . ۱۸۸۱ پسر بزرگ تزار نیکلای اول. در ۱۸۴۲ با پرنسس ماری هسه دارمشتات ازدواج کرد. در ۱۸ فوریه ، ۱۸۵۵ در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تاخیر پیگردی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بذرکار، بذرپاش، بذر افشان، تخم گیاه فروش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

موقع تخم کاری، فصل بذر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بذر مانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بذر افشان، تخم پاش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پر از بذر، پر تخم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی تخم، بی هسته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مروارید کوچک وبی قاعده، رنگ کمرنگ مایل به خاکستری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

گل ناز، ابرون صغیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

زن اغوا کننده، دلفریب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پر از جگن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

یکی از سه صندلی محراب یا صدر کلیسا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تامین، تحصیل، تشیید.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تحصیل کننده، بدست آورنده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

یک سوئی، یک طرفی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دنیوی کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نشانی دهی قطاعی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عضو حزب، فرقه ای.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ترشح کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دبیری، منشی گری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

انجمن سری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سیم پیچ ثانویه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جنس وسط فروش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

پیش بینی کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

درجه دوم، وسط، دومین درجه، دومین مرتبه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تفکیک، تمیز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژگان سمرقندی اگر چه دَری هستند، لیکن چون با دری اصیل و ازبک و قرقیزی اختلاف دارند، بصورت تفکیک شده قرار دادم. از راهنمایی شما سپاسگزارم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَرهَم دادن - Barham برهم زدن، تمام کردن، خاتمه دادن. مثال: ما به خانه آن کس رفت و آمد را بر هم دادیم، این کارتان را بر ه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُروش - Burus همان بُرِش از بریدن پارسی، به معنی خلق، سیما، قابلیت. به معنی منفی بکار میرود. مثال: دخترمان بی بروش برامد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَر وَقت - Barvaqt همانموقع، به موقع، سروقت. ( فردا بر وقت بیا، من بر وقت آمدم که بعضی کارها را کرده گیرم، سحر بر وقت به ...

پیشنهاد
١

فلورنس نایتینگل به یک خانواده ثروتمند انگلیسی تعلق داشت. با شروع جنگ کریمه اخبار فراوانی درباره وضع اسفناک مجروحین انگلیسی در مطبوعات این کشور درج شد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

روسو فوبیا Russophobia یعنی نفرت توأم با ترس از اقتدار روسیه است که در زمان نیکلای اول، چون موجی بریتانیا و تمامی لیبرالها و رادیکالهای اروپایی را فر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جدا کردن، تجزیه طلب شدن، تمیز دادن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قیچی باغبانی، شاخه قطع کن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رنگ کاری روی گچ خشک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرسوده در اثر دریا، سائیده بواسطه دریا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریا راه، دریای متلاطم، مسیر کشتی، راه دریائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جا، تهیه جا، محل استقرار، نشیمن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریا کنار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چاشنی زننده، ادویه زننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساحلی، ساکن دریاکنار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

بدون جستجو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

حکم تفتیش منزل، حکم بازرسی و ورود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلید جستجو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرخه جستجو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( sea purse ) گرداب دریا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درز مانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پوست خوک آبی، جامه ای که از پوست خوک آبی بدوزند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محصور بوسیله دریا، محاط دریا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ملوان، دریا نورد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ملوانان، دریا نوردان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساحل دریا، دریا کنار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریا نوردی، وارد به رموز دریا نوردی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کرانه دریا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کیف پارچه ئی محتوی لباس ملوانان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( seapuss ) گرداب دریا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جاده دریائی، مسیر دریائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدرت بحری، نیروی دریائی، کشور حاکم بر دریاها.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنگ سبز مایل بابی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ملوان کهنه کار، خوک دریائی، گاو دریائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sea crawfish ) خرچنگ خاردار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =sea crayfish ) خرچنگ خاردار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاو دریائی، نهنگ، اسب آبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لنگر کشتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شقایق دریائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدح یا آبخوری دودسته، جام گل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سپرچه، پوشش سپر مانند جانوران، فلس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scotcher ) تازیانه زن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سپرمانند، بیضی، فلس دار، پوشیده از فلس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیشه معماری، شلاق زدن، کتک زدن، پنبه زنی کردن، پهن کردن، باز کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =escutcheon ) سپر، سپرحاوی نشان خانوادگی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُزمَه کار - Buzmakar ویرانگر، فتنه گر. مثال: این آدم بُزمَه کار، همه را به یکدیگر جنگ می اندازد ( دوبهم زنی ) . نسبت به ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: برودوز - Buruduz برودوز کردن، ( برو= بریدن دوز= دوخت= آماده و مهیا ) همان مثالی که خودمان میگوییم: ریش و قیچی دست خودت با ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَرگَه به بُز نشد. این تعبیر در صورت کمبود چیزی در حین تقسیم که به کسی کم برسد میگویند، کاربرد میشود، یعنی چیز موجود به ح ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَرَکه - Baraka که شکل تغییر یافته برکت است، و در این معنی خیلی بسیار در موردهای مختلف مستعمل است، معنی به زبان خودشان: ش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

روسو فوبیا یعنی نفرت توأم با ترس از اقتدار روسیه است که در زمان نیکلای اول، چون موجی بریتانیا و تمامی لیبرالها و رادیکالهای اروپایی را فرا گرفت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

صادق رفعت پاشا Sadik Rifat Pasha اولین اندیشمند عثمانی است که واژه ملت را به معنای جدید مردم و اتباع دولت، معادل با nation فرانسه، به کار برد. تا آن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پوشیده از فلس های بزرگ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scurrilous ) فحاش، بد دهن، ناسزا گو

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سبوسه، پوسته، شوره سر، وازده اجتماع، سفیدک زدن، باشوره پوشاندن، زدودن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شوره دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

انگور مشک، شراب،

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

انزجار، مایه نفرت، احساس نفرت کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شبیه مجسمه، ساخته شده به شکل مجسمه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sculptor ) مجسمه ساز، حجار، پیکر تراش، تندیس گر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شاگر آشپز، پست، دون، پادو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

پاروی عقب کشتی، پارو زدن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قایقران.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قابل درجه بندی، تفوق پذیر، بالارفتنی، پوست کندنی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

باریک بین، نکته سنج، مراقب، موشکاف.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

هجوم آوردن، ازدحام کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تزئینات طوماری شکل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اره منبت کاری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

شیاردار، دارای شیار کم عمق.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی، کار منقور، هنر منبت کاری، قلمزنی کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

انبان، توشه دان، گواهی نامه موقت، نوشته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خسیس، ناکافی، کم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رجز خوان، پر سر وصدا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( اسکاتلند ) لیز خوردن، تند خواندن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قلاویز، شیار برجسته ومارپیچی بدون پیچ، خان درون پیچ.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبیه آچار، آچارمانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پروانه کشتی، پروانه هواپیما، ملخ کشتی یا هواپیما.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

مته کار، آچاردار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آچار چوبی سوراخ دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =filmdom ) جهان سینما

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قابل نمایش بر روی پرده ( تلویزیون وغیره ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای صدای گوشخراش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( screak ) صدای ناهنجار ( مثل صدای ترمز شدید ماشین ) ، صدای گوشخراش ایجاد کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی اندازه، بی نهایت.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای صدای گوشخراش.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =screeck ) صدای ناهنجار ( مثل صدای ترمز شدید ماشین ) ، صدای گوشخراش ایجاد کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُردَیکَک Burdekak از تصغیر بُردَه - Burda لقمه، قطعه، ریزه، یک تکه کوچک، یک خُرده. مثال: یک برده نان ته ( بده ) ، یک برد ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٣

صادق رفعت پاشا اولین اندیشمند عثمانی است که واژه ملت را به معنای جدید مردم و اتباع دولت، معادل با nation فرانسه، به کار برد. تا آن زمان در عثمانی واژ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُردَه - Burda لقمه، قطعه، ریزه، یک تکه کوچک، یک خُرده. مثال: یک بُردَه نان ته ( بده ) ، یک بُردَه گوشت به زور از گلویش گ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٣

جیره زن بابایی اصطلاحی عامیانه در اعتراض به سهم کم، مقدار کم هنگام تقسیم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَردَم - Bardam ، هیکلی، تنومند، در حق شخصی قوی هیکل و تندرست میگویند. مثال: آن کس حالی بردم، هیچ کس شصت ساله نمی گوید، ی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: برداش که در اصل برداشت است، مخفف شده، و بر خلاف معنی پارسی، به معنی صبر، بردباری، تحمل و خویشتنداری است، مثال: کمتر ( کمی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

حافظه چرکنویسی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

پاره پارگی، اوراق شدگی، ستیزه جوئی، فتنه جوئی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( unmelodious ، =harsh ) ( صدای ) خشن وضعیف، لاغر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسوده نویس.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم ترشرو، آدم مهمل.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

قایق چهار گوش، و ته پهن، قایق تفریحی، با قایق چهارگوش حمل کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

تازیانه زن، موجب بلا.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی، خسیسانه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

زبان محلی مردم اسکاتلند، وابسته به زبان گالیک اسکاتلند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( scotchman ) اسکاتلندی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

آداب وخصوصیات اسکاتلندی، خسیسی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اداره کارآگاهی لندن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی، خسیس.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرغابی سیاه، پاریلا.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

شبیه اسکاتلندیها.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( حق. ) حکم گنگ، حکم غیر قطعی و دو پهلو.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( scutcher ) تازیانه زن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) جریمه یامالیات دسته جمعی، کاملا.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

عقرب وار، عقرب.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

تفاله گیری، کف گیری، تفاله سازی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به تفاله کردن، تبدیل به کف کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

کف دار، تفاله دار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناشی از کمبود ویتامین C.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

دسته موی شبیه جاروب، کلاله مو.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلاله مانند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

ملاقه زن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scone ) کلوچه یا کیک چای، بیسکویت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش کننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قانون شکن، ناقض قانون.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر شما قافلان عزیز و از نظرات شما سپاسگزارم، در ترکی آسته ( پایین ) و تاجیکی اَسته ( آهسته ) کمی تشابه دارند ولی زمانی که بخواهند واژه ( یواش یو ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر دوست عزیزم قافلان گرامی، آفرین بله تمدن کهن ایرانی در هزاره های قدیم ( قبل از اسلام ) مجموعه ای از اقوام پارس و ترک ( آناتولی ) و عرب ( میان ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( indurated ، =hard ) متصلب، پینه خورده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sclerous ) متصلب.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

تصلب سنج، سختی سنج.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی برای گوشی های همراه ( موبایل ) مدل پایین مانند بلاک بری، در گویش عامیانه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُرّا - Burro تیز و برنده. چنان که کارد برّا، شمشیر برّا در گویش سمرقندیان مجازا به معنی سخن و نطق را تند و قاطع گفتن می ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَرار گرفتن کار - به چیزی موفق شدن - توفیق یافت: اگر خدا خواهد کارتان برار میگیرد، بگو خدا کارم برار گیرد. این واژه از فع ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بدنفس - Badnafs آدم پرخور، شکمو: از بد نفسی همه روز درد شکم دارد، وی خیلی بدنفس است، او را سیر کردن دشوار. در نظم کلاسیکی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَدگیر - Badgir کینه ای، شکاک، بدبین: آشنای تو بدگیر است، گپ ( حرف ) درست را هم به چپ ( بدی ) میگیر، یا: برادرت آدم بدگیر ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَد شدن: دشمن شدن، خصومت ورزیدن. برادرتان خود به خود با من بد شده ماندند. در تاریخنامه طبری در شکل بد بودن آمده است: اسما ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَدَست و پا - همان با دست و پا، شخص چست و چالاک و به هر کار مستعد. دخترتان خیلی بَدست و پا بوده است، همه کار از دستش می آ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَداشت - سخت، مستحکم، بادوام. مقاوم: این متاع خیلی بَداشت بوده است، کفش بازار خیلی بداشت برامد، جامه شما خیلی بداشت بوده ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِخَلفه - Bexalfa شکل بهم ریخته واژه ( بی بی خلیفه ) است، معنی: آموزگار معلمه مکتبهای دخترانه شخصی را بخلفه میگفتند، یعنی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُخس - Buxs تنگی، اندوه، غم، درد و غیره: در خانه تنها شیشته ( نشستن ) دلم بخس کرد، پیش من آمده بُخس دلش را گشود. یعنی آنچ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بچه معنا - این و مانند این ترکیب در گویش سمرقندیان خیلی زیاد است. ( بچه معنا به گپ ( حرف ) گوش میکند ) ، آدم معنا یک کار ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَحْلَوَت - Bahlavat چیز خوبی که به کسی راحتی و نشاط میدهد: آش بحلوت پخته ای، آمدم و خوردم، این تعبیر در اصل به حلاوت، با ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بتون Butun - به معنی درسته، نشکسته، سالم و ضرر ندیده می آید. نان بتون را نه شکن بریده ها هست، این کاسه بتون بود، تو شکستی ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بالار - Bolor در اصل بالارگر بوده که مخفف شده: تیرهای چوبی بزرگ و بلند که برای سقف خانه یا ایوان به مسافت معینی گذاشته بع ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: باز - در ترکیب عبارت طول وقت را نشان میدهد. دو روز باز باران می بارد، سه سال باز در تاشکند زندگی میکند، همان روز باز توی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: عباره به معنای: عبارت، هنوز در گویش و واژگان فارسی تاجیکی، سمرقندی به شکل عباره پرکاربرد است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: دادرتان یعنی برادر کوچکترتان

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَینِ و آنِ شکل تحریف شده، مخفف از آنِ، همه جای منزل اَینِ شما شد، این کتاب اَینِ که؟ در اسرار التوحید عبارت اَینِ و آنِ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ایقاق، ایغاق - Aygoq ، اگرچه در کتب سمرقندی اشتباه مینویسند و شکل درست آن اَیغاغ و با الف مفتوح است، به معنی بی حیا، بی ش ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: او را بردند و دیگری را آوردند - یعنی عوض شد و تغییر کرد، در موردی میگویند که کسی به سببی از وضع معمول یکباره به حالت اضطر ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اودّه - Udda شکل تحریف شده عهده است. مثال: وی این کار را اودّه کرده نمیتواند. یعنی به عهده گرفته ولی نمیتواند، یا: از اود ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اِنزلین، اِنیلین - Inzaylin Inzalin یعنی اینجور، اینطور. مثال: انزلین آدم را مسخره نکن، همین زلین آدم را خفه کرده ( رنجان ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

صفحه سخت، سیخک متصلب.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( بازی گلف ) تماس چوگان با زمین قبل از خوردن به توپ، ضربت مختصر، سیلی نرم، برزمین خوردن چوگان گلف.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

سنجاب مانند، مثل دم سنجاب.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

برنده، قطع کننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( scirrhous ) ( درمورد تومور ) سخت، سفت، زره ای

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

غیبگو از روی سایه مرده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sciolist ) دانشمندنما، دارای اطلاعات سطحی، شارلاتان.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

غیب گوئی از روی سایه مرده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اطلاعات ومعلومات سطحی، شارلاتان بازی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sciolistic ) دانشمندنما، دارای اطلاعات سطحی، شارلاتان.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sparkling ، =scintillating ) جرقه زننده، بارقه دار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

به شکل سقنقر، ماهی سقنقر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( videlicet ، =namely ) بعبارت دیگر، یعنی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیاز عنصل.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =capable ) دانا، ماهر، علمی، وابسته به علم، مولد علم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =knowing ) دانا

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

احساسات شدید، احساسات افراطی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

کشتی یا قایق دو دکلی، گاری سفری، گاری روپوش دار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( اسکی ) شوس، لغزش بطور مستقیم وسریع، مستقیما از سرآشیب پائین رفتن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساعات درس مدرسه، دوره تحصیلی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

مدیره آموزشگاه، خانم رئیس.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =classroom ) کلاس، اطاق درس

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =schoolastic ) پیرو روش تحقیقی قرون وسطی، مدرسه ئی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schoolmarm ) خانم معلم، خانم دبیر، مدیره مدرسه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schoolman ) پیرو روش تحقیقی قرون وسطی، مدرسه ئی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =commentator ) مفسر، مفسر آثار ادبی کهن، حاشیه نویس.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اهل تحقق وتتبع، علم فروش.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scholastic ) مدرسه ای، آموزشگاهی، استادانه، دقیق.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تتبع، تحقیق علمی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گدای یهودی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لوله دخول و خروج هوا در زیر دریائی، لوله مخصوص تنفس در زیر آب، با لوله تنفس زیر آبی رفتن ( snorkel ) .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =dolt ) احمق، خرشو

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگ ' تری یر ' آلمانی نژاد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشروب جین قوی هلندی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( zschmalt yzschmalt ) کوچک وکم اهمیت، موسیقی یااثر هنری خیال انگیز ورویائی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) جنون همراه با خیال پرستی ومالیخولیا شبیه جنون جوانی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( ophrenicz=schi ) مبتلا بجنون جوانی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارگانیسم های ریز فاقد کلروفیل که جزء قارچ محسوبند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبیه ارگانیسم های قارچی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تولید مثل بوسیله شکاف خوردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تولید مثل بوسیله شکاف یا تقسیم سلولی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistose ) متورق، مثل سنگ لوح.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistosoma ) کرمهای پهن، شیستوزوم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistosome ) کرمهای پهن، شیستوزوم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schistous ) متورق، مثل سنگ لوح.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( shist ) شیست متورق.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شقاق داشتن، جدا شدن از، تفرقه انداختن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( schism ) جدائی، شقاق، انفصال، اختلاف، ایجاد جدائی، تفرقه، اختلاف وتفرقه درکلیسا

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفرقه جو.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( schismatical ) تفرقه انداز، تفرقه جویانه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قطعه نشاط انگیز وهزلی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلفیق کننده، بدعتکار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صف زمان بندی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای عصای سلطنتی، شاه، شاهانه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اردک قرمز آسیا واروپا وآمریکا.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پراکنده ساز.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنجاق سینه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قالیچه کوچک.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مالیات عوارض.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =coprophagous ) کثافت خوار، سرگین خوار

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای جای زخم، دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلول آتشی، مریم سرخ. ( گیاه )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =scarlet fever ) ( طب ) تب مخملک

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای ظاهر خشک وپلاسیده، چروکیده خشک.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکافنده، تیغ زننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیغ زدن، از رو شکافتن، نیش زدن، بهم زدن، شدیدا انتقاد کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scary ) ترسناک، ترسان

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترساننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوسک سرگین خوار بزرگ.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( scaramouche ) ( باحرف بزرگ اسم خاص ) دلقک بزدل وکتک خور نمایش کودکان ایتالیا، عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی، آدم بزدل وپست

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم بی پروا وبی ملاحظه، اصلاح ناپذیر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به صعود، صعودی، بالارونده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

دراخمان واژه ای ترکی است و به مترجم در حکومت عثمانی عنوان دراخمان داده میشد که پیشوند نام او قرار میگرفت بعنوان مثال دراخمان بابعالی، یا دراخمان رشید.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میدان گلخانه بخشی از باغهایی است که در شرق سرای توپقاپی استانبول، محل سکونت سلطان، و در حاشیه دریای مرمره واقع بوده. خط شریف گلخانه در واقع خط همایون ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اوبده � - bada ، پاره، دریده، فرسوده ( لباس ) . مثال: یک جامه اوبده را پوشیده آمده است. یا: این اوبده ها را براورده آتش ب ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اوبّا � - bbo ندای تأسف. ( احتمالاً مخفف ای بابا باشد ) مثال: اوبّا، کار خوب نشده است دیه. اوبّا، کس به همین هم خفه میشود ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اِنزلین، اِنیلین - Inzaylin Inzalin یعنی اینجور، اینطور. مثال: انزلین آدم را مسخره نکن، همین زلین آدم را خفه کرده ( رنجان ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اندک مندک - معادل کم کمک، کم، ناچیز. مثال: چنان بسیار آوره است که اندک مندک نه، بیچاره اندک مندک غم نخورد. یعنی بیچاره خی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اندک - Andak کمی، یک خرده. مثلاً: از گندمتان اندک به من می دادید، اندک جنگ کرده بودم که از من رنجید، اندک دیر کردم، عذر م ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: انداختن - وانمود کردن، به وضع ( حالت ) غیر واقعی نشان دادن خود را. مثلاً من به وی گپ ( حرف ) میزنم، وی خودش را به خواب می ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقطیع شعری، قرائت شعر با وزن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =climbing ) گیاه چسبنده و بالا رونده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد افتضاح، فضاحت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوره ئ پویش.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیاه محموده، سقمونیا ( convolvulus scammonia ) .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای باله های فلس دار. ( ماهی )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاکل.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( scallywag ، =scalawag ) نمایش و ارائه ارقام و اشکال از صور ساده بصور مشکل تدریجی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنگره دار کننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جرب، خارش، کچلی، سعفه، کثیف، پست.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فلس مانند، ترازو مانند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زره پولک دار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جانور نحیف وکم ارزش، آدم رذل، جمهوری خواه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حاصل ضرب عددی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میزان، درجه، توزین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگ مرمر نما.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مامیثا، مامیثای صحرائی. ( گیاه )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دله دار، دله مانند، جرب دار، دلمه بسته، کثیف، نکبتی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خارش دار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نتراشیده ونخراشیده کردن، ( درسنگ چینی ) زمخت وناصاف تهیه کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گوینده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوازنده ساکسوفون.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیپور برنجی دارای صدای بم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سفرس، گیاه سنگروی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( saxicoline ) سنگ زی، صخره زی، جانور سنگ زی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیپور برنجی صدا بلند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( saxicolous ) سنگ زی، صخره زی، جانور سنگ زی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

موج دنده اره ای.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

الوار مناسب برای اره کشی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( simpleton ، =fool ) احمق، ساده لوح

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اره تیز کن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کلم پیچ.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( savvy ) ادراک، فهم، فهمیدن، درک کردن، زرنگ ودانا

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مزه دار، خوش طعم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوش مزه، لذیذ.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قللک، صندوق پس انداز.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مای مرز، ریس. ( گیاه )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( سوسیس انگلیسی بسیار پر ادویه و خشک ) سیولوی، سوسیگ خشک کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( savable ) پس انداز کردنی، اندوختنی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شراب زرد نیمه شیرین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( saveable ) پس انداز کردنی، اندوختنی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ماهی باریک اندام و دراز منقار اقیانوس اطلس.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ولگرد، پرسه زن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به سوسماران، سوسماری، سوسمار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدم بیشرم، بچه پر رو.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به زحل.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشباع کننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( روم قدیم ) جشن خدای زحل، عیاشی، هرزگی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزمایش اشباعی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اشباع شدنی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشباع شده، سیر، بحد اشباع رسیده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( افسانه یونان - روم ) خدای بذر کاری، زحل.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَنایی - Anoyi نادان، جاهلکم عقل، احمق. من انایی نیستم که به گپ ( حرف ) هر کس درایم. تو را انایی دانسته فریب کردنی شده اس ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اِلهق شدن، الحاق شدن، ملحق شدن، به چیزی سخت مشتاق بودن، سخت انتظار کشیدن. الهق شده شیشتیم ( نشستیم ) که ما را ضیافت میکنی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: النگه - Alanga زبانه، اَلو، شعله آتش ( برهان ) . النگه آتشدان بلند شد، پست تر کنید ( شعله آتشدان زیاد شد، کم کنید ) ، الن ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

گیاه خشب اخضر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( satinette ) پارچه اطلس نما، روح الاطلس

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( satinet ) پارچه اطلس نما، روح الاطلس

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sateen ) اطلس نما، ساتین

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( satine ) اطلس نما، ساتین

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sasanian ) ساسانی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساسانی، ( وابسته به سلسله ساسانی ) .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sassanian ) ساسانی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sarcenet ) پارچه ابریشمی، پارچه پشمی سنگین، نرم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای شاخه های نازک وخیمده بالا رونده ( مثل نیلوفر ) .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوعی عقیق قرمز سیر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sard ) عقیق سرخ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گوشتی، عضلانی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =carnivorous ) گوشت خوار

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گوشتخواری.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابتلاء به تومور بدخیم نسج هم بند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sarsenet ) پارچه ابریشمی، پارچه پشمی سنگین، نرم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جانور پوسیده زی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تغذیه کننده از مواد پوسیده وآلی، پوسیده خوار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( saprophyte ) پوسیده زی، خورنده مواد پوسیده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مولد یامحصول مواد گندیده، ایجاد شده در اثر گندیدن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طبق زنی ( lesbianism ) همجنس خواهی زنان.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یاقوتی رنگ، ساخته شده از یاقوت کبود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sapor ) ذائقه، مزه، خوش طعمی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sapour ) ذائقه، مزه، خوش طعمی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوش مزه، خوش طعم.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابل تبدیل به صابون.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صابونی، صابون دار، لیز ( مثل صابون ) .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صابون دار، صابون زده، دارای محلول صابونی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی شیره، بی نیرو، بیمزه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیاهرگ سافنا.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنگ زرد مایل به سبز سیر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدم خرفت وکودن، انتهای نقب نظامی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( santaclaus ) بابانوئل

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیروی از اصول انقلاب افراطی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

درود بر شما بارسلان عزیزم و سپاسمند از راهنمایی شما. آنرا تصحیح کردم و ریشه ترکی آنرا اضافه کردم. شما هم در اوقات فراغت، به این قسمت نظارت کنید، چو ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خط همایون یا خط شریف به دستخط سلطان عثمانی اطلاق میشد. مصطفی رشید پاشا فرمان تنظیمات را در میدان گلخانه قرائت کرد و به این دلیل به خط شریف گلخانه شهر ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: المایی الجایی - aljoyi - Almoyi معادل سفسطه، پرت و پلا، هزیان، گپ بی سر و بن. ( حرف بی سر و ته ) مثلاً: بیچاره، بیمار بی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: الفت - Ulfat مصاحب، دوست، همنشین. ( سه چار الفت جمع شده بودیم ) برادرتان آدم الفت - دیه. این واژه در فارسی خودمان بصورت ا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: الجله ( الجلّه ) کردن Aljila ( aljilla ) - اراجیف، یاوه، مهملات، از بی عقلی یا در حالت مستی نزد کسی آمده یا در صحبتی نشست ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اِلّت کردن - سخت گپ ( حرف ) زدن، به دل سخت ( دلتنگی، دلگیری ) رسیدن، رنجاندن. ( فقط اِلّت کرده ( دلتنگ شده ) گپ میزند، نم ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: البستی - Albasti همچون اسم تجسم سیما و پیکر زشت، ابلیس، نازیبا، دیو صورت و ناهنجار است. افتش ( رخسارش ) البستی ها برین ( ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَقَلَن - Aqalan ، در واژه امروزی بصورت اَقَلَّن و لااقل، استفاده میکنیم، اقلن هیچ نباشد، به حداقل. ( اقلن خودتان یک آمده ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَقّال - Aqqol حقا، حقیقتاً، واقعاً، در واقع، نهایت درست. �اقال در وقتش آمدی - دیه! � یعنی نهایت خوب است که در وقتش آمدی. ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَفْت - Aft سیما، چهره، اندام �افتش را درست ندیدم�، �چنان بد دیدم که به افتش نگاه کردنم نمی آید�، �افتتان به مورم ( میرم ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صحی کردن، دارای لوازم بهداشتی کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چرک وخون، خونابه، زرد آب.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خونابه دار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چرک وخونی، چرک وخون دار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sainfoin ) اسپرس

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگ ماسه، سنگ ریگی، سنگ سیاه، ماسه سنگ.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ماشین سنباده زنی وصیقل کاری.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چوب محکم وسخت صندل سفید.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توده ماسه، توده شن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای چشم تار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sanctum قدس الاقداس holies of holy the

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقدیس کننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقدیس کردن، برای امر مقدسی تخصیص دادن، تطهیر کردن، پاک کردن، مقدس شمردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیوار شنی ساحلی، کران ماسه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sanative ) شفادهنده، علاج کننده بهبودی دهنده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

سامسون وار، پهلوان وار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آسایشگاه، بیمارستان مسلولین. ( sanitorium ، sanatorium ) آسایشگاه، بیمارستان مسلولین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمونه برداری، نمونه گیری.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قایق سقف حصیری و بادبانی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رازیانه آبی، کاکله.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به یا اهل جزیره ساموا واقع در پلینزی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پارچه زربفت ابریشمی سنگین، پارچه زری، جامه زربفت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sambur ) گوزن یال دار بزرگ آسیا

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sambar ) گوزن یال دار بزرگ آسیا

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محلول معطر آب آمونیاک والکل.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سامریه در فلسطین قدیم، پودر زرد کمرنگی بفرمول O ۳ sm ۲.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salverform ) لوله ای شکل، خمره ای شکل

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salver shaped ) لوله ای شکل، خمره ای شکل

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تهنیت آمیز.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگ شکاری بوئی، تازی بوئی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمک فروشی، استخراج کننده نمک، نمک زن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بانو شاعره نیم تاج سلماسی از زنان شاعری است که در هنگامه جنگ جهانی اول آثاری از او انتشار یافته که اثر معروف او غزلی است که راجع به خصوصیات آثار و ا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَسِّیاق - Assiyaq همانا، ظاهرا، مثل این که. مثال: اسیاق کسی به خانه درامد. آن کس اسیاق نمی آیند. این تعبیر در اصل از دو ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خانواده گیاهان قازایاغی، اسفناجیان.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جست وخیز، رقص، جنبش ناگهانی، جهش ناگهانی، جهش خون شریان، پیشروی به تدریج.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( saltatory ) رقصی، جست وخیزی، افتان وخیزان

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جست وخیزی، رقصی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شوره قلمی، نیترات پتاسیم، شوره برگ تنباکو.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

علف شوره زار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگ نمک.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salt away ) ( گوشت وغیره را ) نمک سود کردن، نمک زدن به ( برای حفظ گوشت وغیره ) ، اندوختن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salp ) جنسی از جانوران گرمسیری زجاجی و خمره ای شکل اقیانوسی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( saloop ) ثعلب، سحلب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salop ) ثعلب، سحلب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تمشک سرخ خوراکی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنگ پریده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروازه بزرگ قلعه، درب ورودی بزرگ، دریچه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salade ) کلاه خود سبک قرن پانزدهم بدون زره صورت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salic law ) محرومیت اولاد اناث از توارث تاج وتخت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوراک گوشت گاو مخلوط با تخم مرغ وشیر.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمک سنج.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل به نمک کردن، نمک زدن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salique law ) محرومیت اولاد اناث از توارث تاج وتخت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محل فروش، فروشگاه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بانوی فروشنده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فروشندگی، هنر فروشندگی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مالیات بر فروش کالا.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =cash register ) صندوق پول یا ماشین دخل مغازه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صورت فروش.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حسابداری فروش.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحلیل فروش.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون آمده، درحال جست وخیز ( تصویر شده ) ، برجسته، چشمگیر، بیرون زده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salep ) سحلب، ثعلب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون آمده، درحال جست وخیز ( تصویر شده ) ، برجسته، چشمگیر، بیرون زده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مارمولک وار، سمندری.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sallet ) کلاه خود سبک قرن پانزدهم بدون زره صورت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلام، سلام کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت فروش.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

خط شریف یا خط همایون به دستخط سلطان عثمانی اطلاق میشد. مصطفی رشید پاشا فرمان تنظیمات را در میدان گلخانه قرائت کرد و به این دلیل به خط شریف گلخانه شهر ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: استه - Asta مخفف آهسته. بیشتر در شکل مکرر بکار گرفته میشود. استه استه گرد، کجا این قدر میدوی؟ استه استه به همین مرتبه رسی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدوسیت، حضرت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدوسیت، حضرت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگ راهنمای کوهستان، نوعی سگ بزرگ.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sanfoin ) اسپرس

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sailor ) دریا نورد، ملوان، قایق بادبانی، ملاح، ناوی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =safety onez ) بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( wisdom ) عقل، معرفت، دانائی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر شما بارسلان عزیز واژه های ترکی، عربی و. . . در زبان پارسی عزیز مربوط به ایران کهن است، چون آناتولی، میان رودان، مصر، هند و. . . بخشی از ایران ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُرچَک - Burcak گوشه، کُنجک، یا عموما گوشه خانه یا در گوشه میز: بینم که در یک برچک ( یعنی گوشه خانه ) خاموش سرش خم نشسته ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اوریب - Ureb کج، ناراست. �کاغذ را اوریب بریدن�، �یک طرف دامن جامه اوریب آمده است�. این واژه در قدیم شکل �ؤریب� داشته و در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتوی سنگین، اتوی دارای دو نوک تیز ودسته متحرک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدوقی، زندیقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لاله درختی، بدنه چوبی زین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کوهه زین، قاچ زین، قاش زین، قرپوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عرق گیر اسب، نمد زیر زین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

چرم زین سازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خورجین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاصره ای خاجی.

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: استخوان نداشتن، در کاری چست و چالاک بودن، عملی را با شوق واشتیاق انجام دادن. ( میدانم شما در مهمانداری استخوان ندارید. شم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فداکار، قربانی کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( saccate ) کیسه مانند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =trombone ) شیپور قدیمی، ترومبون، چنگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غارتگر، یغماگر، کیسه پرکن، کیسه ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ژاکت یا کت دارای یک یا دو ردیف دگمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کیسه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تشکیل کیسه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت قندی، شیرینی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قند سنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به قند کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساخارین دار، مرکب از ساخارین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماسه ای، شن زار، ریگ زار، ماسه دار، دارای شن ریزه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( saclike ) کیسه مانند

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: این واژه خیلی کمرنگ در کشورمان هنوز استعمال میشود، اشکیل به معنی بند آمده است. �بند و اشکیل کرده گرفته است�، �اشکال� که ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اسپ و قمچین - qamcin Aspu به کاری زود آماده شدن. چنانچه چند دوست به تفریح یا به سفری رفتنی هستند، یکی از دیگری زودتر آماد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اژده اژده - ajda Ajda این تعبیر در همین شکل مکرر استعمال میشود. معادل پاره پاره، سوراخ سوراخ. �کفشم از بسیار پوشیدن اژده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: از دو سر - خواه ناخواه، در هر صورت، ناچار. �می خواهید نمی خواهید وی از دو سر خواستگی ( به دلخواه ) کارش را میکند�، �من کو ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: از چشم سرمه را زدن، این واژه زدن همان دزدیدن خودمان است، مثال: دزد کیفم را زد، یعنی کیفم را دزدید، و نسبت به افراد عیاش و ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی سمرقندی: از بینی بالا گپ زدن، درشت گویی، سخن زیادتی یا سخت گفتن در نسبت شخص زودرنج. �به دختر آن کس از بینی بالا گپ زده نمیشود، زود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی سمرقندی: از بار همین، برای همین، از همین سبب. �وی دروغ گفت از بار همین پیش کردم ( نگ ) � این عباره شکل مخفف �از برای همین� است. سنا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: واژه اِرَم Iram به معنی �نشانه تیر� آمده است. احتمال می رود �اریم� اصلا �ارم� بوده است و مجازا به معنی عموما �نشان و علام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی سمرقندی: اِریم - Irim علامت، نشان، اریم کردن - چیزی را علامت گرفتن. �بسیار گریه و ناله نکنید، اریمش گنده ( بد ) �، �ناشکری نکنید، ا ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ارّتی - Irrati چیز ساخته، چیزی که به جای اصل آمده است. �دندانتان ارتی ( آریتی، عاریتی ) بوده است؟ من دندان خودتان گمان کر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ادِّل ( عدّل ) میانه - Addilmiyona عین میانه و مابین چیزی یا مساحتی. �از ادّل میانیش دو تقسیم کنید�، �آمده آمده از ادّل م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: اتینا - Atayno مردم سمرقند در موردی که یگان چیزی را مخصوص به کسی منصوب کرده باشند، می گویند: �من این گوشواره را اتینا برای دخترم گ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: ابگار - Abgor فرتوت، لاغر، بی قوت، بیچاره، بوتون ابگار شده مانده است. این واژه شکل تحریف شده �افگار� است که در لغت به معنی به جا م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی: ابجیر - Abjir شخص زیرک و چُست و چالاک. �دختر شما خیلی ابجیر در یک ساعت همه کار را بود کرده می ماند�. این واژه در اصل �آژیر� یا �آج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آهری - Ohari لباس یا متاع نوِ رختش ( رخت ) ناشکسته و عموما لباس نو را گویند �کرته ( لباس ) نو آهری پوشیده آمده است. �، �همه لباسها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آمدِ گپ بَه - gapba و Omadi در آمد گپ، در مورد مناسب، ضمنا �آمد گپ به ( در آمدِگپ ) از التماس بنده نیز به آن کس اشاره کرده مانید�.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آمد - Omad توفیق، کامیابی. بیشتر با ترکیب کلمه �کار� مستعمل است. �خیلی زور زد، اما کارش آمد نکرد�، �کار آمد کند، مشکل آسان می شود� ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آلوس - Olus احول، قیچ، چپ چشم، لوچ را گویند. �چشم آلوس� هم می گویند. �دخترش آلوس�، �چشم پسرش تماما آلوس�. این واژه در لغت فرس آمده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آش پِشَکان این تعبیر دراصل با اضافت است به معنی �آشِ گربه ها�. در سمرقند کودکان به طریق بازی کم کم مواد غذا آورده یک جا به تقلید آ ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آروغ توروش شدن ترش شدن آروغ به معنی در معده جمع شدن ترشی است. در سمرقند در مورد �از چیزی دلگیر شدن� و �به تنگ آمدن� یا �از افراط ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آخر زمان - Oxirzamon در اصل وقت نزدیک به رستاخیز، در گویش سمرقندیان به معنی زمان نو نیز می آید. �اینها بچه های آخر زمان، به گپ هیچ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آتشین شدن _ Otasinn به غضب آمدن، در قهر شدن. �بهوی گپ حق را گویم، وی آتشین شده مرا کاهش میکند. �، �فلانی آدم تیز، به هر گپ آتشین م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آب و عذاب - azob و Obu در موردی که از باران یا از سیل بسیار و چند روزه یا از آبخیز رودخانه یا جویبار، همه جا را آب فرا میگیرد، گفت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی: آب فرا میگیرد مثلاً رودخانه همه جا را آب زیر میکند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تیزدندان، دندان شمشیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرخصی هر هفت سال یکبار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره والیه دختر فتحعلی شاه قاجار که سبک سرایش وی چنین است: مژدگانی بده ای دیدۀ دل کز ره دور میرسد نور تجلی بنظر چون شب طور خانه خالی بکن از ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره دلشاد خاتون نویسنده تذکرة الخواتین مینویسد: دلشاد دختر امیر علی جلایر و زوجه امیر حسن جلایر و شوهرش مدتی در بلخ حکومت نموده، طبع موزونی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره یاسمن بو تذکرة الخواتین مینویسد: زن میرزا عسکری دامغانی بوده و چندی در گل برکه دکن که در هندوستان واقع است توقف داشته، شوهرش در آنجا مرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره همدمی صاحب مرآت الخیال از این بانوی شاعره غزلی آورده که از وزن و سبک خوبی برخوردار است: من سوختۀ لاله رخانم چه توان کرد؟ واله شدۀ سبز خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره هلالی دختر محمد تقی میرزا و همسر اللهیارخان آصف الدوله قاجار متخلص به هلالی بوده که ذوق و طبعی شاعرانه داشته و چنانکه محمود میرزا صاحب تذک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره نهانی کرمانی تذکرة الخواتین مینویسد ندیمه و همنشین بیگم مادر شاه سلیمان بوده و پدرش از امراء بزرگ دربار همان پادشاه است. چون کمال و جمال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره نهانی شیرازی تذکره جواهر العجایب مینویسد بانو نهانی، اهل شیراز بوده و مردم آن دیار وی را در حسن و جمال و فهم و فراست بسیار می ستودند و می ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره نهالی زنی بوده دارای طبع شعر و ذوق لطیف و اهل سمرقند است، و خیرات حسان متذکر است که در سال ۹۰۰ هجری در قید حیات بوده و این قطعه شعر نمونه ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره نوش از بزرگ زادگان زندیه و همسر فتحعلیشاه بوده و شاهزاده طهمورث میرزا پسر فتحعلیشاه از شکم اوست، محمود میرزا نویسنده تذکره نقل مجلس مینوی ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره نور جهان بیگم تذکرة الخواتین مینویسد ملکه جهانگیر پادشاه هندوستان بوده که خود نیز بجای جهانگیر به سلطنت رسیده یعنی پادشاه به میل و اراده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره نسائی/ فخر النساء صاحب تذکره جواهر العجایب مینویسد نام این زن فخر النساء و اهل خراسان و از ناحیه نساء است و بدین سبب نسائی تخلص یافته و آث ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیلیستریا Silistria یا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

همان ینگی چریک است، حسن بیگ روملو در کتاب احسن التواریخ این نام را به صورت ینگی چری آورده است. شکل نزدیکتر آن به فارسی ینگی چریک است، مرکب از دو واژه ...

پیشنهاد
١

پاتریمونیالیسم Patriarchalism به معنی رهبری موروثی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اسکاتلند ) لباس زیر گرم، زیر دامنی، ژوپون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زمان گذشته و اسم مفعول: wring. واپیچیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خشمگین، غضبناک، برآشفته، سبع، ظالم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوک نویسنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

میز تحریر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیچ خورده، تاب خورده، درهم پیچیده، عبوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نوک نوشتن و خواندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رای کتبی، رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوک نوشتن، نوک نویسنده. نوک نوشتن، نوک نویسنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قابل درج، نوشتنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیچ و خم دار، چیزیکه میلولد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیچیده، تافته، دور هم انداخته، حلقه حلقه شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ویرانگر، مخرب، خراب کننده، مسبب خرابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غیرمجروح، زخمی نشده، بی جراحت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیاه خیسانده که هنوز تخمیر نشده، مخمر آبجو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشم ریشته، پشم تابیده، پشم اعلی، پارچه پشمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی احترام، غیر محترم، ناشایسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پریشانی، اضطراب، ناراحتی، غم زدگی، اشکال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خارا گوش، افسنطین، برنجاسف کوهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تخم درمنه، داروی ضد کرم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =pinkroot ) داروی ضد کرم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمین لرزه، تکان دهنده، بسیار مهم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ جهانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طرفدار حکومت جهانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جهان نیرو، ابرنیرو، قدرت دنیوی، قدرت جهانی، کشور بسیار قوی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

طرفداری از حکومت جهانی، ائتلاف دول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زن کارگر، کارگر زن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قهرمان، شخص برتر از اقران، بی نظیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( workshop ) اتاق کار، کارگاه

پیشنهاد
١

بیمه ئ کار، بیمه ئ ایام کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( workmanlike ) شایسته کارگر خوب، ایستادانه، ماهرانه، ماهر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارگر، مزدبگیر، استادکار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فضای کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انباره کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( work day ) روز کار، ساعت کار روزانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( workfolk ) جماعت کارگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( workfolks ) جماعت کارگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جعبه ابزار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کیف مخصوص وسائل کار، جعبه خیاطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقفه در کار، تعطیل در کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اردوی کار، محل کار زندانیان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه پرداز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیرقابل بیان با لغات، خاموش، بی حرف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دنیا پرست، دنیا دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه گرا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با سازمان کلمه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دازای کلمه، طول کلمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خط کلمه گزینی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لغت نامه. واژه نامه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گنجایش کلمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکاف بین کلمه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانی پذیر تا کلمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای سر پشمالو، مغشوش، گیج و حواس پرت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

( woolfell ) پوست پوشیده از پشم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پشمالوئی، پشم نمائی، پرپشمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیالباف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( woolly ، wooly ) لباس پشمی، عرق گیر کرکی، ژاکت پشمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( woolskin ) پوست پوشیده از پشم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانوری که بخاطر پشمش پرورش مییابد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wool ) پشم، جامه پشمی، نخ پشم، کرک، مو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چربی پشم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشقباز، لاس زن، نامزدباز، خواستگار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیاط یا انبار الوار و هیزم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاوسی پا کوتاه آسیائی و اروپائی، ژنیستا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خراط.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب بر، جنگل بان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درماهیگیری ) حشره مصنوعی دارای بالهای سیاه و سفید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبار هیزم، انبار الوار و چوب، هیزم دان، ( باآلت موسیقی ) تمرین کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wood cut ) کلیشه یا قالب چوبی مخصوص قلمکار و غیره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیزم شکن، جنگل بان، شکارچی، جنگل نشین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نغعه پرندگان جنگلی، صدای حیوانات جنگل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاصیت چوبی، بافت چوبی، وفوردرخت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( woodbine ) سیگار برگ ارزان، یاسمن زرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قیر چوب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جا هیزمی، سطل مخصوص هیزم یا چوب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قند چوب، گزیلوز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الکل چوب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موش جنگلی ( از جنس neotoma ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =xylem ray ) شعاع آوندی چوبی، انشعاب آوندی چوب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوری جنگل ( که dryad نیز نامیده میشود ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ کننده چوب، لانه کننده درمغز چوب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبت کار، چوب تراش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معجزه، استادی، کار عجیب، مهارت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسیکه معجزه میکند، آدم خارق العاده و صاحب کرامت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقوق نسوان، حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنانگی، صفات زنانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنس زن، گروه زنان، نژاد زن، زنان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق رای نسوان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =tungstic ) ساخته شده از تنگستن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه گرگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سگ تازی، تازی درشت اندام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسردگی، غم واندوه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =odin ) ( افسانه توتنی ) 'ادین ' خدای روز چهارشنبه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیوث، قرمساق، مردی که میداند زن او خراب و فاحشه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( بیشتر در جمع ) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انواع کاسنی مخصوص سالاد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترکه بید، بید، درخت بید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون از جای سرپوشیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلوه گاه ( در اسب ) ، قسمت واقع بین استخوانهای کتف ( در گردن حیوانات ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بداغ آمریکائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با این، با آن، ضمنا، بعلاوه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بید گیاه، مرغ ( margh ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسون کننده، افسونگری، مسحور کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادوگری، جادو، سحر، فریبندگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروانه بید شبانه، شب پره ( Erebus ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاقل، خردمند، ( انگلوساکسون ) اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باقلائیان و لوبیائیان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه ماهوت پاک کن یا جاروب و قشو، قلنبه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواستار، آرزو کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ایرلند ) برای بیان تعجب فراوان بکار میرود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخن بی معنی، مشروب آبکی، آب زیپو، حرف بی ربط و پوچ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پنداشتن، گمان کردن، تصور کردن، فرض کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیم بندی، سیم بندی کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لقب کلود آلکساندر بونوال است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

قاینار چای Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لقب علی پاشا که به یک خانواده ثروتمند ترک تبار عثمانی که ساکن جنوب آلبانی بود تعلق گرفت.

پیشنهاد
٢

نیای این خاندان، جرج آربوتنوت است، به تجارت با شرق اشتغال داشت و در سال ۱۷۳۳ در چین درگذشت

پیشنهاد
٢

فرایند سکولار کردن آموزش و پرورش در ایران نیم قرن پس از عثمانی و با مدارسی آغاز شد که به تقلید از عثمانی رشدیه خوانده میشدند. در سال ۱۳۱۶ قمری و ۱۸۹۸ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شوبارا کلاه پوستی است که در زمان عثمانی مرسوم بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلاه فس همان فینه است که در عثمانی به جای عمانه بر سر میگذاشتند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دسپوتیسم به معنی استبداد است ولی فرهنگ وبستر واژه سلطانیسم ( سلطان ) را معادل آن در زبان انگلیسی میداند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیمان صلح سیستوا در اوت ۱۷۹۱ بین عثمانی و روسیه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهری در شمال بلغارستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بندری در حاشیه رود دانوب است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ینگی چریک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رهبری موروثی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارهای سیمی ( مثل تور سبد و غیره ) ، سیم سازی ( در جمع ) بند بازی و آکروبات، کارخانه سیم سازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دستگاه ضبط صوت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیم کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود، بوسیله بی سیم عکس فرستادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سگ دارای پشم زبر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یای سیم کشی شده، یای اتصالی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از درون سیم کشی شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خبر گزاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

طناب سیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چاپگر سیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بافت توری سیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wired glass ) شیشه دارای شبکه سیمی در متن آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقیاس اندازه گیری ضخامت سیم یا ورق فلز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تور ظریف سیم مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قابل سیم کشی، قابل مفتول شدن، قابل مخابره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اسکاتلند ) تقلا کردن، کشمکش کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wintry ) زمستانی، سرد، بیمزه، مناسب زمستان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمستانی، مناسب برای زمستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسر برنده زمستان، زمستان، جانوری که زمستان را بسر میبرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خربزه انباری، خربزه شیرین انباری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادگان زمستانی، اقامتگاه زمستانی، قشلاق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سرمای زمستان از بین رفتن، زمستان کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کدوی زمستانی، کدوی گردن کج زمستانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسکاتلند ) پنجره، روزنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم بند اسب، چشم، مژه، عینک، چشمک زن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاصله بین دو بال هواپیما و پرنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانند بال، جناح وار، جناحمانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر آن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای پای پردار، تند، سریع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبل دارای پشتی و دسته های چوبی و سفت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( winy ) شرابی، شراب مانند، دارای خصوصیات شراب، دارای مزه شراب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغازه شراب فروشی، باده فروشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشک شراب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خمره شراب سازی، ماشینی که آب انگور را میگیرد، چرخشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشت گر انگور، کسی که انگور میکارد، تاکستان دار، شراب ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرنوع نخلی که از میوه آن برای شراب کشی استفاده میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که شراب را بوسیله چشیدن آزمایش میکند، جام شراب مخصوص نمونه گیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گره بزرگ کراوات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کراوات گره بزرگ و بقچه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرده، کرکره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسکاتلند ) ساقه خشک علف، آدم لاغر و نحیف، موجود نحیف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لاله نعمان، شقایق نعمانی ( anemone ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان باد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بادزدگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باد مخالف، متوقف در اثر باد، گرفتار باد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجه تنظیم تیر برای پیشگیری اثر باد، مزاحمت هوا، بادخور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( جنگل بانی ) تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرده افشانی شده بوسیله باد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلات موسیقی بادی ( مثل شیپور ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در مورد اسب ) دچار پربادی ( آمفیزم ) ریوی شده، خسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکاف قله کوه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مته کردن، هر نوع اسباب یا وسیله ای که با آن سوراخ میکنند، گرد بر، دیلم، مته فرنگی، پیچاندن ( مثل طناب ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام شهری در جنوب ' ویلت شایر' انگلستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نژاد گوسفند سفید رنگ انگلیسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلوط برگ خنجری مشرق آمریکا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشقاب دارای نقاشی بید و غیره برای تزئین اطاق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرغ ساحلی درشت اندام شبیه لک لک یا ماهیخوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل اراده، خواستنی، قابل اعمال، قابل ارث.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگ معدنی رنگارنگ متبلور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر داوطلبانه، بی آرزو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیوان وحشی، گیاه وحشی، گیاه خودرو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکارچی غاز وحشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آشفتگی، حیرت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

الیم ( elymus ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنج وحشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بنفشه سه رنگ، بنفشه فرنگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انواع هویج وحشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمین بایر و لم یزرع، صحرا، بیابان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کتان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلاه گیس ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

علی ورجه، جنبنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخلوق، موجود زنده، بشر، شخص، خرده، تکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آستر، پارچه آستری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wiener ، frankfurter ، vienna sausage ) سوسیس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وظائف زوجیت، دوران زوجیت، زنیت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( widthways ) از طرف عرض، عرضا، از پهنا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( widow bird ) مرغ جولا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( widow finch ) مرغ جولا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نسبتا وسیع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wigeon ) انواع اردک های آبی، غاز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( widespread ) شایع، همه جا منتشر، گسترده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دهان باز، ( از حیرت و تعجب ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در مورد عدسی ) دارای زاویه دید بیش از معمول، عدسی گسترش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طناب یا بند ساخته شده از ترکه نرم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلبه حصیری مخروطی شکل سرخ پوستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساخته شده از ترکه، سبدسازی، حصیرسازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whosoever ) هر کسی که، هرکس که، هر شخصی که باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مال هر کسی که، مال که، وابسته به مال که.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( whortle ، = whortle berry ) قره قاط، زغال اخته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( whort ، = whortle berry ) قره قاط، زغال اخته. who 'who s

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره مهری تذکرة الخواتین مینویسد مهری اهل هرات و همسر حکیم عبد العزیز است و در زمان شاهرخ میرزا مصاحب گوهر شاد بیگم و شیرین سخن و خوش طبع بوده ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره مهستی در تذکره ها این نام را که مرکب از ( مه ) که مخفف ماه و ( ستی ) که به معنی زن است توجیه و تعریف کرده اند، به معنی ماه بانو. تذکره ها ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره ملک دختر حسام السلطنه فرزند فتحعلیشاه است خیرات حسان از قول صاحب تذکره نقل مجلس نقل میکند که با سواد و با ذوق بوده و شعر وی اینگونه است: ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره شاه ملک/ سیده بیگم جواهر العجایب تذکره ای است که در سال اول سلطنت اکبر شاه پادشاه هندوستان تألیف و تقدیم همسر اکبر شاه شده و شاه ملک را ن ...

پیشنهاد
١

یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ایفا نمود، فرانسوی جدیدالاسلامی بنام کلود آلکساندر بونوال ...

پیشنهاد
١

نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت و به پیمان صلح کوچوک قینارچه ( کوچوک قاینارچای ) معروف است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لئوپولد دوم، به دلیل تهدیدهای ناشی از انقلاب فرانسه، ترجیح داد سیاست صلح و دوستی با عثمانی را در پیش گیرد و لذا به انعقاد پیمان صلح سیستوا Svishtov ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مرکز حکومت علی پاشا در شهر یانینا، واقع در شمال یونان، بود. با دولتهای بریتانیا و فرانسه و روسیه رابطه داشت و به شورش گروهی از یونانیان علیه دولت مرک ...

پیشنهاد
٢

نیای این خاندان، جرج آربوتنوت، به تجارت با شرق اشتغال داشت و در سال ۱۷۳۳ در چین درگذشت. نسلهای بعدی این خاندان نیز در زمره ماجراجویان مستعمراتی بودند ...

پیشنهاد
١

چارلز آربوتنوت از سال ۱۷۹۵ نماینده مجلس عوام بود و در سالهای ۱۸۰۴ تا ۱۸۰۷ سفیر بریتانیا در عثمانی بود. همسر اولش ندیمه کارولین برونسویکی ( همسر جرج چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار زمام دولت ایران به دست شبکه ای مقتدر از جدیدالاسلام های یهودی، به رهبری ابراهیم خان اعتمادالدوله ( نیای خاندان قوام ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد

پیشنهاد
١

سِر استراتفورد کانینگ، دیپلماتی است که با حمایت پسرعمویش جرج کانینگ ( وزیر خارجه بریتانیا ) ، در سال ۱۸۰۷ به عضویت وزارت خارجه درآمد و در سال بعد بر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ینگی چریک را به صورت ینی چری Yenicheri نیز مینویسند. حسن بیگ روملو در کتاب احسن التواریخ این نام را به صورت ینگی چری آورده است. شکل نزدیکتر آن به فار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( hoopla ) جنجال و سر و صدا، عیاشی و شادی پر سر و صدا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( صورت مفعولی ضمیر whosoever ) ، هرآنکس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( صورت مفعولی whoso ) ، به هر کسی که، هرکس که.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به سرعت تهیه کردن، قیام کردن، برانگیختن، به هم انداختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدای ضربت بلند، با صدای بلند ضربت زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاملا، تمام راه، همه، تا دورترین نقطه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( bangzwhi ) خمپاره سریع الانفجار، عالی، ممتاز خارق العاده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای صدای غژ، غژغژ کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whitey ) مایل به سفید، نسبتا سفید، سفید پوست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سه روز اول ایام عید گلریزان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چاقو تیز کن، تراشنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =pentecost ) عید نزول روح القدس بر رسولان عیسی ( پنجاهمین روز بعداز عید پاک ) ، عید گلریزان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) روز بعد از عید نزول روح القدس بر رسولان عیسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سفیدی، بیاض.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهی نرم باله خوراکی اروپائی، پودر گچ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درچه جهتی، به کدام طرف، از طرفی که، به طرفی که.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هرکجا که، به هرمکانی، به هرکجا که شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درختان چوب سفید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لاستیک دوره سفید اتومبیل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آبکار فلزات، سفیدگر، رویگر، سفیدگری یا رویگری کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم بد باطن و خوش ظاهر، چیز گرانبها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طرفدار تفوق نژادی سفید پوستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فروش ملافه و اجناس ذرعی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

white primary

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( طب ) سل ریه، سل ریوی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلوط سفید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خط سفیدی که برای تمایز و تشخیص بکار رود، ( مثل خطوط سفید وسط خیابانها ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلود آلکساندر بونوال با عنوان اشرافی مارکیز یاد میشود ولی در سایت اینترنتی خاندان بونوال از او با لقب کنت یاد شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

قاینار چای Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت و به پیمان صلح کوچوک قینارچه ( کوچوک قا ...

پیشنهاد
١

عبدالحمید اول عثمانی در آستانه دومین جنگ کاترین روسیه درگذشت و در ۷ آوریل ۱۷۸۹ برادرزاده اش، پسر مصطفی سوم، با نام سلیم سوم در مقام سلطان عثمانی ( ۱۲ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لئوپولد دوم، به دلیل تهدیدهای ناشی از انقلاب فرانسه، ترجیح داد سیاست صلح و دوستی با عثمانی را در پیش گیرد و لذا به انعقاد پیمان صلح سیستوا Svishtov ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

علی پاشا Ali Pasha Tepelena به یک خانواده ثروتمند ترک تبار ساکن جنوب آلبانی تعلق داشت. به خدمت دولت درآمد و با بهره گیری از اوضاع آشفته ناشی از انقلا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چارلز آربوتنوت Charles Arbuthnot نیای این خاندان، جرج آربوتنوت، به تجارت با شرق اشتغال داشت و در سال ۱۷۳۳ در چین درگذشت. نسلهای بعدی این خاندان نیز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بندر سیلیستریا Silistria یا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلیاژی از طلا شبیه به پلاتین، که از ترکیب نیکل یا سایر فلزات و طلا بدست میآید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهی خوراکی نقره فام شمال آمریکا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نجوائی، غیبت کننده، آهسته صحبت کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوکتیل مرکب از ویسکی و شکر و آب لیمو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( whisker ) موی اطراف گونه و چانه، شارب، ریش، ماهوت پاک کن، جاروب کوچک، طره، مودار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهوت پاک کن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( hurry ) ( اسکاتلند ) شتاب کردن، به عجله حرکت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته شلاق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مرز زمین شخم زدن، دارای مرز کردن، خیاط، اهل بخیه، مکث کوتاه، یک دقیقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیری که محکومین به تازیانه را، بدان میبندند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( whiffletree ) تیر مال بند درشکه و غیره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همدست شکارچی که تازی ها رابا شلاق میراند، اسب عقب مانده، ناصح، ناظم پارلمانی. تازیانه زن، تعقیب کننده، شخص موثر و مهم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخ تابیده، زه، پارچه محکم و دارای نخ تابیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازیانه وار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هوس، هواو هوس، خیال، وسواس، شییئ یا چیز هوس انگیز و خیالی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درحالیکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whigmaleerie ) چیز قشنگ و ارزان، هوس، تلون مزاج، وهم، اسباب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عضو حزب 'ویگ ' در انگلیس قدیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whigmaleery ) چیز قشنگ و ارزان، هوس، تلون مزاج، وهم، اسباب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سوت یا پف کوتاه، حیوان رشد نکرده، سگ کوچک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیهه کشیدن، بع بع کردن، زیر لب خندیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whey face ) آدم رنگ پریده، رنگ پریده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشکی، آب پنیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whey faced ) آدم رنگ پریده، رنگ پریده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whether or not ) بهر حال، در همه حال، بهرصورت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قایق سبک پاروئی مسافری، با قایق حمل کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( whereto ) چه، بچه چیز، بکجا، بچه منظور، بچه هدفی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بچه وسیله، چگونه، که بدانوسیله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی چه، روی چه چیز، از چه، در آنجا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

از هر جا که، بهر جا که.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در حالیکه، در موقعیکه، مادامیکه، بعلت اینکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چپه کردن، غرق کردن، احاطه کردن، منکوب کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دارای صدای خرخر، خس خس یا خر خر کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرخساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( انگلستان - ایرلند ) کمی، چند تا، تعداد زیاد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wheelman ) راننده، شوفر اتومبیل، دوچرخه سوار، شراعبان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرخ دنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wheelsman ) راننده، شوفر اتومبیل، دوچرخه سوار، شراعبان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فاصله بین محور جلو و محور عقب اتومبیل بر حسب اینچ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چاپگر چرخی. چاپگر چرخی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رئیس بندر، رئیس اسکله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در ماشین های جدید ریسندگی ) قرقره، دوک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسمه، ضربه، ضربت، صدای بر خورد دو جسم، قسمت، سهم، با صدای بلند زدن، کوبیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تقسیم به سهام کردن، قسمت کردن، تسهیم کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( westward ) بسوی باختر، بطرف مغرب، در جهت مغرب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوشت دود زده خوک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیمکره غربی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و آمریکای جنوبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسافر مغرب، عازم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باد غربی، باد مغرب، طوفان غربی، بسوی باختر رفتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( کلیسا ) پیرو جان وسلی ( john wesley ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wergild ) ( حق. ) خون بها، دیه ( diyeh ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wergeld ) ( حق. ) خون بها، دیه ( diyeh ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پوشیدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( welchman ) اهل ولز در بریتانیا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیک زاده، اصیل، نجیب زاده، دارای خصوصیات نجابت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به موقع، به جا، به مورد، به هنگام، در وقت مناسب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محکم، کیپ، جمع و جور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( well founded ) کاملا مجهز، مجهز به وسائل کامل، مستحکم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیبا، خوشگل، خوش ظاهر، خوش ترکیب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثروتمند، دارا، پولدار، خوب تثبیت شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای اخلاق نیکو، نیکو خصال، دارای صفات حسنه، خوش خلق، متوازن، مرتب و منظم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاق، آسمان، فلک، گنبد نیلگون، هوا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش بافت، سخت بافت، دارای بنیه محکم و قوی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارهای عام المنفعه، امور خیریه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( welder ) جوشکار، ماشین جوشکاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( welshman ) اهل ولز در بریتانیا.

پیشنهاد
١

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

قاینار چای K���k Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت و به پیمان صلح کوچوک قینارچه ( کو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبدالحمید اول عثمانی در آستانه دومین جنگ کاترین روسیه درگذشت و در ۷ آوریل ۱۷۸۹ برادرزاده اش، پسر مصطفی سوم، با نام سلیم سوم در مقام سلطان عثمانی ( ۱۲ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در زمان عثمانی یونان شمالی و آلبانی در زیر سلطه علی پاشا یانینا بود که تحت حمایت انگلیسیها بود. علی پاشا Ali Pasha Tepelena به یک خانواده ثروتمند ترک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در سال ۱۷۹۰ سیاست امپریالیستی کاترین روسیه با بن بست مواجه شد: در همین سال جوزف دوم فوت کرد و امپراتور بعدی ( ۱۷۹۰ تا ۱۷۹۲ ) ، لئوپولد دوم، به دلیل ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چارلز آربوتنوت Charles Arbuthnot در سال ۱۸۲۰ مبلغ ۱۲ هزار پوند از ناتان روچیلد وام یا رشوه گرفت. نیای این خاندان، جرج آربوتنوت، به تجارت با شرق اشتغا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در سالهای اولیه سلطنت فتحعلی شاه قاجار زمام دولت ایران به دست شبکه ای مقتدر از جدیدالاسلام های یهودی، به رهبری ابراهیم خان اعتمادالدوله ( نیای خاندان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بندر سیلیستریا Silistriaیا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد. در سال ۱۸۷۷ به تصرف روسیه درآمد و به د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wisenheimer ) کسی که معلومات سطحی در همه چیز دارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رمز وزنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

توزین کننده، وزن کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وزن کردنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( weeviled ، weevilled ، weevilly ) شپشه وار، شپشه دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( weeviled ، weevily ، weevilly ) شپشه وار، شپشه دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( weevilled ، weevily ، weevilly ) شپشه وار، شپشه دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( weeviled ، weeviled ، weevily ) شپشه وار، شپشه دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بید مجنون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوحه خوان، گریه کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصور کردن، بر آن ( عقیده ) بودن، فکر کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که به تعطیل آخر هفته میرود، چمدان کوچک سفری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر از علف هرزه، هرز، خودرو، دراز و باریک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( herbicide ) علف کش، داروی دافع علف هرز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون علف هرزه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم صد پای تننده تار عنکبوتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پای پرده دار، جانور دارای پای پرده دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تار مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عنکبوت، جانوری که تار میتند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( weasand ) گلو، حلق، قصبه الریه، نای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرغ جولا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرسوده در اثر باد و باران و هوا، کهنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت در مسیر باد، دارای باد مساعد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی دختر ابوالحسن بیک پسر محمد ناظر کردستانی متولد ۱۲۲۰ هجری و درسن ۴۴ سالگی به سال ۱۲۶۴ بدورد زندگانی گفته. دو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت هوا خوری، قابلیت عدم فرسایش در هوا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه هوا شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اثر آب و هوا فاسد یا زمخت شده، آفتاب زده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلو، حلق، قصبه الریه، نای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( andzwea ) گلو، حلق، قصبه الریه، نای

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسته کننده، کسل کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خستگی نا پذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوره زندانی را گذراندن، زندانی بودن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی سلاح.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کودک تازه از شیر گرفته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که بچه را از شیر میگیرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگل، دشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترسو، بزدل، کم جرات، ضعیف النفس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیز آبکی، چیز رقیق و نرم، سست و ضعیف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تضعیف کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبک مغز، دارای روحیه ضعیف، ضعیف الاراده، سست عنصر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتگی ضعیف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیکر مومی، مجسمه سازی از موم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت مومی، نرمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موم کار، کسیکه موم مالی میکند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wax paper ) کاغذ مومی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متزلزل، مردد، دو دل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متزلزل کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تزلزل، با تردید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرام، ساکن، بی موج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته امواج رادیو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت موج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدرت، توان برحسب وات. قدرت، توان برحسب وات. مقدار نیروی برق بر حسب وات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدت انتظار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وات، واحد اندازه گیری الکتریسیته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شسته شده و صیقلی در اثر آب، آب شسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیاه آبزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخارآب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آب دریا، منظره آب دریا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروی آبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آب بازی، قایقرانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل استفاده شدن ( کشتی وغیره ) در اثر چکه و نفوذ آب، از آب خیس شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشک ، بی آب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیز آبکی، هر چیزی شبیه آب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آبشخور، استخر، آب انبار، مخزن، محل چشمه آب معدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوشابه نوش، آشامنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رودخانه و شعبات آن، ذخیره آب، منبع آب، سیستم آبیاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مار آبی ( natrix ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در آب صابون زدن، در آب خیساندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوری دریائی، الهه دریائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مار سمی آبزی جنوب آمریکا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوکران آبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سگ آبی، شناگر ماهر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حلقه انتظار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفیدی چشم، چشم خیره و سفید، سگ چشم سفید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب ساعت، جعبه ساعت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wastery ) ( اسکاتلند ) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wastry ) ( اسکاتلند ) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجلس میخواری، آبجو یا شراب مخلوط با ادویه و شکر، میگساری کردن، عیاشی کردن، نوش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیاش، میگسار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشت رختشویی ( معمولا در جای خود ثابت است و شیر آب گرم و سرد دارد ) ، ظرف رخت شویی، طشت لباسشوئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

پیشنهاد
٢

قاینار چای K���k Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت و به پیمان صلح کوچوک قینارچه ( کو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبدالحمید اول عثمانی در آستانه دومین جنگ کاترین روسیه درگذشت و در ۷ آوریل ۱۷۸۹ برادرزاده اش، پسر مصطفی سوم، با نام سلیم سوم در مقام سلطان عثمانی ( ۱۲ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سال ۱۷۹۰ سیاست امپریالیستی کاترین روسیه با بن بست مواجه شد: در همین سال جوزف دوم فوت کرد و امپراتور بعدی ( ۱۷۹۰ تا ۱۷۹۲ ) ، لئوپولد دوم، به دلیل ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یانینا شهری، واقع در شمال یونان است، در زمان عثمانی یونان شمالی و آلبانی در زیر سلطه علی پاشا یانینا بود که تحت حمایت انگلیسیها بود. علی پاشا Ali Pas ...

پیشنهاد
١٢

در سالهای اولیه سلطنت فتحعلی شاه قاجار زمام دولت ایران به دست شبکه ای مقتدر از جدیدالاسلام های یهودی، به رهبری ابراهیم خان اعتمادالدوله ( نیای خاندان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...

پیشنهاد
١

بندر سیلیستریا Silistriaیا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد. در سال ۱۸۷۷ به تصرف روسیه درآمد و به د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رختشوخانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( washbasin ) لگن دستشوئی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بشور و بپوش ( یعنی اتو کردن لازم ندارد ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زگیل دار، زگیل مانند، دارای زگیل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هواپیمای جنگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تار پیچ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( warmhearted ) خونگرم، با محبت، مهربان، مهربانی، خونگرمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوباره پخته شده، زیادتر از معمول پخته شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اندامها و مراکز احساس گرما در پوست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( warm blooded ) خونگرم، با روح، خونگرمی، مهربانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معاف از جنگ، بدون جنگ، بی محاربه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ثروت، خزانه، پاداش، شیپور حمله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( warehouse ) انبار کردن، مخزن، انبار گمرک، انبار کالا، بارخانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرپرستی، قیمومت، اداره و یا مقام قیمومت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان و محافظ زن در زندان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اطاق افسران، سالن بیماران، بیمارستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اطاق زندانبان، مقام زندانبان، زندانبانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقام ریاست، سرپرستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریاد جنگ ( سرخ پوستان ) ، قیه کشیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( warship ) کشتی جنگی، ناو جنگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گاز جنگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای آرواره کج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوزن سفید و شاخ بلند و بزرگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( waney ) رو به زوال، کاهش یافته، رو به نقصان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عیاش، سر به هوا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنگ پریدگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wanigan ) رو پوش، سقف تراکتور یا ماشین باری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بد شانسی، انتقام، تلافی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wandly ) رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متزلزل، مرتعش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( waniggan ) روپوش، سقف تراکتور یا ماشین باری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wany ) رو بزوال، کاهش یافته، رو به نقصان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیدار کننده، شب زنده دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عنتر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wampum ) صدف براق و زیبائی که سرخ پوستان آمریکائی بجای پول مصرف میکردند، پول

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلوتلو خور، غلت خور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پریز دیواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تخته جهت پوشش دیوار، با چوب ( دیوار را ) پوشانیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واگن ساز، گاری ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دب اکبر، ارابه سنگین و بزرگ، گاری، واگن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیوار قدیمی اورشلیم، دیوار ندبه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاثر آمیز، ماتم زده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واگن چی، گاراژ دار، متصدی حمل ونقل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wagnerian ) پیرو واگنر موسیقیدان آلمانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wagon ) واگن، ارابه، بارکش، با واگن حمل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( wagnerite ) پیرو واگنر موسیقیدان آلمانی

پیشنهاد
١

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

پیشنهاد
٥

عبدالحمید اول عثمانی در آستانه دومین جنگ کاترین روسیه درگذشت و در ۷ آوریل ۱۷۸۹ برادرزاده اش، پسر مصطفی سوم، با نام سلیم سوم در مقام سلطان عثمانی ( ۱۲ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سال ۱۷۹۰ سیاست امپریالیستی کاترین روسیه با بن بست مواجه شد: در همین سال جوزف دوم فوت کرد و امپراتور بعدی ( ۱۷۹۰ تا ۱۷۹۲ ) ، لئوپولد دوم، به دلیل ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زمان عثمانی یونان شمالی و آلبانی در زیر سلطه علی پاشا یانینا بود که تحت حمایت انگلیسیها بود. علی پاشا Ali Pasha Tepelena به یک خانواده ثروتمند ترک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چارلز آربوتنوت Charles Arbuthnot در سال ۱۸۲۰ مبلغ ۱۲ هزار پوند از ناتان روچیلد وام یا رشوه گرفت. نیای این خاندان، جرج آربوتنوت، به تجارت با شرق اشتغا ...

پیشنهاد
١٦

در سالهای اولیه سلطنت فتحعلی شاه قاجار زمام دولت ایران به دست شبکه ای مقتدر از جدیدالاسلام های یهودی، به رهبری ابراهیم خان اعتمادالدوله ( نیای خاندان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از مراک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیلیستریا Silistriaیا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد. در سال ۱۸۷۷ به تصرف روسیه درآمد و به دولت ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرفره وار، تلو تلو خور، چرخنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنباننده، تکان دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چیز شناور بر روی هوا یا آب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهتزاز، تموج، باد بزن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفخه، نسیم، شناوری، اهتزاز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهتزاز پرچم یا هر چیز دیگری برای علامت دادن، اوه، پیف، خفیف، تشر، نظر، بی ارزش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( waddie ) گاو چران، ( wad dy. ) چماق بومیان استرالیا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کندرو، تلو تلو خور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( waddy ) گاو چران

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( wadeable ) کُپه کردنی، توده کردنی، قابل لایه گذاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گروه ارتشی زنان، حروف اول کلمات corps army s'women.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیجی، حواس پرتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vulval ، =vulvar ) فرج مانند، دارای شکافی شبیه فرج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرج مانند، دارای شکاف فرج مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vulvate ، =vulvar ) فرج مانند، دارای شکافی شبیه فرج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شفا دهنده زخم، بهبود دهنده، داروی زخم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( volcanologist ) دانشمند آتشفشان شناس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( volcanology ) آتشفشان شناسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوشکار برقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت آتشفشانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لاستیک سخت و جوش خورده ولکانیت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واکه گذاشتن، حروف صدادار بکار بردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( voodoo ) جادوگر سیاه پوست، افسونگر، جادوگری، افسون کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اعطا، تقویض.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که برای او گواهی و شهادت میدهند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بدون رای، بی رای، بدون رای کافی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گردابی، حلقوی، پیچاپیچ، مارپیچی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنی که خود را وقف خدمت یاامری کرده باشد، زن نذردار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مربوط به گردباد و چرخش باد، گردبادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدید نیز استفاده کرده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گردابی، حلقوی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماده مستفرغه، ماده قی شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قی پی درپی، اوغ زنی، استفراغ پیاپی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای کیسه غشادار و پیازدار ( در پائین ساقه بعضی قارچها ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهوترانی کردن، شهوت انگیزکردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهوتران، خوشگذران، عیاش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حجم سنج، غلظت سنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ولتاژ سنج برقی، وابسته به ولتاژ سنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تثبیت کننده اختلاف سطح.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ولتاژ الکتریکی، مقدار ولتاژ برق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شلیک کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت افعال ارادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به آتشفشان شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

متخصص در علم علل طبیعی آتشفشان. دانشمند آتشفشان شناس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبخیرشدن، بخارکردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انباره فرار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمل تبخیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حافظه فرار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وال، پارچه نازک لباسی زنانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گنگ، بی صدا، بدون رای و عقیده، بیواک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با کار افت صدائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دستگاه با کار افت صدائی. دستگاه با کار افت صدائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مجرای از درجه صدائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسامد صدائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( vogueish ) مرسوم، مد روز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( voguish ) مرسوم، مد روز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vodoun ، voodooism ) افسونگری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغرور، خوشحال، گشاده رو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vodun ، voodooism ) افسونگری. vodun

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعلام دارنده ( باصدای بلند ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سروصدا، فریاد و نعره، زوزه، داد و بیداد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vocalic ) آوائی، صدادار، صوتی، مربوط به حرف باصدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم، لفظ، کلمه صوتی، واحد آوائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگانی، مربوط به فرهنگ لغات زبان، مربوط به لغات یا فهرست آن، زبانی، شفاهی، لفظی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقام وزارت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقام وزارت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وزیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه روباه ماده، پتیاره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقاب، روبنده، نقاب محافظ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vivisection ) زنده شکافی، تشریح جانور زنده، کالبد شکافی موجودزنده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیات بخشی، زندگی ( دادن ) ، احیا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیات بخش، هستی بخش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده، دارای حیات، حیات بخش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اغذیه، اطعمه، ماکولات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرووکاسیون provocation در لغت به معنی برانگیختن، تحریک کردن و عصبانی کردن است. در واژگان سیاسی به اقدامات تحریک آمیز و برنامه ریزی شده ای اطلاق میگرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

قاینار چای K���k Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت و به پیمان صلح کوچوک قینارچه ( کو ...

پیشنهاد
٢٥

پیشینه نام تاتار Tatar به کتیبه متعلق به سده هشتم میلادی میرسد که در نواحی مرزی مغولستان، در حاشیه رود اورخون، به دست آمده و به کتیبه اورخون معروف اس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اغذیه فروش ارتش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه گربه زباد، خانواده گربه زباد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانی، شفاهی، شفاها، امتحان شفاهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش آمیز، توبیخ آمیز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوار رنگی، نوار سربند، لوله یا منفذ گیاهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای راه راه های طولی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محرومیت، عیب، شرارت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تبدیل به شیشه، قابل تبدیل بحالت زجاجی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موکاری، صنعت شراب سازی، زراعت انگور برای تهیه شراب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شراب سازی، تاک پروری، وابسته به موکاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زرده تخم مرغ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویتامین به غذا زدن، دارای ویتامین کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واحد نمایش دیداری. واحد نمایش دیداری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( calling card ) کارت ویزیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به بینائی، بصیری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرستار سیار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معلم سرخانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیادتی، بازدیدی، وابسته به یا دارای اختیار بازرسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( visitation ) سرکشی، عیادت، دیدار، مهاجرت موسمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمان، بازرس، سیاح، توریست، گشت گر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدار گر، ملاقات کننده، مهاجر، زائر، سیاح، سیار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدار پذیر، دیدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندرون، احشاء، عضوی که در احشاء واقع شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقام ویکنت، قلمرو ویکنت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( viscountess ) بانوی ویکنت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( viscountcy ) بانوی ویکنت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( virtuosic ) زن خوش قریحه، با ذوق، فاضل، با فضیلت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی تقوا، بی فضیلت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماشین مجازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حافظه مجازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر مجازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی مجازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) ابتلا به بیماریهای ویروسی، مرض ویروسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنگ سبز سیر زبرجدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایل به سبز، سبز، سبز مانند، سبز رنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میله، اریبی، علامتی به شکل نشان دادن برابری دو واژه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویروس کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میله مانند، شبیه میله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشم خام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بکرزائی، از مادر باکره به دنیا آمدن.

پیشنهاد
٠

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر از شاخه های ریز، راست، به شکل عصا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبز شونده، سرسبز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( viperine ، viperish ) افعی وار، مانند افعی، زهردار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( viperish ، viperous ) افعی وار، مانند افعی، زهردار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوازنده ویولن سل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویولن سل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( violinist ) ویولن زن، ویولن نواز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشعه ی ماوراء بنفش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنفش، به رنگ بنفشه، از جنس بنفشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت غصب یا تخطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویولون دارای سیم زهی و تار سیمی، ( ساز زهی قدیمی از نوع ویول ) ویولا دامور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( ساز زهی قدیمی که میان پاها قرار میدهند و شبیه چلو است ) ویولادگامبا، ویلون سل قدیمی ۵ یا ۶ سیمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویولن بزرگ پنج یا شش سیمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سال وفور محصول انگور، سال پر نعمت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انگورچین، خوشه چین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت و خصوصیات شراب، معتاد به شراب، خماری، باده گساری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرورش انگور شراب، شراب سازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شراب زا، دارای شراب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مربوط به شراب یا الکل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاکستان، گرم خانه ی مو، موستان، تاکها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باغبان تاکستان، باغبان درختان مو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به توجیه، مربوط به دفاع و حمایت، ثابت کردنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حمایت کردنی، قابل دفاع، ثابت کردنی، قابل گواهی و اثبات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سبدی، دارای شاخه و ترکه های خم شونده، خم شونده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیرو، زور، قدرت، انرژی، توانائی، توان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوشیدگی از کرک و پرز، پرزدار یا مخملی بودن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرکی، مخملی، دارای ریشه های کرکی و مخملی، پرزدار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بنده، رعیت، دهاتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رعیتی، مالکیت رعیت، ارباب رعیتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مربوط به دهکده، روستائی، دهاتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( حق. - انگلیس ) دهستان، بخش صد خانواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پست شمردن، ناچیز شمردن، تحقیرکردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدگو، فحاش، بهتان زن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیستمین، بیست قسمت شده، بیست گانه، بیست تائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مورد نظر قرار نگرفته، بی منظره، بی قصد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بیوگی، حالت زن بیوه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خواربار رسان، سورسات چی، کشتی حامل خواربار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( V day ) روز پیروزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سبک نویسندگی و شعر و طرز تفکر زمان ملکه ویکتوریا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویکتوریا ( ملکه انگلستان ) ، اسم خاص مونث.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

متغیر، تحول پذیر، دگرگون، پر فراز و نشیب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خلیفه گی، نیابت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( vicarate ) قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خلیفه ی اعظم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خلیفه ای، وابسته به خلیفه، قائم مقامی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vicariate ) قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خلیفه ی اعظم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( vibrograph ) نوسان نگار، نوسان سنج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vibrometer ) نوسان نگار، نوسان سنج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vibrative ) ارتعاشی، اهتزازی، در اهتزاز، باعث ارتعاش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( vibratory ) ارتعاشی، اهتزازی، در اهتزاز، باعث ارتعاش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل لرزش و ارتعاش، جنبنده، قابل اهتزاز، مرتعش، مواج، لرزنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vibrational ، vibration ) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید، ( . adj and. n ) قابلیت ارتعاش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درفش، پرچم نصب شده در میدان، پرچم، بیرق، نشان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرچمدار، درفشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رای مخالف دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلماش چمنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جامه، پوشاک، پوشاندن، لباس رسمی پوشیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلیقه مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل کندن جامه، رخت کن، اتاق رخت کن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهبه، پاکدامن، روستائی، وابسته به الهه کانون خانواده ( وستا ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جیبی، مخصوص، جیب جلیقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لانه زنبور، اجتماع زنبوران، دسته ای زنبور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنبور درشت و سرخ، زنبور گاوی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vespertinal ) شامگاهی، شب بازشو، پروازکننده درشب، شب پره، مربوط به شب، شبانه، عشائی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vespertine ) شامگاهی، شب بازشو، پروازکننده درشب، شب پره، مربوط به شب، شبانه، عشائی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خفاشی، شامگاهی، وابسته به شبکور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غروبی، مغربی، شامگاهی، نماز مغرب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشکیل کیسه یا تاول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنبوری، وابسته به زنبور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vesicant ) مولد التهاب و ترشح، تب خال آور، تاول زا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاول دار کردن، تاول زدن، تب خال زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیسه، آبدان، مثانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( virtu ) ذوق، عشق و هنر، اثر هنری، فضیلت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قارچ ناقص آفت گیاهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرایش حلقوی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمودیت، راستی، قائمی، حالت عمودی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتحادیه صنعتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهره بندی، فقره بندی، تشکیل ستون فقرات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به شعر و نظم، مربوط به آیات، شعری، آیتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعه کوچک، شعر کوچک، بیت کوچک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنگارنگ، همه رنگ، به رنگهای گوناگون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشعار سبک و نغز و طعنه آمیز، ترانه های ملی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( verrucous ) زگیل، برآمده، دارای زگیل، پوشیده از گندمه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجه یا تقسیم بندی فرعی، تقسیم به درجات جزئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرایش برگ و غنچه، رشد بهاری، برگ بندی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم خوار، تغذیه کننده از کرم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) ابتلا به کرمهای انگلی، آلودگی به کرمهای انگلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم خوردگی، ایجاد موج و شیار کرم مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرمی، شبیه کرم، کرم وار، کرم مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم خورده، دارای خطوط موجی، موجدار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم مانند ( درحرکت و شکل ) ، کرمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شنگرف، قرمز، مطلا، جلا، لعل قرمز رنگ ( روشن ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آبغوره، آبلیمو، آب سیب ترش، ترشی، تیزی، آب ترش میوه نرسیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متصدی نشان دادن محل جلوس مردم در کلیسا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرسبز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای رنگ سبز، تازه، سرسبز، باطراوت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرگو، درازگو، زیاده گو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقاد لفظی، عبارت بی معنی، پرحرفی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم فعل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خربق سفید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به ونوس، وابسته به سیاره زهره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متهور، گستاخ، جسور، بی باک، پر مخاطره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ventriloquist ) ( درخمیه شب بازی وغیره ) کسیکه بجای عروسک یا جانوری تکلم کند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکلم بطنی، سخن گفتن انسان بطوریکه شنونده نداند صدا از کجا و کدام منبع بیرون آمده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متورم، یک طرفه، بادکرده، شکم دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزنه، روزه، ( نی، فلوت و غیره ) سوراخ باد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای ورید بودن، شبیه ورید، دارای ورید، پر از ورید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وریدی، دارای رگهای متعدد و بر آمده، پراز رگ و ورید، پر عروق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( venesection ) فَصد ( fasd ) ، باز کردن ورید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقاربت جنسی، شهوت پرستی، خوشگذرانی جنسی، شکار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) ویژه گر بیماری های آمیزشی یا مقاربتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احترام کننده، تکریم کننده، ستایش کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( venerability ) احترام، ارجمندی، تقدس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسمومیت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروش، اعلان فروش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت فروش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vendable ) قابل فروش، جنس قابل فروش، پولکی، فاسد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خریدار، مشتری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vendible ) قابل فروش، جنس قابل فروش، پولکی، فاسد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( venatic ) وابسته به شکار، شکاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( venatical ) وابسته به شکار، شکاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رگ، آوند، ورید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخملی، مژک دار، کرک پوش، مخملی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( velour ) مخمل کلاهی، پارچه مخملی، نمد کلاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخمل، پارچه مخملی، ماهوت پاک کن پارچه ای، باماهوت پاک کن پاک کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه سرعت سنج هوا، بادسنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناقشه، جروبحث، جنگ مختصر، زد و خوردجزئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( veld ) آفریقایجنوبی ) زمین مرغزار، علفزار ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( veldt ) آفریقای جنوبی ) زمین مرغزار، علفزار ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسکنه منبت کاری روی چوب به شکل حرف v.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقاب، تور صورت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vegetative ) گیاهی، روینده، رویش کننده، گیاه پرور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سبزی وار، به شکل سبزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نباتی، گیاهی، بی حس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع ذباله، به معنی فتیله شمع و چراغ، شعله و روشنایی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قراول سوار، دیده ور سوار، کشتی اکتشافی کوچک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصویر برجسته نما.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت جلو، جبهه، مقدم، پیشقراول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاق زن، طاق نماساز، گنبد ساز، جهش کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاقدار، گنبدار، شبیه طاق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشگوئی کردن، نبوت کردن، رسالت کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vatic ) نبوتی، پیغمبری، رسالتی، از روی پیشگوئی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vatical ) نبوتی، پیغمبری، رسالتی، از روی پیشگوئی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vastitude ، vastness ) پهناوری، وسعت، عظمت، بزرگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بندگی، رعیتی، تبعیت، وابستگی، بیعت، تیول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتساع عروق، گشاد سازی عروق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آوندی، آوندوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بافت آوندی، بافت هادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( varmint ) انسان یا حیوان مزاحم، شخص، یارو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبقه نوکر باب، نوکران و خدمتکاران، توده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای اندازه های مختلف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد کتاب ) ناشی از چند منبع، متنوع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( variola ) ( طب ) آبله، آبله گاوی، آبله دار، مجدر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متلون، متغیر، تغییر پذیر، دمدمی مزاج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متنوع کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) آبله مرغان، آبله مرغانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

بله سپاسگزارم uradruple شکل کامل و صحیحش Quadruple هست به معنی چهار گانه، چهار تائی، چهار برابر، هست و اگر با واژه ای مرکب شود مثلاً در کنار آدرس، آد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متغیر، تغییرپذیر، قابل تغییر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماد متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با ممیز متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با درازای متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارامتر متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با قالب متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخاروار، بخار مانند، شبیه بخار، بخارآلود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخارشدنی، قابل تبخیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخارزا، بخارشو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخاردار، بخارزا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشرو ( vanguard ) ، واقع درجلو، پیشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکست پذیر، پیروز شدنی، غلبه کردنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وانیلین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وانیل دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دریچه کوچک، دریچه دار، دریچه وار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دریچه دار، سوپاپ دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در، دریچه، سوپاپ، سرپوش، به شکل دریچه یا سوپاپ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش ارزی پول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اثر ارزشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزیاب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بطور با ارزش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برج و بارو، استحکامات، خندق، دیوار خاکی، برج و باروسازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقابله اعتبار، بررسی اعتبار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره مستوره زند از زنان فتحعلیشاه و منسوب به خاندان زندیه است، محمود میرزا صاحب تذکره نقل مجلس مینویسد: شاه قلی میرزا از بطن اوست و گاه گاه شعر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره مخفی/ زیب النساء بیگم دلا طواف دلی کن که کعبه مخفی است که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت دختر اورنگ زیب، پادشاه هندوستان و مادرش دل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره مریم فراهانی در جلد سوم خیرات حسان وی را دختر میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی صدر اعظم عالیقدر شهید ایران معرفی کرده. مادرش همشیره میرز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره مخدومه یزدی این شاعره که شرح حال وی را هنوز نیافته ام، نمونه شعری از وی آوردم، که در کتاب بهترین اشعار ذکر شده که این چهارپاره اثر و سرود ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره ماه لقا/ چندی صاحب تذکرة الخواتین که خود هندی و راجع به ذکر احوال شعرای هندی علاقه و دقت به خرج داده، نام ماه لقا را چندی ضبط کرده و میگو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( طب ) دارای پای کمانی، پرانتزی، کجی پا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیام ساز، ترشح کننده یا ساکن نیام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( vagile ) ( زیست شناسی ) جنبده، متحرک، دارای تحرک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی اجر، بی مزد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( vagarious ) خیالی، وهمی، از روی هوی و هوس، واهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vagariously ) خیالی، وهمی، از روی هوی و هوس، واهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ولگرد، دربدر، ولگرد وار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vagabondage ) ولگردی، دربدری، بی خانمانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به آب یا سایر محلول های موجود درقشر زمین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تولید خلاء کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تشکیل حفره، ایجاد حفره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vacuolar ) حفره ای، حفره دار، حفره مانند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لامپ خلاء

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vacuolate ) حفره ای، حفره دار، حفره مانند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوسانی، جنبان، مردد، مشکوک، ناپایدار، تغییر پذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوسان کننده، جنبنده، متحرک، آونگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( vacationer ) مرخصی رونده، گشتگر ایام تعطیلات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( vacancy ) محل خالی، پست بلا تصدی، جا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( victory day ) روز پیروزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از بک، ازبکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از بک، ازبکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بک، ازبکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( utopianism ) خیالبافی، تهیه طرح های غیر عملی برای اصلاحات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

استفاده کننده، بکار برنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه سودمند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال سودمند.

پیشنهاد
٧

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رمز اسکی آمریکائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نیش زدن ( باخار ) ، سوزش دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ایجاد خارش وسوزش ( در اثر گزنه و غیره ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( urticaria ) ( طب ) خارش، سوزش، کهیر، بدن خارش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خرس مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سوزش دار، خارش دار، چیزی که خارش بیاورد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ادراری، موجود در ادرار، پیشابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیشابی، شاشی، ادراری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عادت، تمرین، ممارست، عرف، ممارست کردن، عرفی ساختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر فرهنگ، مسائل و مشکلات زندگی شهری و شهرها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنگوله، کوزه ای، دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آسمان شناسی، مبحث اجرام سماوی و سیارات، ستاره شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نقشه اجرام سماوی، اندازه گیری اجرام سماوی، آسمان سنجی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به هیئت و اجرام سماوی، وابسته به آسمان شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شرح عالم، عالم شناسی، آسمان نگاری ( بخشی از علم هیئت ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( uranographical ) وابسته به آسمان نگاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( uranographic ) وابسته به آسمان نگاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چهار برابر، چهار لا، چهار برابرکردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اورانیوم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به طرف بالا کج کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بطرف بالا پرتاب کردن، حرکت بطرف بالا ( بافشار ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر آدَنا Adana شهر و ولایتی در جنوب آناتولی است مشرف بر خلیج اسکندرون و دریای مدیترانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرتاب به بالا، به طرف بالا انداختن، تحول شدید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اهل شمال استان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژگون کننده، مختل کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طغیان کننده، بالا رونده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلند کردن، بالا بردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کران بالا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالا برنده، متعالی کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ساختن، بنا کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با درود فراوان بر شما ilax011 جان عزیز و تشکر فراوان. و بی نهایت سپاسگزارم از لطف شما علی عزیزم و تذکر این نکته، چون این یادآوری خوب شما اینجا یادگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

قنداقی و بچه قنداقی وقتی به کسی نسبت داده میشود، یعنی خیلی کوچکی و هر دو اهانت آمیز و تحقیر کننده است، قنداق احتمالا از ریشه ترکی است که پوشش کودکان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وا پیچیدن، وا کردن ( نخ ) ، باز کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از پیچیدگی درآوردن، بیرون آوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unwarranted ) غیرقابل ضمنانت، توجیه نکردنی، بی جا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گنگ، ناگویا، غیرمصطلح، بدون موسیقی، بدون نوسان صدا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محروم از صدا کردن، بدون صدا ادا کردن، بی صدا شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بدون ارج، بی پاداش، بی ارزش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زمان بلا استفاده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رمز بلا استفاده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از هم باز کردن، گشودن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از بند آزاد کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی ترتیب کردن، فاقد هم آهنگی کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ناآموخته، ساده، زود باور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به عقب گام برداشتن، برگشتن، بازگشتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بدون عنوان، بی نام، بی نشان، بدون سرآغاز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بی چادر، بی لباس، برهنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخ بیرون آوردن از ( مثلا از سوزن ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از قنداق باز کردن، از بند رهانیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی زیرنویس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخ چیزی را کشیدن ( مثل تسبیح و غیره ) ، نخ یا بند چیزی را سست کردن، شل کردن، آزاد کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بند یا تسمه رها کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی فنر، بدون فنر، با فنر، مجهز نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی لکه، لکه دار نشده، بدون آلودگی، ننگین نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unskilled ) خام دست، غیر متخصص، بی تجربه، بی مهارت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی نعل، نعل نشده، نعل نخورده، بی پاپوش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیده نشده، ندیده، امتحان نکرده، از دیدن محروم کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unshaped ) بی شکل، شکل نگرفته، گستاخ، وحشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unshapen ) بی شکل، شکل نگرفته، گستاخ، وحشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خواص جنسی محروم کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوخت خیاطی را شکافتن، کوک چیزی را شکافتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون درز کردن، چاک دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل کشف، جستجو نکردنی، کاوش ناپذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهر چیزی را گشودن، مهر چیزی را شکستن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unsaturated ) ترکیب اشباع نشده، سیرنشده، اشباع نشده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس انداز نشده، محفوظ نشده، نجات نیافته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

کارل دوازدهم Charles XII پسر کارل یازدهم و یکی از قهرمانان نظامی تاریخ سوئد که به شیر شمال شهرت دارد. با مرگ پدر در سال ۱۶۹۷ میلادی به سلطنت و پادشاه ...

پیشنهاد
٠

دوره لاله Lale Devri یا Tulip Period به دورانی از تاریخ عثمانی اطلاق میشود که با پیمان پاساروویتز و پایان جنگ با هابسبورگ ( اتریش ) آغاز شد و تا سقوط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر آدَنا Adana شهر و ولایتی در جنوب آناتولی است مشرف بر خلیج اسکندرون و دریای مدیترانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unreserved ) بی پرده گوئی، سادگی، بی محابائی، رک گو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره ساخته نشده، دوباره حیات نیافته، دوباره بنانشده، دوباره تولید نشده، گناهکار ( unregenerate )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از قلم افتاده، مورد توجه قرار نگرفته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واچرخاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن، تعریف کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر مستعد، غیرحامله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیرسیاسی، بی اطلاع از سیاست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر کامل، ناکامل، ناشی، نابلد، ناقص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میخ در آوردن از، گیره را باز کردن از.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( depopulate ) خالی از سکنه کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیرپارلمانی، برخلاف اصول پارلمانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر بسته ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابسامان، غیر مشتکل، فاقد سازمان، درهم و برهم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناهنجار، هنجار نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوزه بند را باز کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم مراعات اصول اخلاقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دهان ( کسی را ) باز کردن، چشم کسی را باز کردن، واپیچاندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیراخلاقی، غریب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unmercifully ) بی رحم، جبار، ستمکار، نامهربان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامناسب، فاقد صلاحیت، بی قواره، ناشایسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unmannered ) فاقد رفتار شایسته، خشن، بی ادب، بدون آداب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی معنی، پوچ، چرند، جفتگ، نامفهوم، بی اهمیت، بی هوش، بی عقل، ساده، احمق، کم عمق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unmennerly ) فاقد رفتار شایسته، خشن، بی ادب، بدون آداب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شل کردن، آزاد کردن، رها کردن، ول کردن، گشودن ( گره ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر منتظره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدا کردن، از هم باز کردن، سواکردن، بندهای زنجیر را از هم باز کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماده کردن، مهیا شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامتهای متفاوت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیسیده نشده، درست شکل به خود نگرفته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چفت را باز کردن، قفل را باز کردن، باز شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بند کفش و غیره را باز کردن، گشودن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unknowable ) ندانسته، ماورا تجربیات انسانی، غیر قابل ادراک و فهم، ندانستی، جاهل، بی اطلاع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گشودن ( گره ) ، باز کردن گره، وابافتن، وابافته شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از سوراخ یا لانه بیرون کردن، راندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک کپه ای، یک دریچه ای، دارای صدف یک پارچه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک واحد، برحسب، یگان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با فاصله واحد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unisonous ، =unisonal ) هم آهنگ، هم صدا، هم نوا، متحدالقول، یک نوا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unisonant ، =unisonal ) هم آهنگ، هم صدا، هم نوا، متحدالقول، یک نوا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unisonant ، =unisonous ) هم آهنگ، هم صدا، هم نوا، متحدالقول، یک نوا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک جنسی ( یعنی یا نر و یا ماده ) ، یک جنسه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت یک جنسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تک پایه، دارای یک پایه ( مثل دوربین عکاسی ) ، یک پا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از یک ولی، از یک پدر و مادر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تک زا، هر بار یک تخم گذار، یک بچه زا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیراهن و شلوار یک پارچه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصول تشکیلات اتحادیه، اتحادیه گرائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغازه یا کارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداً عضو شوند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرچم ملی انگلیس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در یک خط واحد، دارای تغییرات مسلسل از آغاز تا پایان، تک خطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unihibit ) آزاد، بی قید وبند، خودمانی، ناخوددار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unihibited ) آزاد، بی قید وبند، خودمانی، ناخوددار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تک رشته ای، یک لا، یک تا، یک رشته، دارای یک سیم یا نخ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای یک برگ، یک برگه، یک برگچه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تک سازپذیر، قابل اتحاد، قابل همرنگی.

پیشنهاد
٢

بانو شاعره گوهر نامش گوهر دختر موسی خان قاجار و مادرش طیغون دختر فتحعلیشاه است، نویسنده خیرات حسان، گوهر را زنی با دانش و کمال و پاک طینت توصیف کرده ...

پیشنهاد
٥

بانو شاعره دانشمندآذربایجان/ گوهر بیگم آذربایجانی خیرات حسان مینویسد این بانو ادیبه مشهور وشاعره شیرین سخن بوده و نمونه طبع وی چنین است: اگر به باد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بانو شاعره گلبدن بیگم تذکرة الخواتین مینویسد: دختر بابر پادشاه است و طبعی موزون داشته و این مطلع شعر اوست: هر پری روئی که او با عاشق خود یار نیست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره گلچهره بیگم تذکرة الخواتین مینویسد این بانو دختر بابر شاه و خواهر گلبدن است که دارای ذوق و طبع شعر بوده و این مطلع اثر طبع او است که ظاهر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کارل دوازدهم Charles XII پسر کارل یازدهم و یکی از قهرمانان نظامی تاریخ سوئد که به شیر شمال شهرت دارد. با مرگ پدر در سال ۱۶۹۷ میلادی به سلطنت و پادشاه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

پاساروویتز، Passarowitz که عثمانیان آن را پاساروفچه مینامیدند، روستایی است در صربستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

دوره لاله Lale Devri یا Tulip Period به دورانی از تاریخ عثمانی اطلاق میشود که با پیمان پاساروویتز و پایان جنگ با هابسبورگ ( اتریش ) آغاز شد و تا سقوط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٨

شهر گنجه در ۷ شعبان ۱۲۱۸ قمری و ۲۲ نوامبر ۱۸۰۳ میلادی به محاصره ارتش روسیه به فرماندهی ژنرال سیسیانوف درآمد و در ۲ شوال به دست روسها افتاد. ارامنه سا ...

پیشنهاد
١

واسیلی واسیلیوویچ گالیتسین ۱۶۴۳ تا ۱۷۱۴ در سال ۱۶۷۶ به جرگه بایارها وارد شد و در دوران زمامداری سوفیا آلکسیونای نایب السلطنه مشاور اعظم او به شمار می ...

پیشنهاد
٦

عثمان پاشا اهل موره و یونانی بود. او در جنگ با فرنگیان از ناحیه پا مصدوم شده و به این دلیل به توپال ( لنگ ) شهرت داشت. پس از عزل از مقام صدارت، به فر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( unidirectional ) دارای یک جهت، یک جهتی، تک سوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unicellular ) تک یاخته، یک سلولی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unicellularity ) . تک یاخته، یک سلولی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از اسب افتادن یا پیاده شدن، اسب را از گاری یا درشگه باز کردن، از جای خود تکان دادن، جابجا کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محروم از عشاء ربانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unhallowed ) عمل کفر آمیزکردن، کفرآمیز، نامقدس کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unhallow ) عمل کفر آمیزکردن، کفرآمیز، نامقدس کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به شکل ناخن، به شکل سم، سم دار، جانور سم دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیرقابل کنترل، غیر قابل اداره، وحشی، لجام گسیخته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون آمد و رفت، دور افتاده، تکرار نشدنی، غیر مکرر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رها کردن، آزاد کردن، باز کردن، غیرثابت کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی پدر، حرامزاده، تقلبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

محونشدنی، نازدودنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نارسا، غیر حاکی، عاری از معنی، بی حالت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیسابقه، بیمانند، بی نظیر، غیر موازی، بیهمتا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غیر ضروری، غیر مهم، غیراساسی، غیر اصلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی پایان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیرقابل استخدام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

موجی، مواج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مسلم، بدون شک، بدون تردید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خطای نایافته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیاهی که در زیردرختی روئیده، زیر بوته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به عناوین گوناگون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیر پیراهنی، جلیقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستاجر دست دوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( = underside ) وابسته بزیر سطح، فرورویه، موجود درزیرسطح، متحرک در زیرسطح

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دون پایه، شخص حقیقر، شخص کوچک، عامل پائین درجه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

امضاء کننده زیر، دارای امضاء ( در زیر صفحه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیردامنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در زیر ورقه ) امضاء کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای تمایل جنسی کمتر از حدّ طبیعی، دارای ناتوانی جنسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داستان فرعی، یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش، توطئه، دسیسه محرمانه، دوز و کلک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرین بخش، تقسیمات جز، بخش فرعی، بخش تحتانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پائین ترین، زیر ترین، ادنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لب زیرین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمتر از ارزش واقعی اجاره دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیش آمده، آویخته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمتر از حد لزوم در معرض ( نور و غیره ) قرار دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از کار کم گذاردن، قصور کردن، نیم پخته کردن ( غذا ) ، نیم پز کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی کمتر از میزان لازم سرد کردن، فوق العاده سرد کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( underclothing ) زیر پیراهنی، زیرپوش، لباس زیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( underclothes ) زیر پیراهنی، زیرپوش، لباس زیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نژاد غیراصیل، نااصل زاده، بی تربیت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاگرد سالهای اول و دوم دانشگاه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در مناقصه ) از همه کمتر قیمت دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست انجام ندادن، از کار کم گذاشتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برچسب تعریف نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقره تعریف نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بصورت سند درنیامده، در سند قید نشده، سند تنظیم نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیر مخلوق، ابدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود بر شماilax011 عزیز، در کتابی چند جلدی که از مرکز تحقیقاتی تهیه کردم واژگان را در کنار هم چنین معرفی کرده: unappeasable استمالت ناپذیر، اقناع ن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

عثمان پاشا اهل موره و یونانی بود. او در جنگ با فرنگیان از ناحیه پا مصدوم شده و به این دلیل به توپال ( لنگ ) شهرت داشت. پس از عزل از مقام صدارت، به فر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

شهر گنجه در ۷ شعبان ۱۲۱۸ قمری و ۲۲ نوامبر ۱۸۰۳ میلادی به محاصره ارتش روسیه به فرماندهی ژنرال سیسیانوف درآمد و در ۲ شوال به دست روسها افتاد. ارامنه سا ...

پیشنهاد
٢

واسیلی واسیلیوویچ گالیتسین ۱۶۴۳ تا ۱۷۱۴ در سال ۱۶۷۶ به جرگه بایارها وارد شد و در دوران زمامداری سوفیا آلکسیونای نایب السلطنه مشاور اعظم او به شمار می ...

پیشنهاد
٢٤

در ساختار سیاسی صفوی قورچی باشی نفر دوّم دیوان سالاری پس از صدراعظم به شمار میرفت و لقب او معمولاً امیرالامرا بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

کوریجان روستایی در بلوک حاجیلو واقع در ۲۱ کیلومتری جنوب غربی کبودرآهنگ همدان. در زمان حمله عثمانی جنگی در این منطقه رخ داد بنام جنگ کوریجان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوره لاله Lale Devri یا Tulip Period به دورانی از تاریخ عثمانی اطلاق میشود که با پیمان پاساروویتز و پایان جنگ با هابسبورگ ( اتریش ) آغاز شد و تا سقوط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاساروویتز، Passarowitz که عثمانیان آن را پاساروفچه مینامیدند، روستایی است در صربستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارل دوازدهم Charles XII پسر کارل یازدهم و یکی از قهرمانان نظامی تاریخ سوئد که به شیر شمال شهرت دارد. با مرگ پدر در سال ۱۶۹۷ میلادی به سلطنت و پادشاه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناهمبسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغایرت با قانون اساسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهش غیر شرطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقال غیر شرطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انشعاب غیر شرطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محاسبه ناپذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قطعی نشده، شرط نشده، قید نشده، غیرمشروط.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی ردا کردن، فاش کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جامه از تن بدر آوردن، عریان کردن، لخت شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unclench ) شل شدن، سست شدن، شل کردن یا شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باز کردن ( قلاب و مانندآن ) ، باز کردن یا شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیر سری. طبقه بندی نشده، در ردیف به خصوصی قرار نگرفته، غیر محرمانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک دوازدهمی، شبیه یک دوازدهم، وابسته به حروف الفبای قدیم یونان و روم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی عفتی، بی ناموسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیر مسیحی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون علت معین، بی دلیل، بی سبب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خراب کردن، بکلی ویران کردن، محو کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unbroken ) رام نشده، سوقان گیری نشده، مسلسل، ناشکسته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لجام گسیخته، بی مهار، مهار در رفته، ول کردن، لجام گسیخته کردن، از بند رها کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی شاخ و برگ، بدون انشعاب، بدون شعبه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناآموخته، پرورش نیافته، بد ببار آمده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازکردن، گشودن ( زره و مانند آن ) ، رها یا آزاد کردن، شل کردن، تضعیف کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از هم باز شدن، ریش ریش کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلاه را از سر برداشتن، آشکار کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نامبارک، نامیمون، ملعون، بینوا، بدبخت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون شرم، بی خجالت، عاری از شرم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر مشوش، بی آشوب، آرام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( unbeliever ) کافر، بی ایمان، غیر مومن، بی اعتقاد، دیر باور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عملگر یگانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمل یگانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

املاء صحیح: unappealable پژوهش ناپذیر، غیرقابل استیناف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون اطلاع، تند وبی ملاحظه، بی احتیاط، بی پروا.

پیشنهاد
١

بانو شاعره گلین منوچهر میرزا این بانو دختر حسین قلیخان برادر فتحعلی شاه است که تاریخ عضدی مینویسد خط شکسته را بسیار خوب مینوشته و طبع شعر داشته و ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره گنا بیگم تذکرة الخوانین مینویسد: از زنانی بوده که ذوق و طبع شاعرانه داشته و به اردو و فارسی شعر میگفته و صاحب تذکره شعرای دکن نیز که بزبا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره ستاره/ کوکب تذکرة الخواتین مینویسد: کوکب متخلص به ستاره اهل شیراز و این مطلع نمونه طبع اوست: عشقبازان رو بسوی قبلۀ آن کو کنید هر کجا مه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره کنیز فاطمه تذکرة الخواتین دربارۀ این شاعره چنین مینویسد: این بانو که ذوق و طبعی شاعرانه داشته مادر شاه سلیمان کابلی است و این بیت نمونه ط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره کامله بیگم اهل دهلی هندوستان و از زنان زمان اکبر شاه هندی بوده طبع شعر داشته و این چهارپاره را که در مرثیه فیضی فیاضی سروده نمونه طبع اوس ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره قمر السلطنه/ ماه تابان ماه تابان دختر فتحعلیشاء مادرش نوش آفرین دختر بدر خان برادر زاده علیمردانخان زند بوده ( برج نوش بنام مادر این بانو ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره قمر از زنان مشهور سلسله قاجاریه و همسر شاهزاده علیشاه ظل السلطان بوده و اشعارش خالی از لطف و ملاحت نیست و این دو بیت نمونه شعر وی از خیرا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوره لاله Lale Devri یا Tulip Period به دورانی از تاریخ عثمانی اطلاق میشود که با پیمان پاساروویتز و پایان جنگ با هابسبورگ ( اتریش ) آغاز شد و تا سقوط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاساروویتز، Passarowitz که عثمانیان آن را پاساروفچه مینامیدند، روستایی است در صربستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارل دوازدهم Charles XII پسر کارل یازدهم و یکی از قهرمانان نظامی تاریخ سوئد که به شیر شمال شهرت دارد. با مرگ پدر در سال ۱۶۹۷ میلادی به سلطنت و پادشاه ...

پیشنهاد
١

سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ناهمساز، بدون وسائل راحتی، فراهم نشده، بی مسکن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساده، عریان، بی پیرایه، بی زیور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حکمیت، داوری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زودرنج، سایه دار، دارای سو ظن، بیمناک، رنجیده خاطر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( umbilicate ) نافی، نافدار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تشکیل ناف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( umbilicated ) نافی، نافدار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای گل آذین چتری فرعی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زوزه کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عقاید ناسیونالیزم خیلی افراطی، ملت پرستی افراطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراقرمز، فراسرخ، ( infrared ) آنطرف اشعه قرمز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراجهانی، ماورا جهان، ماوراگیتی، ماورا منظومه شمسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به کشورها و مردمی که درآنطرف کوه ها و ارتفاعات هستند، تفوق مطلق پاپ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سکونت در ارتفاعات زیاد، اعتقاد به تفوق مطلق پاپ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرانو گرای، آدم خیلی متجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراگرایش، فراروی، از حد گذرانی، زیاده روی، افراط کاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماه گذشته ( مخفف آن. ult است ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت غائی، حالت نهائی، غائیت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشمالوئی، زبر مو بودن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در روسیه تزاری ) فرمان امپراتور که قدرت قانونی داشته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهیب، مخوف، ترسناک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زشت کردن، بدترکیب کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دو, عدد دو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : مورد شک , مشکوک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : شاخه , شاخ , فرع , شعبه , رشته , بخش , شاخه درآوردن , شاخه شاخه شدن , منشعب شدن , گل وبوته انداختن , مشتق شدن , جوانه زدن , براه جدیدی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : ساق پا, پایه , ساقه , ران , پا, پاچه , پاچه شلوار, بخش , قسمت , پا زدن , دوندگی کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دو بار, دو دفعه , دو مرتبه , دو برابر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : به دو زبان نوشته شده , متلکم به دو زبان , دوزبانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دوم , دومی , ثانی , دومین بار, ثانوی , مجدد, ثانیه , پشتیبان , کمک , لحظه , درجه دوم بودن , دوم شدن , پشتیبانی کردن , تایید کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( verbe ) واژه فرانسوی : خواست , خواسته , خواستن , لازم داشتن , نیازمند بودن به , نداشتن , کم داشتن , فاقد بودن , محتاج بودن , کسر داشتن , فقدان , ن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( personnel pronom ) واژه فرانسوی : مال شما , مربوط به شما , متعلق به شما.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( verbe ) واژه فرانسوی : خواست , خواسته , خواستن , لازم داشتن , نیازمند بودن به , نداشتن , کم داشتن , فاقد بودن , محتاج بودن , کسر داشتن , فقدان , ن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( verbe ) واژه فرانسوی : خواست , خواسته , خواستن , لازم داشتن , نیازمند بودن به , نداشتن , کم داشتن , فاقد بودن , محتاج بودن , کسر داشتن , فقدان , ن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: حرفه یی بودن, صفات و عادات مخصوص اهل حرفه, حرفه یی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: بستن, دلمه کردن, دلمه شدن, منجمد کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: مهارت, استادی, طرز کار, کار, ساخت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: چموش, رم کننده, لا سی, اهل حال, تغییر پذیر, ترسو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: سرکش, حرف نشنو, بازیگوش, خوشحال, عیاش, گستاخ, جسور, شرور شدن, گستاخ شدن, بی ترتیبی کردن, شهوترانی کردن, افراط کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: چموش, رم کننده, لا سی, اهل حال, تغییر پذیر, ترسو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: شنگول, شاد وخرم, جست وخیز کنان, چالاک, چابک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: رویه, سطح, ظاهر, بیرون, نما, ظاهری, سطحی, جلا دادن, تسطیح کردن, بالا آمدن ( به سطح آب ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: آسان, به آسانی, به آسانی قابل اجرا, سهل الحصول, کم ژرفا, کم عمق, کم آب, سطحی, کم عمق کردن, صوری, سطحی, سرسری, ظاهری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: سطحی ( بودن ) , دانش سطحی, بی مایگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: پوست, بشره, پوشش مو, پوشش شاخی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: نهایت, حد نهایی, انتها, سر, ته, انتها, مضیقه, شدت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: مطلق, به حداکثر, به اعلی درجه, کاملا, جمعا, حد اعلی, غیر عادی, ادا کردن, گفتن, فاش کردن, بزبان آوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: بیش از حد لزوم اضافه کردن, سربار کردن, باز افزایش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: اضافی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: از اقصی نقطه, از دورترین نقطه خارج, اقصی نقطه, دور, بیشترین, منتهای کوشش, حداکثر, دورترین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: بی نهایت, خیلی زیاد, حداکثر, درمنتهی الیه, دورترین نقطه, فزونی, مفرط.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: داوری, دادرسی, فتوی, رای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: مطلق, به حداکثر, به اعلی درجه, کاملا, جمعا, حد اعلی, غیر عادی, ادا کردن, گفتن, فاش کردن, بزبان آوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: مشاهده, ملا حظه, نظر, اداء, اظهار, سخن, نطق, گفتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: بیرونی, خارجی, ظاهری, واقع در سطح خارجی, واقع در خارج, کمک پزشک روزانه, ظاهر, سطح, ظواهر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: بیگانگی, احوال ظاهری, وقوع درخارج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: دیوار با حیاط خارجی قلعه ملوک الطوایفی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: آشکار سازی, ظهور, ابراز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی: سبیل, بروت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : تازی مخصوص شکار روباه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : تنها , تک , دلتنگ , مجرد , بیوه , یکه , مجزا ومنفرد, تنها , بیکس , غریب , بی یار , متروک , بیغوله , دلتنگ وافسرده , ملول, فقط , محض , ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : مطلق , غیر مشروط , مستقل , استبدادی , خودرای , کامل , قطعی , خالص , آزاد از قیود فکری , غیر مقید , مجرد , دایره نامحدود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : ساده, راست , درست , بی پرده , رک , سر راست , آسان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : بیتا , بی همتا , بیمانند , بی نظیر , یکتا , یگانه , فرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : یازده , عدد یازده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : اختصاصی , خصوصی , محرمانه , مستور , سرباز , اعضاء تناسلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : جزء , تفصیل , جزئیات , تفاصیل , اقلام ریز , حساب ریز , شرح دادن , بتفصیل گفتن , بکار ویژه ای گماردن , ماموریت دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : زبون , فروتن , متواضع , محقر , پست , بدون ارتفاع , پست کردن , فروتنی کردن , شکسته نفسی کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : نقل کردن , مظنه دادن , نشان نقل قول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : فرونشاندن , سرکوب کردن , تسکین دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =rabble ) توده مردم پست، اراذل واوباش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل جزیره تاهیتی در جزایر پلینزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چراغ عقب اتومبیل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی دم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرم، شکل، شکل وساخت مجسمه ( خیاطی ) ، کمر، شکل ودوخت کمر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزکوهی بزرگ تبت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرامافون، دستگاه ضبط صوت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرحرف، حراف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیه مانند، چرب، پیه اندود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه منگوله دار یا دکمه دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبل هندی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tameable ) رام شدنی، رام کردنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاه کاج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنبور، دهل، تنفس نگار، بنض نگار، ( مبل سازی ) رویه یا دیواره متحرک چوبی، دیواره متحرک چوبی ساختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رام نشدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tamable ) رام شدنی، رام کردنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجمن تامانی نیویورک، وابسته بانجمن طرفدار کسب نفوذ سیاسی وبلدی بوسیله رشاء.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضول، مداخله کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مازوی دباغی، پوست مازو، مازوئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زنتا Zenta یا Senta شهری در شمال صربستان در ۱۳۰ کیلومتری شمال غربی بلگراد است و جنگ زنتا میان عثمانی و هابسبورگ ( اتریش ) در تاریخ عثمانی معروف است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فرانسوی : شما , شمارا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه سوئدی: تبر, تیشه, تبر دو دم, تبرزین, با تبر قطع کردن یا بریدن, تبرکوچک, تیشه, ساتور, باتبر جنگ کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : آرام کردن , تسکین دادن , ساکت کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : برامد , پیامد , نشریه , فرستادن , بیرون آمدن , خارج شدن , صادر شدن , ناشی شدن , انتشار دادن , رواج دادن , نژاد , نوع , عمل , کردار , ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : دربان , دربازکن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیستم دو پشته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوریده، گیردار، پر گرفتاری، درهم وبرهم، ژولیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرفتاری، آشفتگی، گره، گیر، گوریدگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محوطه مخازن نفت وغیره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمک یاملح مازو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرم دباغی شده، دباغی، دباغ خانه، قهره ای در اثر اشعه آفتاب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مازووار، سبزه رو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tansy ) کاسنی بری تلخ مزه ( tanacetum )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tansey ) کاسنی بری تلخ مزه ( tanacetum )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زلف پیر یعقوبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمک اسید تانتالیک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدای شیپور، شیپور زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( افسانه یونان ) تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در دباغخانه ) محل خمره های دباغی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با تنگنای نواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کابل نواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرونده نواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیر کردن نوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برچسب نوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کتابخانه نوارها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوار منگنه کن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوار سوراخ کن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوار خوان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی نوار ضبط صوت صدا را ضبط کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انباره نواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرقره نوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

همگام کننده نوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حامل نوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از نوار به کارت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واحد نوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tape measure ) متر مخصوص اندازه گیری، نوار متر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باز بین نوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حامل شمع در مراسم مذهبی، باریک کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای پرده منقوش، مزین به پارچه مبلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرم کدو، کرم یکتا، حب القرع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشاسته کاساو یا مانیوک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tapa ) پارچه ساخته شده از پوست درخت توت ( Mulberry )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرش، پارچه منقوش پرده ای یا رومیزی یا فرش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساقی، پیشخدمت میخانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رقص تند دو نفری ایتالیائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tarbush ) ( عربی است ) طربوش، فینه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tarboosh ) ( عربی است ) طربوش، فینه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلم موی مخصوص قیرکاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( موسیقی ) آهسته ( بنوازید ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آماج، هدف، سپر، سند، زدن، پرسیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترگم، ترجمه زبان آرامی قسمتی از عهد عتیق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اهل استان کارولینای شمالی آمریکا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه نخی ساده بافت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tarmacadam ) جاده اسفالته دارای سنگفرش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کدر کردنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهی بزرگ و باریک مدیترانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( taradiddle ) دروغ کوچک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برانگیختن، خشمگین کردن، آزردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درنگ، اقامت، توقف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

استخوان مچ پا واستخوان کف پا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میمون شبگرد هندی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tartarsauce ) سوس، مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tartarian ) دوزخی، جهنمی، تاتاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tartarean ) دوزخی، جهنمی، تاتاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاتاری، اسید تارتاریت، جوش ترش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوش ترش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درده مانند، دردی شکل، مشتق از درده شراب، دارای باره دندان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( افسانه یونان ) دوزخ، عالم اسفل، جهنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمی ترش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملح اسید تارتاریت، ملح جوهر غوره یا جوش ترش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام مربائی کوچک، کلوچه میوه دار کوچک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tartuffe ) ( شخصیت نمایشنامه مولیر ) مقدس ریائی، عابد ریاکار، زهد فروش، خشکه مقدس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صخره آتشفشانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفید مایل به خاکستری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متلک گو، سرزنش کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفت شدن، تنگ ومحکم کردن یا شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمادگی، کشیدگی وسفتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میخانه دار، می فروش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زاغ زدن به پوست، دباغی کردن، سفت کردن، تیله بازی کردن، تیله، مهره بازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رام شدنی، نرم، سست مهار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زن احمق وشلخته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تازیانه چرمی، شلاق زدن.

پیشنهاد
٠

شاعره فاسد قرة العین بابی/ طوطی این شاعره ی فاسده بابی مسلک که ( پدرشوهرش ) عموی خود را در حین نماز کشت ( شهید ثالث ) دختر صالح قزوینی میباشد. نامش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بانو شاعره فناء/ نساء بیگم تذکرة الخواتین مینویسد: یکی از همسران جهانگیرشاه پادشاه هندوستان بوده و شعر میگفته و این ابیات نمونه شعر طبع اوست: هنگام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بانو شاعره فرخنده ساوجی ( ساوه ای ) مجموعه اى مشتمل بر قصیده و قطعه و مثنوی و رباعی هم راجع به ائمه اطهار، هم مدایح و هم مراثی دارد. فرخنده دختر محم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره فخری دختر فتحعلیشاه و دارای طبع شعر بوده و محمود میرزا مولف تذکره نقل مجلس مینویسد خواهر بزرگ فتح الله میرزا است و اشاره میکند که درس شعر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بانو شاعره فاطمه قوال از کتاب بهترین اشعار پژمان این قطعه از غزل وی به عنوان نمونه سبک ارائه میشود: ساکن کنشتم کرد خوش نگاه می نوشی کعبه را زیادم ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره فاطمه سلطان صاحب آتشکده آذر او را دختر دختر میرزا حسین ( قاضی سمرقند ) نواده قائم مقام فراهانی که از جانب پدر و مادر هر دو به قائم مقام م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

پیشنهاد
٠

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنتا Zenta یا Senta شهری در شمال صربستان در ۱۳۰ کیلومتری شمال غربی بلگراد است و جنگ زنتا میان عثمانی و هابسبورگ ( اتریش ) در تاریخ عثمانی معروف است.

پیشنهاد
٠

سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوچکترین واحد ساختمان لغوی، کوچکترین قسمت صرف ونحوی کلمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دختری که در کلاس رقص یا کاباره در مقابل پول با مشتریان دیگر میرقصد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : پر جزئیات , به تفصیل, استادانه درست شده , به زحمت درست شده , به زحمت ساختن , دارای جزئیات , بادقت شرح دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : خلوت , تنهایی , پوشیدگی , پنهانی , اختفاء.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : تکان , صدمه , هول , هراس ناگهانی , لطمه , تصادم , تلاطم , ضربت سخت , تشنج سخت , توده , خرمن , توده کردن , خرمن کردن , تکان سخت خوردن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : صدای سوت , جیغ , سوت ( مخصوصا در نمایش که نشانه نارضایتی مردم است ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : تخم مرغ , تخم , تحریک کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : دهاتی , اهل جای دور افتاده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : روغن , مرهم , پماد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : ناخن , سم , چنگال , چنگ , میخ , میخ سرپهن , گل میخ , با میخ کوبیدن , با میخ الصاق کردن , بدام انداختن , قاپیدن , زدن , کوبیدن , گرفت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : یازده , عدد یازده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( teenager ، teener ) نوجوان ( از ۱۰ تا ۱۹ ساله )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای شش پرچمی که دو پرچمش بلندتر باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکنتیوم ( عنصر فلزی ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tetched ) مختل، بهم خورده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( teasel ، elztea ) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنی، خارزدن، شانه زدن ( به پرز پارچه وغیره )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( teasel ، leztea ) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنی، خارزدن، شانه زدن ( به پرز پارچه وغیره )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tease ) آزاردادن، اذیت کردن، کسی را دست انداختن، سخنان نیشدارگفتن، اذیت، پوشدادن مو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( leztea ، elztea ) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنی، خارزدن، شانه زدن ( به پرز پارچه وغیره )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی اشک، تهی از اشک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعه یا مقاله پاره شده از مجله یا روزنامه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامیون ران، راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب و درشکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنگ آبی مایل به خاکستری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( teakwood ) درخت ساج، چوب ساج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( teak ) درخت ساج، چوب ساج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به قدر یک فنجان چای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماشین آموزش، ماشین تدریس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فنجان چای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معلمی، آموختاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانش سرا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آموختنی، تعلیم پذیر، یاد دادنی، قابل تعلیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فنجان چای خوری بی دسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گل چای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باغ یا مزرعه چای کاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چای دم کن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ته دانسان، مهمانی چای و رقص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توخدائی، سرودنیایش خدا وعیسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( از ریشه ی فارسی: تاس ) پیاله ی پایه دار، پیاله، تاس، جام، سنگاب بزرگ کلیسا

پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

پیشنهاد
١

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گیلدر Guilder سکه طلای هلند است و همان سکه گلدن ( طلا ) میباشد که طبق الگوی دوکای ونیز ضرب میشد.

پیشنهاد
٤

قدمت عثمانی به عنوان یک دولت اروپایی اندکی کمتر از دولت هابسبورگ است. آغاز سلطنت خاندان هابسبورگ در اروپا از سال ۱۲۷۳ میلادی است و آغاز استقرار دولت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نوح افندی ساکن ونیز بود. پس از مهاجرت به عثمانی به ظاهر مسلمان شد و در حوالی رجب ۱۱۱۹ قمری/. اواخر سال ۱۷۰۷ میلادی فوت کرد. او خلاصه ای از کتاب المل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زنتا Zenta یا Senta شهری در شمال صربستان در ۱۳۰ کیلومتری شمال غربی بلگراد است و جنگ زنتا میان عثمانی و هابسبورگ ( اتریش ) در تاریخ عثمانی معروف است.

پیشنهاد
٢

سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tiny ) ریز، ریزه، کوچک، ناچیز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رادار تلویزیونی، دستگاه هدایت هواپیما بوسیله تلویزیون ورادار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( telephotography ) عکسبرداری از مسافات دور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلفن کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوشی تلفن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسامه تلفنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دفتر تلفن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهی استخوانی، وابسته به ماهی استخوانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایان شناس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در اسکی ) پیچ اسکی به جلو و جلو بردن آن از اسکی دیگر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

افسر مامور رمز و مخابرات نیروی دریائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( افسانه یونان ) پسر ادیسیوس ( odysseus ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلگرافچی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلگرافچی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقال فرضی صفات و نفوذ اخلاقی شوهر اول در بچه های زن از شوهران بعدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای استعداد شرکت در برنامه های تلویزیونی، مناسب برای برنامه تلویزیونی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوربین مخصوص عکاسی از فواصل دور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tegmentum ) پوست طبیعی، پوست، غشاء پوششی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوششی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفالی، آجری، پولک دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشش طبیعی پوست، جلد، پوشش اندام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاملا، کلا، تماما.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یویو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طرفدار منع مسکرات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برجستگی استخوان فک که حفره های دندانها بر آن قرار دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الله کلنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی پروا، بی باک، متهور، تند، تصادفی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

استفاده از دستگاه نقاله برقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( telluric ) دارای تلوریوم، زمینی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبه فلز کمیابی به علامت Te.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمینی، خاکی، ساکن زمین، دستگاه سنجش حرکات زمین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جدارضخیم آخرین مرحله ایجاد قارچ موجد زنگ گیاهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیننده برنامه تلویزیون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به برنامه های تلویزیونی نگاه کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هاگ کامل وبالغ قارچ در آخر دوره باروری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( teletype ) ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام از مسافات دور، با ماشین تحریر از مسافات دور مطالبی تحریر کردن، تله تایپ، دور نگاره. ماشین تحریر راه دور، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متصدی دوره نگاره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حروفچینی از دور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرارت سنج از مسافات دور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساس چیزی از مسافت دور بدون دخالت حواس پنجگانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ضربت بازی بولینگ ده میله ای، امر موفقیت آمیز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فروشگاه دارای کالاهای ارزان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرصت طلب ومسامحه کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انباره موقت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زائر بیت المقدس، معبدی، وابسته به معبد، عضو جمعیت فراماسون، عضو فرقه ای ازصلیبیون نظامی قرون وسطی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خملنیک، Chmielnick یا خملنیتسک Khmelnitsk شهری است که در منطقه پودولیا ( اوکرائین ) قرار دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیلدر Guilder سکه طلای هلند است و همان سکه گلدن ( طلا ) میباشد که طبق الگوی دوکای ونیز ضرب میشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قدمت عثمانی به عنوان یک دولت اروپایی اندکی کمتر از دولت هابسبورگ است. آغاز سلطنت خاندان هابسبورگ در اروپا از سال ۱۲۷۳ میلادی است و آغاز استقرار دولت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نژاد عثمانی، سلاطین عثمانی طبق سنت سلجوقیان روم، به وصلتهای فراوان با اروپائیان دست زدند تا بدان حدّ که از نظر نژادی نیمه اروپایی به شمار میرفتند. نی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سردار اکرم، در حکومت عثمانی سردار اکرم به معنی فرماندهی کل قوا بوده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهی گول آب شیرین اروپا وآسیا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اجاره نشینی، اجاره داری، کلیه مستاجرین یک ملک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون مستاجر، ( در مورد املاک ) خالی، اشغال نشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tensometer ، tensimeter ) کشش سنج، آلت سنجش نیروی کشش و فشار گاز و بخار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tensiometer ، tensometer ) کشش سنج، آلت سنجش نیروی کشش و فشار گاز و بخار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

متمم نسبت به.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته بتصدی، تصرفی، اجاره، وابسته به مدت تصرف یا اجاره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بازی بولینگ ده میله ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبانه، زبانه دار کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به آلفردتنیسان شاعر انگلیسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =sneaker ) کفش، تنیس، کفش کتانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شامل ملک استیجاری، آپارتمانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tenebrous=tenebrious تاریک وتیره، تاریکی آور، ظلمانی، تاریک کننده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tenderhearted ) دل نازک، دل رحیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای فکر حساس، رقیق القلب، مهربان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه، مراقبت، مواظبت، پرستاری، حضور.

پیشنهاد
١

بانو شاعره سلطان چند شاعره با تخلص سلطان داریم، از جمله این بانو که دختر محمود میرزا فرزند فتحعلی شاه است. محمود میرزا تذکره ای بنام ( نقل مجلس ) تأ ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره خدیجه سلطان خدیجه سلطان با تخلص سلطان. مرحوم تربیت نویسنده کتاب دانشمندان آذربایجان مینویسد: این بانو دختر حسنعلی خان داغستانی است که با ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره عصمتی سمرقندی تذکرة الخواتین مینویسد اهل سمرقند و بانوئی بوده سخن دان و خوش طبع و این مطلع شعری از طبع اوست: تا فکند است مرا بخت بد از ی ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره عصمت دولتشاهی خیرات حسان در مینویسد دختر فتحعلیشاه و خواهر تنی محمدعلی میرزای معروف به دولتشاه است، خط نسخ را مانند استادان فن مینوشته و ق ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره عصمت بیگم خیرات حسان احتمالی، او را دختر سیف الملوک میرزا دانسته و اشاره کرده که از زنان با ذوق و صاحب طبع بوده و این رباعی را از او نقل ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره عفت دختر فتحعلیشاه و خواهر تنی حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس و حسینعلی میرزا والی خراسان بوده، که خواهرش عصمت نیز طبع شعر و ذوق ادبی داشت ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره عفتی اسفراینی نویسنده خیرات حسان مینویسد بعضی او را سمرقندی و بعضی اسفراینی میدانند و متذکر است که این بانو خوش نیت و زاهد و صالح بوده و ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره عفت نسابه/ سکینه بیگم چنانکه مولف فارسنامه ناصری مینویسد وی دختر میرزا عبدالله نسابه اهل شیراز مقیم محله سردزک بوده و نام او را سکینه و ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خملنیک، Chmielnick یا خملنیتسک Khmelnitsk شهری است که در منطقه پودولیا ( اوکرائین ) قرار دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : نقض کردن , باطل کردن , الغا کردن , با ضربه زدن , له کردن , فرو نشاندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : لحاف , بالا پوش , مثل لحاف دوختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قوه کشش، سفتی، شدت، وخامت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفت شونده، سفت کننده، کشیدنی، کشیده شدنی، وخیم شونده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tensiometer ، tensimeter ) کشش سنج، آلت سنجش نیروی کشش و فشار گاز و بخار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممدده ( momaddedeh ) ، کششی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم صد پای پیله ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوک اریب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازو چه ای، دارای شاخک حساس، شبیه شاخک حساس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وسائل چادر، چادر، خیمه زنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامت مکث و وقفه در یونانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =tentie ) متوجه، مراقب، مواظب، دقیق، بدقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی چادر، ( اسکاتلند ) بی توجه، بی دقت، لاابالی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نازکی، باریکی، رقت، سادگی، لطافت، قلت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tercentennial ) ( جشن ) سیصد سالگی، سه قرن، سیصد ساله

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تربیوم، عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قوش نر، قوش چاردانگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( teapoy ) ( درهند ) میز چای خوری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه لبه پهن نمدی سفید پوستان مناطق حاره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تربانتین، سقز، سقزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرد، مدور، حلقوی، استوانه ای شکل در برش عرضی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tercentenary ) ( جشن ) سیصد سالگی، سه قرن، سیصد ساله

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخت بنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتد، طفره رو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتهائی، بپایان رساننده، قطعی، خاتمه دهنده، مختوم کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ پایان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماد پایان بخش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نماد پایانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واحد پایانه، واحد پایانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی وعده، بی مدت، بی پایان، غیر قابل توصیف، بدون شرط.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه مبنائی، در مبنای سه. ( ternate ) سه برگچه ای سه گانه، سه تائی، سومین، گروه سه تائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ternary ) سه برگچه ای، سه گانه، سه تائی، سومین، گروه سه تائی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =terneplate ) ورق آلیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع، تیره رنگ، با قلع وسرب پوشاندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =terne ) ورق آلیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع، تیره رنگ، با قلع وسرب پوشاندن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( terpenoid ) ترپن دار، مخلوط باترپن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( terpenic ) ترپن دار، مخلوط باترپن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رب النوع رقص وآوازهای دسته جمعی، رقاص، رقص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به رقص، رقاص.

پیشنهاد
٠

بانو شاعره شاه جهان بیگم در تذکرة الخواتین آمده: دختر جهانگیرخان بهادر شمشیر جنگ از طایفه میرزا خیل که یکی از طوایف مشهور افغانی است میباشد و متولد ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره طاووس/ تاج الدوله همسر فتحعلی شاه بوده و لقبش تاج الدوله است، در تذکره نقل مجلس تالیف محمود میرزا مینویسد: این بانو اصفهانی بوده و زیر نظر ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره طیبه سومین دختر فتحعلی شاه و خواهر تنی حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس، و حسینعلی میرزا والی خراسان بوده و محمود میرزا صاحب تذکره نقل مجلس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بانو شاعره عایشه مقبریه/ عاشی سمرقندی آتشکده آذر او را اهل سمرقند دانسته و تعریف و تمجید شعر او را نموده و این نمونه سبک او است: اشکی که زچشم من به ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره عفاف از عموزادگان فتحعلیشاه و همسر شاهزاده حیدر قلی میرزا، پسر فتحعلیشاه بوده. نویسنده خیرات حسان مینویسد: خط شکسته را خوب مینوشته و دارا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

آقاها، فرماندهان نظامی عثمانی آقاها لقب داشتند. در تاریخنگاری عثمانی بین سالهای ۱۶۴۸ تا ۱۶۵۱ میلادی به دوره سلطنت آقاها ( فرماندهان و ینگی چریک ها ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روملیه یا روملی، به معنی سرزمین رومیها، به ایالتهای عثمانی در منطقه بالکان اطلاق میشد که قبلاً در قلمرو امپراتوری بیزانس بود. این ایالات را رجال بومی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در عثمانی ابخازیها با عنوان آبازه مشخص میشدند. ابخازیه منطقه ای است در گرجستان و ابخازها شاخه ای از قوم گرجی هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوپرو Kopru شهری است در آناتولی در کنار رود کوپرو، در ۱۲ فرسخی شهر آماسیه و ۶ فرسخی شهر مرزیفون در دامنه کوه تاشان واقع است. چون پلی از چوب بر یکی از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خملنیک، Chmielnick یا خملنیتسک Khmelnitsk شهری است که در منطقه پودولیا ( اوکرائین ) قرار دارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کونتارینی Contarini یکی از ۱۲ خاندان اصلی اشرافی ونیز که از سال ۶۹۷ میلادی حکومت این شهر - دولت ایتالیایی را به دست داشتند. کونتارینی ها، مانند اعضای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

پیشنهاد
٠

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگ آرمادا، الیزابت، ملکه انگلستان از سال ۱۵۵۸ تا ۱۶۰۳ بود، و فیلیپ دوم، مقتدرترین عضو خاندان هابسبورگ و امپراتور اسپانیا از سال ۱۵۵۶ تا ۱۵۹۸ و پرتغا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

روملیه یا روملی، به معنی سرزمین رومیها، به ایالتهای عثمانی در منطقه بالکان اطلاق میشد که قبلاً در قلمرو امپراتوری بیزانس بود. این ایالات را رجال بومی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آقاها، فرماندهان نظامی عثمانی آقاها لقب داشتند. در تاریخنگاری عثمانی بین سالهای ۱۶۴۸ تا ۱۶۵۱ میلادی به دوره سلطنت آقاها ( فرماندهان و ینگی چریک ها ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در عثمانی ابخازیها با عنوان آبازه مشخص میشدند. ابخازیه منطقه ای است در گرجستان و ابخازها شاخه ای از قوم گرجی هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوپرو Kopru شهری است در آناتولی در کنار رود کوپرو، در ۱۲ فرسخی شهر آماسیه و ۶ فرسخی شهر مرزیفون در دامنه کوه تاشان واقع است. چون پلی از چوب بر یکی از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خملنیک، Chmielnick یا خملنیتسک Khmelnitsk شهری است که در منطقه پودولیا ( اوکرائین ) قرار دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کونتارینی Contarini یکی از ۱۲ خاندان اصلی اشرافی ونیز که از سال ۶۹۷ میلادی حکومت این شهر - دولت ایتالیایی را به دست داشتند. کونتارینی ها، مانند اعضای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ساری قمیش، عثمانیان به قزاق های منطقه رود دنیپر ساری قمیش میگفتند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مواد معدنی سفید رنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شامل خشکی ودریا، زمینی ودریائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موزائیک سیمانی مرمر نما.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاکی، زمینی، دنیوی، زمین، سرزمین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( territ ) حلقه اتصالی، قلاده گردن سگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاکزی، خاکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( terret ) حلقه اتصالی، قلاده گردن سگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدود به یک ناحیه کردن، بصورت خطه در آوردن، به نواحی متعدد تقسیم کردن، بصورت قلمرو در آوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به سومین شاهپر بال پرندگان، سومین ردیف شاهپر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه ظرفیتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شعر مسمط بقافیه ( bcb ، aba ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه عبور، اسم شب، قطعات کوچک مرمر یاشیشه مخصوص آجر موزائیک.

پیشنهاد
١

بانو شاعره ضیاء السلطنه/ شاه بیگم شاه بیگم ملقب به ضیاء السطنه دختر فتحعلیشاه و مادر او مریم بانو است که یهودی بوده و به ازدواج شاه در آمده. تاریخ ع ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره ضعیفی نیشابوری تذکرة الخواتین آورده: بانوئی بوده معاصر حکیم آذری و این اشعار نمونه طبع این بانو است. در دلم بود آرزویت بیش از هر آرزو د ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره صاحبه بانویی است که در منزل یکی از فرزندان فتحعلی شاه میزیسته و دارای طبع شعر و ذوق و استعداد بوده متخلص به صاحبه و مولف خیرات حسان یادآو ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره شهباز دختر شهناز خان دنبلی از بزرگان ایران و نامش صاحبه سلطان بوده و چنانکه مولف خیرات حسان نقل میکند هنرمند و آراسته و صاحب طبع شاعرانه ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره شاهدخت ملایری/ صدیقه در کتاب بهترین اشعار پژمان دو رباعی بنام شاهدخت ملایری که نامش صدیقه ضبط شده از استخوان بندی چهار پاره های اثر طبع ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغدان Boghdan مولداوی Moldavia سرزمینی پهناور در جنوب شرقی اروپا که امروزه در قلمرو کشورهای رومانی، اوکرائین و مولداوی قرار دارد. سرزمین مولداوی از ش ...

پیشنهاد
١

محمد افندی بیرگیوی، محمد بن پیر علی بیرگیوی ۹۲۸ تا ۹۸۱ قمری و ۱۵۲۲ تا ۱۵۷۳ میلادی، بیرگیلی نیز خوانده میشد. عالم دینی عثمانی که هنوز نیز در میان مردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغدان Boghdan مولداوی Moldavia سرزمینی پهناور در جنوب شرقی اروپا که امروزه در قلمرو کشورهای رومانی، اوکرائین و مولداوی قرار دارد. سرزمین مولداوی از ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محمد افندی بیرگیوی، محمد بن پیر علی بیرگیوی ۹۲۸ تا ۹۸۱ قمری و ۱۵۲۲ تا ۱۵۷۳ میلادی، بیرگیلی نیز خوانده میشد. عالم دینی عثمانی که هنوز نیز در میان مردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغدان Boghdan مولداوی Moldavia سرزمینی پهناور در جنوب شرقی اروپا که امروزه در قلمرو کشورهای رومانی، اوکرائین و مولداوی قرار دارد. سرزمین مولداوی از ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...

پیشنهاد
١

محمد افندی بیرگیوی، محمد بن پیر علی بیرگیوی ۹۲۸ تا ۹۸۱ قمری و ۱۵۲۲ تا ۱۵۷۳ میلادی، بیرگیلی نیز خوانده میشد. عالم دینی عثمانی که هنوز نیز در میان مردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرارا Ferrara شهری است در شمال ایتالیا در حد فاصل ونیز و بولونا و در ۹۲ کیلومتری جنوب غربی ونیز. در مرکز منطقه ای است به همین نام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرارا Ferrara شهری است در شمال ایتالیا در حد فاصل ونیز و بولونا و در ۹۲ کیلومتری جنوب غربی ونیز. در مرکز منطقه ای است به همین نام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کراکو، Craco پایتخت قبلی لهستان بود که در سال ۱۵۹۶ میلادی، پایتخت لهستان از کراکو به ورشو انتقال یافت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاغذ مخصوص آزمایش، ورقه امتحان، آزمون برگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسابقه آزمایشی، مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه آزماینده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسئله آزماینده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال آزماینده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوسته، تستا، کوزل، قشر خارجی دانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدف دار، صدفی، نرم تن صدف دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدفی، صدف دار، دارای رنگ آجر زرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای وصیت نامه بودن، نگارش وصیت نامه، تهیه وتدوین وصیت نامه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خایه ای، خایه دار، بیضه مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زودرنجی وکج خلقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند کاسه سنگ پشت، گنبد مانند، لاک پشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به کزاز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( طب ) بحالت انقباض دائم در آوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( teched ) مختل، بهم خورده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( = tetra ) پیشوندیست مشتق از کلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی بازی دو نفره با راکت وتوپ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فلورید مرکب از چهار اتم فلورین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شامل چهاردسته اتیل در هر ملکول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای چهار زاویه، چهار کنجی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ترکیب شیمیائی شامل چهار مولکول آب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دارای چهار هیدروکسیل در هر ملکول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماده مرکبی که از چهار واحد تشکیل شده باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای چهار کاسبرگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چهارباله، دارای چهار بال، چهار جناحی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چهارتائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چهارتائی، چهارلا، چهارگانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای چهار گلبرگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( tetrasporic ) چهار هاگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چهاربیتی، چهار جزئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چهار هاگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گروهی متشکل از چهار هاگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماریهای تاول دار پوست مثل زرد زخم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( برق ) لامپ چهار قطبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب دارای چهار اتم اکسیژن، ترکیب چهار اکسیژنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهار اتمی، چهار ظرفیتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استان تکزاس درکشورهای متحده آمریکا، وابسته به تکزاس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقیده برتری نژادی آلمان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساکن آلمان کردن، به آلمانی ترجمه کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نژادقدیمی ژرمن، توتنی. توتونی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به کتاب درسی، شبیه متن کتب درسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقدگر متون ادبی، ناقد ادبی، منقد، نقد ادبی متون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به متن، لفظی، متنی، متن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریائی، اقیانوسی، مربوط به دریا یاخلیج، بحری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد کننده تالیوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به تالیوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپاسگزار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلمرو یا موقعیت ومقام خان، مقام خانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل سپاسگزاری، قابل تشکر، قابل شکر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به معجزه یا کار خارق العاده، خارق العاده، سحر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

theater

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( thecate ) دارای پوشش کپسول دار، غلاف دار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تماشاخانه ای کردن، بصورت تاتر در آوردن، بروی صحنه آوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( thecal ) دارای پوشش کپسول دار، غلاف دار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الکترونی که در اثر گرما صادر شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی ثبات یا ناپایدار درمقابل حرارت، دماناپای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد جریان برق در اثر حرارت، دما برق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که گرماسنجی کند، دمانگار.

پیشنهاد
٠

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل سفت شدن در مقابل حرارت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دما واکنشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باثبات در اثر حرارت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دماگرائی، حساسیت نسبت به گرما، گرماگرائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( thetic ) وضع شده، مقرر، معین، ثابت، مطلق، وابسته به یا شامل پایان نامه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرماگرای، علاقمند به گرما، دماگرای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قهرمان یونانی فاتح آمازون ها، ( افسانه یونان ) تزه یا تیسوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروی عضلانی، عضله، عادت، راه ورسم، رفتار، مشی، تقوی، وتر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معجزه کننده، جادوگر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معجزه، جادو، سحر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( افسانه یونان ) حوری دریائی، مادر آشیل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادوئی، سحرانگیز، جادوگر، ساحر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سکه دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکه دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طلاب عثمانی ( طلاب علوم دینی ) ابتدا سوخته sukhte نامیده میشدند. این واژه بعدها به صورت سفته Softa رواج یافت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنبش بوگومیل Bogomil جنبش دینی مسیحی که در سده دهم میلادی در منطقه بالکان و سرزمینهای اسلاونشین ظهور کرد و فرقه ای به همین نام را پدید آورد که توسط ح ...

پیشنهاد
١

نسل کشی Genocide به معنی انهدام کامل جمعیت بومی یک سرزمین، میراث فرهنگی قبایل توتونی در اروپای جدید است، واژه Genocide را رافائل لمکین Raphael Lemkin ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. در ...

پیشنهاد
٠

در ماخذ فارسی از پوند استرلینگ انگلستان با نام لیره انگلیس یاد میشود. لیره Lira از Libre لاتین گرفته شده و در علامت اختصاری پوند استرلینگ ( � ) حرف L ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قادر به استقامت در برابر حرارت زیاد، دماپای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لوله الکترونی که در آن الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود، لوله گرما یونی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرمائی، وابسته بگرما، حرارتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( thein ) تئین که درچای یافت میشود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

theine ، تئین که درچای یافت میشود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( thane ) ( حق. قدیم انگلیس ) خان، تیولدار آزاده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( وابسته به ) کف دست یا کف پا، برآمدگی کف دست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خداوند کشور، طرفدار یزدان سالاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشمه آب گرم، حمام آب گرم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تریاک، تریاق، معجون، پادزهر، شیره قند، تریاقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زیر آن، به موجب آن، در ذیل آن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آن، بدان، بضمیمیه آن، پیوسته به آن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا آن زمان، پیش از آنوقت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درداخل آن در جزء آن، در ضمن آن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیرو آن، بدنبال آن، درتعقیب آن، بعدا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آخرین قسمت، انتها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( taffia ) مشروبی شبیه رم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت فوقانی ومسطح عقب کشتی، نرده قسمت عقب کشتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای بافت تافته، ساده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tafia ) مشروبی شبیه رم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیزاری از زندگی، خستگی از زندگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tadjik ، tajik ) تاجیک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( hikztad ، tajik ) تاجیک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لمس، تماس، دست مالی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگ چخماق دارای آهن کم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میخ زننده، کوک زننده، جوش دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تند نویسی، تند نگاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به تند نویسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tach ) گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tace ) ( صورت امر فعل tacere ) ساکت باش، ساکت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tasse ) ( درجمع ) صفحات فلزی زره زیرکمر. ( tacet ) ( صورت امر فعل tacere ) ساکت باش، ساکت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صمغ، بلسان مخصوص بخور معطر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صمغ، بلسان مخصوص بخور معطر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد ماشین تحریر ) جدول بند. جدول بند، جدول نویس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( taboo ) تابو، حرام، منع یا نهی مذهبی، حرام شمرده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( taborin ) ( tabourer ) ( taborer ) ( taboret ) تبیره زن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبل کوچک، تبیره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( taborin ) ( tabouret ) ( taboret ) ( taborer ) تبیره زن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( taborin ) ( tabourer ) ( taborer ) ( tabouret ) تبیره زن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( tabourer ) ( tabouret ) ( taborer ) ( taboret ) تبیره زن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( taborin ) ( tabouret ) ( taboret ) ( tabourer ) تبیره زن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دمبک، تنبک، تبیره، تنبور، طبل، تنبور زدن، تبیره زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به قدر یک قاشق سوپ خوری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراجعه به جدول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقایسه کننده نوارها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیامیناز، آنزیمی که از بین بردن تیامین را تسریع میکند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مدار غشایی ضخیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کودن، خشک مغز، بی ذوق.

پیشنهاد
٢

بانو شاعره ژاله فراهانی/ عالم تاج عالم تاج نام اصلی این شاعره است و تخلص وی ژاله است، ایشان مادر شاعر شیرین سخن پژمان بختیاری است. پدرش میرزا فتح ال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طلاب عثمانی ( طلاب علوم دینی ) ابتدا سوخته sukhte نامیده میشدند. این واژه بعدها به صورت سفته Softa رواج یافت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طلاب عثمانی ( طلاب علوم دینی ) ابتدا سوخته sukhte نامیده میشدند. این واژه بعدها به صورت سفته Softa رواج یافت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بوگومیل Bogomil جنبش دینی مسیحی که در سده دهم میلادی در منطقه بالکان و سرزمینهای اسلاونشین ظهور کرد و فرقه ای به همین نام را پدید آورد که توسط حکومت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بوگومیل Bogomil جنبش دینی مسیحی که در سده دهم میلادی در منطقه بالکان و سرزمینهای اسلاونشین ظهور کرد و فرقه ای به همین نام را پدید آورد که توسط حکومت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برانکوویچ Brankovich شاه صرب ها بود که در سال ۱۴۵۷ میلادی درگذشت. وارثان او حکومت خویش را تابع پاپ قرار دادند. مردم صرب شوریدند، اعلام کردند که حکومت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برانکوویچ Brankovich شاه صرب ها بود که در سال ۱۴۵۷ میلادی درگذشت. وارثان او حکومت خویش را تابع پاپ قرار دادند. مردم صرب شوریدند، اعلام کردند که حکومت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نسل کشی Genocide به معنی انهدام کامل جمعیت بومی یک سرزمین، میراث فرهنگی قبایل توتونی در اروپای جدید است، واژه Genocide را رافائل لمکین Raphael Lemkin ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوکا یا دوکات ducat از واژه ایتالیایی ducato یعنی دوک نشین اخذ شده است. اولین سکه های دوکا در اواخر سده دوازدهم میلادی در دوک نشین آپولیا ضرب شد. در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ماخذ فارسی از پوند استرلینگ انگلستان با نام لیره انگلیس یاد میشود. لیره Lira از Libre لاتین گرفته شده و در علامت اختصاری پوند استرلینگ ( � ) حرف L ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در ماخذ فارسی از پوند استرلینگ انگلستان با نام لیره انگلیس یاد میشود. لیره Lira از Libre لاتین گرفته شده و در علامت اختصاری پوند استرلینگ ( � ) حرف L ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اکو یا اسکودو escudo سکه طلای اسپانیا و پرتغال بود که در مستعمرات قاره آمریکا نیز رواج داشت. سکه نقره اسپانیا ریال نام داشت. در سالهای ۱۵۴۰ تا ۱۵۸۰ ق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوشیرمه در اصل به معنای یک پنجم ( خمس ) است. به نظامی اطلاق میشد که برای گزینش بهترین جوانان متعلق به خانواده های جدیدالاسلام مسیحی و آموزش و تربیت ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از آن، ازآنجا، ناشی از آن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( طب ) متخصص درمان شناسی، درمان شناس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبحث تداوی، درمان شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برهانی، متضمن برهان، قضیه ای، مبنی بر قاعده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

متخصص الهیات، دانشمند علم دین، طلبه علوم دینی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به مطالعه وشناسائی اجداد واعقاب خدایان.

پیشنهاد
٢

عالیجناب خاکستری eminences grise منظور چهره ناشناخته ای است که در پس پرده جای دارد و بر جریان علنی امور تأثیر تعیین کننده بر جای مینهد. واژه فوق به م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : لرزش و تحریر صدا در آواز، ارتعاش، ارتعاش داشتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیشه زار، بیشه مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشیده شده بوسیله جنگل ودرخت زار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسبتا ضخیم، نسبتا انبوه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احمق، نادان، کم هوش، خرف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دزدی، سرقت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوگرفته به دزدی، دست کج، دزد وار، دزدانه، درخور دزدان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوته خاردار، بوته خار، تمشک جنگلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خار مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عالیجناب خاکستری eminences grise منظور چهره ناشناخته ای است که در پس پرده جای دارد و بر جریان علنی امور تأثیر تعیین کننده بر جای مینهد. واژه فوق به م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجرای سینه، مجرای صدری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشیدن، تحمل کردن، گذاردن، اجازه دادن، چوب یا میله اهرم پارو، گنبد، قبه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

میل پاروگیر، اهرم لوله توپ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانطرف، بدانسو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانطرف، بدانسو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاردار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا آن زمان، تا آن موقع، تاقبل از آن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زائده پر مانند خار، کرک های روی خار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تشنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوراخ، حفره، پنجره، لرزش، طنین، سوراخ سوراخ کردن، دریدن، گرفتار کردن، محدود کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( تش. ) بطن میانی مغز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجه سوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درجه سوم، پست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( طبقه ) عوام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بعد سوم، ضخامت، کلفتی، وابسته به بعد سوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نسبتا لاغر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( فلسفه ) حقیقت غائی، شیئ در نفس خود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مدار غشایی نازک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شقایق نعمان، شبدر چمنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شعبده بازی کردن، ( بوسیله فنجان بازی ) گول زدن، فریب دادن، مغبون کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فنجان باز، مهره باز، شعبده باز، فریبکار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باندازه یک انگشتانه، یک خرده، یک جرعه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمشک آمریکائی دارای میوه انگشتی شکل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کامل، تمام، تمام وکمال

پیشنهاد
٣

بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی تذکرة الخواتین مینویسد وی همسر میرزا علی اکبر متخلص به نظیری است. پسری داشته موسوم به میرزا احمد متخلص به کشته، طبع ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره زائری بانو زائری، تبریزی و دارای ذوق سرشار وطبع بلند بوده، خیرات حسان مینویسد: در کتاب آفتاب عالم تاب و نشر عشق و نتایج الاذکار وشمع انجم ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره زهره تذکرة الخواتین مینویسد زهره بانوئی بوده هنرمند و با ذوق و زیبا و خوشروی، در فن رقص وعلم موسیقى بصیرت و وقوف کامل داشته، شعر و نثر ار ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره زینت النساء بیگم تذکرة الخواتین مینویسد نامبرده خواهر زیب النساء که شرح حالش ذکر شد و دختر اورنگ زیب پادشاه هندوستان بودند، او نیز مانند ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره زیبائی شاعره ای بوده معاصر عبدالرحمن جامی که طبع شعر داشته و مولف تذکره خیرات حسان در باره او چنین مینویسد: او را به مهارت و استادی ستوده ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره زیور/ زیب النساء نامش که در اشعار خود به آن تخلص نموده زیب النساء و از طایفه شاملو، و چنانکه محمود میرزا نویسنده تذکره نقل مجلس متذکر میشو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دقیق گام، خوش روش، به همه جور قدم تربیت شده ( اسب ) ، قابل، حسابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طرز تفکر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک هزارم، یک هزار، هزارم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بندگی، اسارت، عبودیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت نزع، رنج، درد، عصبانیت، خشم، دردبردن، دردکشیدن، پیچ خورده، دررفته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لاف زن، از روی لاف وگزاف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیچ خورده، در رفته، خودسر، کج خلق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی نخ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نخ مانند، باریک، نازک، چسبناک، رشته رشته، باصدای باریک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نخ مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش کردن، زدن، اصرار کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تهدید کننده، ترساننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هرچیز سه طبقه ای یا سه لایه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سه نشانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( درمورد اسب ) یورتمه رو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه نفره، سه دستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

افزایشگر با سه ورودی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست شده از سه قسمت، سه پارچه، سه تکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در برق ) سه فاز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه لا، سه لایه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه ضلع مساوی، بشکل مثلث، سوهان آهنگری دارای مقطع مثلث شکل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای ارزش سه پنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سکه سه پنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شصت، شصت تائی، سه ضرب در بیست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم پرورش گیاهان وجانوران اهلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرثیه خوان، روضه خوان، مرثیه نویس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرثیه، سوگ نامه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرثیه، سوگ شعر، شعر عزا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختلاف سطح آستانه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش آستانه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطق آستانه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابع آستانه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریچه آستانه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عنصر آستانه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ولخرج، بی عقل معاش، دست بباد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسمه زیر گلوی اسب که افسار را نگاه میدارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسریع کننده انعقاد خون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باسترک، دستگاه پشم ریسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خفه کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستپاچه، پریشانحال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستپاچه، پریشانحال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زمان ماضی فعل thrive ) ، موفق شد، کامیاب شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشم باف، نراد.

پیشنهاد
٠

کارامازین Nikolay Mikhaylovich Karamzin نیکلای کارامازین، مورخ، شاعر و روزنامه نگار نامدار روس، است، وی دوست شخصی تزار آلکساندر اول بود و در سال ١٨٠٣ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارامازین Nikolay Mikhaylovich Karamzin نیکلای کارامازین، مورخ، شاعر و روزنامه نگار نامدار روس، است، وی دوست شخصی تزار آلکساندر اول بود و در سال ١٨٠٣ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تالر Taler یا Thaler یا German Dollar سکه حکمرانان آلمانی در سده های پانزدهم تا نوزدهم میلادی. تالر، و دلار ( دالر ) کنونی، که از سال ۱۷۹۴ بصورت سکه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روغن معطر برگ کاج خمره ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هامبورگ، دومین شهر پرجمعیت آلمان، پس از برلین، و یکی از بنادر اصلی اروپاست. واقع در شمال آلمان - در کناره رودخانه های الب و الستر و حاشیه دریای شمال، ...

پیشنهاد
٢

کارامازین Nikolay Mikhaylovich Karamzin نیکلای کارامازین، مورخ، شاعر و روزنامه نگار نامدار روس، است، وی دوست شخصی تزار آلکساندر اول بود و در سال ١٨٠٣ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارامازین Nikolay Mikhaylovich Karamzin نیکلای کارامازین، مورخ، شاعر و روزنامه نگار نامدار روس، است، وی دوست شخصی تزار آلکساندر اول بود و در سال ١٨٠٣ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تالر Taler یا Thaler یا German Dollar سکه حکمرانان آلمانی در سده های پانزدهم تا نوزدهم میلادی. تالر، و دلار ( دالر ) کنونی، که از سال ۱۷۹۴ بصورت سکه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تالر Taler یا Thaler یا German Dollar سکه حکمرانان آلمانی در سده های پانزدهم تا نوزدهم میلادی. تالر، و دلار ( دالر ) کنونی، که از سال ۱۷۹۴ بصورت سکه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در قدیم ) آخرین نقطه شمالی مسکون دنیا ( بعقیده بعضی نروژ ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرش رعد، صدای رعد، غرش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنگ آذرخشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رگبار همراه با رعد وبرق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دچار صاعقه شدن، دچار رعد وبرق شدن، صاعقه زدن، مبهوت شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صاعقه زدگی، اصابت صاعقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجمر، بخوردان، بخور سوز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حامل مجمر، حامل بخوردان.

پیشنهاد
١

بانو شاعره دختر/ بنت/ نهانی نویسنده تذکرة الخواتین مینویسد بانوئی با تخلص دختر شعر میگفته و این مطلع معروف را از او نقل میکند: مگر رسوای عشق از مردم ...

پیشنهاد
٢

بانو شاعره دلشاد: صاحب تذکرة الخوانین مینویسد: دلشاد بانوی شاعری بوده است که جزء سخن گویان بلیغ شمرده شده و بعضی گفته اند یکی از زنان فتحعلیشاه بوده ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره رابعه قزداری بلخی: این زن که قدرت طبعش در شعر و شاعری قابل انکار نیست و در میان زنان پارسی گوی در رتبه اول بعد از پروین اعتصامی قرار دارد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مفصل خاصره گوسفند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بطور اریب، بطور متقاطع، اریب، متقاطع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدمخوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( افسانه یونان ) فرزند پلوپس وبرادر اتریوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آویشنی، آویشن دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آویشنی، وابسته به غده تیموس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آویشنی، آویشن دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لامپ گازی، تایراترون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( یونان باستان ) نیزه ای که سر آن میوه کاج و یا شاخه انگور نصب شده، ( گیاه شناسی ) گل آذین خوشه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای گل آذین خوشه ای.

پیشنهاد
٦

دانشگاه توبینگن در شهر توبینگن در ورتمبرگ آلمان است و به خاطر دانش آموختگان نامدارش، چون کپلر و هگل، شهرت جهانی دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واسیلی باژنف Vasily Ivanovich Bazhenov از معماران نامدار روسیه است. او در دهه ١٧٦٠ در پاریس به تحصیل معماری پرداخت و در همین زمان به فراماسونری جذب ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورتمبرگ Wurttemberg منطقه ای است در آلمان که مهمترین شهر آن اشتوتگارت است. کنتنشین ورتمبرگ در سده دوازدهم میلادی پدید شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر توبینگن در ورتمبرگ آلمان است.

پیشنهاد
١

واسیلی باژنف Vasily Ivanovich Bazhenov از معماران نامدار روسیه است. او در دهه ١٧٦٠ در پاریس به تحصیل معماری پرداخت و در همین زمان به فراماسونری جذب ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورتمبرگ Wurttemberg منطقه ای است در آلمان که مهمترین شهر آن اشتوتگارت است. کنتنشین ورتمبرگ در سده دوازدهم میلادی پدید شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوس فلفل دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرمگس، مگس سگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگری، دومی، دوم، بعدی، دیگر، نفر بعدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

الا کلنگی 'تی'.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیز بی ارزش، خرده ریز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیز بی ارزش، خرده ریز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریزی، کوچکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آتش زنه، آتش افروز، فتیله فندک، گیرانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای ته رنگ، لونی، وابسته به رنگ یا رنگرزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

رنگی، رنگ ( رقیق ) دار، دارای ته رنگ، رنگ، اثر یا رنگ جزئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوره طبیعی، بوراق خام، تنکار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرقاول، پرنده خانواده ی tinamidae

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوچه موسیقی دانان وآهنگ سازان، جماعت موسیقی دانان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلاه خود فلزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهی کنسرو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقاره زن، طبال.

پیشنهاد
٤

بانو شاعره خان زاده/ جمالی: بانو خان زاده، دختر امیر یادگار تبریزی و دارای طلعتی زیبا و طبع و ذوقی پسندیده بوده است و تذکرة الخواتین این مطلع را از ا ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره دوستی/ آغا دوست/ نسائی: دختر درویش قیام سبزواری است و در تذکره ها از جمله تذکرة الخواتین یادآور شده که در ادبیات و علم عروض، وقوف و بصیرت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اسکاتلند ) بموقع، بجا، بهنگام، زود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمودار تنظیم وقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیار تنظیم وقت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمودار تنظیم وقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار از روی مقاطعه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمان سنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشتراک وقت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سند یا قبض مدت دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قفل ساعتی، گاه قفل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وام مدت دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وام مدت دار، گاه وام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقت تلف کن، وقت کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسهیم زمانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برات مدت دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثابت زمانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارتی که ساعت حضور وغیاب کارگر روی آن قید میشود، گاه برگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفته مدت دار، برنامه حرکت قطار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دایره زنگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگل، جنگل چوب الواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره، خوراک دلمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقاره، دهل، کوس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیب سنج زمین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میدان مبارزه نیزه بازان و سوارکاران

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میدان مبارزه نیزه بازان و سوارکاران

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخت آناناس گرمسیری آمریکایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل کشت وزرع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درشکه روباز سبک دوچرخه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طناب سیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم حرف، خاموش، رازدار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفت کننده، تنگ کننده، کیپ کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درنده خو، ببر صفت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درنده خو، ببر صفت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروانه درشت اندام ودراز بال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گربه وحشی، ببر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ردیف دار، ردیف شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مامور گمرک لب دریا، در انتظار فرصت، مترصد فرصت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثر جزر ومد، اثر سیل، میله شاخص جزر ومد، کشندنشان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی کشند، بدون جزر ومد، بی جزر ومد، بی فصل، بیموقع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین ساحلی دستخوش جزر ومد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع بازی دومینو، بچه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک نوع بازی دومینو، بچه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک نوع بازی دومینو، بچه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حلبی ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حلبی ساز.

پیشنهاد
٥

بانو شاعره حیاتی/حاکمی/ بی بی عصمتی نویسنده تذکره خیرات حسان درباره او مینویسد: از اماء شواعر بوده و از بیت مسطور در ذیل که از نتایج افکار اوست معلو ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره حیاتی/ تونی نویسنده تذکره جواهر العجایب مینویسد نامش حیاتی و همسر ملا بقائی و اهل هرات بود، زن و شوهر مصاحب و همدم عبیدالله خان بوده اند و ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره حسن جهان/ والیه: از دختران بانو سنبل است که در صباحت منظر و لطافت طبع و فصاحت بیان کم نظیر بوده و خود را از پیروان اهل طریقت و وابستگان ع ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره حجابی: تذکره جواهر العجایب مینویسد: دختر سپهر فضل و کمال یعنی بدرالدین هلالی است. و اشاره کرده که لطافت طبعش را از آثارش میتوان دریافت و ا ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره بی بی جان/ حیاتی: نام او بی بی جان و همسر نور علیشاه مشهور بوده و به قواعد و اصطلاحات عرفانی در محضر شوهر خود آشنا شده و چون طبع و ذوق شا ...

پیشنهاد
٦

بانو شاعره حیران: از زنان محترم طایفه دنبلی و در شهر تبریز تولد یافته مرحوم تربیت نویسنده کتاب دانشمندان آذربایجان مینویسد از خویشان او شنیدم در موقع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلع وار، نازک، بطور ظریف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوران خودکامگی ایوان است که به دوران آپریشنین Oprichnina شهرت دارد و پیش نمونه تاریخی سیاستهای محمدعلی پاشا در مصر و رضا شاه در ایران را جلوه گر میسا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران خودکامگی ایوان است که به دوران آپریشنین Oprichnina شهرت دارد و پیش نمونه تاریخی سیاستهای محمدعلی پاشا در مصر و رضا شاه در ایران را جلوه گر میسا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران خودکامگی ایوان است که به دوران آپریشنین Oprichnina شهرت دارد و پیش نمونه تاریخی سیاستهای محمدعلی پاشا در مصر و رضا شاه در ایران را جلوه گر میسا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اروپای سده دوم میلادی به بردگانی که رومیها آنان را به بردگی گرفته و به کار بر روی زمین وامیداشتند کُلُنی coloni خوانده میشدند. واژگان جدید کُلُنی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین بندگان و خانه زادان، در تمایز بنده و سرف، نورمانهای فاتح در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی پدید نظام سرف را در انگلستان مستقر کردند و طبقه ای ا ...

پیشنهاد
٠

زمین بندگان و خانه زادان، در تمایز بنده و سرف، نورمانهای فاتح در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی پدید نظام سرف را در انگلستان مستقر کردند و طبقه ای ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین بندگان و خانه زادان، در تمایز بنده و سرف، نورمانهای فاتح در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی پدید نظام سرف را در انگلستان مستقر کردند و طبقه ای ا ...

پیشنهاد
٠

سلطنت استبدادی ملکه آنا ایوانووا Anna Ivanovna در روسیه ( ١٧٤٠ - ١٧٣٠ ) فضای مناسبی را برای تکاپوی انواع دسیسه گران و شعبده بازان سیاسی و مالی فراهم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلطنت استبدادی ملکه آنا ایوانووا Anna Ivanovna در روسیه ( ١٧٤٠ - ١٧٣٠ ) فضای مناسبی را برای تکاپوی انواع دسیسه گران و شعبده بازان سیاسی و مالی فراهم ...

پیشنهاد
٠

فراماسونری روسیه، نخستین هسته های فراماسونری روسیه به ماههای نخستین اقتدار محفل سه نفره برون - اوسترمن - مونیخ در دربار روسیه باز میگردد. اولین اطلاع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراماسونری روسیه، نخستین هسته های فراماسونری روسیه به ماههای نخستین اقتدار محفل سه نفره برون - اوسترمن - مونیخ در دربار روسیه باز میگردد. اولین اطلاع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در سال ۱۷۵۰ در سن پطرزبورگ لژ خاموشی و در شهر ریگا لژ ستاره شمال تأسیس شد. به نوشته بوریس تلپنف Boris Telepnev در کتاب ماسونهای روسی، گزارشی متعلق به ...

پیشنهاد
٠

در سال ۱۷۵۰ در سن پطرزبورگ لژ خاموشی و در شهر ریگا لژ ستاره شمال تأسیس شد. به نوشته بوریس تلپنف Boris Telepnev در کتاب ماسونهای روسی، گزارشی متعلق به ...

پیشنهاد
١

خاطرات یلاگین Yelagin به زبان روسی، با عنوان اسناد نویافته از تکاپوهای ماسونی؛ یادداشتهای روزانه ایوان پ. یلاگین، در سال ۱۸۶۴ در سن پطرزبورگ منتشر شد ...

پیشنهاد
٠

هسته اصلی فراماسونری روسیه در بخش عمده دوران سلطنت کاترین، لژ ماسونی آستریا Astraea یا Astrea نام داشت که بعدها به گراندلژ ناحیه ای روسیه بدل شد.

پیشنهاد
٠

نیکلای نویکوف Nikolai Ivanovich Novikov پدر ژورنالیسم روسیه است، وی روش های سیاسی و تبلیغاتی آشنا و ماسونی را جلوه گر کرد که یک سده بعد در تکاپوهای م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لژ وحدت کامل، Perfect Unity در سن پطرزبورگ در سال ۱۷۷۱ میلادی بوسیله گروهی از تجار انگلیسی تأسیس شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آهن سفید، با قلع پوشاندن، حلبی کردن، ورق حلبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معدن قلع، سنگ قلع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه صدای زنگ، دارای طنین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنگرز، رنگ کننده، رنگ پس دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی رنگ، بدون سایه رنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرنگ جرنگ، طنین زنگ، طنین ناقوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظروف حلبی، حلبی آلات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلع کاری، کارخانه قلع کاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازی الک دولک، کلاه نوک تیز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انعام دهنده، کج کننده، واژگون کننده، تخلیه کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستی، لولی، سرخوشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عصای سرفلزی، چماق دار، یساول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قنداق جدا شونده تفنگ یا اسلحه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران خودکامگی ایوان است که به دوران آپریشنین Oprichnina شهرت دارد و پیش نمونه تاریخی سیاستهای محمدعلی پاشا در مصر و رضا شاه در ایران را جلوه گر میسا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران خودکامگی ایوان است که به دوران آپریشنین Oprichnina شهرت دارد و پیش نمونه تاریخی سیاستهای محمدعلی پاشا در مصر و رضا شاه در ایران را جلوه گر میسا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران خودکامگی ایوان است که به دوران آپریشنین Oprichnina شهرت دارد و پیش نمونه تاریخی سیاستهای محمدعلی پاشا در مصر و رضا شاه در ایران را جلوه گر میسا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اروپای سده دوم میلادی به بردگانی که رومیها آنان را به بردگی گرفته و به کار بر روی زمین وامیداشتند کُلُنی coloni خوانده میشدند. واژگان جدید کُلُنی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زمین بندگان و خانه زادان، در تمایز بنده و سرف، نورمانهای فاتح در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی پدید نظام سرف را در انگلستان مستقر کردند و طبقه ای ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین بندگان و خانه زادان، در تمایز بنده و سرف، نورمانهای فاتح در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی پدید نظام سرف را در انگلستان مستقر کردند و طبقه ای ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلطنت استبدادی ملکه آنا ایوانووا Anna Ivanovna در روسیه ( ١٧٤٠ - ١٧٣٠ ) فضای مناسبی را برای تکاپوی انواع دسیسه گران و شعبده بازان سیاسی و مالی فراهم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراماسونری روسیه، نخستین هسته های فراماسونری روسیه به ماههای نخستین اقتدار محفل سه نفره برون - اوسترمن - مونیخ در دربار روسیه باز میگردد. اولین اطلاع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاطرات یلاگین Yelagin به زبان روسی، با عنوان اسناد نویافته از تکاپوهای ماسونی؛ یادداشتهای روزانه ایوان پ. یلاگین، در سال ۱۸۶۴ در سن پطرزبورگ منتشر شد ...

پیشنهاد
٠

نیکلای نویکوف Nikolai Ivanovich Novikov پدر ژورنالیسم روسیه است، وی روش های سیاسی و تبلیغاتی آشنا و ماسونی را جلوه گر کرد که یک سده بعد در تکاپوهای م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لژ وحدت کامل، Perfect Unity در سن پطرزبورگ در سال ۱۷۷۱ میلادی بوسیله گروهی از تجار انگلیسی تأسیس شد.

پیشنهاد
٠

هلشتاین و گوتورپ، Holstein منطقه ای است در جنوب شبه جزیره یوتلند ( دانمارک ) که از جنوب با هامبورگ و ساکسونی سفلی، از شرق با دریای بالتیک و از غرب با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوتورپ Gottorp نام قلعه ای است در نزدیکی بندر شلسویگ که مقر حکومت دوکهای هلشتاین بود و به این دلیل به خاندان هلشتاین گوتورپ یا شلسویگ - هلشتاین - گوت ...

پیشنهاد
٠

بوریس گالیتسین Boris Golitsyn سالهای ۱۶۵۴ تا ۱۷۱۴، از سال ۱۶۷۶ معلم پطر بود. او در عین حال با سوفیای نایب السلطنه نیز رابطه نزدیک داشت؛ معهذا گرایش و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( افسانه یونانی ) غیب گوی نابینای شهر تبس در یونان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درتئاتر ) محل تعویض لباس هنرپیشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشیدن نخ، لرزاندن ( بوسیله کشیدن نخ ) ، مرتعش کردن، لرزش، ارتعاش، صدایارتعاش نخ یاکش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زن غول پیکر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاوی تیتانیوم، مولد تیتانیوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غول آسائی، عظیم الجثگی، شورش گرائی.

پیشنهاد
٩

اولین تهاجم روسها به ایران در سال ٣٠٠ ق/ ٩١٢ م. و متعلق به دورانی است که هنوز شیوه زیست و فرهنگ وایکینگی ( ورنجی ) بر روسها غلبه داشت و ایشان قبایلی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوتورپ Gottorp نام قلعه ای است در نزدیکی بندر شلسویگ که مقر حکومت دوکهای هلشتاین بود و به این دلیل به خاندان هلشتاین گوتورپ یا شلسویگ - هلشتاین - گوت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هلشتاین و گوتورپ، Holstein منطقه ای است در جنوب شبه جزیره یوتلند ( دانمارک ) که از جنوب با هامبورگ و ساکسونی سفلی، از شرق با دریای بالتیک و از غرب با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوریس گالیتسین Boris Golitsyn سالهای ۱۶۵۴ تا ۱۷۱۴، از سال ۱۶۷۶ معلم پطر بود. او در عین حال با سوفیای نایب السلطنه نیز رابطه نزدیک داشت؛ معهذا گرایش و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیتانیوم دار، حاوی تیتانیوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشر دهنده، عشر گرفتن، مشمول عشریه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشر دهنده، عشر گیرنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غلغلک آور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیبا کردن، آراستن، زیبا شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آراستگی، پیراستگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل عیارگیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیارچیزی را معین کردن، عیار گرفتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیارسنج، عیارسنجی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیبا کردن، آراستن، زیبا شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذره، خرده، نقطه، همزه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جست وخیز ( از خوشحالی ) ، جفتک زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاخان، متملق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کتان وحشی، گل کتانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاپلوسی، تملق، مداهنه، کاسه لیسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بانوی معرفی کننده ناطق سر میز غذا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنباکو فروش، توتون فروش، توتونچی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سورتمه سوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سورتمه دراز و باریک، با سورتمه رفتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کفل، سرین، لنبر، خیابان، جاده اصلی، راه زنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سورتمه سوار.

پیشنهاد
١

بانو شاعره فصل بهار/ ایران الدوله/ جنت این بانوی هنرمند، نامش فصل بهار و ملقب به ایران الدوله متخلص به جنت، دختر مرحوم شاهزاده سلطان حسین میرزا نیرال ...

پیشنهاد
٤

بانو شاعره مهدعلیا/ جهان دختر محمد قاسمخان قوانلوی قاجار همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه است، و در سال ۱۲۰۴ هجری با محمد شاه ازدواج نموده و در دوش ...

پیشنهاد
٣

شیادان دروغین، در دوران فروپاشی صفویه افراد متعددی پدید شدند که خود را از تبار شاهان صفوی و وارث مشروع سلطنت ایران خواندند و حوادثی آفریدند: در سالها ...

پیشنهاد
١

دوران پریشانی، دوران ۱۵ ساله پس از پایان سلطنت خاندان روریک روسیه ۱۵۹۸ تا صعود خاندان رومانوف ۱۶۱۳ در تاریخنگاری روسیه به دوران پریشانی شهرت دارد. سر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمسکی سوبور Sobor Zemski مجمع کشوری، اجتماع بزرگ بایارهای روسیه در فوریه ۱۶۱۳ بنام مجمع کشوری که سرانجام، میخائیل رومانوف، پسر شانزده ساله و بیمار فی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمسکی سوبور Sobor Zemski مجمع کشوری، اجتماع بزرگ بایارهای روسیه در فوریه ۱۶۱۳ بنام مجمع کشوری که سرانجام، میخائیل رومانوف، پسر شانزده ساله و بیمار فی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیودور رومانوف Fyodor Romanov در سال ۱۶۰۱ با نام فیلارت Filaret کشیش شد و در دوران سلطنت پسرعمه اش، فیودور اول، یکی از عناصر مقتدر دربار روسیه بود و ...

پیشنهاد
١

فیودور رومانوف Fyodor Romanov در سال ۱۶۰۱ با نام فیلارت Filaret کشیش شد و در دوران سلطنت پسرعمه اش، فیودور اول، یکی از عناصر مقتدر دربار روسیه بود و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دزد توشینو لقب دمیتری دروغین دوم است که در بهار ۱۶۰۸ میلادی دربار خود را در روستای توشینو در ۱۴ کیلومتری غرب مسکو مستقر کرد. دمیتری دوم، بدلیل غارتگر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

توشینو Tushino روستایی در ۱۴ کیلومتری غرب مسکو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزادی بزرگ szlachta زیگیسموند واسا سوم Sigismund III Vasa یا Zygmunt Waza از ۱۵۶۶ تا ۱۶۳۲ حاصل وصلت جان سوم، دومین پادشاه سوئد از خاندان واسا، و کاتر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دمیتری، کوچکترین پسر ایوان چهارم، است که در سال ۱۵۹۱ بطرزی مشکوک مرده، وی که مصروع بود، در نه سالگی با کارد کشته شد. در آن زمان، برخی بایارها، مانند ...

پیشنهاد
١

زیگیسموند واسا سوم Sigismund III Vasa یا Zygmunt Waza از ۱۵۶۶ تا ۱۶۳۲ حاصل وصلت جان سوم، دومین پادشاه سوئد از خاندان واسا، و کاترین، خواهر زیگیسموند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

قوم تاتار: تاتارها در اصل قبایل کوچ نشین شمال شرقی مغولستان بودند که در سده سیزدهم میلادی بعنوان بخشی از لشکریان چنگیز خان به غرب و روسیه مهاجرت کردن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حلب در زبانهای ایتالیایی، انگلیسی و آلمانی Aleppo و به فرانسه Alep نامیده میشود. از اواخر دوران ممالیک، این شهر بزرگترین بازار و مرکز تجاری سراسر منط ...

پیشنهاد
١

پترولیوم petroleum واژه لاتین است مرکب از پترا ( تخته سنگ، صخره ) و اولئوم ( روغن ) به معنی روغن سنگ. جفری دوکت انگلیسی در سال ۱۵۷۴ و در اسناد تاریخی ...

پیشنهاد
١

زیگیسموند دوم اگوستوس Sigismund II Augustus متولد ۱۵۲۰ میلادی از سال ۱۵۳۰ بعنوان شریک پدرش در تاج و تخت لهستان تاجگذاری کرد و با مرگ پدر در سال ۱۵۴۸ ...

پیشنهاد
٥

بداق خان قاجار، دومین قجر سرشناسی است که نام او در منابع تاریخ ایران دیده میشود. اولین قجر سرشناس تاریخ ایران پیری بیگ قجر است که از نظامیان همراه شا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

پیری بیگ قجر، اولین قجر سرشناسی است که نام او در منابع تاریخ ایران دیده میشود، که از نظامیان همراه شاه اسماعیل اوّل صفوی در جنگ با امیرزاده الوند آق ...

پیشنهاد
٥

گوکچه سلطان قجر، سومین قجر سرشناسی است که نام او در منابع تاریخ ایران دیده میشود. اولین قجر سرشناس تاریخ ایران پیری بیگ قجر است که از نظامیان همراه ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیگیسموند دوم اگوستوس Sigismund II Augustus متولد ۱۵۲۰ میلادی از سال ۱۵۳۰ بعنوان شریک پدرش در تاج و تخت لهستان تاجگذاری کرد و با مرگ پدر در سال ۱۵۴۸ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حلب در زبانهای ایتالیایی، انگلیسی و آلمانی Aleppo و به فرانسه Alep نامیده میشود. از اواخر دوران ممالیک، این شهر بزرگترین بازار و مرکز تجاری سراسر منط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیگیسموند واسا سوم Sigismund III Vasa یا Zygmunt Waza از ۱۵۶۶ تا ۱۶۳۲ حاصل وصلت جان سوم، دومین پادشاه سوئد از خاندان واسا، و کاترین، خواهر زیگیسموند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیگیسموند واسا سوم Sigismund III Vasa یا Zygmunt Waza از ۱۵۶۶ تا ۱۶۳۲ حاصل وصلت جان سوم، دومین پادشاه سوئد از خاندان واسا، و کاترین، خواهر زیگیسموند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزادی بزرگ szlachta زیگیسموند واسا سوم Sigismund III Vasa یا Zygmunt Waza از ۱۵۶۶ تا ۱۶۳۲ حاصل وصلت جان سوم، دومین پادشاه سوئد از خاندان واسا، و کاتر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توشینو Tushino روستایی در ۱۴ کیلومتری غرب مسکو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیودور رومانوف Fyodor Romanov در سال ۱۶۰۱ با نام فیلارت Filaret کشیش شد و در دوران سلطنت پسرعمه اش، فیودور اول، یکی از عناصر مقتدر دربار روسیه بود و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیودور رومانوف Fyodor Romanov در سال ۱۶۰۱ با نام فیلارت Filaret کشیش شد و در دوران سلطنت پسرعمه اش، فیودور اول، یکی از عناصر مقتدر دربار روسیه بود و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمسکی سوبور Sobor Zemski مجمع کشوری، اجتماع بزرگ بایارهای روسیه در فوریه ۱۶۱۳ بنام مجمع کشوری که سرانجام، میخائیل رومانوف، پسر شانزده ساله و بیمار فی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهیزیه، جیهزیه دادن، جهاز دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

علم مامائی، مبحث زایمان ومامائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنگ، آژیر، سوت یا زنگ خطر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رقص رو نوک پا، رقاصه روی نوک پا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرم لایه سرپنجه کفش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون پنجه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نعل پنجه کفش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تافی، آب نبات شامل شکر زرد وشیره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عرصه خانه ومتعلقات آن، خانه رعیتی، بلندی، پشته، تپه کوچک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الا کلنگ ضامنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رخت، جامه، ملبوس، یراق ودهانه اسب، ( درجمع ) لباس فروشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبحث مترادفات ومتشابهات زبان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتفاق، باهمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کرباس، پارچه کتان نازک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود و تشکر از ilax011 عزیز از تذکر و یادآوری، سپاسگزارم و اصلاحش کردم. سربلند و مانا باشید🙏

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زحمتکش، رنجبر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرزحمت، زحمتکش، ساعی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انگور سفید یا ارغوانی بیضی، شراب شیرین مجارستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

علم مامائی، مبحث زایمان ومامائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیشه دریافت عوارض راه، نواقل، زندان، تالار ( پذیرائی ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حلبی منقوش وجلادار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخابره تلفنی خارج شهری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باجداری، محل پرداخت عوارض.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مامور نواقل و نقلیه، راهدار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی مشروب الکلی مرکب از جین وآب وغیره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسبار، مطلا، فلز زرورق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی قمار شبیه لوتو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم نادان، احمق، بلید، دلقک، لوده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سینه سرخ جنگلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در گرامافون ) آلت سوزن نگهدار گرامافون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبانهای آهنگی ( مثل چینی که تغییر آهنگ وطرز تلفظ کلمه معنی آن را تغییر میدهد ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شماره گیری آهنگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شعر سمفونی، شعر متشابه التلفظ، شعر دارای ترادف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه متشابه، لفظی که در السنه آهنگی تلفظ خاصی داشته باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای تلفظ مشابه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مبحث مترادفات ومتشابهات زبان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بی زبان، گنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشتی دارای تعداد معینی ظرفیت، کامیون دارای ظرفیت معینی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

وابسته به سلمانی، دلاکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ابزارخانه، انبار ابزار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابزار نگهدار اتومبیل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خالی، تهی، فاقد، لاغر، دراز، کم هوش آهنگ، صدا، دانگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتاق ابزار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مواظب، شیپور زن.

پیشنهاد
٣

بانو شاعره جهان دهلویه تذکرة الخوانین مینویسد: شاعرۀ یکی از امراء بود و این بیت از اوست: گل باغ و رخ آن غنچه دهن هر دو یکی است قد رعنای وی و سرو چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای منقار مضرس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرخه دندانه دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قسمت گِرد ( gerd ) گوشت کبابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رویه شیر، سرشیر، روشیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عالی، درجه یک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چکمه سواری، کروک اتومبیل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالاترین قسمت آگهی سینما، صدر اعلان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمای فوقانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بطور سطحی پاشیدن، سطحی ریختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باده گسار، میگسار، دائم الخمر، کوسه ماهی اروپائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پر، مالامال، لبریز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سکوب بالای دکل کشتی، بالاترین شکوب دکل کشتی، وسائل بی مصرف کشتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به مکان شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دومین دکل کشتی از عرشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالاترین بادبان، از سر، سراسیمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالاسو، قسمت بالا، در عرشه، در راس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنگ راس، سنگ فوقانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درهم وبرهمی، اغتشاش، آشفتگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوند از جنس دیگری به درخت زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تورات، شریعت موسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاوباز پیاده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قهرمان گاو باز سوار بر اسب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فن حکاکی وقلم زنی ( بر روی فلز ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هسته مغناطیسی چنبره ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

متورم، برجسته، شکم داده، استوانه ای شکل ودارای برجستگی های متناوب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استعاره، معنی مجازی، طعنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناو اژدرافکن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوزانی، داغی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

سوزانی، داغی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کیک تخم مرغ وشکر ومغز گردو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

خوراک رشته فرنگی پر از چاشنی جوشانده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروانه بید درشت اندام، وابسته به پروانه بید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروانه بید درشت اندام، وابسته به پروانه بید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروانه بید درشت اندام، وابسته به پروانه بید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصول وعقاید حزب محافظه کار، محافظه کاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابع کامل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تبدیل بحکومت یکه تاز کردن، بصورت حکومت مطلقه و استبدادی اداره کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلی کردن، کامل کردن، جمع زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

داروی ضد مالاریا مرکب از گنه گنه وترکیبات دیگرآن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

داروی ضد مالاریا مرکب از گنه گنه وترکیبات دیگرآن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جاده مخصوص حمل لوازم وذخائر به محلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معتقد بوجود روح حافظ یک قوم یا قبیله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معتقد بوجود روح حافظ یک قوم یا قبیله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به توتم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگری، دومی، دوم، بعدی، دیگر، نفر بعدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناپایدار، سست، لزان، مرتعش، بچه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لرزان، مرتعش، متزلزل، ناپیدار، سست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم خشن، مسئله بغرنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گردباد، گرداب، آتش بازی گردبادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسابقه، مسابقه دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشیدن، دست زدن، اذیت کردن، اندامهای کسی را کشیدن، جدا کردن، کشیده شدن، چروک شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جار زن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشش، عوارض یدک کشی، یدک کشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : ولگردی , دربدری , بی خانمانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : گاوچران.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : واکسن زدن به , برضد بیماری تلقیح شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : واکسن زنی , تلقیح , آبله کوبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : وابسته به واکسن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : تاسیس , استقرار , تشکیل , بنا , برقراری , بنگاه , موسسه , دسته کارکنان , برپایی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : بالا یی , فوقانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : بالا , در حال کار, بالا یی , روببالا , روبترقی , بطرف بالا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حائک: بافنده , نساج , جولا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حائط: دیوار , جدار , حصار , محصور کردن , حصار دار کردن , دیوار کشیدن , دیواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سِکین در عربی: کارد و چاقو. وَآتَتْ کلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکینًا ( یوسف/۳۱ ) و به دست هر یک از آن زنان کاردی داد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مساعد، سازگار، امید بخش، مطلوب، خوش آتیه، کامیاب، نرم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سهره آمریکائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارمند شهرداری یا فرمانداری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جارچی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهردار انتصابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : مایه آبله , واکسن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...

پیشنهاد
٢

بانو شاعره جهان آراء بیگم تذکرة الخواتین درباره این بانو مینویسد: دختر شاه جهان پادشاه هندوستان، و مادرش بانو بیگم ملقب به ممتاز محل است، این بانو چ ...

پیشنهاد
٣

بانو شاعره جهان خاتون صاحب تذکره دولتشاهی مینویسد بانو جهان خاتون، ظریفه و مستعده روزگار وجمیله دهر وشهرۀ شهر بوده و اشعار دلپذیر دارد و از آن جمله ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره حاجیه زند طواف کعبه مرا حاجیه میسر شد خدا زیارت اهل دلی نصیب کند این شاعره از اولاد شیخعلیخان زند و همسر فتحعلیشاه قاجار بوده، و شیخعلی ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره ماه تابان، قمر السلطنه، دختر فتحعلیشاه همسر میرزا حسینخان سپهسالار که دانش و فضل و طبع شعر داشته نیز از خاندان زندیه است، یعنی مادرش بانو ...

پیشنهاد
٣

شاه طهماسب اول، ۱۵۶۲ میلادی، ۹۶۹ قمری، حبیب لوی تصویری دروغین و به غایت منفی از نگرش شاه طهماسب به یهودیان بدست میدهد و مینویسد: این پادشاه نفرت کامل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهرستان، ساکنین قصبه یاشهرستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زن شهری، دختر شهری، فاحشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه پارسی سمرقندی: دلیل است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه پارسی سمرقندی: سنت، فرهنگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه پارسی سمرقندی: آموخته و فرا گرفته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه پارسی سمرقندی: پاره ای، قسمتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه پارسی سمرقندی: چیره دست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه پارسی سمرقندی: هنرمند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه پارسی سمرقندی: فارغ التحصیلان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه پارسی سمرقندی: مادربزرگ، جده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

واژه پارسی سمرقندی از ریشه واژه ترکی: نوعی نان روغنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه پارسی سمرقندی: ظریف، لطیف

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل شهر، شهری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زهر زا، تولید کننده محصولات سمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به زهر شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم تیراندازی باتیر وکمان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستدار تیروکمان، تیرانداز، کماندار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عروسک وار، مثل اسباب بازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازنده اسباب بازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخت راج سفید گل سواحل کالیفرنیا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده بوسیله تیرهای افقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به نای، نائی، نای مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به نای، نائی، نای مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نای دار، دارای قصبه الریه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( طب ) بریدن نای، برش نای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبب خستگی یا دردسر، روی زمین کشیدن، ناپاک کردن، چرک کردن، تصادم کردن، خسته کردن بزحمت انداختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) آماس نای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای زبره سنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال ردیاب، روال رسام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماد پیگردی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی نشان، بی رد پا، بی جاده، بی ریل، بی اثر، بیراهه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریل گذار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازرس ریل گذاری راه آهن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقاله نویس، چاپ کننده ویا انتشار دهنده، رساله، مقاله، مذاکره، بحث، گفتگو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : آونگ نوسان , حرکت نوسانی , دودلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رساله، مقاله، مذاکره، بحث، گفتگو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دودل بودن , دل دل کردن , تردید داشتن , مردد بودن , نوسان کردن , جنبیدن , تلوتلو خوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشیده شدنی، نرم، لوله شو، دراز شدنی، قابل کشش، قابل اتساع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشش دار، وابسته به نیروی کشش، کشنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افترا زنی، بدنام سازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برات قبولی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخفیف عمده از طرف تولید کننده به خریدار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عضو اتحادیه صنفی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برگ بیدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاجران، سودا گران.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمبری که برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنتی کردن، بصورت حدیث در آوردن، بصورت سنت درآوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حدیثی، روایتی، نقلی، روایت شده، باستانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی سنت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دادگاه تخلفات رانندگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازیگر تراژدی ( زن ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرقاول رنگارنگ هندی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : شیرینی پنجره ای , نان فطیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : معمولا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانه گوش، غضروف جلو گوش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارت پشت بند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل استقرار ترایلر با اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برچسب پشت بند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدرک پشت بند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساکن اتاقهای متحرک بوسیله وسائط نقلیه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : حفره ای , حفره دار , حفره مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

اختراع و رواج تفنگ، تا زمان شاه عباس کبیر اسلحه بیشتر تیر و کمان و شمشیر و نیزه و خنجر و تبرزین و سپر بود و استفاده جدید از تفنگ را، که در سپاه عثمان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ملح الدباغین پتاسیم است، در ساخت باروت سیاه ۷۵ درصد نیترات پتاسیم، ۱۴ درصد زغال چوب و ۱۱ درصد سولفور بکار میرود. نیترات پتاسیم ( شوره، شورج، ملح الدب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایالت سوفولک Suffolk انگلستان در سده شانزدهم بدلیل بافت منسوجات پشمی شهرت داشت. مشهورترین این پارچه ها به دو روستای کرسی Kersey و لیندسی Lindsey در م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه کرسی Kersi مرغوب ترین پارچه بافت انگلیس بوده است، در سده شانزدهم، ایالت سوفولک Suffolk انگلستان بدلیل بافت منسوجات پشمی شهرت داشت. این پارچه ها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوسا Souza , Sousa محلی است در شرق بندر لیسبون. احتمال دارد شکل پرتغالی نام شوش مندرج در عهد عتیق Susa باشد/ زرسالاران یهود، جلد چهارم، عبدالله شهباز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اختراع و رواج تفنگ، تا زمان شاه عباس کبیر اسلحه بیشتر تیر و کمان و شمشیر و نیزه و خنجر و تبرزین و سپر بود و استفاده جدید از تفنگ را، که در سپاه عثمان ...

پیشنهاد
١

ملح الدباغین پتاسیم است، در ساخت باروت سیاه ۷۵ درصد نیترات پتاسیم، ۱۴ درصد زغال چوب و ۱۱ درصد سولفور بکار میرود. نیترات پتاسیم ( شوره، شورج، ملح الدب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوسا Souza , Sousa محلی است در شرق بندر لیسبون. احتمال دارد شکل پرتغالی نام شوش مندرج در عهد عتیق Susa باشد/ زرسالاران یهود، جلد چهارم، عبدالله شهباز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوسا Souza , Sousa محلی است در شرق بندر لیسبون. احتمال دارد شکل پرتغالی نام شوش مندرج در عهد عتیق Susa باشد/ زرسالاران یهود، جلد چهارم، عبدالله شهباز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوسا Souza , Sousa محلی است در شرق بندر لیسبون. احتمال دارد شکل پرتغالی نام شوش مندرج در عهد عتیق Susa باشد/ زرسالاران یهود، جلد چهارم، عبدالله شهباز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشتی، عقبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روغن بالن، روغن نهنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که دنباله لباس دیگری را میگیرد، دنباله کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گروه نظامی تعلیمات دیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشسرا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در مورد مسافر ترن ) دچار بهم خوردگی حال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زن خائن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واگن شهری، تراموای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقع در ماوراء جبال آلپ، بیگانه، وراکوهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاده مخصوص تراموا وواگن برقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقع در آنسوی کوه آلپ، ماورای آلپی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تغییر شکل، دگرگونی پذیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورارو، برتری، مافوق، افضل، فائق ماورای مقررات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسباب عجیب وغریب، زیور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دوم , دومی , ثانی , دومین بار, ثانوی , مجدد, ثانیه , پشتیبان , کمک , لحظه , درجه دوم بودن , دوم شدن , پشتیبانی کردن , تایید کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : درنوردیدن , سفر کردن مسافرت کردن , رهسپار شدن , مسافرت , سفر , حرکت , جنبش , گردش , جهانگردی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : عمومی , جامع , همگانی , متداول , کلی , معمولی , همگان , ژنرال , ارتشبد, آشکار , مردم, همیشگی , معمول , عادی , مرسوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : ولگردی , دربدری , بیخانمانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : سیخک , سیخ , دیلم , گوه , نیزه , سنان , میله , اندازه گیری طول , شلاق سیخی , بخدا , ترابخدا , میله زدن به , با میله بستن , با میخ مح ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : کمارگر دوره گرد , دوره گردی کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : سیخک , سیخ , دیلم , گوه , نیزه , سنان , میله , اندازه گیری طول , شلاق سیخی , بخدا , ترابخدا , میله زدن به , با میله بستن , با میخ مح ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : سرگردان بودن , آواره بودن , منحرف شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مبهم , غیر معلوم , سر بسته وابهام دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : واگن , ارابه , بارکش , با واگن حمل کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : رخنه , درز , دهنه , جای باز , وقفه , اختلاف زیاد , شکافدار کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : معتبر سازی , تصدیق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : کیف اسناد , کیف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در ساخت باروت سیاه ۷۵ درصد نیترات پتاسیم، ۱۴ درصد زغال چوب و ۱۱ درصد سولفور بکار میرود. نیترات پتاسیم ( شوره، شورج، ملح الدباغین، پتاس ) همان ماده سف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایالت سوفولک Suffolk انگلستان در سده شانزدهم بدلیل بافت منسوجات پشمی شهرت داشت. مشهورترین این پارچه ها به دو روستای کرسی Kersey و لیندسی Lindsey در م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه کرسی Kersi مرغوب ترین پارچه بافت انگلیس بوده است، در سده شانزدهم، ایالت سوفولک Suffolk انگلستان بدلیل بافت منسوجات پشمی شهرت داشت. این پارچه ها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دولت شیبانی، توسط عبدالله خان شیبانی ( ازبک ) ، پسر اسکندرخان، وی یکسال و نیم پیش از سفر جنکینسون، در رجب ۹۶۴ ق/. مه ۱۵۵۷ م. شهر بخارا را تصرف کرد و ...

پیشنهاد
٠

عبدالله خان شیبانی ( ازبک ) ، پسر اسکندرخان، یکسال و نیم پیش از سفر جنکینسون، در رجب ۹۶۴ ق/. مه ۱۵۵۷ م. شهر بخارا را تصرف کرد و آن را مرکز حکومت خویش ...

پیشنهاد
٢

شیبک خان خصم شاه اسماعیل صفوی بود و سرانجام در جریان لشکرکشی شاه اسماعیل به مرو ( ٩١٦ ق /. ١٥١٠ م. ) در ٦١ سالگی به قتل رسید. روابط ایران و دولت شیبا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دولت شیبانی ترکستان و ماوراءالنهر در سال ٩٠٦ ق /. ١٥٠٠ م. به دست محمد خان ازبک، معروف به شیبک خان، از تبار جوجی خان بن چنگیزخان، تأسیس شد. این خاندان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انقال نور از خلال عضوی بعضو دیگری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت ترجمه، قابلیت انقال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترانزیستور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داده های تراکنشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تراکنش گر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرونده تراکنش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوار تراکنش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معامله گر، سوداگر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور کننده از پوست، ماوراء پوستی، ورا پوستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبور کننده از پوست، ماوراء پوستی، ورا پوستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقابله، انتقال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دره , وادی , میانکوه , گودی , شیار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دره کوچک , حفره , خلیج و غیره , ماهور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دلاور , دلیر , شجاع , عالی , خوش لباس , جنتلمن , زن نواز , متعارف وخوش زبان در پیش زنان , زن باز , دلاوری کردن , زن بازی کردن , ملاز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دلاور , تهم , شجاع , دلیر , دلیرانه , عالی , با دلیری و رشادت با امری مواجه شدن , آراستن , لاف زدن , بالیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : تشخیص دادن , تعیین کردن , بستن , مالیات بستن بر , خراج گذاردن بر , جریمه کردن , ارزیابی , تقویم کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : موزیک و رقص , والس , والس رقصیدن , وابسته به والس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : تشخیص , تعیین مالیات , وضع مالیات , ارزیابی , تقویم , براورد , تخمین , اظهارنظر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دگرگون شدنی , دگرگون پذیر , متلون , تغییر پذیر , ناپایدار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : اتومبیل یا هواپیمای کهنه و اسقاط.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : پیر , سالخورده , کهنسال , مسن , فرسوده , دیرینه , قدیمی , کهنه کار , پیرانه , کهنه , گذشته , سابقی , باستانی , کهنه , کهن , پیشین , ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دیدن , مشاهده کردن , نگاه کردن , فهمیدن , مقر یا حوزه اسقفی , بنگر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : بیوه زنی که از شوهرش به او دارایی یا مقامی به ارث رسیده باشد , وارثه , بیوه , بیوه زن , بیوه کردن , بیوه شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مرد زن مرده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : گیاه خوار , گیاهخواری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : بیداری , شب زنده داری , شب نشینی , احیاء , شب زنده داری کردن , از خواب بیدار کردن , رد پا , دنباله کشتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : وسیله نقلیه , ناقل , حامل , رسانه , برندگر , رسانگر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مایه ء هلا کت , زهر ( درترکیب ) , جانی , قاتل , مخرب زندگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : قایق بادبانی , کشتی بادبانی , کشتی بادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : هواپیما , طیاره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفسر انتقال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور العمل انتقال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسانه انتقال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمل انتقال.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دهنده، منتقل کننده، مصالح، انتقال دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقالی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقال دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تزریق در جسم دیگری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تزریق در جسم دیگری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نقل وانقال بار وغیره از یک وسیله یا کشتی به وسیله یا کشتی دیگری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واکنش گذرا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرابی گذرا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( طب ) عبور نور از یک عضو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترانزیستوری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای ترانسیتور کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمودار گذارها، گذارنما.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگام ترجمه، حین ترجمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجازی، استعاری، ترجمه ای، انتقالی، پچواکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا دریا، واقع در آنسوی دریا، متعلق به ماوراء بحار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرخ مخابره، سرعت مخابره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماوراء کوهستانی، فرا کوهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : زپلین, کشتی هوایی آلمانی, بالون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته بسرتاسر اقیانوس آرام، واقع درآنسوی اقیانوس آرام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : کولی, شبیه کولی, زبان کولیها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : زودیاک, منطقه البروج, دایره البروج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : منطقه ای, مداری, ناحیه ای, غشایی, جداری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : روباه صفت, حیله باز, حنایی, ترشیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : نابخرد, نادان, جاهل, ابله, احمق, ابلهانه, مزخرف, کند ذهن, نفهم, گیج, احمق, خنگ, دبنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : بار , ملا قات رسمی , حضار , مستمعین , شنودگان, عمومی , آشکار , مردم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : عمومی , معمولی , متعارف , عادی , مشترک , پیش پاافتاده , پست , عوامانه , : مردم عوام , عمومی , مشارکت کردن , مشاع بودن , مشترکا استفاده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : بی مراقبت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : وابسته به همه جهان , بین المللی, جهانی , مربوط به سرتاسر جهان ( مخصوصا در مورد کلیساها گفته میشود ) , عام, کلی , عمومی , عالمگیر , جام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : برون یابی کردن, تعمیم دادن , کلیت بخشیدن, استنتاج کردن , استنباط کردن , پی بردن به , حدس زدن , اشاره کردن بر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : ترفیع , ترقی , پیشرفت , جلو اندازی , ترویج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : عمومیت دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : فروش , حراج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرانمائی، پشت نمائی، شفافیت، حالت زجاجی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسوخ کردن، سرتاسرسوراخ کردن، سرتاسر سوراخ شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا آشکار، شفاف، روشن، آشکار، واضح.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوند شدنی، قابل برداشتن وکاشتن درمحل دیگری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه گیرنده یا اداری که بمحض دریافت مخابره ای بطور خودکار آن را جواب میدهد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل جابجا شدن، جابجا شدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرستنده و گیرنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترادیسی، ترادیسیدن، تبدیل کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای عدد اتمی بیشتر از اورانیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای عدد اتمی بیشتر از اورانیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی، نوسنجیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی، نوسنجیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاعده ذوزنقه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عضو فرقه ای از راهبان مرتاض اهل سکوت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بند بازی، طناب بند بازی، ذوذنقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بند باز، آکروبات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کشتی یا وسیله نقلیه دیگری انتقال دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روان زخم، ( طب ) ضربه، تصادم، اثر ضربت، ضغطه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیر، الوار، چهارچوب اسب بندی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چک مسافرتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بورس تحصیلی شامل هزینه مسافرت و تحقیقات در خارج از محل خود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروشنده سیار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درنرودیدن، سفر کردن مسافرت کردن، رهسپار شدن، مسافرت، سفر، حرکت، جنبش، گردش، جهانگردی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخنرانی درباره مسافرت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمل پیمودن، عمل طی کردن، پیمایش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان آمریکا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیانت آمیز، قابل ارتکاب خیانت، خائنانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیانت آمیز، قابل ارتکاب خیانت، خائنانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندوختنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خزانه داری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسکناس صادره از طرف خزانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طرف معامله، مذاکره کننده، طرف گفتگو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامت کلید G ( سل ) موسیقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بطور سه برابر، سه گانه، سه لا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدد یک با صفر بتوان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( هنر وادب ایتالیا ) قرن چهاردهم میلادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محوطه درخت کاری جنگل ( برای استفاده تجارتی ) ، خزانه درخت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخت عرعر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخت درختی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشریح علمی درخت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میخ بزرگ چوبی، با میخ چوبی یا گوِه بهم کوبیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبکه، داربست، چفته مو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبدر سه برگه، سه پره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داربست بندی، شبکه، چیز شبکه مانند، شبکه داربست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لرزش دار، لرزان، موجد لرزش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لرزش، تکان، جنبش، تپش، رعشه، لرزه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میخ بزرگ چوبی، با میخ چوبی یا گوِه بهم کوبیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاقوی مخصوص مبارزه دست به یقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجاوز کردن، تعدی کردن، پا فرا گذاشتن، تخطی کردن، تخلف، تخطی، تجاوز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مته کاری ( جمجمه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترسو، کمرو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لرزان، مرتعش، ترسان، مرتعش کننده، ترسناک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بافته شده، طره شده، طره طره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه پایه، ستون را روی پایه قرار دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شلوار چسبان یا نیم شلواری جوراب دار چسبان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیرها و پایه های چوبی و فلزی زیر ساختمان یا پل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزمایش کردنی، آزمودنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در دادگاه ) هیئت منصفه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وکیل دادگستری که در دادگاههای جنائی حضور مییابد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثلثی شکل، سه گوشی، سه پهلوئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثلث بندی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه اتم، سه اتمی، سه بنیانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه محوری، سه جزئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فیزیک اصطکاکی، مبحث اصطکاک در فیزیک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد برق در اثر اصطکاک، برق مالشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خِفَّت دادن، آزار کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقام یامسند قضاوت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقام حامی ملت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با کرم گوشت خوک آلوده شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم گوشت خوک، تریشین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلودگی باتریشین یا کرم گوشت خوک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موئی، شبیه موی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به کرم انگل گوشت خوک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانور آغازی تاژکدار دارای موهای کرک مانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرک گیاهی، مویک، مویچه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه بخشی، به سه بخش تقسیم شده، دارای سه قسمت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقسیم وجود انسان به سه قسمت ( تن وجان و روح ) ، تقسیم به سه بخش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در بلور ) سه رنگی، وقوع در سه حالت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه رنگ، سه رنگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازی تخته نرد قدیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقه باز، نیرنگ باز، گول زن، شیاد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی حقه بازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقه بازی، دغل زنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیله گرانه، شیادانه، مزورانه، از روی حیله وتزویر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهر باریک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه ابریشم مصنوعی لباس زنانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه سه ترک، سه گوش، دارای سه شاخ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرچم ملی سه رنگ فرانسه، سه رنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه گوشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه سه ترک، سه گوش، دارای سه شاخ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه دنده ای، دارای سه دنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه زبر لباسی خانه خانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نبض سه ضربه ای، ضربان نبض بطور سه ضربه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نبض سه ضربه ای، ضربان نبض بطور سه ضربه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازی تخته نرد قدیمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه لخت، دارای سه چین در دریچه قلب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه انگشتی، سه وتدی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه انگشتی، سه وتدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیزه سه شاخه، عصای سه دندانه، سه دندانه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه بعدی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبادت سه روزه، سه روز، ایام ثلاثه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت سه بعدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه جزئی، سه شاخه، سه دندانه، سه شکافی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوره سه ساله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه فاصله کانونی ومرکزی، سه کانونی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی اهمیت، جزئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه برگ، سه برگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه نشریه، سه برگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبدر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : قابل فروش , فروختنی , قابل خرید , معامله ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : لعنتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : راست , پابرجا , ثابت , واقعی , حقیقی , راستگو , خالصانه , صحیح , ثابت یاحقیقی کردن , درست , راستین , فریور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : بسوی شرق , رو به مشرق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : کلم پیچ , سوپ کلم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : پرچم , بیرق , نشان , علا مت , علم , درفش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مرهم گذاری وزخم بندی , مرهم , چاشنی , ( درجمع ) مخلفات , آرایش , لباس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : لباس پوشیدن , جامه بتن کردن , مزین کردن , لباس , درست کردن موی سر , پانسمان کردن , پیراستن. , جامه بلند زنانه , روپوش , لباس شب , خر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : شیشه , آبگینه , لیوان , گیلاس , جام , استکان , آیینه , شیشه دوربین , شیشه ذره بین , عدسی , شیشه آلا ت , آلت شیشه ای , عینک , شیشه گر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه دهانی، سه بابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای شکل سه تائی، سه شکلی، شکل سه تائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سه شاخه تقسیم شدن، به سه قسمت منقسم شدن، چیز سه انشعابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدار رها ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهیان رنگارنگ دارای بدن ضخیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لامپ رها ساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به تزئینات برجسته سه ترک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماشه کش، آدمکش سریع العمل درمیان جماعت اوباش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه زاویه، سه زاویه ای، چلیپائی، مثلث.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه وجهی، سه روی، سه سطحی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه حرفی که مجموعاً نمایشگر یک صوت باشد، سه حرف متحد التلفظ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه جفت برگچه، سه زوج برگچه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیدورکسیدی دارای سه بنیان هیدروکسیل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : مفرط , بیش ازاندازه, گزافگر , غیرمعقول , عجیب , غریب , گزاف , مفرط, بسیار مغرور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : عیاشی , شراب خواری , میگساری, بلع کردن , قورت دادن , سیرکردن, حریصانه خوردن , بلعیدن, پر کردن , اشباء کردن , پر خوردن, گلو , حلق , دره ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : حامل , بردار , مسیر , جهت , خط سیر , شعاع حامل , بوسیله برداررهبری کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : راننده تاکسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : سفر , مسافرت , سیاحت , سفر کردن. , درنوردیدن , سفر کردن مسافرت کردن , رهسپار شدن , مسافرت , سفر , حرکت , جنبش , گردش , جهانگردی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه ضلعی، حالت سه جانبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه خطی، دارای سه خط.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه حرفی، ثلاثی، کلمه سه حرفی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت سه حرفی، ثلاثی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه قطعه، سه تکه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه قطعه ای، سه تکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بند پایان خرچنگی دارای بدن سه بند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه حفره، سه یاخته ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه حفره، سه یاخته ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندازه طبیعی ( پس از پرداخت وبریدن زاویه چیزی ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شعر سه وتدی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه ذره ای، دارای سه ملکول.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه شکلی، سه وجهی، سه حالتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر سه ماه یکبار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه شکلی، سه وجهی، سه حالتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه گانه، سه تائی، دارای سه متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هواپیمای سه موتوره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه گانه، سه تائی، دارای سه متغیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروشنده جواهر بدلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیور آلات بدلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جواهر الات بدلی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لامپ سه قطبی، سه راه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چکش اهرمی لنگری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقسیم به سه قسمت، سه قسمتی کردن، قسمت سوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه کلبرگ، سه پر، سه گلبرگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه حیاتی، سه خاصیتی، هواپیمای دریائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه حیاتی، سه خاصیتی، هواپیمای دریائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه سوزنی، دارای آرایش سوزنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هواپیمای سه طبقه یا سه باله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با دقت سه برابر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با نشانی سه گانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دو سطر در میان. دو خط در میان کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نت های سه تائی را بسرعت باساز نائی زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه نسخه سای، تثلیث، تهیه در سه نسخه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه نسخه سای، تثلیث، تهیه در سه نسخه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه غشاء سلولی ابتدائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه قسمتی، حالت سه تائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه پایه، ( در دانشکده کمبریج ) امتحان حساب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانه یا برجستگی چرخ که در فواصل معین به چرخ دیگر میخورد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه گوشه تند، مثلثی شکل، سه گوشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشتی جنگی روم و یونان باستان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای سه شعاع، سه شاخه، سه شعاعی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سه بخش مساوی تقسیم کردن، سه بخش کردن، تقسیم به سه قسمت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکلی مرکب از سه پره یا سه انشعاب، سه ترکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت کننده به سه بخش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکلی مرکب از سه پره یا سه انشعاب، سه ترکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : همسایگی , مجاورت , اهل محل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندوهناک، گرفته، محزون، غمگین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : همسایه , نزدیک , مجاور , همسایه شدن با.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : کوچه , راه باریک , گلو , نای , راه دریایی , مسیر که باخط کشی مشخص میشود , خط سیر هوایی , کوچه ساختن , منشعب کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : تابو , حرام , منع یا نهی مذهبی , حرام شمرده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مراقبت , مواظبت , شب زنده داری , کشیک , آمادگی , چالاکی , احتیاط , گوش بزنگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مرخصی رونده , گشت گر ایام تعطیلات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مرخصی رونده , گشت گر ایام تعطیلات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : بردن , پیروز شدن , فاتح شدن , غلبه یافتن بر , بدست آوردن , تحصیل کردن , فتح , پیروزی , بُرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : شراب , باده , می, شراب نوشیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : شب بوی زرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : کوچه , راه باریک , گلو , نای , راه دریایی , مسیر که باخط کشی مشخص میشود , خط سیر هوایی , کوچه ساختن , منشعب کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : ماشین جمع , افعی , مار جعفری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : مردی , رجولیت , آدمیت , مردانگی , شجاعت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : قابل مراعات , قابل مشاهده , قابل گفتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : گوساله , نرمه ساق پا , ماهیچه ساق پا , چرم گوساله , تیماج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : خواربار تامین کردن , غذا ذخیره کردن ( انبارکردن ) , تهیه آذوقه , ماکولا ت , آذوقه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : پیروزی , فیروزی , ظفر , فتح , نصرت , فتح و ظفر , غلبه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : پرواز , پرواز کننده , پردار , سریع السیر , بال وپر زن , بسرعت گذرنده , مسافرت هوایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل کشور تبت، تبتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختمان سه ستونی، وضع سه ستونی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه ستونی، سه پایه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرستنده سه خدا، سه اقنومی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه یزدان گرائی، سه خدائی، اعتقاد باقانیم ثلاثه مسیحیت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاصله سه آهنگ، فاصله سه گام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سائیدن، نرم کردن، بصورت پودر درآوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بصورت پودر در آوردنی، سائیدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سایش، خردسازی، نرم سازی، پودر سازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهنه، پوسیده، مبتذل، بطور مبتذل، بطور پوسیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آسیاب کننده، ساینده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از سه زمامدار روم قدیم، سه نفری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب سه بنیانی، سه ترکیبی، سه ارزش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب سه بنیانی، سه ترکیبی، سه ارزش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه دریچه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : خواست , خواسته , خواستن , لازم داشتن , نیازمند بودن به , نداشتن , کم داشتن , فاقد بودن , محتاج بودن , کسر داشتن , فقدان , نداشتن , ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دوست داشتن , مایل بودن , دل خواستن , نظیر بودن , بشکل یا شبیه ( چیزی یا کسی ) بودن , مانند , مثل , قرین , نظیر , همانند , متشابه , ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : رجوع شود به، مانند، فی المثل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر سه هفته یکبار، سه هفته ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرخی، شبیه چرخ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( شعر ) وتد یا قافیه دو هجائی که هجای اولش بلند یا موکد وهجای دومش کوتاه یاخفیف باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

( زمان ماضی قدیمی فعل tread ) ، گام زد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تروگن، مرغان رنگارنگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه آلمانی : دوچرخه پایی , دوچرخه سواری کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : شکم پرستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واگن برقب شهری، اتوبوس برقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیپور زن، ترومبون نواز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قپان، بازار، میدان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیرو بر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماده مغذیه سیتوپلاسم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای مواد مغذی سیتوپلاسم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای مواد مغذی سیتوپلاسم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرمسیری، مَجاز، مَجازی، دارای تفسیر اخلاقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترجمه یا تفسیر مجازی و روحانی، استعاره سازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه اسپانیایی : کنده, کلوخه, قید, پابند, ترمز, : سنگین کردن, کندکردن, مسدودکردن, بستن ( لوله ) , متراکم وانباشته کردن, پابند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : زیلوفون , سنتور چوبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : دشمن بیگانه , بیگانه ترس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : بیگانه هراسی , بیم از بیگانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : زعفران , زعفرانی , زعفرانی کردن , زعفران زدن به.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : باختر باد , باد صبا , باد مغرب , نسیم باد مغرب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : ریزش , جریان , فوران , جوش , تراوش , روان شدن , جاری شدن , فواره زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : ماسه , هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند , بالا ست , سنگینی , شن و خرده سنگی که در راه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامزدی، نامزد شدن، نامزد کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخ قلاب ماهی گیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزاحم، موجب تصدیع خاطر، مزاحمت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنجه آور، پر زحمت، طاقت فرسا، پردردسر، مزاحم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرغ انجیر خوار آمریکائی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهاز عروس، جامه یا رخت عروس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای تعداد زیادی ماهی قزل آلا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دادخواهی بر ضد کسی که چیزی را یافته و به صاحبش مسترد نمی کند، محاکمه ی یابنده، مطالبه ی خسارت از یابنده، یابنده.

پیشنهاد
٠

بانو شاعره پریرخ/ حقیقی: پری رخ بانو: دختر شاه طهماسب اول پادشاه صفوی و خواهر شاه اسمعیل دوم است، این زن ماجراجو و حادثه طلب که حس جاه طلبی و لیاقت ذ ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره بلقیس/ تصویر بانو تصویر که نامش را میرجوشش عظیم آبادی برای نویسنده تذکرة الخواتین بلقیس ذکر نموده بانوئی اهل مرشد آباد هندوستان بوده که ب ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره پنجه: تذکره حسینی این زن را که باین نام یاد کرده دختر ملاعلی مشهدی و همسر میر مرتضی ارتیمانی معرفی کرده است: صراحی کز غمی داری زبخت سرنگو ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره تونی: صاحب تذکرة الخوانین مینویسد: تونی از زنان ایران و در حسن صورت و شیرین زبانی و لطیفه گوئی بحد کمال بوده و شوهری داشته که با امردی الف ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره جانان بیگم: تذکرة الخواتین مینویسد: از بانوان کشور هندوستان و دختر عبدالرحمن بن بیرامخان ملقب بخان خانان که مردی فاضل و دانشمند بوده و تفس ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره جمیله/ جمالی: تذکره مرآت الخیال مینویسد این زن زیبا روی و خوش اندام بوده و بیش از این در باره اش چیزی ننوشته و مطلع ذیل را از او ذکر کرده: ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هامر پورگشتال یوسف ناسی را یهودی بزرگ نامیده و این بدلیل جایگاه منحصر بفرد او در جامعه یهودی عصر عثمانی است. همچنین اروپائیان سلیمان قانونی را ترک بز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هامر پورگشتال یوسف ناسی را یهودی بزرگ نامیده و این بدلیل جایگاه منحصر بفرد او در جامعه یهودی عصر عثمانی است. همچنین اروپائیان سلیمان قانونی را ترک بز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نَرسینگره Narsinghgarh منطقه ای در مرکز هند، واقع در ایالت مادهیا پرادش کنونی. در حوالی نیمه سده شانزدهم در جنگلهای دورافتاده منطقه فوق خاندانی موسوم ...

پیشنهاد
٠

شاه عباس کبیر: شاه عباس کبیر در سالهای اولیه سلطنت خود، بدلیل ضعف دولت صفوی و تهدید ازبکان در خراسان، بناچار با عثمانی صلح کرد و طبق پیمان سال ٩٩٩ ق ...

پیشنهاد
٠

اسرای آذربایجان: حکومت عثمانی با ادعای مسلمان بودن، تهاجم و لشکرکشی به قفقاز و شمال ایران، آذربایجان و شروان، و تصرف آن، و با اسیر نمودن زنان و کودکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنجاق بیگی: واژه سنجاق به معنی ایالت و سنجاق بیگی به معنی والی ایالت بوده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یهودی بزرگ: هامر پورگشتال یوسف ناسی را یهودی بزرگ نامیده و این بدلیل جایگاه منحصر بفرد او در جامعه یهودی عصر عثمانی است. همچنین اروپائیان سلیمان قانو ...

پیشنهاد
٠

عصر سلطنت زنان: اقتدار کانون یهود در دربار و حرمسرای سلیمان اول با تکوین آن دوران از تاریخ عثمانی پیوند دارد که حدود یک سده، تا صعود محمد کوپرولو ( ١ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گراسیا ناسی: برجسته ترین زن یهودی از زمان سقوط دولت یهود تا به امروز خوانده میشود، مهاجرت گراسیا ناسی ( مندس ) به عثمانی ( ١٥٥٣ ) و اندکی بعد، پیوستن ...

پیشنهاد
٠

نوربانو سلطان: در اوایل صدارت رستم پاشا و حدود هفت سال پیش از استقرار گراسیا و یوسف ناسی در امپراتوری عثمانی، به همسری سلیم درآمد و مادر پسری از او ش ...

پیشنهاد
١

روش خدمات تفریحی: entertainment مهمترین روش یهودیان در تاریخ گذشته و برای نفوذ در دربار عثمانی، مانند دربارهای اروپا، ارائه خدمات تفریحی بوده. این کا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آقچه asper آسپر aspre سکه نقره سلجوقیان عراق و دولت عثمانی. هر ۱۲۰ آقچه معادل یک سکه طلای عثمانی بوده. آقچه واژه ای ترکی است و به معنی سفید کوچک است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ینگی چریک یا ینی چری، مرکب از دو واژه ینگی ( نو ) و چری ( چریک ) ، به معنی چریک جدید یا قشون جدید است، این نیرو مهمترین و زبده ترین بخش قشون عثمانی ر ...

پیشنهاد
١

شایسته سالاری Meritocracy رویه ای است که مناصب را در اختیار لایق ترین و کاردان ترین مدیران قرار میدهد. معمولا در برابر خویشاوندسالاری Nepotism بکار م ...

پیشنهاد
١

خویشاوندسالاری Nepotism رویه ای است که مناصب را در اختیار خویشان و آشنایان و دوستان مدیران قرار میدهد. معمولا در برابر شایسته سالاری Meritocracy بکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آقچه asper آسپر aspre سکه نقره سلجوقیان عراق و دولت عثمانی. هر ۱۲۰ آقچه معادل یک سکه طلای عثمانی بوده. آقچه واژه ای ترکی است و به معنی سفید کوچک است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نَرسینگره Narsinghgarh منطقه ای در مرکز هند، واقع در ایالت مادهیا پرادش کنونی. در حوالی نیمه سده شانزدهم در جنگلهای دورافتاده منطقه فوق خاندانی موسوم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دوم , دومی , ثانی , دومین بار, ثانوی , مجدد, ثانیه , پشتیبان , کمک , لحظه , درجه دوم بودن , دوم شدن , پشتیبانی کردن , تایید کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : آلو, گوجه , آلوی برقانی , کار یا چیز دلچسب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : درنوردیدن , سفر کردن مسافرت کردن , رهسپار شدن , مسافرت , سفر , حرکت , جنبش , گردش , جهانگردی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : مسافر , پی سپار , رهنورد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : درنوردیدن , سفر کردن مسافرت کردن , رهسپار شدن , مسافرت , سفر , حرکت , جنبش , گردش , جهانگردی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : واکه , صوتی , صدادار , مصوته , واکه دار کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : جانور شناس, ویژه گر جانورشناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : جانور شناسی, حیوان شناسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : وابسته به جانور شناسی, حیوان ( به شوخی ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : بلند کردن , بالا بردن , عالی کردن , نشاط دادن , افراشتن, ترفیع دادن , ترقی دادن , ترویج کردن, بهبود امکانات , ترفیع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : مورداستهزاء قراردادن, دست انداختن, شوخی کنایه دار, خوشمزگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : زنگ اخبار, وزوز کن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : در بالا , بالا ی , بالا ی سر , نام برده , بالا تر , برتر , مافوق , واقع دربالا , سابق الذکر , مذکوردرفوق, بالا سری , هوایی, بالا , در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : در بالا , بالای , بالای سر , نام برده , بالاتر , برتر , مافوق , واقع دربالا , سابق الذکر , مذکوردرفوق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : سرتاسر , ازاین سو بان سو , درمیان , ازعرض , ازمیان , ازوسط , ازاین طرف بان طرف, آنسوی , آنطرف ماوراء , دورتر , برتر از, بالای , روی , ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : پشم گوسفند وجانوران دیگر , پارچه خوابدار , خواب پارچه , پشم چیدن از , چاپیدن , گوش بریدن , سرکیسه کردن, قلاب , چنگک , دام , تله , ضربه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : زیادتی , مازاد , زائد , باقی مانده , اضافه , زیادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : باختر باد , باد صبا , باد مغرب , نسیم باد مغرب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : فدایی , مجاهد , غیور , باغیرت , هواخواه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : ایثار، جانفشانی، شوق , ذوق , حرارت , غیرت , حمیت , گرمی , تعصب , خیر خواهی , غیور , متعصب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : تعصب , هوا خواهی , غیرت , شوق و اشتیاق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : غیور , آدم متعصب یاهواخواه , مجاهد , جانفشان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ایتالیایی : سمت الراس , بالا ترین نقطه آسمان , قله , اوج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیب زدائی، رفع عیب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترایلر کامیون، ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبادله جنسی، مبادله، معامله، بارکشی با کامیون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت دهنده یا غلتاننده چرخ، چاپلوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرویس باربری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که مامور خرید وفروش میان سرخ پوستان است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معامله گر، راننده کامیون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وحشیگری، سبعیت، خشونت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شنای کرال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه پیما، سالک، قدم زننده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاری از لطف، بیمزه، بدیهی، مبتذل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاحشه، دختر جوان، کلفت ( kolfat ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسبت ناروا دادن، دروغ بافتن، تهمت زدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیپور زن، شیپورچی، کرنازن، جارچی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غلتاننده، غلتان، غلتک زن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاه مدار، معبر مشترک.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : اهل ناتال در جنوب آفریقا, ناتالی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : تخم گشنیده شده, سلول گشنیده شده یا لقاح شده, یاخته ای که از ترکیب دو سلول جنسی بوجود آید, تخم بارور, تخم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : تشریح حیوانات, جانور شکافی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی : باغ وحش. پیشوند بمعنی حیوان - جانور و متحرک.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : رفوکردن, رفو, لعنتی, فحش.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : آبدار, شیره دار, شاداب, پر آب, بارانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : آب میوه, شیره, عصاره, شربت, جوهر, شیره, شیره گیاهی, عصاره, خون, شیره کشیده از, ضعیف کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : آزاردادن, اذیت کردن, کسی را دست انداختن, سخنان نیشدارگفتن, اذیت, پوش دادن مو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : وزوز کردن, ورور کردن, نامشخص حرف زدن, وزوز, ورور, شایعه, همهمه, آوازه, وزوز کردن, همهمه کردن, صدا کردن ( مثل فرفره ) , زمزمه کردن, د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی : ورور کردن, نامشخص حرف زدن, وزوز, ورور, شایعه, همهمه, آوازه, زنبور عسل نر, سخن یکنواخت, یکنواخت سخن گفتن, وزوز کردن, همهمه کردن, صدا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن , زوم , با صدای وزوز حرکت کردن , وزوز , بسرعت ترقی کردن یا بالا رفتن , ( در فیلمبرداری ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : قند , شکر , شیرینی , ماده قندی , با شکر مخلوط کردن , تبدیل به شکر کردن , شیرین کردن , متبلور شدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : بچه ای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند , بچه ناقص الخلقه , ساده لوح.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : جانور شناس , ویژه گر جانورشناسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : دارای خدایان مجسم بشکل جانور , شبیه جانور , جانورسان , تجسم خدا یا خدایان بشکل حیوانات پست , استعمال اشکال حیوانات در هنر بعنوان علا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : وابسته به جانور شناسی , حیوان ( به شوخی ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : جانور شناسی , حیوان شناسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : جانور گیاه سان , انواع جانوران مهره داری که رشد آنها شبیه گیاه میباشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : زودیاک , منطقه البروج , دایره البروج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : زودیاک , منطقه البروج , دایره البروج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : کولی , شبیه کولی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : روی , فلز روی , روح , قطب پیل ولتا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : جناغی , منشاری , شکسته , کج و معوج , دارای پیچ و خم کردن , منکسر کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی : حصیر یا فرش جلو در , کفش پاک کن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : تعجب , شگفت , حیرت , متعجب ساختن , غافلگیر کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : تند , پرتگاه دار , سراشیبی , ناگهان , ناگهانی , بیخبر , درشت , جداکردن , بی مقدمه , فوری , تند , بطور غافلگیر , غیر منتظره , سریع

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : بی اطلا ع , بی خبر , ناگهان , غفلتاً , سراسیمه , ناخوداگاه , ناخود آگاهانه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : نگهداشت, تحمل کردن , حمایت کردن , متکفل بودن , نگاهداری , تقویت , تایید , کمک , پشتیبان زیر برد , زیر بری , پشتیبانی کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : نگهداشتن , متحمل شدن , تحمل کردن , تقویت کردن , حمایت کردن از.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : تعجب , شگفت , حیرت , متعجب ساختن , غافلگیر کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : بالا خانه , دراشکوب بالا , ساختمان فوقانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دوم , دومی , ثانی , دومین بار, ثانوی , مجدد, ثانیه , پشتیبان , کمک , لحظه , درجه دوم بودن , دوم شدن , پشتیبانی کردن , تایید کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دوازده , دوازده گانه , یک دوجین.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : سازوارگر, وفق دهنده , جرح و تعدیل کننده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : فضا, وسعت , مساحت , جا, فاصله , مهلت , فرصت , مدت معین , زمان کوتاه , دوره , درفضا جا دادن , فاصله دادن , فاصله داشتن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : ریسمان چند لا , نخ قند, پیچ , بهم بافتن , دربرگرفتن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : عصاره گیری , عصاره , اصل ونسب , استخراج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : آسیب پذیری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : اصطلا ح عوامانه , عوامیت , پستی , وحشیگری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : آسیب پذیر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : عوامانه , عامیانه , پست , رکیک , مبتذل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : لباس پوشیدن , جامه بتن کردن , مزین کردن , لباس , درست کردن موی سر , پانسمان کردن , پیراستن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : لباس پوشیدن , جامه بتن کردن , مزین کردن , لباس , درست کردن موی سر , پانسمان کردن , پیراستن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : جامه , پوشاک , جامه رو , رخت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : خالص , اصل , اصلی , واقعی , حقیقی , درست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : خرک ( برای بالا بردن چرخ ) جک اتومبیل , سرباز , جک زدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : بازبینی کردن , تحقیق کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : بازبینی کردن , تحقیق کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : رسیدگی , تحقیق , ممیزی , تصدیق , تایید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : محتملا , شاید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : قابل رسیدگی , قابل تصدیق و تایید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : صادقانه , باشرافت , موافق باحقایق , بدرستی , بطور قانونی , بخوبی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : راستگویی , صداقت , راستی , صحت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : دیدن , مشاهده کردن , نگاه کردن , فهمیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : دیدن , مشاهده کردن , نگاه کردن , فهمیدن , مقر یا حوزه اسقفی , بنگر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : صفر , هیچ , مبداء , محل شروع , پایین ترین نقطه , نقطه گذاری کردن , روی صفرمیزان کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : جانور شناس , ویژه گر جانورشناسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : جانور شناسی , حیوان شناسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : مساحت , فضا , ناحیه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : نوار, بانوار بستن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : ریسمان چند لا , نخ قند, پیچ , بهم بافتن , دربرگرفتن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : چشمک زدن , با چشم اشاره کردن , برق زدن , باز و بسته شدن , چشمک , اغماض کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : در لانه سگ زیستن , درلانه زیستن , درلانه قراردادن , لانه کردن , لانه سگ یا روباه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : مزه , رغبت , میل , خوشمزه کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : تجاوز کردن , متجاوز بودن, قدم فرانهادن , از حد خود تجاوز کردن, پیش افتادن از , بهتر بودن از , تفوق جستن, سر , نوک , فرق , رو , قله , ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : قدم فرانهادن , تجاوز کردن , از حد خود تجاوز کردن, تجاوز کردن از , تخلف کردن از , تخطی کردن از , سرپیچی کردن از.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : فراوان , پرپشت , فیض بخش , پربرکت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : ستودن , ستایش کردن, تمجید کردن , مدح کردن , ستایش , نیایش , تحسین , پرستش , تمجید وستایش کردن , نیایش کردن , تعریف کردن , ستودن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : روی هم رفته , از همه جهت , یکسره , تماما , همگی , مجموع , کاملا , منصفا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : کالج , دانشگاه, دانشگاه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : عضو دسته ی اشراف , طرفدار حکومت اشراف , نجیب زاده, عضو طبقه اشراف , اشراف زاده , اعیان زاده , شریف , اشرافی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : گردن فراز , متکبر , خودبین , گستاخ , پرنخوت, بسیار مغرور, مغرور , خود فروش , از روی خود خواهی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پل دارای اسکلت آهنی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب بست زننده، بسته، دسته، محکم شده، بشکه ساز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت اعتماد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جدول درستی، جدول صحت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوره آجری دارای سه پایه کار گذارده شده در آن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مگس تسه تسه ناقل تریپانوزوم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تونیز، توهم بیا بمیدان ( بصورت دعوت حریف بعمل متقابل گفته میشود ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به لوله رحمی یا گذرگاه تخم، لوله رحم، لوله ای.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متناسب برای لوله یا تغار یا بشکه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای شکل لوله، لوله مانند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغار ساز، طشت ساز، گازر، شستشو دهنده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزخی، آزخ دار، برآمدگی دار، سلی، مسلول.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکمه ای، دارای برآمدگیهای سلی، مبتلا بمرض سل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای برآمدگی یا دکمه، مسلول، سلی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مواد سمی که از باسیل کخ ترشح میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دکمه، برجستگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت لوله ای، چیز مجوف.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای گلهای لوله ای وطبقی شکل، وابسته به استکانیان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای گلهای لوله ای وطبقی شکل، وابسته به استکانیان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریچه کوچک لوله ای.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بند کشی کردن درزهای آجر وسنگ ( باسیمان یا آهک وگچ ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شمشیر ساز، خوراک، تامین غذا کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشه نرسیده ذرت هندی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر سه شنبه، سه شنبه ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صندلی یا نشیمن کوتاه، کلاله، خوشه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : دو برابر, دوتا, جفت , دولا , دوسر, المثنی , همزاد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی : پیاز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی : سمت الراس , بالا ترین نقطه آسمان , قله , اوج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : زیادی , زائد , فوق العاده , اضافی , بزرگ , یدکی , خارجی , بسیار , خیلی, دارای اطناب , حشو , افزونه, بعدی , آنطرف , در درجه دوم اهمیت , ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که شکار را رم میدهد، شکارچی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یدک کش، کسیکه کوشش وتقلا میکند، وسیله نقاله.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زره ران وپهلو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهریه، حق تدریس، تعلیم، تدریس، آموزانه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شعر بی قاعده وبی وزن قدیمی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلت شکنجه، گیوتین، گاری، قایق ته صاف، آدم مست وتلوتلو خور.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلت شکنجه، گیوتین، گاری، قایق ته صاف، آدم مست وتلوتلو خور.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متورم، آماس دار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماس، ورم، حالت تورم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورم، آماس، غرور، بادکردگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تپه، توده درختان واقع بر روی تپه، توده، انبوه، انباشته.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرآشوب، آشفته، پر سر وصدا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشکه بزرگ، بقدر یک بشکه، آدم یا چیز بشکه مانند، لوله بخاری، لیوان، قدح، دربشکه ریختن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش نوا، خوش آهنگ، کوک، موزون، تنظیم پذیر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش نوا، خوش آهنگ، کوک، موزون، تنظیم پذیر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیود نقبی، دیود تونلی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناکوک، بی آهنگ، نارسا، ناموزون.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنگستن، تونگستن، فلزی از جنس کروم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای تنگستن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غشاء پوششی، نام قبیله ای از سرخ پوستان آمریکا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیام دار، پوشش دار، پیراهن پوش، جانور نیام دار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیام دار، پوشش دار، پیراهن پوش، جانور نیام دار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشش یاپیراهن کوتاه وکوچک، لباس روئی کشیش در عشاء ربانی، لباس کوتاه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی آلات موسیقی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر نوع ماهی اسقومری اقیانوسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه بافته پشمی زمستانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورانی، مردمی از نژاد آلتائی اورال. همی گوید ای رزم دیده سوار چه پویانی اسب اندرین مرغزار کز افراسیاب اندر آیدت بد ز توران زمین بر تو نفرین سزد/ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زلال سنجی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیچی شکل، فرفره ای.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتومبیل توربین دار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه مولد برق دارای توربین.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موتور هواپیمای دارای توربین جت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موتور جت مجهز به موتور توربین.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسباب مخصوص بهم زدن مایعات.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشفتگی، اغتشاش، آشوب، گردنکشی، تلاطم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماس کننده، متورم، باد کرده، پرطمطراق.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورم، برآمدگی، آماس، بادکردگی، تکبر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : گروهبان دوم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماشین تورینگ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترک، اهل کشور ترکیه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانهای ترکی شامل جغتائی وعثمانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانهای ترکی شامل جغتائی وعثمانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرمابه بخار، حمام ( بنوعی که در ایران وترکیه مرسوم است ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوله مخمل نما.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آداب وسنن ترکی، اصطلاحات ترکی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترکمن، ترکمنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاکتوس هند غربی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاکتوس هند غربی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خراطی، تراش کاری، دکان خراطی، کارخانه تراش، ماشین تراش، اشیاء تراشیدنی، منبت کاری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانواده بلدرچین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسکنه ماشین تراش، قلم ماشین تراش.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خانواده بلدرچین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بانو شاعره پرتوی: این بانو اهل تبریز بوده و کیفیت حالاتش معلوم نشد ولی از سیاق نقل احوال پرتوی و به دلالت سبک وشیوه شعرش قطعا باید مربوط به پیش از قر ...

پیشنهاد
١

سیورغتمش سلطان فردی دسیسه گر و برادر هم سن و سال پادشاه خاتون حاکم کرمان در دوره مغولان بوده، در یکسال و یکماه متولد شدند که از مادر جدا بودند، تلاش ...

پیشنهاد
١

پادشاه خاتون، متخلص به لاله خاتون، این بانو در زمان مغولان در کرمان حاکم و پادشاه بوده، برادری جدا زاد و توطئه گر داشته که همسال او بوده و تلاش میکرد ...

پیشنهاد
١

پادشاه خاتون، متخلص به لاله خاتون، این بانو در زمان مغولان در کرمان حاکم و پادشاه بوده، برادری جدا زاد و توطئه گر داشته که همسال او بوده و تلاش میکرد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره بیجه منجمه: امیر علی شیر نوائی در مجالس النفایس مینویسد: این زن خواهر مولانا علاء الدین کرمانی وهم زمان سلطان حسین بایقرا ومولانا جامی بود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلمونت Belmonte شهری است در شمال پرتغال، در نزدیکی مرز اسپانیا، که در سده پانزدهم از مراکز مهم زندگی یهودیان مخفی بود.

پیشنهاد
١

در سالهای ١٥٦٦ تا ١٥٦٨ بازار مبادلات مالی سلطنتی Royal Exchange لندن تأسیس شد که با نام بورس Bourse شهرت یافت. این نهاد جدید، که بی تردید به تقلید از ...

پیشنهاد
١

در سالهای ١٥٦٦ تا ١٥٦٨ بازار مبادلات مالی سلطنتی Royal Exchange لندن تأسیس شد که با نام بورس Bourse شهرت یافت. این نهاد جدید، که بی تردید به تقلید از ...

پیشنهاد
١

سکه نقره شیلینگ انگلیس اولین بار در زمان هنری هفتم به سال ۱۵۰۴ میلادی ضرب شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زمان ادوارد ششم سکه شیلینگ جدیدی ضرب شد که برای اولین بار در انگلیس اعداد و حروف عربی بر روی آن نقش بسته بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نهادی که با نام اینتلیجنس سرویس بریتانیا Secret Intelligence Service ( SIS ) شهرت جهانی یافته و بعنوان مادر سازمانهای اطلاعاتی دنیای غرب شناخته میشود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سابقه اولین ارتباط سیاسی ایران و انگلیس به زمان ادوارد اوّل و گیخاتو میرسد. ادوارد بمنظور اتحاد نظامی با ایلخانان مغول علیه ممالیک مصر، هیئتی ٢٣ نفره ...

پیشنهاد
١

سابقه اولین ارتباط سیاسی ایران و انگلیس به زمان ادوارد اوّل و گیخاتو میرسد. ادوارد بمنظور اتحاد نظامی با ایلخانان مغول علیه ممالیک مصر، هیئتی ٢٣ نفره ...

پیشنهاد
١

ریودیلاپلاتا Rio de la Plata در جنوب امریکای جنوبی است، یعنی منطقه ای که شامل کشورهای آرژانتین، اروگوئه، پاراگوئه و بولیوی امروز است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوسپ ناپیه Osep Napea همان جوزف ناپیر است، اولین سفیر روسیه در انگلستان است که، طبق نظر برخی مورخین، از اسلاف خاندان اسکاتلندی ناپیر است؛ یعنی همان خ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوسپ ناپیه Osep Napea همان جوزف ناپیر است، اولین سفیر روسیه در انگلستان است که، طبق نظر برخی مورخین، از اسلاف خاندان اسکاتلندی ناپیر است؛ یعنی همان خ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمپانی مسکوی: در سال ۱۵۵۵ کمپانی مسکوی در لندن برای تجارت با روسیه و ایران تأسیس شد و از سال ۱۵۵۷ مأموریت های آنتونی جنکینسون در روسیه و ایران آغاز گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمپانی مسکوی: در سال ۱۵۵۵ کمپانی مسکوی در لندن برای تجارت با روسیه و ایران تأسیس شد و از سال ۱۵۵۷ مأموریت های آنتونی جنکینسون در روسیه و ایران آغاز گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلمونت Belmonte شهری است در شمال پرتغال، در نزدیکی مرز اسپانیا، که در سده پانزدهم از مراکز مهم زندگی یهودیان مخفی بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در سالهای ١٥٦٦ تا ١٥٦٨ بازار مبادلات مالی سلطنتی Royal Exchange لندن تأسیس شد که با نام بورس Bourse شهرت یافت. این نهاد جدید، که بی تردید به تقلید از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهادی که با نام اینتلیجنس سرویس بریتانیا Secret Intelligence Service ( SIS ) شهرت جهانی یافته و بعنوان مادر سازمانهای اطلاعاتی دنیای غرب شناخته میشود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریودیلاپلاتا Rio de la Plata در جنوب امریکای جنوبی است، یعنی منطقه ای که شامل کشورهای آرژانتین، اروگوئه، پاراگوئه و بولیوی امروز است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوسپ ناپیه Osep Napea همان جوزف ناپیر است، اولین سفیر روسیه در انگلستان است که، طبق نظر برخی مورخین، از اسلاف خاندان اسکاتلندی ناپیر است؛ یعنی همان خ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره بیگم دهلوی: تذکرة الخواتین این زن را شاعر معرفی کرده و سر بسته مینویسد اهل شاه جهان آباد هندوستان است و این بیت را ازاو نقل میکند: گر میس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره بیدلی حزین بی بی: تذکرة الخواتین از قول بیدلی حزین بی بی را خواهر عبدالله و جزء زنانی که طبع شعر داشته یاد مینماید و مطلع ذیل از وی است: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : دریافتن , توقیف کردن , بیم داشتن , هراسیدن, قطب نما , پرگار, دریافتن , درک کردن , فهمیدن , فرا گرفتن, حفر , کاوش , حفاری , کنایه , کند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : درک , فهم , بیم , هراس , دستگیری, تشخیص , تمیز , بصیرت , بینایی , دریافت, هوش , فهم , قوه درک , عقل , خرد , سابقه, دلیل , سبب , علت , ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : فراوان , پرپشت , فیض بخش , پربرکت, پر آب , آبدار , شاداب , پرپشت , با شکوه , مست کردن , مشروبخوار , الکلی, وافر , مجلل , انبوه , پربرک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : سخت کردن , تشدید کردن , شدید شدن, نیرومند کردن , قوی کردن , تقویت دادن , تقویت یافتن , تحکیم کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : رسیدن به , نائل شدن به , کشش , حصول , رسایی , برد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : بالا , در حال کار, بالا یی , روببالا , روبترقی , بطرف بالا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : در بالا , بالای , بالای سر , نام برده , بالا تر , برتر , مافوق , واقع دربالا , سابق الذکر , مذکوردرفوق.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : مباهات , بهترین , سربلندی , برتنی , فخر , افاده , غرور , تکبر , سبب مباهات , تفاخر کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : گرانسر , برتن , مغرور , متکبر , مفتخر , سربلند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : سربالا یی , فراز , صعود , ترقی , عروج , فرازروی, بالا رفتن , صعود کردن , ترقی کردن, بهبود امکانات , ترفیع , جاده سربالا , دشوار , مشکل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : سیخک , سیخ , خار , مهمیز , انگیزه , تحریک کردن , آزردن , سک , سک زدن, تحریک , تهییج , انگیزش, مهمیز , سیخ , مهمیز زدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گل آفتاب گردان، گیاه تورنسل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سقزدار، دارای تربانتین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سقزدار، دارای تربانتین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاسه پشت، لاک پشت، هر چیز برجسته بیضی شکل، عرشه منحنی عقب یا جلوکشتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صورت جمع کلمه turf ) ، مرغزار، چمنها.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوهر چاپ مخصوص طراحی و گراور سازی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانه یا گیره ای که دارای زبانه های کوچکتری باشد بطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پله ای درآیند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم ابریشم شرقی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فیل عاج دار، گراز، دارای دندان گراز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم ابریشم شرقی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته علف، دسته مو، دسته انبوه، کلاله.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علف چمن وچراگاه، چمن باتلاقی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم ابریشم شرقی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موئی، پشمالو، پوشیده از کلاله مو یا علف.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که تحت سرپرستی لله و معلم سرخانه باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معلمی، آموزانه، سرپرستی، قیمومت، للگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوم شخص مفرد را در مکالمه بکار بردن، در محاوره ( تو ) استعمال کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دهانه لوله، دهانه دم آهنگری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرند گو، مهمل گو، چرند نویس.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای صدای دنگ دنگ، تودماغی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انواع ثعلب دارای برگ زوجی، لیستر، جریان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد پارچه ) پشم ونخ راه راه، فاستونی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کندن مو، ( طب ) انبرک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کندن مو، ( طب ) انبرک.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورق کاغذ دوازده ورقی، قطع ورقی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ سطر دوازدهم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطع کاغذ یاکتاب ورقی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره زاد، تجسم ثانوی، تولد تازه روحانی یافته.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده از انتهای رشته های طناب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریک وروشن، گرگ ومیش، نیمه روشن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه جناغی، پارچه جناغی بافتن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقابله توام، بررسی توام.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوقلو بدنیا آمده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ریسمان ریسی ) چندلا کننده، چیزی که میپیچد یا دورمیزند، پیچنده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه شناسی ) پیچ امین الدوله معطر آمریکائی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیچ دهنده، چرخاننده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه راه راه مارپیچی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکان ناگهانی، ناگهان کشیدن، جمع شدن، بهم کشیدن، گره زدن، فشردن، پیچاندن، سرکوفت دادن، منقبض شدن، کشش، حرکت یا کشش ناگهانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی : برانگیختن , جرات دادن , تربیت کردن , تشویق ( به عمل بد ) کردن , معاونت کردن ( درجرم ) , تشویق , تقویت , ترغیب ( به کار بد ) , تشویق کر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سدومی، sodomy، لواط کار، سدوم و عموره قوم لوط هستند، در واژه غربی به لواط کار سدومی گفته میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گومورا: همان شهر عموره است، سدوم و عموره قوم لوط هستند که به عذاب الهی نابود شدند.

پیشنهاد
٠

توماس پالئولوگوس، خاندان یونانی پالئولوگوس در سده یازدهم میلادی به اقتدار رسید و از طریق وصلت با خاندان سلطنتی کومننوس و سایر خاندانهای درجه اول بیزا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیبر واژه ترکی - مغولی به معنی سرزمین خفته است. این سرزمین از سده سوم پیش از میلاد مأوای قبایل ترک و مغول بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانات سیبر، سیبر واژه ترکی - مغولی به معنی سرزمین خفته است. این سرزمین از سده سوم پیش از میلاد مأوای قبایل ترک و مغول بود. در دوران چنگیز خان در قلمر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هشترخان، یا حاجی طرخان، یا استراخان، در آغاز دهکده ای بوده در حاشیه ولگای سفلی و در ۱۰۰ کیلومتری دریای خزر که در دوران خانات قبچاق، بدلیل استقر ار در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استراخان، یا هشترخان، یا حاجی طرخان، در آغاز دهکده ای بوده در حاشیه ولگای سفلی و در ۱۰۰ کیلومتری دریای خزر که در دوران خانات قبچاق، بدلیل استقر ار در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر غازان یا قازان، شهری است در حاشیه رود ولگا که در سده سیزدهم میلادی بدست مغولان قزل اردو تأسیس شد. در سال ١٤٤٥ اولومحمد، یکی از خان زادگان طغاتیمو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاجی طرخان، یا هشترخان، یا استراخان، در آغاز دهکده ای بوده در حاشیه ولگای سفلی و در ۱۰۰ کیلومتری دریای خزر که در دوران خانات قبچاق، بدلیل استقر ار در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر قازان یا غازان، شهری است در حاشیه رود ولگا که در سده سیزدهم میلادی بدست مغولان قزل اردو تأسیس شد. در سال ١٤٤٥ اولومحمد، یکی از خان زادگان طغاتیمو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزیره قرم، یا کریمه، شبه جزیره ای است به وسعت ٢٧ هزار کیلومتر مربع در شمال دریای سیاه که امروزه جمعیت آن حدود ٢/٥ میلیون نفر است. این سرزمین طی سده ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توغتمش، تختامیش، Tokhtamysh از احفاد اورده برادر بزرگ باتو، خان سپید اردو ( آق اردو ) و متحد اولیه تیمور گورکانی، امیر ماوراءالنهر، بود. او در اوایل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزیره کریمه، یا قرم، شبه جزیره ای است به وسعت ٢٧ هزار کیلومتر مربع در شمال دریای سیاه که امروزه جمعیت آن حدود ٢/٥ میلیون نفر است. این سرزمین طی سده ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توغتمش، تختامیش، Tokhtamysh از احفاد اورده برادر بزرگ باتو، خان سپید اردو ( آق اردو ) و متحد اولیه تیمور گورکانی، امیر ماوراءالنهر، بود. او در اوایل ...

پیشنهاد
٠

غیاث الدین محمد ازبک ( اوزبیگ ) دوران حکومت او از ١٣١٢ تا ١٣٤١ میلادی اوج اقتدار و شکوفایی خانات قبچاق شمرده میشود، در عین تعصب بر اسلامیت، در قبال پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوزبیگ در ترکی، اوز به معنای ١٠٠ و بیگ رئیس طایفه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

توغتمش، تختامیش، Tokhtamysh از احفاد اورده برادر بزرگ باتو، خان سپید اردو ( آق اردو ) و متحد اولیه تیمور گورکانی، امیر ماوراءالنهر، بود. او در اوایل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : کوشش کردن , قصد کردن , مبادرت کردن به , تقلا کردن , جستجو کردن , کوشش , قصد, کوشش کردن , سعی کردن , کوشیدن , آزمودن , محاکمه کردن , جد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : اوردن , رساندن به , موجب شدن, لبه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : افزودن , اضافه کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : دایره , محیط دایره , محفل , حوزه , قلمرو , دورزدن , مدور ساختن , دور ( چیزی را ) گرفتن , احاطه کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : محیط , محیط دایره , پیرامون.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : محیط , اطراف , احاطه , دور و بر , پرگیر, همسایگی , مجاورت , اهل محل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : گرداگرد , دور , پیرامون , دراطراف , درحوالی , در هر سو , در نزدیکی, گرد ( گعرد ) کردن , کامل کردن , تکمیل کردن , دور زدن , مدور , گردی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : پیچیدن , پوشاندن , درلفاف گذاشتن , فراگرفتن , دورچیزی راگرفتن , احاطه کردن, فرا گرفتن , محاصره کردن , احاطه شدن , احاطه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : گرداگرد , دور , پیرامون , دراطراف , درحوالی , در هر سو , در نزدیکی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : تحقق بخشیدن , پی بردن, دیدن , مشاهده کردن , نگاه کردن , فهمیدن , مقر یا حوزه اسقفی , بنگر, فهمیدن , ملتفت شدن , دریافتن , درک کردن , ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : دریافتنی , قابل درک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی : مهربان , دلجو , خوش برخورد , خوشخو, دوستانه , مساعد , مهربان , موافق , تعاونی, گونه , نوع , قسم , جور , جنس , گروه , دسته , کیفیت , جن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی: همراه همدم , هم نشین , پهلو نشین , معاشرت کردن , همراهی کردن, دوست , رفیق , یار , دوست کردن , یاری نمودن, یار , شریک , همدست , رفیق شدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عصبانی، لرزان، تحریک شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رمز دو از پنج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

انباره دو سطحی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

منطق دوسطحی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاهشگر با دو ورودی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

افزایشگر با دو ورودی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شدید، سخت، نیرومند، دومشتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای دو دست، قوی، محکم، استوار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

با دو نشانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم گذر دو گذری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دو گذری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( ysi ( informal واژه فنلاندی: عدد نه , نه عدد , نه تا , نه نفر , نه چیز , نه تایی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی: کوشش کردن , قصد کردن , مبادرت کردن به , تقلا کردن , جستجو کردن , کوشش , قصد, شرکت, تقلا , تلا ش , کوشش , سعی, عمل تهورامیز , امرخطیر , ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی: زحمتکش , ساعی , کوشا , درس خوان , کتاب خوان , مشتاق , خواهان , پرزحمت , بلیغ , جاهد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فنلاندی: عمل تهورامیز , امرخطیر , اقدام مهم , , سرمایه گذاری , تشکیلا ت اقتصادی , مبادرت بکاری کردن , اقدام کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماشین دو فازه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در مورد برق ) دو فاز، دومرحله ای، دوحالتی، دو وهله ای.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دولا، دولاتاب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دو مقیاسی، دودوئی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستاره ای، سرلشکر، دریا دار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جبر دو حالتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مدار دو حالتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جهش دو حالتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

متغییر دو حالتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیست دو طرفه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدار دو سیمه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتومبیل کرایه مسافری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل شهر، شهری، همشهری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکه دو پنسی، کتاب اول ابتدائی بچه ها.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسبت به دو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبل، جبهه کلیسا، پرده، غشائ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقاره، دهل، کوس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبل زن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استسقائ طبل، نفخ شکم در اثر گاز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبل، جبهه کلیسا، پرده، غشائ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورم، گزافه گوئی، مبالغه، صدای سنگین، طبل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باماشین تحریر نوشتن، نوشتنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه نمونه، نمونه ای، شبیه حروف چاپی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنس یاگونه ( در تقسیم بندی ) ، نوع مشخص.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باماشین تحریر نوشتن، نوشتنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حروفچین.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیفوس، تیفوسی، حصبه ای

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمونه، علامت، شاخصیت، خصوصیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماشین حروف ریزی وحروف چینی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مامور چاپخانه، چاپچی، مطبعه چی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاتل ستمگران، ستمگر کش، ستمگر کشی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوچه، نوآموز، تازه کار، مبتدی، کارآموز. مبتدی، تازه کار، نوچه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنخی، نوبتی، نوبه ای، برجسته، شاخص، معروف.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

tzar تزار، امپراطور روسیه قدیم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ملکه روسیه تزاری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محور وای.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتصال ستاره ای.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوراخ سطر دوازدهم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

طناب ساخته شده از الیاف نرم و سفید مانیل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

صاحب کشتی تفریحی، علاقمند به دریانوردی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

yahveh yahweh یهوه ( نام خدا درمیان قوم اسرائیل ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در چین ) اداره یا مقام رسمی مندرین یا کارمند دارای رتبه، اداره دولتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجناس ذرعی مانند پارچه و غیره. .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود، مهتر گاو، متصدی محوطه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میزان و مقدار چیزی بحسب یارد، مجموعه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رئیس محوطه بارانداز راه آهن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بومادران، بومادران هزار برگ.

پیشنهاد
٠

بانو شاعره ارفع جهان بانی: ادیبی عالمه از خاندان قاجاریه، بانویی خوش ذوق و شاعره بوده: لب برلبم گذار که جان آیدم بلب عمری است برلب آمدن جانم آرزوست ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره آقابیگم: شهرتش آقائی دختر مهتر قرائی خراسانی بوده که پدرش در خدمت محمد خان ترکمان مقام وجاهی داشته. آغا بیگم بطبع خود مغرور بوده و خود را ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره آغا باجی: یکی از همسران فتحعلیشاه قاجار و دختر ابراهیم خان جوانشیر شوشی بوده است و فتحعلیشاه با آنکه از ابتدا باوی روابط زناشوئی نداشته با ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره آغا کوچک: در تذکرة الخواتین این زن را دختر سیف اله میرزا قاجار مینویسد و اضافه میکند که مادرش بنام آغا دختر میرزا عبدالکریم پسر میرزا عبدا ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره آفاق جلایر: تذکره جواهر العجایب تالیف فخری بن امیری هروی او را دختر امیر علی جلایر [۱] و همسر امیر درویشعلی کتابدار [۲] برادر امیر علی شی ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره بزرگی: صاحب تذکره مرآت الخیال که معاصر شاه جهان پادشاه هندوستان بوده مینویسد بزرگی زنی است که اصلش از کشمیر و در زمان جهانگیر پادشاه هند ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گراند اوریان فرانسه Grand Orient de France این سازمان جدید، که در آغاز خود را گراندلژ ملی فرانسه میخواند، کمی بعد به گراند اوریان فرانسه تغییر نام دا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دکتر ژزف گیوتین Joseph Ignace Guillotin از دوستان بنجامین فرانکلین بود. او همان کسی است که دستگاه مخوف گیوتین اعدام زمان انقلاب فرانسه بنام او شهرت ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مردم روس: مردمی که امروزه روس خوانده میشوند، در سده نهم میلادی از آمیزش اسلاوهای شرقی با گروهی از مهاجمین اسکاندیناوی، موسوم به ورنجی ها، پدید آمدند/ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریشه واژه روس Ros , Rus ناشناخته است. کهن ترین اشاره های مکتوب به آن در متون عربی است. این واژه در سده های نهم و دهم میلادی رواج کامل یافت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ورنجیان ( ورنگیان ) Varangians در اصطلاح مسلمانان و مورخان اولیه روس به اقوام شمال یا اسکاندیناویها اطلاق میشده و دریای بالتیک را نیز دریای ورنج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسلاوها East Slav tribes قومی آسیایی بودند که در هزاره های سوم و دوم پیش از میلاد به اروپا مهاجرت کرده و در سده های نخست میلادی به همسایه شرقی قبایل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر نوگرود Novgorod از کهن ترین مراکز استقرار روس هاست. این شهر از سده سیزدهم به یکی از مراکز مهم تجاری اروپای شرقی بدل شد. حاکم نشین نوگرود از سده چ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر کیف Kievan Rus طبق داده های باستان شناسی، شهر کیف فعلی واقع در اوکراین بعنوان یکی از مهمترین مراکز محل سکونت اسلاوهای شرقی در سده ششم یا هفتم میل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

صقالبه ( اسلاوهای شرقی ) صقالبه و روس دو نژاد جداگانه هستند که در مناطق بلغار و روسیه از قدیم میزیسته اند، ابن رسته در حوالی سال ٢٩٠ قمری. ٩٠٢ میلادی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر ولادیمیر Vladimir در سال ١١٠٨ بدست ولادیمیر دوم، حاکم اعظم کیف، تأسیس شد و در سده دوازدهم، با افول شهر کیف، به مقر حاکم نشین روسها بدل گردید. در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

قزل اردو یا خانات قبچاق به بخش غربی امپراتوری مغول اطلاق میشود. در تاریخنگاری جدید اروپا این نام را به اردوی زرین Horde Golden ترجمه کرده اند و از ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قزل اردو یا خانات قبچاق به بخش غربی امپراتوری مغول اطلاق میشود. در تاریخنگاری جدید اروپا این نام را به اردوی زرین Horde Golden ترجمه کرده اند و از ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قزل اردو یا خانات قبچاق به بخش غربی امپراتوری مغول اطلاق میشود. در تاریخنگاری جدید اروپا این نام را به اردوی زرین Horde Golden ترجمه کرده اند و از ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

واژه بایار و بایارین boyar و boyarin روسی از ریشه ترکی بای ( بیگ ) است. این عنوان به متنفذین روس اطلاق میشد. بایارهای روس، مانند بیگ های ترک و مغول، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گراند اوریان فرانسه Grand Orient de France این سازمان جدید، که در آغاز خود را گراندلژ ملی فرانسه میخواند، کمی بعد به گراند اوریان فرانسه تغییر نام دا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دکتر ژزف گیوتین Joseph Ignace Guillotin از دوستان بنجامین فرانکلین بود. او همان کسی است که دستگاه مخوف گیوتین اعدام زمان انقلاب فرانسه بنام او شهرت ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه واژه روس Ros , Rus ناشناخته است. کهن ترین اشاره های مکتوب به آن در متون عربی است. این واژه در سده های نهم و دهم میلادی رواج کامل یافت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ورنجیان ( ورنگیان ) Varangians در اصطلاح مسلمانان و مورخان اولیه روس به اقوام شمال یا اسکاندیناویها اطلاق میشده و دریای بالتیک را نیز دریای ورنج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسلاوها East Slav tribes قومی آسیایی بودند که در هزاره های سوم و دوم پیش از میلاد به اروپا مهاجرت کرده و در سده های نخست میلادی به همسایه شرقی قبایل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوگرود Novgorod از کهن ترین مراکز استقرار روس هاست. این شهر از سده سیزدهم به یکی از مراکز مهم تجاری اروپای شرقی بدل شد. حاکم نشین نوگرود از سده چهارد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیف Kievan Rus طبق داده های باستان شناسی، شهر کیف فعلی واقع در اوکراین بعنوان یکی از مهمترین مراکز محل سکونت اسلاوهای شرقی در سده ششم یا هفتم میلادی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیف Kievan Rus طبق داده های باستان شناسی، شهر کیف فعلی واقع در اوکراین بعنوان یکی از مهمترین مراکز محل سکونت اسلاوهای شرقی در سده ششم یا هفتم میلادی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر ولادیمیر Vladimir در سال ١١٠٨ بدست ولادیمیر دوم، حاکم اعظم کیف، تأسیس شد و در سده دوازدهم، با افول شهر کیف، به مقر حاکم نشین روسها بدل گردید. در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قزل اردو یا خانات قبچاق به بخش غربی امپراتوری مغول اطلاق میشود. در تاریخنگاری جدید اروپا این نام را به اردوی زرین Horde Golden ترجمه کرده اند و از ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه بایار و بایارین boyar و boyarin روسی از ریشه ترکی بای ( بیگ ) است. این عنوان به متنفذین روس اطلاق میشد. بایارهای روس، مانند بیگ های ترک و مغول، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه بایار و بایارین boyar و boyarin روسی از ریشه ترکی بای ( بیگ ) است. این عنوان به متنفذین روس اطلاق میشد. بایارهای روس، مانند بیگ های ترک و مغول، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزاده بره، بزغاله.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گل پنچ هزاری، گل ژاپونی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلبک دارای رنگدانه زرد تا سبز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یلوه بزرگ زرد رنگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توله

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( yeoman ) خرده مالک، کشاورز، مالک جزئی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خدمت صادقانه و از روی وفاداری و صمیمیت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرده مالکین، سواره نظام، سرباز داوطلب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

سیخ زدن، سک زدن، برانگیزاندن، شلاق زدن کوبیدن، قاپیدن وبردن، محکم بستن، فشار دادن، هل دادن، شکاف برداشتن، لگد، مشت، ضربت، حرکت سریع و شدید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیروز عصر، دیشب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیر جیر کردن، زوزه کشیدن، عوعو کردن، واغ واغ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آواز خوان، دلی دلی گو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( yogi ) جوکی، مرتاض هندی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص صید روباه، علامت تعجب در هیجان و خشم و خوشی و وجد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( younker ) نجیب زاده جوان، جوان سلحشور، نوجوان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

خوک سفید از نژاد یورکشایر، ایالت یورکشایر درشمال انگلستان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوان وار، نسبتا جوان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوانتر، بچه تر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( yonker ) نجیب زاده جوان، جوان سلحشور، نوجوان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارادتمند شما. مخففyours truly

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =you have ) شما دارید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه ( yurt )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

تشعشع اشعه مجهول.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محور ایکس.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ سطر یازدهم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اصطلاح طبی ) درمان با اشعه مجهول.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رسام مختصاتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزانتین، ماده رنگی روناس و گل زرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زن سقراط، زن ستیزه جو، زن غوغائی ( xantippe )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخص بور و سفید پوست، شخص مو زرد و سفید پوست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زن سقراط، زن ستیزه جو، زن غوغایی ( xanthippe )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصویر بردار. ( xerographiy ) عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ و غیره.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همزیست با بیگانه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاپگر تصویر بردار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل زیست در محیط های خشک، خشک زی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل زیست در محیط های خشک، خشک زی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترادیسنده، مبدل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خشک و گرم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تخمیری، عفونی، واگیردار، مسری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقویت کننده قدرت آنزیم یا دیاستاز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنزیم سازی، آنزیم ساز، مولد دیاستاز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخمیر سنج، دستگاه اندازه گیری قدرت تخمیر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبحث تخمیر و شناسائی مخمرها، مخمرشناسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیخته، وابسته به لقاح، وابسته به گشنیدگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیختگی جنسی، ترکیب، پیوستگی، لقاح.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استخوان قوس وجنه، استخوان گونه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل ناتال در جنوب آفریقا، ناتالی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چمن خزنده پایای نواحی گرمسیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روش تربیت و رام کردن جانوران، فن اهلی کردن جانوران و حیوانات وحشی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشریح حیوانات، جانور شکافی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به فن تربیت حیوانات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارشناس تربیت حیوانات، ویژه گر اهلی کردن جانوران.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاگ تاژک دار غیر جنسی جلبک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانور گیاه سان، انواع جانوران مهره داری که رشد آنها شبیه گیاه میباشد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگل حیوانی، حیوان انگل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانور خوار، گوشتخوار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنها محصول یک نطفه واحد ( در مقابل Zooid ) ، هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندازه گیری اندامهای جانوران

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باغ وحش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامت تعجب، عجبا، در گویش عامیانه میگیم: زکیسه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زیست شناسی ) جانورسان، شبیه جانوران، شبه جانور، شبه حیوان، زیوه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه زا، بچه گذار، زاینده، زایا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارشناس جغرافیای حیوانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زیست شناسی ) سلول، جنس متحرک ( مخصوصا در مورد جلبک ها ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور با محیط خود بحث میکند، بوم شناسی حیوانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زیست شناسی ) آغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

punch zone سوراخ دسته بندی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

bit zone ذره دسته بندی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای مدار، غشادار، لایه دار، واقع بروی یک خط مانند بعضی از هاگ های چندتائی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zonal zonarys منطقه ای، مداری، ناحیه ای، غشائی، جداری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مارخداگرائی، اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zombi zombie زامبی، مارخدا، خدائی بشکل مار ( در میان سرخ پوستان ) ، روحی که بعقیده سرخ پوستان به بدن مرده حلول کرده و آنرا جان تازه بخشد، انسان زنده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگ معدن، دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیائی و آلومینیومی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

light zodiacal شفق بین الطلوعین، روشنائی صبح کاذب، حمره مغربیه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zodiacal زودیاک، منطقه البروج، دایره البروج

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

code zip کد زیپ، زیپ کد، رمز منطقه پستی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی مربوط به دیرین شناسی، شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان آسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zincoid شبیه فلز روی، روئی، روئین، قطب مثبت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گراور سازی روی فلز روی، قلمزنی روی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشکل روی، دارای ظاهری شبیه فلز روی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

oxid zinc اکسید روی بفرمول ZnO ، اکسید دو زنگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zikyrat ikkuratz igguratz زیگورات درمعماری بابلیهای قدیم، برج بلند وطبقه ای به شکل هرمی شکل پلکان دار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zikkurat ( igguratz ، ikyratz ) ( درمعماری بابلیهای قدیم ) برج بلندوطبقه ای هرمی شکل پلکان دار، زیگورات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمور، خز، خز سیاه، مربوط به سمور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( بدیع ) استعمال صفت یا قید یا فعلی برای دو یا چندکلمه بطوری که شامل همه یا یکی شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

suppression zero موقوف کردن صفرها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

state zero حالت صفر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

address level zero نشانی بلافصل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hour zero هنگام حمله یا حرکت تعیین شده قبلی، لحظه شروع آزمایشات سخت، لحظه بحرانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fill zero پر کردن با صفر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

address zero بدون نشانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zeppelin زپلین، کشتی هوائی آ لمانی، بالون.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دار گونه باد صبا، باد صبا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zeolite زئولیت، هر نوع سیلیکات آبدار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

buddhism zen فلسفه یا مذهب ذن بودائیسم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف Z ، تلفظ آمریکائی حرف Z.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zachariah ( echariahz ) زکریا، یهود در قرن قبل از میلاد

پیشنهاد
٠

سراج الدین علی خان هندی اکبر آبادی شاعر و متخلص به آرزو بوده و در شاعری و نویسندگی شهرتی بسزا داشته و کتب متعددی تالیف کرده و تولدش ۱۱۰۱ و در شهر لکن ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره آرزو در تذکره الخواتین راجع باین زن مینویسد از مخدرات سمرقند و صاحب کلام دلپسند بود این دو مطلع از وی بیادگار نوشته میشود: شدیم خاک رهت ...

پیشنهاد
٠

طغانشاه در سلاجقه دو نفر بوده اند یکی آنکه معاصر حکیم ازرقی بوده که بدست ابراهیم ینال اسیر شده بود و چشم اورا کور کرد و طغرل سلجوقی که دائی طغانشاه ...

پیشنهاد
٠

بانو حاجیه ماه رخسار. این زن که ملقب به فخرالدوله و دختر عباس میرزا نایب السلطنه و خواهر محمد شاه قاجار و همسر محمد حسنخان سردار ایروانی بوده است در ...

پیشنهاد
٠

بانو شاعره مطربه: هنر پیشه بمعنى اخص که امروز بصاحبان فنون ایجاد طرب و نشاط اطلاق میشود در قدیم نیز وجود داشته از آنجمله زنی بنام مطربه که در قرن پنج ...

پیشنهاد
٠

زبیده مشهور به فرشته، متخلص به جهان، دختر فتحعلیشاه قاجار و همسر نصرت الملک قراگزلو همدانی است، وی مرید سر سپرده و پرو پا قرص مرحوم حاج میرزا علینقی ...

پیشنهاد
٠

فاطمه نیشابوری یکی از اولیاء تصوف و عرفان است، این زن در عالم عرفان و تصوف آنچنان مقامی داشته که جامی در نفحات الانس میگوید فاطمه نیشابوری دارای مقام ...

پیشنهاد
٠

آنتونی کورت دوژبلن Antoine Court de Gebelin کشیش و زبانشناس پروتستان فرانسوی، هوادار فعال استقلال آمریکا و دوست نزدیک فرانکلین. معروفترین اثر او تحلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژاک نکر Jacques Necker به یک خانواده پروتستان براندنبورگی ساکن سویس تعلق داشت و از ١٦ سالگی در کار صرافی و بانکداری بود. او در دوران جنگ هفت ساله از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لژ الهه ها نام دیگر لژ نه خواهران Lodge of the Nine Sisters یا Loge des Neuf Soeurs است، از متنفذترین لژهای ماسونی فرانسه پیش از انقلاب است که در آن ...

پیشنهاد
٠

لژ نه خواهران Lodge of the Nine Sisters یا Loge des Neuf Soeurs از متنفذترین لژهای ماسونی فرانسه پیش از انقلاب است که در آن برخی از نامدارترین معاریف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لالاند، Joseph Jerome Lefrancois De Lalande منجم معروف فرانسوی، ۱۷۳۲ تا ۱۸۰۷ و اولین استاد اعظم لژ نه خواهران ماسونی فرانسه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کورت دوژبلن Antoine Court de Gebelin کشیش و زبانشناس پروتستان فرانسوی، هوادار فعال استقلال آمریکا و دوست نزدیک فرانکلین. معروفترین اثر او تحلیلی از ج ...

پیشنهاد
٠

جان پل جونز John Paul Jones عضو لژ ماسونی نه خواهران که به تجارت برده با جزایر هند غربی اشتغال داشت. او در سال ١٧٧٣ فرمانده یک ناوگان تجارت برده بود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنارد فای Bernard Fay مورخ فرانسوی، وی سرشناس ترین مورخی است که درباره پیوند ماسونها با انقلابهای آمریکا و فرانسه به کاوش پرداخت و در این زمینه آثار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لویی آمیابل Louis Amiable نویسنده تاریخ رسمی لژ نه خواهران ۱۸۹۷، وی معتقد است: بی تردید فراماسونری یکی از عوامل دگرگونیهای عظیمی بود که در آمریکای شم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دنیس دیده رو: Denis Diderot اندیشمند و ادیب فرانسوی ۱۷۱۳ تا ۱۷۸۴ و سر ویراستار ( ١٧٧٢ تا ١٧٤٥ ) دائره المعارف که از آثار اصلی عصـر روشنگری به شمار می ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لژ الهه ها: نام دیگر لژ نه خواهران Lodge of the Nine Sisters یا Loge des Neuf Soeurs از متنفذترین لژهای ماسونی فرانسه پیش از انقلاب است که در آن برخی ...

پیشنهاد
١

لالاند، Joseph Jerome Lefrancois De Lalande منجم معروف فرانسوی، ۱۷۳۲ تا ۱۸۰۷ و اولین استاد اعظم لژ نه خواهران ماسونی فرانسه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کورت دوژبلن Antoine Court de Gebelin کشیش و زبانشناس پروتستان فرانسوی، هوادار فعال استقلال آمریکا و دوست نزدیک فرانکلین. معروفترین اثر او تحلیلی از ج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دنیس دیده رو: Denis Diderot اندیشمند و ادیب فرانسوی ۱۷۱۳ تا ۱۷۸۴ و سر ویراستار ( ١٧٧٢ تا ١٧٤٥ ) دائره المعارف که از آثار اصلی عصـر روشنگری به شمار می ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دائرةالمعارف ملخص Encyclop�die نام مجموعه ای است که در سالهای ١٧٥١ تا ١٧٧٢ با عنوان دائرةالمعارف، یا فرهنگ منظم علوم، هنرها و تجارت در ٢٨ جلد منتشر ش ...

پیشنهاد
٠

سلطان الملک الکامل ( ناصرالدین محمد ) در سالهای ٦٣٥ تا ٦١٥ قمری و �١٢٣٨ تا ١٢١٨ میلادی بر مصر سلطنت کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ صلیبی کودکان Children’s Crusade ماجرای مشکوک جنگ صلیبی کودکان که طی آن هزاران کودک فرانسوی و آلمانی، دختر و پسر و عموماً از مردم تهیدست، ظاهراً د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارنست و فالک Ernst und Falk از بهترین آثاری است که تاکنون در توضیح آرمانهای فراماسونری نگاشته شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کادوش Kadosh واژه ماسونی کادوش برگرفته از واژه قدس است. منظور از معبد کادوش، معبد مقدس ( معبد سلیمان ) است. در فراماسونری ایران این واژه به شکل کادوش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یانکی: با وجود پژوهش های بسیار هنوز منشاء واژه Yankee ناشناخته است. احتمالاً از Jan Kees هلندی اخذ شده. این نامی است که انگلیسیها به دزدان دریایی هلن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کریستوفر گست Christopher Gist گست در رأس اولین گروه اکتشافی جای داشته که در پاییز ١٧٥٠ از سوی کمپانی اوهایو جهت تصرف اراضی سرخپوستان ایروکوئی اعزام ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

روفوس پاتنام Rufus Putnam از ماجراجویان شاغل در کمپانی اوهایو بود. او نیز در زمره فرماندهان جنگ استقلال آمریکا جای گرفت و به درجه سرتیپی رسید. پس از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمپانی اوهایو Ohio Company این کمپانی در سال ١٧٤٨ با هدف تصرف اراضی سرخپوستان ایروکوئی در جلگه رودخانه اوهایو تأسیس شد. مالدوین جونز در تاریخ آکسفورد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رابرت دنویدی Robert Dinwiddie در اسکاتلند به دنیا آمد. ابتدا به تجارت اشتغال داشت و در ٣٤ سالگی ( ١٧٢٧ ) بعنوان پیمانکار مالیاتی جزایر برمودا به استخ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرج ماسون George Mason پلانت دار و همسایه خانواده واشنگتن که در زمره زمین خوارانی جای داشت که کمپانی اوهایو را بنیان نهادند و بعدها، وی در زمره رهبرا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ خز Fur War مورخین سلطه سرمایه گذاران و تجار و ماجراجویان بریتانیایی بر تجارت خز کانادا را یکی از دستاوردهای اصلی این جنگ میدانند. این منبع ثروت چ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژاک نکر Jacques Necker به یک خانواده پروتستان براندنبورگی ساکن سویس تعلق داشت و از ١٦ سالگی در کار صرافی و بانکداری بود. او در دوران جنگ هفت ساله از ...

پیشنهاد
١

لژ نه خواهران Lodge of the Nine Sisters یا Loge des Neuf Soeurs از متنفذترین لژهای ماسونی فرانسه پیش از انقلاب است که در آن برخی از نامدارترین معاریف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Lalande منجم معروف فرانسوی، ۱۷۳۲ تا ۱۸۰۷ و اولین استاد اعظم لژ نه خواهران ماسونی فرانسه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جان پل جونز به تجارت برده با جزایر هند غربی اشتغال داشت. او در سـال ١٧٧٣ فرمـانده یـک ناوگان تجارت برده بود و در این سمت به کشتار ملوانان متمرد دست ز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنارد فای Bernard Fay مورخ فرانسوی، وی سرشناس ترین مورخی است که درباره پیوند ماسونها با انقلابهای آمریکا و فرانسه به کاوش پرداخت و در این زمینه آثار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جان پل جونز John Paul Jones عضو لژ ماسونی نه خواهران که به تجارت برده با جزایر هند غربی اشتغال داشت. او در سال ١٧٧٣ فرمانده یک ناوگان تجارت برده بود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لویی آمیابل Louis Amiable نویسنده تاریخ رسمی لژ نه خواهران ۱۸۹۷، وی معتقد است: بی تردید فراماسونری یکی از عوامل دگرگونیهای عظیمی بود که در آمریکای شم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فنلاندی haalea نیم گرم , ولرم , ملول , غیر صمیمی , بی اشتیاق, کمرنگ , رنگ پریده , رنگ رفته , بی نور , رنگ پریده شدن , رنگ رفتن , در میان نرده مح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فرانسوی gagneuse برنده بازی , برنده , فاتح.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه آلمانی geben واگذار کردن , دادن ( به ) , بخشیدن , دهش , دادن , پرداخت کردن , اتفاق افتادن , فدا کردن , اراءه دادن , بمعرض نمایش گذاشتن , رساندن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه سوئدی abortframkallande بچه انداز, سقط جنین کننده, سقط جنینی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ایتالیایی impaginare صفحه گذاری کردن , صفحه بندی کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اسپانیایی abajo درزیر, پایین, مادون, زیر, پایین, در زیر, از زیر, پایین تر از, روی خاک, کوچکتر, پست تر, زیرین, پایینی, پایین تر, تحتانی, تحت نفوذ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه انگلیسی fastigiate نوک دار، راست بالا رونده، بشکل مخروط.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنیس دیده رو: Denis Diderot اندیشمند و ادیب فرانسوی ۱۷۱۳ تا ۱۷۸۴ و سر ویراستار ( ١٧٧٢ تا ١٧٤٥ ) دائره المعارف که از آثار اصلی عصـر روشنگری به شمار می ...

پیشنهاد
٢

سلطان الملک الکامل ( ناصرالدین محمد ) در سالهای ٦٣٥ تا ٦١٥ قمری و �١٢٣٨ تا ١٢١٨ میلادی بر مصر سلطنت کرد.

پیشنهاد
٢

دائرةالمعارف ملخص Encyclop�die نام مجموعه ای است که در سالهای ١٧٥١ تا ١٧٧٢ با عنوان دائرةالمعارف، یا فرهنگ منظم علوم، هنرها و تجارت در ٢٨ جلد منتشر ش ...

پیشنهاد
٣

جنگ صلیبی کودکان Children’s Crusade ماجرای مشکوک جنگ صلیبی کودکان که طی آن هزاران کودک فرانسوی و آلمانی، دختر و پسر و عموماً از مردم تهیدست، ظاهراً د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فسطاط شهر قاهره در مصر. زمانی به نام مصر الفسطاط نیز شناخته میشد، اولین پایتخت مصر تحت حکومت مسلمانان بود و مرکز تاریخی شهر امروزی قاهره بشمار میرفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارنست و فالک Ernst und Falk از بهترین آثاری است که تاکنون در توضیح آرمانهای فراماسونری نگاشته شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کادوش Kadosh واژه ماسونی کادوش برگرفته از واژه قدس است. منظور از معبد کادوش، معبد مقدس ( معبد سلیمان ) است. در فراماسونری ایران این واژه به شکل کادوش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یانکی: با وجود پژوهش های بسیار هنوز منشاء واژه Yankee ناشناخته است. احتمالاً از Jan Kees هلندی اخذ شده. این نامی است که انگلیسیها به دزدان دریایی هلن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کریستوفر گست Christopher Gist گست در رأس اولین گروه اکتشافی جای داشته که در پاییز ١٧٥٠ از سوی کمپانی اوهایو جهت تصرف اراضی سرخپوستان ایروکوئی اعزام ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

روفوس پاتنام Rufus Putnam از ماجراجویان شاغل در کمپانی اوهایو بود. او نیز در زمره فرماندهان جنگ استقلال آمریکا جای گرفت و به درجه سرتیپی رسید. پس از ...

پیشنهاد
١

کمپانی اوهایو Ohio Company این کمپانی در سال ١٧٤٨ با هدف تصرف اراضی سرخپوستان ایروکوئی در جلگه رودخانه اوهایو تأسیس شد. مالدوین جونز در تاریخ آکسفورد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رابرت دنویدی Robert Dinwiddie در اسکاتلند به دنیا آمد. ابتدا به تجارت اشتغال داشت و در ٣٤ سالگی ( ١٧٢٧ ) بعنوان پیمانکار مالیاتی جزایر برمودا به استخ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جرج ماسون George Mason پلانت دار و همسایه خانواده واشنگتن که در زمره زمین خوارانی جای داشت که کمپانی اوهایو را بنیان نهادند و بعدها، وی در زمره رهبرا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ خز Fur War مورخین سلطه سرمایه گذاران و تجار و ماجراجویان بریتانیایی بر تجارت خز کانادا را یکی از دستاوردهای اصلی این جنگ میدانند. این منبع ثروت چ ...

پیشنهاد
٢

بانو شاعره رخشنده اعتصامی ( ۲۵ اسفندِ ۱۲۸۵ تا ۱۵ فروردینِ ۱۳۲۰ ) ، متخلص به پروین اعتصامی، شاعره ایرانی بود که بیشتر بدلیل بکار بردن سبک شعریِ مناظره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شاعره دوران قاجاریه عفت نسابه شیرازی سر خیل بانوان شاعر در آن دوران بوده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

شاعره مهستی معاصر سلاجقه در ردیف شعراء در باری سلطان سنجر سلجوقی بوده. سلطان سنجر سلجوقی ( سلطان سنجر در تاریخ ۴۷۹ هجری متولد و در ۵۵۱ وفات کرد و در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

رابعه بنت کعب قزداری، معاصر سلسله سامانیان و هم زمان قافله سالار شاعران فارسی سرا یعنی شاعری قلمداد میشود که پابه پای رودکی در طریق ادبیات و شعر فارس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو هاشمیه: دختر مرحوم حاج سید محمد علی اصفهانی و خواهر مرحوم حاج امین التجار اصفهانی از زنان دانشمند بافضلی است که در فقه و اصول بدرجه اجتهاد رسیده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عباس مروزی: قصیده سرا در مدح مامون فرزند هارون گفته، اولین شاعر فارسی سرای بعد از اسلام که اثری از او باقی مانده. عوفی در لباب الالباب میگوید عباس مر ...

پیشنهاد
١

محمود وراق هروی: ادیب و شاعر معاصر�طاهریان�و�صفاریان که در سال ۲۲۱ هجری زندگی را بدرود گفت: نگارینا بنقد جانت ندهم گرانی در بها ارزانت ندهم گرفتست ...

پیشنهاد
١

شاعر فیروز مشرقی: ادیب و شاعر معاصر صفاریان متوفی بسال ۲۸۲ هجری: نوحه گر کرد زبان چنک حزین از غم گل موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا گه قنینه بسجود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاراسلسیست Paracelsist پیروان پاراسلسوس، مراجعه کنید به واژه پاراسلسوس.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اراستوس Erastus از شاگردان پاراسلسوس که بعد از دو سال شاگردی، شیادی های استاد خود را فاش کرد، برای آگاهی بیشتر مراجعه کنید به جلد چهارم زر سالاران یه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرونس Provence در جنوب شرقی فرانسه کنونی، در حاشیه دریای مدیترانه، واقع و بنادر مهم آن مارسی و تولون است. استقرار یهودیان در بنادر و شهرهای این سرزمی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

انجمن یسوعی Society of Jesus این فرقه مرموز ساختاری به شدت متمرکز و همراه با پنهان کاری داشت و سازمان کابالایی آن در سده شانزدهم بر تبعیت اکید از ماف ...

پیشنهاد
١

ایگناتیوس لویولائی Ignatius of Loyola بنیانگذار فرقه یسوعی است، مراجعه کنید به واژه فرقه یسوعی.

پیشنهاد
٢

عنوان شهسوار عقاب Knight of the Eagle از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است.

پیشنهاد
١

خاندان براگانزا Bragan�a, Braganza شهری است کوچک در منتهی الیه شمال شرقی پرتغال که امروزه جمعیت آن حدود ده هزار نفر است. شهرت این شهر بخاطر خاندان دو ...

پیشنهاد
١

فرقه روزنکروتس Rosoe Crucis در ترجمه های فارسی بجای روزنکروتس معمولا معادل صلیب گلگون را به کار برده اند. این معادل دقیق نیست زیرا منظور گل سرخ ( رز ...

پیشنهاد
١

جریان روزیکروسیانیسم Rosicrucianism مراجعه کنید به واژه روزنکروتس، روزنکروتس Rosoe Crucis در ترجمه های فارسی بجای روزنکروتس معمولا معادل صلیب گلگون ر ...

پیشنهاد
١

آرکئولوژی Archeology دانش جدید باستانشناسی است که با آنتیک شناسی تفاوت دارد. این دانش شامل آشنایی با زبان و نسخ کهن انگلیسی و یونانی و لاتین و عبری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توماس هرن Thomas Hearne در سالهای ١٦٩٩ تا ١٧١٥ کتابدار کتابخانه بادلین آکسفورد بود. او بدلیل مخالفت با سلطنت هانوور از کار برکنار و تا پایان عمر خانه ...

پیشنهاد
٠

توماس دوکوینزی Thomas De Quincey ادیب و منتقد نامدار انگلیسی، وی کتاب اعترافات یک تریاک خور انگلیسی را نوشت که از شاهکارهای ادبیات انگلیسی است. او در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهسوار عقاب Knight of the Eagle از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لسینگ، Lessing ادیب، و شاعر و متفکر آلمانی، است. پسر یک کشیش پروتستان، در کودکی و نوجوانی با زبانهای عبری، یونانی و لاتین آشنا شد و از ١٧ سالگی در حو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایگناتیوس لویولائی Ignatius of Loyola بنیانگذار فرقه یسوعی است، این فرقه مرموز ساختاری به شدت متمرکز و همراه با پنهان کاری داشت و سازمان کابالایی آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

توماس هرن Thomas Hearne در سالهای ١٦٩٩ تا ١٧١٥ کتابدار کتابخانه بادلین آکسفورد بود. او بدلیل مخالفت با سلطنت هانوور از کار برکنار و تا پایان عمر خانه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

توماس دوکوینزی Thomas De Quincey ادیب و منتقد نامدار انگلیسی، وی کتاب اعترافات یک تریاک خور انگلیسی را نوشت که از شاهکارهای ادبیات انگلیسی است. او در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاراسلسیست Paracelsist پیروان پاراسلسوس، مراجعه کنید به واژه پاراسلسوس.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اراستوس Erastus از شاگردان پاراسلسوس که بعد از دو سال شاگردی، شیادی های استاد خود را فاش کرد، برای آگاهی بیشتر مراجعه کنید به جلد چهارم زر سالاران یه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرونس Provence در جنوب شرقی فرانسه کنونی، در حاشیه دریای مدیترانه، واقع و بنادر مهم آن مارسی و تولون است. استقرار یهودیان در بنادر و شهرهای این سرزمی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لویولائی Ignatius of Loyola بنیانگذار فرقه یسوعی است. انجمن یسوعی Society of Jesus این فرقه مرموز ساختاری به شدت متمرکز و همراه با پنهان کاری داشت و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Bragan�a, شهری است کوچک در منتهی الیه شمال شرقی پرتغال که امروزه جمعیت آن حدود ده هزار نفر است. شهرت این شهر بخاطر خاندان دوکهای براگانزاست که در سال ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهری است کوچک در منتهی الیه شمال شرقی پرتغال که امروزه جمعیت آن حدود ده هزار نفر است. شهرت این شهر بخاطر خاندان دوکهای براگانزاست که در سالهای ١٦٤٠ ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

روزنکروتس Rosoe Crucis در ترجمه های فارسی بجای روزنکروتس معمولا معادل صلیب گلگون را به کار برده اند. این معادل دقیق نیست زیرا منظور گل سرخ ( رز ) است ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هرن Thomas Hearne در سالهای ١٦٩٩ تا ١٧١٥ کتابدار کتابخانه بادلین آکسفورد بود. او بدلیل مخالفت با سلطنت هانوور از کار برکنار و تا پایان عمر خانه نشین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوینزی Thomas De Quincey ادیب و منتقد نامدار انگلیسی، وی کتاب اعترافات یک تریاک خور انگلیسی را نوشت که از شاهکارهای ادبیات انگلیسی است. او در ١٩ سالگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهسوار عقاب Knight of the Eagle از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لسینگ، Lessing ادیب، و شاعر و متفکر آلمانی، است. پسر یک کشیش پروتستان، در کودکی و نوجوانی با زبانهای عبری، یونانی و لاتین آشنا شد و از ١٧ سالگی در حو ...

پیشنهاد
٢

ابوسلک گرگانی: ادیب و شاعر معاصر فیروز مشرقی که بتقریب در اواخر قرن سوم وفات یافته: خون خود را گر بریزی بر زمین به که آب روی ریزی در کنار بت پرستی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محمد بن وصیف: دبیر مخصوص یعقوب لیث که تا سالهای آخر قرن سوم زنده بوده و آثاری از او در تاریخ سیستان مندرج است و این قصیده را راجع شکست عمار در سال ۲۵ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسام کورد: از شاعران ایرانی دوره صفاریان که بسام کورد همان کرد و منسوب بکردستان است/تاریخ سیستان

پیشنهاد
١

شاعر محمد مخلد: از شاعران ایرانی و فاضل و شاعر بوده است معاصر صفاریان/کتاب تاریخ سیستان

پیشنهاد
١

ابو شکور بلخی: ادیب و شاعر آغاز دوران سامانیان بوده که ظاهرا در نیمه اول قرن چهارم وفات یافته، معروف ترین بیت وی: تا بدانجا رسید دانش من که بدانم ه ...

پیشنهاد
١

ابوالحسن شهید بلخی: گذشته از آنکه شاعری توانا بوده از مشاهیر فضلای عصر سامانی است و در فلسفه نیز مهارت داشته و شعر معروفش: دوشم گذر افتاد بویرانه طو ...

پیشنهاد
١

هنری دریانورد در سواحل ساگرش: Sagres در سال ۱۴۱۹ در جنوبی ترین نقطه پرتغال، در سواحل صخره ای ساگرش پایگاهی ساخت و مجموعه ای را گرد خود جمع نمود شامل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جزیره مالت: Malta جزیره ای کوچک در دریای مدیترانه ( جنوب سیسیل ) به مساحت ٢٤٦ کیلومتر مربع.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مالکیت قبرس در سالهای ۵۲۵ تا ٣٣٣ پیش از میلاد در قلمرو دولت ایران بود، سپس به تصر ف اسکندر مقدونی درآمد و در سال ۵۸ پیش از میلاد به امپراتوری روم منض ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ژاک دموله Jacques de Molay در سال ۱۲۶۵ به عضویت فرقه شهسواران معبد درآمد. به جبهه فلسطین اعزام شد و در جنگ به شهرت رسید. با سقوط عکا ( ١٢٩١ ) به همرا ...

پیشنهاد
١

عنوان شاپیتر رزکروا Chapter of Rose Croix نشان خانقاه، از نشان های آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و شوالیه ماسون های درجه ۱۵ تا ۱۸ است. ...

پیشنهاد
١

عنوان شهزاده بااختیار رزکرو شکل دیگر شهسوار رزکروا Knight Rose Croix می باشد.

پیشنهاد
١

عنوان شهزاده رزکروا شکل دیگر شهسوار رزکروا Knight Rose Croix می باشد و طبق اسناد شناخته شده، اولین ایرانی که به شهسوار رزکروا ملقب شد، میرزا یوسف خان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عنوان شهسوار پلیکان Knight of the Pelican از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است.

پیشنهاد
١

عنوان شهسوار پلیکان Knight of the Pelican از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است.

پیشنهاد
١

عنوان شهسوار رزکروا Knight Rose Croix از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است و طبق اسناد شناخته شده، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاپیتر رزکروا Chapter of Rose Croix نشان خانقاه، از نشان های آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و شوالیه ماسون های درجه ۱۵ تا ۱۸ است. محمدع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ژاک دموله Jacques de Molay در سال ۱۲۶۵ به عضویت فرقه شهسواران معبد درآمد. به جبهه فلسطین اعزام شد و در جنگ به شهرت رسید. با سقوط عکا ( ١٢٩١ ) به همرا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جزیره مالت: Malta جزیره ای کوچک در دریای مدیترانه ( جنوب سیسیل ) به مساحت ٢٤٦ کیلومتر مربع.

پیشنهاد
١

فتح غرناطه، ایبری و غارت مسلمانان. پیوند خاندان لاوی با طریقت شهسواران معبد گویای این است که اعضای سازمان شهسواران معبد، شبه جزیره ایبری را مکانی منا ...

پیشنهاد
١

هنری شیر برونسویکی، Henry the Lion of Brunswick دخترزادة لوثر سوم و تنها پسر هنری مغرور، را قدرتمندترین حکمران آلمانی زمان خود، پس از امپراتور، میدان ...

پیشنهاد
١

خاندان آسکانی Ascanian خاندان حکومتگر آلمانی است که اقتدار آنان تا سده بیستم تداوم داشت. نام آنان از قلعه آسکرسلبن Aschersleben اخذ شده. در آغاز کنت ...

پیشنهاد
١

خاندان ویتلزباخ Wittelsbach از خاندانهای حکومتگر آلمانی که نام آنها از قلعه ویتلزباخ در باواریای علیا گرفته شده است. سرآغاز تاریخ خاندان ویتلزباخ به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرقه ابیونی Ebionite از واژه عبری ابیونیم به معنی فقیر، ابیونی ها فرقه ای از یهودیان ناصره و سایر نقاط فلسطین بودند که در سده های دوم تا چهارم میلادی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویتلزباخ Wittelsbach از خاندانهای حکومتگر آلمانی که نام آنها از قلعه ویتلزباخ در باواریای علیا گرفته شده است. سرآغاز تاریخ خاندان ویتلزباخ به نیمه دو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هنری شیر لقب برونسویکی است زیرا وی در کنار شهر کوچک برونسویک قلعه ای استوار برپا کرد و آن را مرکز حکومت خود قرار داد؛ و در برابر این قلعه مجسمه شیری ...

پیشنهاد
١

آلبرت خرس براندنبورگی Albert the Bear of Brandenburg اولین حاکم مرزبان ( مارگریو ) براندنبورگ و از رهبران توسعه طلبی آلمانی سده دوازدهم در شرق اروپا. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسکانی Ascanian خاندان حکومتگر آلمانی است که اقتدار آنان تا سده بیستم تداوم داشت. نام آنان از قلعه آسکرسلبن Aschersleben اخذ شده. در آغاز کنت بودند و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه موناد monad از موناس monas یونانی به معنی واحد اخذ شده. این مفهوم را فیثاغورثیان بکار میبردند بمعنای عدد یک که تمامی اعداد بعدی از آن مشتق شده. ...

پیشنهاد
١

زندگینامه میلتون نام رساله ای نوشته جان تولاند John Toland در سال ( ١٦٩٨ ) است. جان تولاند در یک خانواده انگلیسی مقیم ایرلند به دنیا آمد و تحصیلاتش ر ...

پیشنهاد
١

مسیحیت نه راز Christianity Not Mysterious نام رساله ای نوشته جان تولاند John Toland به سال ١٦٩٦ است، جان تولاند در یک خانواده انگلیسی مقیم ایرلند به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان تولاند John Toland در یک خانواده انگلیسی مقیم ایرلند به دنیا آمد و تحصیلاتش را طی سالهای ١٦٨٧ تا ١٦٩٥ در گلاسگو، ادنبورگ، لیدن ( هلند ) و آکسفورد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابیونی Ebionite از واژه عبری ابیونیم به معنی فقیر، ابیونی ها فرقه ای از یهودیان ناصره و سایر نقاط فلسطین بودند که در سده های دوم تا چهارم میلادی حضور ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوزف ادیسون، Joseph Addison روزنامه نگاری انگلیسی است. وی کار خود را بعنوان مدیحه سرا آغاز کرد؛ در سال ١٦٩٤ منظومه ای در ستایش ویلیام سوم سرود، آن را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارل وارتون، پدر دوک وارتون استاد اعظم گراندلژ انگلستان به سال ( ١٧٢٢ ) ، و او همان کسی است که او را هرزه ترین عضو شورای سلطنتی خوانده اند.

پیشنهاد
١

هنری شیر برونسویکی، Henry the Lion of Brunswick دخترزادة لوثر سوم و تنها پسر هنری مغرور، را قدرتمندترین حکمران آلمانی زمان خود، پس از امپراتور، میدان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاندان ویتلزباخ Wittelsbach از خاندانهای حکومتگر آلمانی که نام آنها از قلعه ویتلزباخ در باواریای علیا گرفته شده است. سرآغاز تاریخ خاندان ویتلزباخ به ...

پیشنهاد
٠

آلبرت خرس براندنبورگی Albert the Bear of Brandenburg اولین حاکم مرزبان ( مارگریو ) براندنبورگ و از رهبران توسعه طلبی آلمانی سده دوازدهم در شرق اروپا. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاندان آسکانی Ascanian خاندان حکومتگر آلمانی است که اقتدار آنان تا سده بیستم تداوم داشت. نام آنان از قلعه آسکرسلبن Aschersleben اخذ شده. در آغاز کنت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جان تولاند John Toland در یک خانواده انگلیسی مقیم ایرلند به دنیا آمد و تحصیلاتش را طی سالهای ١٦٨٧ تا ١٦٩٥ در گلاسگو، ادنبورگ، لیدن ( هلند ) و آکسفورد ...

پیشنهاد
١

مسیحیت نه راز Christianity Not Mysterious رساله ای نوشته جان تولاند John Toland به سال ١٦٩٦ است، جان تولاند در یک خانواده انگلیسی مقیم ایرلند به دنیا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوزف ادیسون، Joseph Addison روزنامه نگاری انگلیسی است. وی کار خود را بعنوان مدیحه سرا آغاز کرد؛ در سال ١٦٩٤ منظومه ای در ستایش ویلیام سوم سرود، آن را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

فرقه ابیونی Ebionite از واژه عبری ابیونیم به معنی فقیر، ابیونی ها فرقه ای از یهودیان ناصره و سایر نقاط فلسطین بودند که در سده های دوم تا چهارم میلادی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اولین استاد اعظم فراماسونری آنتونی سایر Anthony Sayer که بخاطر مخفی کاری در اسناد تاریخی تقریبا هیچ اطلاع مفیدی در منابع از وی در دست نیست جز اینکه ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنتونی سایر: اولین استاد اعظم فراماسونری که بخاطر مخفی کاری در اسناد تاریخی تقریبا هیچ اطلاع مفیدی در منابع از وی در دست نیست جز اینکه بعنوان اولین ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیروز مشرقی: ادیب و شاعر معاصر صفاریان متوفی بسال ۲۸۲ هجری: نوحه گر کرد زبان چنک حزین از غم گل موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا گه قنینه بسجود اوفت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محمد مخلد: از شاعران ایرانی و فاضل و شاعر بوده است معاصر صفاریان/تاریخ سیستان

پیشنهاد
١

ابوالحسن شهید بلخی: گذشته از آنکه شاعری توانا بوده از مشاهیر فضلای عصر سامانی است و در فلسفه نیز مهارت داشته و شعر معروفش: دوشم گذر افتاد بویرانه طو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دانشمند معروف گیوم پستل Guillaume Postel دانشمند سرشناس فرانسوی است و از رهبران کابالیسم مسیحی سده شانزدهم، و از مروجین بزرگ جادوگری است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیوم پستل Guillaume Postel دانشمند سرشناس فرانسوی و از رهبران کابالیسم مسیحی سده شانزدهم، و از مروجین بزرگ جادوگری است.

پیشنهاد
١

شهسوار رزکروا Knight Rose Croix از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است و طبق اسناد شناخته شده، اولین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عنوان شهسوار رزکروا Knight Rose Croix از نشان های شوالیه آئین کمال، آئین اسکاتی، امپراتوران شرق و غرب و ماسون های درجه ۱۸ است و طبق اسناد شناخته شده، ...

پیشنهاد
٢

تبار بوربن ها: بربنها از تبار رابرت دو فرانس، کنت کلرمون، ششمین پسر لویی نهم هستند. پسر کنت کلرمون، بنام لویی، در سال ١٣٢٧ دوک منطقه بوربن فرانسه شد. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قلمرو قبرس در سالهای ۵۲۵ تا ٣٣٣ پیش از میلاد در قلمرو دولت ایران بود، سپس به تصر ف اسکندر مقدونی درآمد و در سال ۵۸ پیش از میلاد به امپراتوری روم منضم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

سواحل ساگرش: Sagres هنری دریانورد در سال ۱۴۱۹ در جنوبی ترین نقطه پرتغال، در سواحل صخره ای ساگرش پایگاهی ساخت و مجموعه ای را گرد خود جمع نمود شامل دزد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سواحل ساگرش: Sagres هنری دریانورد در سال ۱۴۱۹ در جنوبی ترین نقطه پرتغال، در سواحل صخره ای ساگرش پایگاهی ساخت و مجموعه ای را گرد خود جمع نمود شامل دزد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فتح غرناطه، ایبری و غارت مسلمانان. پیوند خاندان لاوی با طریقت شهسواران معبد گویای این است که اعضای سازمان شهسواران معبد، شبه جزیره ایبری را مکانی منا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جزیره رودز: Rhodes جزیره ای در دریای اژه، واقع در جنوب شرقی یونان، در نزدیکی سواحل ترکیه. از سال ١٥٢٢ در قلمرو دولت عثمانی بود و در سال ١٩١٢ به تصرف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جزیره رودز: Rhodes جزیره ای در دریای اژه، واقع در جنوب شرقی یونان، در نزدیکی سواحل ترکیه. از سال ١٥٢٢ در قلمرو دولت عثمانی بود و در سال ١٩١٢ به تصرف ...

پیشنهاد
١

شهسواران توتوتی: Teutonic بزرگترین سازمان مسلح آلمانی در دوران جنگهای صلیبی فرقه شهسواران توتونی زائرسرای مریم مقدس است که بطور خلاصه به شهسواران توت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهسواران توتوتی: Teutonic بزرگترین سازمان مسلح آلمانی در دوران جنگهای صلیبی فرقه شهسواران توتونی زائرسرای مریم مقدس است که بطور خلاصه به شهسواران توت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مازوویا: Mazovia منطقه ای در لهستان که شهر ورشو در آن واقع است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مازوویا: Mazovia منطقه ای در لهستان که شهر ورشو در آن واقع است.

پیشنهاد
١

رودکی سمرقندی ابو عبدالله جعفر بن محمد اشعر و اشهر شعرای دوره سامانیان و قافله سالار دوران رواج شعر و شاعری است و مستغنی از توصیف و تشریح، و شعر معرو ...

پیشنهاد
١

محمد ذهنی افندی نویسنده و مولف کتاب مشاهیر النساء است که به معرفی زنان فرهیخته و شاعر پرداخته و نسخه اصلی این کتاب را بزبان ترکی نوشته و بفارسی ترجمه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیلد: guild اصولا واژه انگلیسی گیلد به معنی پرداخت کردن و اخذ شده؛ و منظور افرادی بوده که ریشه ساکسون گیلدن به طور جمعی مالیات و خراج خود را پرداخت م ...

پیشنهاد
١

آتش سوزی بزرگ لندن از ۲ تا ۵ سپتامبر ۱۶۶۶ در زمان سلطنت چارلز دوم، رخ داد و دو سوم شهر را به خاکستر تبدیل نمود. این مصیبت بارترین و شدیدترین آتش سوزی ...

پیشنهاد
١

کتاب مشاهیر النساء تالیف محمد ذهنی افندی که بزبان ترکی نوشته شده و بفارسی ترجمه وبتذکرة الخواتین موسوم و در سال ۱۳۰۶ هجری قمری با اضافاتی در هندوستان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پاراسلسوس Paracelsus شخصیتی آلمانی با نام اصلی، فیلیپوس فن هوهنهایم، که با نام لاتین پاراسلسوس شهرت دارد و از مروجین بزرگ کابالا و جادوگری در نیمه او ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پاراسلسوس Paracelsus شخصیتی آلمانی با نام اصلی، فیلیپوس فن هوهنهایم، که با نام لاتین پاراسلسوس شهرت دارد و از مروجین بزرگ کابالا و جادوگری در نیمه او ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تایثینگ Tithing جامعه غیراشرافی انگلیس سده ۱۱ به بعد، به گروه های کوچک ده نفره ای تقسیم میشد بنام تایثینگ ( ده تایی ) ؛ و این نظام تمامی مردان را از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فرانک پلج Frankpledge یعنی ضمانت و تضمین در گروه ده تایی. یعنی هر فرد در مقابل ۹ نفر دیگر از اعضا گروه گیلد ضامن و مسئول است و باید جوابگوی اشتباهات ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرانک پلج Frankpledge یعنی ضمانت و تضمین در گروه ده تایی. یعنی هر فرد در مقابل ۹ نفر دیگر از اعضا گروه گیلد ضامن و مسئول است و باید جوابگوی اشتباهات ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرانک پلج Frankpledge یعنی ضمانت و تضمین، هر یک از اعضا اگر خطا کنند ۹ نفر مابقی عضو تایثینگ ضامن هستند و در دادگاه گیلد محاکمه میشوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کتاب سده ها، از میشل نوتردامی که با نام نوستراداموس Nostradamus شناخته میشود، وی به یک خانواده یهودی ساکن پرونس تعلق داشت که در اوج تکاپوی کابالا ظهو ...

پیشنهاد
١

میشل نوتردامی که با نام نوستراداموس Nostradamus شناخته میشود، به یک خانواده یهودی ساکن پرونس تعلق داشت که در اوج تکاپوی کابالا ظهور پیدا کرد و پس از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ سی ساله Thirty Years’ War عنوانی است قراردادی و بسیار گمراه کننده که تنها به یک دوره سی ساله ( ١٦١٨ تا ١٦٤٨ ) از بیش از پنجاه سال ستیز قدرتهای ار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جنگ سی ساله Thirty Years’ War عنوانی است قراردادی و بسیار گمراه کننده که تنها به یک دوره سی ساله ( ١٦١٨ تا ١٦٤٨ ) از بیش از پنجاه سال ستیز قدرتهای ار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Philosopher’s Stone Philosopher Stone سنگ فرزانگان به عربی حجرالفلاسفه، سنگی که گویا میتوانست تمامی فلزات را به طلا و نقره تبدیل کند. این سنگ، که گا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنگ فرزانگان به عربی حجرالفلاسفه Philosopher’s Stone سنگی که گویا میتوانست تمامی فلزات را به طلا و نقره تبدیل کند. این سنگ، که گاه بصورت پودر قرمز رن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویلیام اوترد William Oughtred کشیش و ریاضیدان و مدرس مدرسه کینگ حوزه کمبریج در دوران انقلاب پوریتانی بدلیل هواداری از سلطنت آزار دید. در زمان خود شهر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویلیام اوترد William Oughtred کشیش و ریاضیدان و مدرس مدرسه کینگ حوزه کمبریج در دوران انقلاب پوریتانی بدلیل هواداری از سلطنت آزار دید. در زمان خود شهر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان درایدن John Dryden در ادبیات انگلستان نیمه دوم سده هفدهم تا بدان حد مهم است که گاه از این دوران با نام عصر درایدن یاد میشود. درایدن در سال ١٦٦٨ د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان درایدن John Dryden در ادبیات انگلستان نیمه دوم سده هفدهم تا بدان حد مهم است که گاه از این دوران با نام عصر درایدن یاد میشود. درایدن در سال ١٦٦٨ د ...

پیشنهاد
١

کنستانتینوپول: نام رومی قسطنطنیه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هنرهای سیاه، black arts در زمینه جادوگری و کابالا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هنرهای سیاه، در زمینه جادوگری و کابالا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

صاحبکار lanaioli

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مردم حقیر یا کثافتها، در نظام گیلدی مراجعه کنید به واژه ( نظام گیلدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فربهان و گردن کلفتها، در نظام گیلدی مراجعه کنید به واژه ( نظام گیلدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پنج گیلد کم اهمیت، در نظام گیلدی مراجعه کنید به واژه ( نظام گیلدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هفت گیلد اصلی، در نظام گیلدی مراجعه کنید به واژه ( نظام گیلدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نظام گیلدی: نظام گیلدی در فلورانس از اواخر سده سیزدهم میلادی است و این زمانی است که طبقه ای جدید از نخبگان از درون هفت گیلد اصلی arti maggiori شهر بو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کالجیا collegia نام دیگر گیلدها، از مردم اروپا و روم شرقی بیزانس، بویژه بیزانتیوم، استانبول کنونی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کالجیا collegia نام دیگر گیلدها، از مردم اروپا و روم شرقی بیزانس، بویژه بیزانتیوم، استانبول کنونی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوران تاریکی Dark Ages گاه به حوالی سالهای ۴۷۶ تا ۸۰۰ میلادی اطلاق میشود یعنی دورانی که امپراتوری روم یا روم مقدس در اروپای غربی حضور نداشت. گاه این ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عهد دیوکلتین: Diocletian امپراتور روم در سالهای ۲۸۴ تا ۳۰۵ میلادی که پس از دوران هرج و مرج رومی سده سوم میلادی حکومتی متمرکز، مقتدر، خودکامه و نظامی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عهد دیوکلتین: Diocletian امپراتور روم در سالهای ۲۸۴ تا ۳۰۵ میلادی که پس از دوران هرج و مرج رومی سده سوم میلادی حکومتی متمرکز، مقتدر، خودکامه و نظامی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دکتر جرج اولیور انگلیسی، به تعبیر کویل، او یکی از پرنویس ترین و نامعتبر ترین نویسندگان ماسون است. او مؤلف آثار فراوانی در زمینه فراماسونری است که به ...

پیشنهاد
١

ابوالموید بلخی: از بزرگان شعراء دوره سامانیان است: انگشت را ز خون دل من کند خضاب کفی کز او بلای تن و جان هر کس است عناب سیم اگر نبودمان روا بود ع ...

پیشنهاد
١

ابو حفص سغدی: حکیم، شاعر و نوازنده شهرود، اشعار ابو حفص متخصص نواختن شهرود است که یکی از آلات موسیقی است و در سال ۳۰۰ هجری میزیسته و با توجه باینکه ه ...

پیشنهاد
١

حنظله باد قیسی: ادیب و شاعر معاصر طاهریان که در سال ۲۲۰ هجری در گذشته: مهتری گربکام شیر در است شو خطر کن زکام شیر بجوی یا بزرگی و عزو نعمت و جاه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آمنه بیگم: در قرن یازدهم هجری یعنی پانصد سال پس از فاطمة الفقیهه بر علم حقوق اسلامی تسلط و وقوف داشته و بدین لحاظ تاریخ نامش را ثبت کرده است، وی دختر ...

پیشنهاد
١

فاطمته الفقیهه: نامش بانو رزین دختر دانشمند و فقیه کم نظیر قرن ۶ هجرى علاء الدین محمد بن احمد سمر قندی که اصالت کاشانی داشته، مؤلف کتاب معتبر و مشهور ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

baron Montesquieu بارون منتسکیو: نامدارترین چهره دوران اولیه تاریخ فراماسونری و کسی که در کنار دکتر دزاگولیه، ارل چسترفیلد، دوک ریچموند و دیگران نقش ...

پیشنهاد
١

baron Montesquieu بارون منتسکیو: نامدارترین چهره دوران اولیه تاریخ فراماسونری و کسی که در کنار دکتر دزاگولیه، ارل چسترفیلد، دوک ریچموند و دیگران نقش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Lorraine, Lothringen لورن: منطقه ای است در شمال شرقی فرانسه که از سده شانزدهم بر سر اداره آن میان پادشاهان فرانسه و امپراتوران هابسبورگ اختلاف بود. ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Lorraine, Lothringen لورن: منطقه ای است در شمال شرقی فرانسه که از سده شانزدهم بر سر اداره آن میان پادشاهان فرانسه و امپراتوران هابسبورگ اختلاف بود. ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Lorraine, Lothringen لورن: منطقه ای است در شمال شرقی فرانسه که از سده شانزدهم بر سر اداره آن میان پادشاهان فرانسه و امپراتوران هابسبورگ اختلاف بود. ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مریلین مونرو: Marilyn Monroe مریلین مونرو: نماد سلبریتی سازی غرب، و بازیگر موطلایی هالیوود، با وجود جذابیت های جنسی و ظاهری، هنر چندانی در بازیگری ند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مریلین مونرو: Marilyn Monroe مریلین مونرو: نماد سلبریتی سازی غرب، و بازیگر موطلایی هالیوود، با وجود جذابیت های جنسی و ظاهری، هنر چندانی در بازیگری ند ...

پیشنهاد
٥

میگوئل دو مولینوس بنیانگذار فرقه خموشان: Quietism فرقه ای از کاتولیکهای سده هیجدهم که، مانند برخی فرقه های هندو، خموشی را بهترین راه پیوند با خداوند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

میگوئل دو�مولینوس بنیانگذار فرقه خموشان: Quietism فرقه ای از کاتولیکهای سده هیجدهم که، مانند برخی فرقه های هندو، خموشی را بهترین راه پیوند با خداوند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

فرقه خموشان: Quietism فرقه ای از کاتولیکهای سده هیجدهم که، مانند برخی فرقه های هندو، خموشی را بهترین راه پیوند با خداوند میدانستند و به شکلی افراطی ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بلک الک� ( Black Elk ) یا گوزن سیاه نام طبیب و روحانی معروف سرخپوستان سو است. شوان خود را، در مقام منجی و رئیس برگزیده سرخپوستان از سوی�عالم غیب، با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بلک الک� ( Black Elk ) یا گوزن سیاه نام طبیب و روحانی معروف سرخپوستان سو است. شوان خود را، در مقام منجی و رئیس برگزیده سرخپوستان از سوی�عالم غیب، با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Boston Tea Party محموله چای بوستن: این ماجرا مربوط است به زمانی که انگلیس تعرفه مالیاتی مستعمرات داخلی را وضع نمود که این اقدام طبعاً ضربه سنگینی بر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Dissenters مرتدین ( دیزنترها ) یا "معاندین" ( نانکانفورمیست ها ) فرقه ای از پروتستان ها هستند که با اصول و منش کلیسای انگلستان مخالفند. اعضای این فرق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فیلسوف، مورخ و اقتصاددان اسکاتلندی که شهرت او بیشتر به خاطر عقاید فلسفی اش است. معهذا، تاریخ انگلستان او ( شش جلد، 1754 - 1762 ) ، که در سده نوزدهم ح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مشیرالدوله نیای این خاندان، در نوجوانی به فروش دعا و شاگردی قهوه خانه اشتغال داشت. بعدها در دستگاه میرزاعلی اصغرخان امین السلطان برکشیده شد، به مقام ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Dorset منطقه ای کشاورزی و جنگلی در جنوب غربی انگلیس به مساحت 2654 کیلومتر مربع که امروزه جزء هامپشایر است. جمعیت آن در سال 1991 حدود 645 هزار نفر گزا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عنوان دوک نیوکاسل در سال ۱۶۶۵ به یکی از اعضای خانواده کاوندیش تعلق گرفت. جان هولز ابتدا ارل کلیر لقب داشت و داماد هنری کاوندیش، دوک دوم نیوکاسل، بود. ...

پیشنهاد
١

ساندویچ Sandwich در اصل نام روستایی است در منطقه کنت انگلیس. جمعیت آن امروزه کمتر از ۵ هزار نفر است. شهری در ایالات متحده آمریکا نیز به همین نام خوان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیکت ها در شرق و شمال شرقی اسکاتلند میزیستند و احتمالاً بقایای بومیان اسکاتلند پیش از ورود قبایل سلتی بودند. نام پیکت Pict از واژه لاتین Picti به معن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام فوق نام خاندانی معروف در بریتانیاست که بصورت Campbells of Argyll کمپبل نوشته میشود و کمبل خوانده میشود، این امر در مورد نام لمبتون ( لمتون ) و اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاندان اسکات Anne Scott از متنفذترین خاندانهای اشرافی اسکاتلند است که تبارشان به نیمه دوم سده سیزدهم میرسد. در نیمه دوم سده پانزدهم، در دربار جیمز دو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاندان بروس Bruce از سران قبایل آنگلو - نورمان بودند که در اوایل سده دوازدهم میلادی به اسکاتلند مهاجرت کردند و به مدعی حکومت این سرزمین بدل شدند. رؤس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دانیل دوفوئه Daniel Defoe نویسنده داستان معروف رابینسون کروزوئه ۱۷۱۹ تا ۱۷۲۲ دوفوئه از ۲۳ سالگی به تجارت داخلی و خارجی مشغول بوده و در ۳۲ سالگی ورشکس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

پاملا، Pamela اثر ساموئل ریچاردسون، Samuel Richardson داستان زندگی یک مستخدمه دختر است. پاملا در برابر تمامی سختیها و تلاشهایی که برای فریب دادن و تج ...

پیشنهاد
٤

جیمز ادوارد استوارت تنها پسر جیمز دوم از همسر فرانسوی اش بود که پرنس ولز و ولیعهد بریتانیا شد. پس از خلع جیمز، به همراه پدر در فرانسه در تبعید به سر ...

پیشنهاد
٢

نیوتن جاه طلب: نیوتون را جاه طلب و خودکامه توصیف کرده اند که از جایگاه خود در انجمن سلطنتی برای مقاصد شخصی سود می برد. از جمله، انتشار رساله های فلام ...

پیشنهاد
٢

خاندانهای سلطنتی انگلستان، از سده یازدهم تا سده هیجدهم، بشرح زیر است: خاندان نورماندی. بنیانگذار سلطنت این خاندان ویلیام اول ( ویلیام فاتح ) است و حک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه انگلیسی Lord لرد به معنای خداوند، ارباب و آقا است و در معنای عالیجناب به شخصیتهای روحانی نیز اطلاق میشود مانند: عالیجناب اسقف، برخی مناصب عالی د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکی از چهار ایالت کانادا واقع در حاشیه اقیانوس اطلس Nova Scotia است. مساحت آن ۵۵۴۹۰ کیلومتر مربع است و حدود ۹۰۰ هزار نفر در آن سکونت دارند. در اصل مأ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوک: این واژه duke از dux لاتین به معنای رهبر و رئیس مشتق شده است. عنوان دوک از نظر اهمیت پس از پرنس است. عنوانی است که در امپراتوری روم و بیزانس به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آلبوئین: رئیس قبایل لومبارد، لومباردها ( Lombards ) از قبایل توتونی آلمانی بودند که در آغاز در اسکاندیناوی یا شمال آلمان مأوا داشتند. آنها پس از فروپ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آلبوئین: رئیس قبایل لومبارد، لومباردها ( Lombards ) از قبایل توتونی آلمانی بودند که در آغاز در اسکاندیناوی یا شمال آلمان مأوا داشتند. آنها پس از فروپ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لومباردها ( Lombards ) از قبایل توتونی آلمانی بودند که در آغاز در اسکاندیناوی یا شمال آلمان مأوا داشتند. آنها پس از فروپاشی امپراتوری روم، طی سالهای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لومباردها ( Lombards ) از قبایل توتونی آلمانی بودند که در آغاز در اسکاندیناوی یا شمال آلمان مأوا داشتند. آنها پس از فروپاشی امپراتوری روم، طی سالهای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بورگوندی: ( Burgundy, Bourgogne ) منطقه ای تاریخی در شرق فرانسه که به قبایل بورگوندی منسوب است. بورگوندی ها قبایلی توتونی ( آلمانی ) بودند که نخستین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بورگوندی: ( Burgundy, Bourgogne ) منطقه ای تاریخی در شرق فرانسه که به قبایل بورگوندی منسوب است. بورگوندی ها قبایلی توتونی ( آلمانی ) بودند که نخستین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

والوا: ( Valois ) منطقه ای تاریخی در فرانسه. در سال ۱۲۱۴ فیلیپ دوم، پادشاه فرانسه از خاندان کاپه، حکومت والوا را به خاندان سلطنتی منتقل کرد. پسر فیلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ صد ساله: ( Hundred Years’ War ) اصطلاح جنگ صد ساله در دهه ۱۸۲۰ در فرانسه ساخته شد و در نیمه دوم سده نوزدهم در آثار مورخین فرانسوی و انگلیسی رواج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنت، ارل: عنوان انگلیسی ارل ( earl ) معادل کنت ( count ) اروپایی شناخته میشود و به این دلیل در زبان انگلیسی نیز مؤنث آن کنتس ( countess ) است. منشاء ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ویسکونت: ( viscount ) عنوانی است پایین تر از کنت اروپایی یا ارل انگلیسی. در گذشته به نایب دوک ها یا کنت ها اطلاق میشد و به همین معنا نیز هست: جانشین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بارونت: ( baronet ) پایین ترین عنوان موروثی در بریتانیاست. بارونت رده ای در میان لرد و شهسوار محسوب میشود و به این دلیل دارندگان این عنوان در مجلس لر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بارونت: ( baronet ) پایین ترین عنوان موروثی در بریتانیاست. بارونت رده ای در میان لرد و شهسوار محسوب میشود و به این دلیل دارندگان این عنوان در مجلس لر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فیف fief پایه ی اصلی نظام زمینداری اروپاست که به فئودالیسم شهرت یافته است. در هر فیف بین ۱۵ تا ۳۰ خانوار دهقان غیر آزاد کار میکردند. ارباب فیف به واس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شهسوار ( شوالیه ) ، واژه cniht ساکسون، که به knight انگلیسی بدل شد، در آغاز به معنی جوان و خدمتکار مسلح بود. بعدها، به کسانی اطلاق شد که در رأس گروه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نشان لیاقت: را ادوارد هفتم در سال ۱۹۰۲ پدید ساخت. این عنوان تنها به ۲۴ تن از نویسندگان و دانشمندان و مقامات دولتی و سایر شخصیتهای برجسته بریتانیا اعط ...

پیشنهاد
٢

نشان خدمات امپراتوری: در سال ۱۹۰۲ وضع شد و به غیرنظامیان شاغل در دستگاه دولتی بریتانیا به پاس خدمات طولانی اعطا میشود.

پیشنهاد
١

نشان صلیب نظامی: در سال ۱۹۰۲ وضع شد و به افسران نیروهای مسلح بریتانیا بخاطر شجاعت اعطا میگردد.

پیشنهاد
٢

نشان خدمات برجسته: در سال ۱۸۸۶ وضع شد و نوعی نشان شجاعت است که به افسران نیروهای مسلح بریتانیا اعطا میگردد.

پیشنهاد
٢

نشان همرهان شوکت: تنها در یک رده است و به افراد برجسته تبعه بریتانیا یا کشورهای مشترک المنافع ( کومنولث ) اعطا میگردد. تعداد اعضا به ۶۵ تن محدود است.

پیشنهاد
٢

نشان سن مایکل و سن جرج: در سال ۱۸۱۸ وضع شد و این نیز در سه رتبه اعطا میشود: شهسوار صلیب بزرگ سن مایکل و سن جرج، شهسوار فرمانده سن مایکل و سن جرج، و ش ...

پیشنهاد
٢

نشان ستاره هند: در سال ۱۸۶۱ وضع شد و در سه رتبه اعطا میگردد: شهسوار بزرگ فرمانده ستاره هند، شهسوار فرمانده ستاره هند و شهسوار ستاره هند. نشان امپرات ...

پیشنهاد
٢

شهسوار سن پاتریک: را جرج سوم در سال ۱۷۸۳ پدید آورد. این عنوان تنها به اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا و ۲۲ نفر دیگر اعطا میشود.

پیشنهاد
١

شهسوار شوالیه تیسل، همان نشان شهسوار خار شتر است، و نشانی است که جیمز دوم در سال ۱۶۸۷ پدید آورد. این عنوان به اعضای خاندان سلطنتی و ۱۶ نفر دیگر محدود ...

پیشنهاد
٢

شهسوار خار شتر یا شوالیه تیسل، نشانی است که جیمز دوم در سال ۱۶۸۷ پدید آورد. این عنوان به اعضای خاندان سلطنتی و ۱۶ نفر دیگر محدود است. شهسوار سن پاتر ...

پیشنهاد
٢

شهسوار اصغر حمام: از پایین ترین عناوین قدیمی نشان افتخار و شهسواری حمام انگلستان است که از سال ۱۳۹۹ میلادی پدید شد و بعدها به فراموشی سپرده شد. جرج ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شهسوار حمام: از عناوین قدیمی نشان افتخار و شهسواری انگلستان است که در سال ۱۳۹۹ پدید شد و بعدها به فراموشی سپرده شد. جرج اول هانوور، به توصیه سِر رابر ...

پیشنهاد
٣

واحد پول شیلینگ Shilling واحد پول انگلیس. معمولاً هر ۲۰ شیلینگ برابر با یک پوند بود. در ۱۵ فوریه ۱۹۷۱ واحد پول فوق از نظام پولی بریتانیا حذف و یکصد پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

داگلاس Douglas نام یک خاندان برگرفته از نام زادگاه شان در اسکاتلند است. داگلاس روستایی است کوچک در جنوب غربی لانارک که در اواخر سده نوزدهم جمعیت آن ۱ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ببر بیان را شاهنامه چنین توصیف کرده: یکی جامه دارد ز چرم پلنگ بپوشد بر و اندر آید بجنگ همی نام ببربیان خواندش ز خفتان و جوشن فزون داندش همانند شن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشان هانوور همان نشان گوئلف است، نشان گوئلف از نشانهای بزرگ شهسواری دربار انگلستان است. گوئلف شکل تحریف شده ولف، نام اولیه خاندان هانوور، است. این نش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشان گوئلف: نشان گوئلف هم از نشانهای بزرگ شهسواری دربار انگلستان است. گوئلف شکل تحریف شده ولف، نام اولیه خاندان هانوور، است. این نشان نیز در رده های ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اروپا محوری: گالیله کاشف کرویت زمین تصور میشود، ویلیام هاروی کاشف گردش خون، اسحاق نیوتون کاشف قانون جاذبه و غیره و غیره. . . حال آنکه بسیاری از این ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مارگریو آلمانی و معادل مارکیز هست. مارکیز: واژه مارکیز از مارک یعنی همون علامت، و نشانه گرفته شده که گاهی هم به معنای مرز هم به کار میرود. عنوان فوق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لیدی lady عنوان عامی است که به زنان اشراف انگلستان اطلاق میشود. دختر دوک، مارکیز و ارل و عروس دوک و مارکیز، لیدی خوانده میشوند. به همسر مارکیز، ارل، ...

پیشنهاد
٣

دارندگان نشان بند جوراب در زمره برجسته ترین شخصیت های انگلستان بوده اند. به نوشته ی بریتانیکا، ۳۶ تن از آنان گردن زده شدند و تنها هنری هشتم شش تن از ...

پیشنهاد
٣

The Most Noble Order of Garter در برخی کتب فارسی این عنوان را نشان زانوبند ترجمه کرده اند که صحیح نیست. معادل صحیح آن نشان بند جوراب است. شهسوار بند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

آرتور شاه: از شاهان افسانه ای انگلیس است و از نظر تاریخی وجود واقعی ندارد، یعنی اصلاً چنین شاهی وجود نداشته و در اصل از افسانه های مردم منطقه ولز در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

زرینه کفش: مرکب از زرینه و کفش، یعنی کفش زرین و طلایی. زرینه کفش از عناوین و درجات عالی سپاهیان و نظامیان و درباریان قدیم بوده، نظیر: زرین کلاه و زری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Stephen Langton استفن لنگتن در انگلستان زاده شد و تحصیلاتش را در حوزه علمیه پاریس به پایان برد. از دوران تحصیل دوست نزدیک لوثر سگنی ( پاپ اینوسن سوم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Pope Innocent III ( Lothair of Segni ) اینوسن سوم را مقتدرترین پاپ تاریخ مسیحیت میدانند و مینویسند در دوران او دستگاه پاپ به اوج اعتبار و قدرتش رسید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Richard I ( Lion - Heart, Coeur de Lion ) پادشاه انگلیس ۱۱۸۹ تا ۱۱۹۹ معروف به ریچارد شیردل، از سرداران جنگ صلیبی سوم. صلاح الدین ایوبی او را از فلسط ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لویی نهم، ( Louis IX ) از خاندان کاپه، رهبر هفتمین جنگ صلیبی ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۰ میلادی است و به این دلیل پس از مرگ از سوی کلیسای رم به لویی قدیس یا سن لویی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لویی نهم، ( Louis IX ) از خاندان کاپه، رهبر هفتمین جنگ صلیبی ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۰ میلادی است و به این دلیل پس از مرگ از سوی کلیسای رم به لویی قدیس یا سن لویی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه ( Parlement ) پارلمان، از پارله ( Parler ) به معنای گفتگو، از زبان فرانسه به انگلیسی راه یافته.

پیشنهاد
١

قبایل انگلوساکسون: در قبایل انگلوساکسون، یک شورای مشورتی مرکب از بزرگان و ریش سفیدان وجود داشت که ویتان Witan یا ویتناگموت Witenagemot نامیده میشد. ا ...

پیشنهاد
١

رابرت گراستست: ( Robert Grosseteste ) در سالهای ۱۲۱۵ تا - ۱۲۲۱ رئیس حوزه علمیه آکسفورد بود و از سال ۱۲۵۳ اسقف لینکلن. گراستست به نظارت دین بر دولت با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

منذر تازی: منذر از خاندان نصر بن ربیعه است که آنان را بنی لخم ومناذره نیز خوانده اند. خاندان فوق، که ابن خردادبه ایشان را تازیان شاه نامیده است، حکمر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بوسهل زوزنی: بوسهل زوزنی، از امرای محمود و مسعود غزنوی، دشمن حسنک و عامل اصلی دسیسه و قتل علیه او. بیهقی او را سیاست پیشه ای مکار و فرصت طلب توصیف کر ...

پیشنهاد
١

توتالیتاریانیسم: توتالیتاریانیسم واژه ای کاملاً نو است. در اولین دائره المعارف علوم اجتماعی چاپ سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۵ در ایالات متحده آمریکا مقاله ای ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در انگلستان قدیم، شایر به منطقه ای اطلاق میشد که در رأس آن یک رئیس یا کلانتر قرار داشت. در دوران جدید فعلی، شایر به معنای ایالت یا استان است. مثلا، F ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Fifeshire فایفشایر به معنای ایالت فایف است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Aesir تلفظ درستش آئه سیر: ( Aesir ) شاه - خدایان قبایل اسکاندیناوی در دوران قبل از مسیحیت/ فرهنگ وبستر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Merovingians مروونژی: شاهان، حاکمان یا بهتره بگیم کاهنان قبایل فرانک که بطور سنتی نخستین دودمان پادشاهی فرانسه انگاشته میشوند. متعلق به سالهای ۴۷۶ تا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

legitimacy این واژه لجتمسین در زبان فارسی به مشروعیت ترجمه شده که غلط نیست. این واژه در زبان انگلیسی هم در اصل به همین معنای مشروعیت به کار میرفت و م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Presbyterian و Presbyter واژه پرسبیتر از پرسبیتروس ( presbyteros ) یونانی، به معنی بزرگ، گرفته شده است. در دوران اولیه تاریخ مسیحیت یک مقام روحانی بو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

شاید مفهوم ترین تعریف این باشه که نوستالژی به معنای رویکرد شدید عاطفی به گذشته و آرزوی اعاده آن است، این رویکرد هم یک پدیده روانی فردی است و هم یک پد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

پدران کاپیوشن شاخه کوچکی از فرقه فرانسیسکن است که از حوالی نیمه سده هفدهم بطور عمده به فعالیت های میسیونری اشتغال داشتند. توضیحات ویکی پدیا در این با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

نام آلمانی فرانتس به انگلیسی فرانسیس و به فرانسه فرانسوا خوانده میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

کامورا، مانند�مافیا، هر دو به معنی دارودسته اشرار ( گنگ ) است. در نیمه اول سده نوزدهم واژه های مافیا و کامورا در منابع ایتالیایی دیده نمیشود. برای نخ ...

پیشنهاد
٦

محاسبه تبارشناسی، در روش تبارشناسی معمولا هر چهل سال یک نسل به شمار میرود. شاه عباس اول در سال ١٠٣٨ق /. ١٦٢٩م. درگذشت و تهاجم محمود افغان به ایران و ...

پیشنهاد
٦

روش تبارشناسی، در روش تبارشناسی معمولا هر چهل سال یک نسل به شمار میرود. شاه عباس اول در سال ١٠٣٨ق /. ١٦٢٩م. درگذشت و تهاجم محمود افغان به ایران و سق ...

پیشنهاد
٦

واژه سانسکریت جی Jee , Ji در هند برای ادای احترام اطلاق میشود؛ مشابه آقا در فارسی. اختصاص به پارسیان ندارد. برای نمونه از گاندی با عنوان گاندی جی یاد ...

پیشنهاد
٦

دیوان اشعار بابر در سال ١٩١٠ بوسیله سر دنیسون راس به چاپ رسید. واقعات بابری، یا خاطرات بابر، در اصل به زبان ترکی جغتایی است. پسرش، همایونشاه، شخصاً آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

زامورین، در سده های گذشته پرتغالیها به حاکمان محلی هند که با عنوان سامری نامیده میشدند را زامورین Zamorin میگفتند و در منابع خود اینگونه درج میکردند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

لوانت، از واژه ایتالیایی levante به معنی برخاستن و طلوع گرفته شده و به معنی شرق است یعنی جایی که خورشید طلوع میکند. اصطلاحاً به حوزه فعالیت تجاری ارو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گینه، علاوه بر نام کشور، علاوه بر مخفف آبگینه در ادبیات فارسی، Guinea سکه طلای انگلیس در سال های ١٦٦٣ تا ١٨١٣ برابر با ٢١ شیلینگ است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

پیاستر Piaster واحد پول عثمانی در حوالی سال ۱۶۶۶ میلادی رواج تام داشته که یک پیاستر برابر با یک صدم پوند انگلیس بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گرگ آشتی، یعنی دو نفر به شکل گرگ دوستی دارند، یعنی هم به همدیگه محتاج هستند و در تعامل هستند و هم از همدیگه میترسند و با خوف احتیاط میکند. مثلاً در د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

مَراوِدی سکه دینار طلای سلسله مرابطین مراکش و اندلس، برابر با ١/٣٤ ریال اسپانیای مسیحی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

لیوِر، سکه فرانسه در عهد شارلمانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

مارانو به معنای خوک و انسان حریص است. این واژه رواج کامل دارد و در منابع یهودی نیز، بدون توجه به معنای منفی آن، در مورد خود به کار میبرند و اغلب منظو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

فلورین سکه طلای رایج در اروپا که نام آن از بندر فلورانس گرفته شده، نخستین بار در سال ١٢٥٢ در این بندر ایتالیایی ضرب شد و به علت خلوص طلای آن اعتبار ف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

در افسانه های سده شانزدهم آلمان فردی بنام دکتر فائوست Faust یا فائوستوس، در ازای ثروت و قدرت و عمر طولانی، روح خود را به شیطانی بنام مفیستوفلس Mephis ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

در افسانه های سده شانزدهم آلمان فردی بنام دکتر فائوست Faust یا فائوستوس، در ازای ثروت و قدرت و عمر طولانی، روح خود را به شیطانی بنام مفیستوفلس Mephis ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

زلوتی سکه طلای لهستان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

اروب واحد وزن پرتغال برابر با ٣٢ پاوند انگلیس، زبان شناسان معتقدند این واژه از قرابه گرفته شده.

پیشنهاد
٢١

مترادف�اصطلاح: سَرَم بِره، �قولم نمیرِه ( سرم برود، قولم نمیرود ) در شاهنامه ی فردوسی. رستم در قبال همکاری اولاد در رسیدن به جایگاه دیو سپید در مازن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

غروش: در ادبیات فارسی گاهی بجای خروش بکار رفته، در صدر اسلام، بعنوان واحد پول رایج در سرزمینهای عربی در مباحث دیه دیده میشود، بعنوان واحد مسکوک رایج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

خیلی چاکریم، کلامی که زیاد شنیده ایم، ولی. . . خیلی شاکریم درسته، یعنی ممنونتم، قدر دانت هستم، بخاطر نزدیکی دو حرف ( چ و ش ) در گویش این کلمه تغییر ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

یه جوری حرف زدم طرف رو یه لقمه چپش کردم، لقمه چپ بی معنی هست و چپ و راست ندارد، در اصل لقمه چرب هست. ادبیاتمون و زبان پارسی مون خیلی پربار و غنی هست ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

خواتیم جمع خاتم به معنی پایان و خاتمه است. چون در گذشته انگشتر حکم مهر را داشته و در پایین نامه با انگشتر مهر و امضاء میزدند، به انگشتری که حکم مهر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

شیلتاق و شلتاق احتمالاً ریشه ترکی داره، جفتک پرانی و افسارگسیختگی در حیوانات اهلی را میگویند، وقتی بچه ای لنگ و لگد میزند و شلوغ میکند میگویند شلتاق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

بدخواه و دشمن مخفی، کسی که مخفیانه خصومت خود را اجرا میکند، از قدیم مرسوم بوده موقعی که کسی به کشاورزی قصد خسارت زدن داشت، شبانه آب آبیاری را در تاری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

یعنی تند و سریع و عجولانه کاری را انجام دادن، مثلاً میگویند چاپار چاپار اومد و رفت. . یا چاپار چاپار غذا نخور. در اصطلاح عامیانه معادل هول هولکی هست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ریش گرچه به معنی ( زخم و محاسن ) هست ولی در کلمه همریش ظاهراً نمیتونه هم زخم معنی بشه، گویا مخفف همریشه است، به این معنی که دو نفر باجناق و هم داماد ...

پیشنهاد
٣٠

بنه ‎کوه منطقه نمونه گردشگری بنه کوه در شمال شهر گرمسار واقع شده است. این منطقه به دلیل قرار داشتن بر سر راه باستانی گرمسار ( خوار ) به مازندران، از ...

پیشنهاد
٣٠

معادن نمک گرمسار در منطقه سر دره گرمسار تعدادی راه فرعی در دو طرف جاده وجود دارد که به معادن نمک ختم می شود. در این منطقه ۲۷ معدن نمک وجود دارد که د ...

پیشنهاد
٣٠

خانه تاریخی باقری ها ( موزه اقوام ) ساختمان تاریخی باقری یکی از خانه باغ های قدیمی و به جای مانده از اواخر دوره قاجار است که در دوطبقه ساخته شده اس ...

پیشنهاد
٣٥

شهر گرمسار در منطقه ای واقع شده که در طول تاریخ سرزمین ایران شاهد فراز و نشیب های بسیاری بوده است، در دوران باستان و در کتیبه های آشوری از این محل به ...

پیشنهاد
٣٠

اَرونه که به معنی شتر ماده هستش.

پیشنهاد
٣٠

آرخُلُق نام نوعی قبا که قدیم می پوشیدند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

نام قرچک به صورت اوستایی گِرِذَک و به شکل سنسکریتی گَرتَک به معنی محل شکاف و سوراخ بوده و اشاره به قنات آن دارد، قرچک از نظر جغرافیا در�استان�تهران، ...

پیشنهاد
٢٠

اُغُنی اصطلاحی که بیشتر در گرمسار استفاده میشه به معنی حالت کباب نیم پز که هنوز آبش جمع نشده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ریال واحد پول ایران، سکه نقره اسپانیا و مستعمرات آن در قاره آمریکا بود. این نام در زمان صفویه در ایران رواج یافت و کوچکترین سکه نقره ایران، برابر با ...

پیشنهاد
٢٠

پوزش بانو سادات خاتمی از دست کسی دلخور نشید من اشتباهن دستم خورد روی دیس لایک وجدان درد گرفتم چرا اینجوری شد پوزش🙏 بجاش شما دوتا دیس لایک بزن برام🙏

پیشنهاد
٣٠

اِشلان نوعی مواد شوینده که از گیاهان شور کویری به دست می آید که بیشتر مردم گرمسار این لغت رو بکار میبرند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

اِشلان نوعی مواد شوینده که از گیاهان شور کویری به دست می آید.

پیشنهاد
٣٥

اَلَلگزی یعنی بی حساب و کتاب و سر خودی.

پیشنهاد
٢٥

آلاغوره یعنی انگور نارس. مرحله بین غوره و انگور

پیشنهاد
٤٠

اُخُل لولو . موجودی ترسناک که برای ترساندن بچه ها بیان میشد و در نقاط دیگر لولو خورخوره متداول هست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

ابو عثمان عمرو بن بحر ( ۱۶۰ - ۲۵۵ ق ) مشهور به جاحظ ؛ ادیب معتزلی، آوازه وی بیشتر به دلیل مهارت او در فنون ادبی است؛ او بسیار زشت بوده و داستان معروف ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

superstition این واژه تقریباً معادل خرافه به معنی عقاید بی اساس ، عجیب و توخالی ست. این واژه از نام مردی از قبیله عُذره گرفته شده است. در تاریخ و رو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

این واژه از نام مردی از قبیله عُذره گرفته شده است. در تاریخ و روایات آمده: طایفه ی اجنّه، مردی به نام خرافه را که شخص صالحی بود اسیر کردند. وی، مدتی ...

پیشنهاد
٣٩

آستونک یعنی قصه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

خُمبه: این کلمه شکسته شده ی کلمه خمره هست و نوعی توهین به فرد چاق معادل کلمات خیکی. گامبو. خامبو.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

خامبو به معنی چاق هست معادل گامبو و خیکی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

تَرتِلو tartelo ترتلو به معنی خیس هست زیر بارون ترتلو شده بود اومد نشست رو مبل همه جا رو ترتلو کرد. این واژه در گویش ها خیلی رایج هست. مادرها به بچه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

چُغُلی به معنی فضله پرنده هست به معنی غیبت کردن و گزارش هم هست در کتب لغت: گناه نهفته کسی را به آنکس که جزا تواند داد بقصد ایذاء گفتن در گویش عامیانه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

زازرون تِریا z�zruntery� پرنده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زازرونتِریا z�zruntery� واژه پهلوی به معنی پرنده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

تخرمه درسته که در گویش عامیانه به غلط تخلمه گفته میشه یعنی شل و وارفته

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

کلمه تخرمه در اکثر شهرهای ایران بکار میره به معنی شل و وارفته اگر چه اغلب بصورت غلط تخلمه تلفظ میشه مثلا به آدم دست و پا چلفتی تخرمه گفته میشه . همین ...

پیشنهاد
٥٠

سنگ را بستن و سگ را آزاد گذاشتن. کنایه از وارونه حرف زدن یا کاری کردن و معادل ( شیپور را از سمت گشادش زدن ) سعدی اینگونه گفته سنگ را بسته اند و سگ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

فحش تو پاکتی. اصطلاحی عامیانه و کوچه بازاری به کسی که به ظاهر ستایش میکند ولی قصدش تمسخر و نیش زدن است.

پیشنهاد
٢٥

پیکان ما از ژیانی اگزز نداشت. ضرب المثلی عامیانه معادل ( خر ما از کرگی دم نداشت )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

خبر دروغ، شایعه بی اساس و به دروغ به چیزی شاخ و برگ دادن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

آدم چلاس و شکم دله که به هر خوراکی ناخونک میزند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

کلمه توهین آمیز خطاب به پیر سالخورده. معادل زپرتی و زهوار در رفته.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

چلاس در فرهنگ عامیانه معادل همون ( خاله هوسک و شکم دله ) هست. کسی که از هرچیز خوردنی می خواهد بخورد، که به هر چیز خوردنی ناخنک زند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

در فرهنگ عامیانه معادل کلانتر محله. بزرگ و کلانتر محل یا رئیس لوطیان محلّه که در کارهای عمومی از او نظر خواهند و دستورش را اجرا کنند.

پیشنهاد
٢٠

تن تنانی. حلوای تن تنانی. لن ترانی درسته که به مرور در گویش تغییر کرده. اشاره به چیزی کمیاب که کمتر کسی اونو دیده یا تجربه کرده. حلوای تن تنانی. ت ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

تن تنانی. حلوای تن تنانی. لن ترانی درسته که به مرور در گویش تغییر کرده. اشاره به چیزی کمیاب که کمتر کسی اونو دیده یا تجربه کرده. حلوای تن تنانی. ت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زُپِمان zopem�n قرض، وام، بدهی، دِین

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زَبار zab�r نام کوهی در ری که رودخانه ی درجیک از آن سرچشمه می گیرد و خانه ی پدر زرتشت کنار این رود بوده است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

زایاکیْه z�y�kih استعلام، استفسار، استفتا.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زاز دراییتَن= z�z dr�yitan ژاژ خاییدن، بیهوده گویی کردن، بصورت عامیانه تر یعنی حرف مفت زدن.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

زارِن z�ren برادر وَلگاش شاه ساسانی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

زادیشنیْه z�dishnih التماس، استدعا، استغاثه، دعا، زاری، تضرع.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زاتِنیتار z�tenit�r پدر و مادر، والدین

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

زاتَن z�tan زادن، زاییدن، به دنیا آوردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زاتَک z�tak فرزند، اولاد، بچه، زاده شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

حجی وَ رِحجی. کسانی که فخر به این کند که سلسله اجداد ما همه حاجی بودند و رفتن مکّه را مایه اعتبار و افتخار کنند ولیکن به قدر خر عیسی هم کمال نفسانی و ...

پیشنهاد
٣٠

نجیم و نجیم زاده. به اصطلاحات اصفهانی ها عموم شاهزادگان و نوّابهای صفوی و نادری و شاهرخی و ساداتی که فقط نسب را کمال دانند و به این جهت بر مردم مزیدت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

یلْ کَسَن. سرهنگانِ پیرِ مُنحنی از توپخانه و قورخانه و غیره که از فرط هِرَم [=پیری] قوّه حرکت نداشته باشد لیکن هنوز به شرارتِ باطنی مقطور و منقمر باش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

مویز پی سُک . زن هایی که صاحب قبیله یا عشیره و اقوام زیاد باشد و همه روزه از مال شوهرش آنها را مهمان کند و دایماً در تکلّفاتِ آمد و شد آنها باشد.

پیشنهاد
٢٦

مترسک سرِ خربوزه. فرّاشان و گماشتگان جدیدی که مأمور کارهای بزرگ نمایند و ابداً بصیرت در انجام آن کار نداشته باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

قُوزولی مُزولَی . معادل ریزه میزه. اطفالی که از بی مئوونگی[بی مئونتی] مادرشان کم شیر شوند و به بی شیری و سختی بزرگ شوند و همچنین بعد از رضاع و ایامِ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

جبر تاریخی ( Determinism ) اعتقاد به این که تاریخ به وسیله ی جبر یا شرایطی غیر از انگیزه ها و آزادی های فردی شکل می گیرد، ممکن است سابقه در دیدگاه سن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

زات سْپَرَم z�t sparam نام مَتیانی ( = کتابی ) است با 19000 واژه به زبان پهلوی که آن را زادسپرم، موبد سیرجانی در سده ی نهم ژانگاسی ( = میلادی ) نوش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زاتان z�t�n زاده شدگان

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

هُمرُک از قبیل مشهدی رحیم کَن کَن و هر کس به این نمره درآید و این شکل آدم را درجنمِ طیورش که ببری شکل هما را دارد و در عالم سَبُعی هیئت گرگ دارد. و ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

قوِلدِنگ صاحب هیکل و ریشی که به ناخوشی اُبنه مبتلا باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

آنکه لباس های خوب قیمتی زیاد دارد و می پوشد؛ لیکن از لباس هنر و معرفت و کمالات عاری باشد و در حقیقت آبرو را و شخصیت را فقط به لباس و اسباب های خوب دا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

آنکه پاک نظر نباشد و به خانه بزرگانی که محرم است به هر کس برسد در خفیه بند کند خواه کنارِ بزم یا دالان و مبال باشد خواه دَمِ طویله یا حمّام یا گُلخن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

رژیم کهن ( Ancien regime ) نظام قدیم فرانسه. این اصطلاح برای تشریح اوضاع سیاسی و اجتماعی فرانسه قبل از انقلاب کبیر ( ۱۷۸۹ م. ) یا دوران ابسلوتیسم به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

یر واقعی ( Counter – factual ) فرض کردن امری بر مبنای آن چه در صورت عدم وجود یک علت کلیدی یا شرایط ویژه ممکن است رخ دهد و یا رخ ندهد و یا پی آمد رخدا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ناکرونیسم ( Anachronism ) خارج شدن از ادراک مبتنی بر تاریخ و معیارهای بیگانه با یک دوره یا فرهنگ. بیشتر کاربرد این واژه در مورد عدم رعایت اصل توالی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

ابسلوتیسم ( Absolutism ) در نظر و عمل به معنای رهایی قدرت دولت از هر قید و شرطی است. این اصطلاح به ویژه مربوط به پادشاهان اروپایی از قرن شانزدهم تا ه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

مکتب آنالیز . ( Annales School ) روی کردی است در مطالعات تاریخی، و نام آن ماخوذ است از سالنامه ای با عنوان Annales d'histories economique et sociale. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زابزِبا. z�bzeb� آفتاب، خورشید

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

خحّه قُلوچه زن های خنجرگذارِ بی باک که چند شوهر کرده باشند و شوهرها را عمداً سوزانده باشند و به هوای چند شوهر دیگر هم باشند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

کنایه به کسانی که همّتشان جز به مال اموات خوردن مقصور نیست بوی حلوا اگر از سمت جهنّم شنوند فی المثل تا درک الاسفل از آن شوق روند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

زَئینی گاو zaini g�v نام یکی از نیاکان زهاک ( نادرست: ضحاک )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

zairich نام دیوی از پیروان اهریمن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

شپش لحاف کُهنه کنایه به فرّاشان و عمله حضور و نقاره خانه و صندوق خانه و سایر بیوتات که با تمکّن مالی از کثرت حرص در سن پیری هم در دوندگی است و آسوده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

کمختهیعنی ساله و کنایه به زن های سطبر پوستِ کُلُفت هیکلِ درشت اعضای پیر که مدّعی نزاکت شوند و شوهر نازک پوست طلب اند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

قُدِرمُه . دامادهای کلّه خرِ گُنده هیکلِ قوی بنیه که دچار عروس های کوچکِ ضعیف البنیه شوند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

شاقول یا ریسمان بنایی. metmar مطمر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

فیس و افاده ی ناهنجار و مشمئز کننده.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

قِرغُو یعنی قورتی و غرابهای اهل دهات را می گویند که به بستگی یکی از اهل شهر قباهای سجاف قصب و ملبوس خارج از زی رعیتی بپوشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

دُو دُور فُوطک . اسباب های خوب نفیس فرنگی را عموماً و اسباب های خرّازی و ساعت های کار مکُب را گویند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

ذُقَره کنایه از اشخاصی که کُلجه و خرقه های سنجاب و خز را محض تعلّقْ سال های سال نگه دارد و هرساله دمش را نو کند و محض اظهار اعتبار بپوشد و بطونش هیچ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

بزرگی که ملبوسش در میان عمله و اَکَله اش امتیازی نداشته باشد و این عمل را شکسته نفسی بداند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

بی بندوبار، بی نظم، قذر، لچر، نامرتب، نامنظم، ولنگار، یالانچی

پیشنهاد
١٢

شخصی که خرج کند و زحمت های زیاد کشد برای وصول به کاری و سودش را دیگری ببرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

شُرْبُ الیهود . بزم شرابی که ملّا و مسائل ملّایی در آن باشد و صحبت خلافِ مناسبتِ آن مجلس در آنجا شود و روضه خوان و مدّاح و عزیمه خوان و تعزیه خوان در ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

صاحب منصب ها و صاحب لقب هایی که هنوز دست چپ و راست خود را نمی داند و از عالم خودش بیرون نرفته است مدّعی کارهای بزرگ می شود و آن منصب و لقب را از عظم ...

پیشنهاد
١٠

اصطلاحی قدیمی به پیش خدمت های پیرمرد شکیل که هنوز امید معشوق به خود دارد و به آقایی و به ناز و عاشق کشی های قدیمی سلوک کند و هر که از این نمره باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

تاتوله و تاطوله. شراب و مسکرات را و بُرْش را خصوصاً می گویند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

تاطوله که بصورت تاتوله هم نوشته میشود. شراب و مسکرات را و بُرْش را خصوصاً می گویند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

سخره خواص. هزّال و فحّاش را گویند که به فحش های عِرضی بخواهد مردمان را بخنداند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

تُف دیوار . کسی که به مجالس اعیان و کارگزاران دولت یا ملّت برود و در آنجا یارای ادای مطلب نکند و مسکوت عنه بنشیند و بدون عرض حاجت مراجعت کند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

یکی از آداب احترام به متوفی مخصوصاً به پدر، باز نگاه داشتن یقه تا چهلم او بود که در آن روز چهلم . یکی از بزرگترها یقه را بسته و تکمه می نمود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

همان چشم بندی است. علمی که با آن در تصورات مردم تصرف کنند، یعنی اشیاء و احوالی به نظر آنها رسانند که وجود نداشته باشد و مناظری به تصورشان آورند که خا ...

پیشنهاد
١٥

کنایه از ضرب المثلی است که متهمی را به جرمی نزد حاکم می برند. حاکم حکم می کند یا فلان مقدار پیاز یا فلان تعداد چوب بخورد یا فلان مبلغ پول بپردازد. مت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

زیارتگاهی در شرق کوچه ی گذر لوطی صالح

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

آشفته، درهم و برهم و بی نظم و انظباط. بی قاعده.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

یکی از درجات نظامی که بعداً به گروهبان سه تغییر نام یافت.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

یکی از درجات نظامی که بعداً به گروهبان دو تغییر نام یافت.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

پیاله ای لب کنگره ای کوچک که در آن وسمه را جوشانده، برای سیاهی و قوت به ابرو می گذاشتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

مشتری بد پول بده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

چرمی اعلا از پوست گوسفند که لعاب براق روی آن داده باشند. معمولاً لعاب ورنی را مشکی می دادند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

محلی به ابعاد تقریبی دو متر در دو متر در حمام های عمومی قدیمی جهت زدودن موهای زائد با داروی بهداشتی ( واجبی = نوره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

پارچه ای به طول تقریبی یک متر و عرض هفتاد سانتیمتر که در دو طرف آن نوار دوخته و از آن ها چوب رد می کردند و دو سر آن را با طناب به دیوار یا درخت می بس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

وسیله ای که شیره ی تریاک را روی آن بچسبانند، وسیله ای برای شیره کشی در شیره کش خانه ها

پیشنهاد
١٥

تنبیهاتی که به واسطه گرفتن پول و جریمه و امثال آن انجام شود و از این جهت داغ آن به دل بماند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

عضو پلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

شهربانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شکنجه گر. یکی از عواید دوستاقبانان و نسق چی ها این بود که حق داشتند محکومین را به صورت مورد استفاده قرار دهند. به این جهت آنان را زنجیر کرده، دور کوچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

با هم ندار هستند. دل و جان و مال یکی، یک رنگ بودن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

افسر نگهبان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

ستاره بهرام. مارس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

ستاره ی زهره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

نام دیگر صبحانه برای عوام و ضعفا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

نام دیگر صبحانه برای عوام و ضعفا.

پیشنهاد
١١

در اصل به معنی پیشکشی است که اطرافیان شاه وقتی او شکاری را با تیر می زد، تقدیم می کردند. در معنی متداول امروز آن یعنی گرفتن پاداش یا انعام در ازای ان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

در اصل به معنی پیشکشی است که اطرافیان شاه وقتی او شکاری را با تیر می زد، تقدیم می کردند. در معنی متداول امروز آن یعنی گرفتن پاداش یا انعام در ازای ان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

چوب کلفت تراشیده ی مخروط دسته دار سنگین وزن بصورت گرز که در زورخانه جهت تقویت عضلات سرشانه استفاده می شود.

پیشنهاد
١٠

به میدان سید اسماعیل مراجعه شود. میدانی در جنوب بقعه ی امام زاده سید اسماعیل واقع در غرب خیابان سیروس نرسیده به چهارراه مولوی. در این میدان هرگونه ا ...

پیشنهاد
١٠

میدانی در جنوب بقعه ی امام زاده سید اسماعیل واقع در غرب خیابان سیروس نرسیده به چهارراه مولوی. در این میدان هرگونه امتعه ی نو و کهنه و دزدی خرید و فرو ...

پیشنهاد
١٠

میدان شاهپور ( وحدت اسلامی فعلی ) در ابتدا به دروازه قزوین معروف بوده است. در زمان ناصرالدین شاه با گسترش شهر، دروازه قزوین به میدان قزوین کنونی منتق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

لش یا لاتی که دهانه ی میدان بارفروشی، مانند میدان میوه و تره بار را گرفته، بابت هر بار چیزی از مراجعان می گرفت. همچنین یکه تازی میدان نبرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

میدان اعدام که در اوایل دوره ی قاجار در سبزه میدان واقع شده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

میخ چهار نبش بلند ضخیم حلقه دار که به زمین کوبیده، افسار مرکوب خود را به آن می بستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

روضه ای زنانه که به مناسبت ولادت حضرت زهرا و ائمه انجام می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

روضه ای زنانه که به مناسبت ولادت حضرت زهرا و ائمه انجام می شود.

پیشنهاد
١٠

ردخور پیدا نمی کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چوب سیاه گره دار، مخصوص قلندران به نشانه ناهمواری دنیا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سکه ی طلا مربوط به کشور روسیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

ملنگ یعنی سرخوش، مست. به آدم سر و پا برهنه نیز می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جلوی سر را ملاج میگویند با میم مفتوح.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قلم مانندی که انتهای آن در چوب فرو رفته و دسته چوبی پیدا می کند، برای درست کردن شکاف در چوب استفاده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یکی از درجات نظامی که بعداً به استوار تغییر نام یافت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جمع کردن و سرگرم ساختن مردم را به هر طریق از قصه گویی، مرثیه خوانی، شعبده بازی، نمایش های پهلوانی و امثال آن را معرکه گیری می گفتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ظرف مسی استوانه شکل لب کنگره ای دسته دار که با آن آب به بدن می ریختند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پنبه یا کاغذ سستی در ته سیگار، برای گرفتن جرم توتون که امروزه به آن فیلتر می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ماساژ و مالش عضلات بدن، بخصوص عضلات سرشانه، دست ها و کمر که در حمام ها توسط کیسه کش انجام می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

زنی که کار او آرایش کردن و بزک کردن زنان است. مشاطه به معنی شانه کننده مونث است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به مسافرانی اطلاق می شد که بدون هیچ وسیله ای، تنها با یک لنگ قرمز سفر می کردند. نیازهایشان از سایر مسافران و دیگران تأمین می شد و هنگام خوابیدن لنگ ر ...

پیشنهاد
١٠

اولین بیمارستان دولتی که در عهد احمد شاه قاجار به اسم مریضخانه ی دولتی نامیده شد و بعدها به بیمارستان سینا موسوم گردید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پانزده مثقال زفت، چهار مثقال سقز، نود مثقال روغن زیتون و بیست مثقال موم را با هم می گداختند و با چهل و یک مثقال مردار سنگ سائیده شده مخلوط می کردند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مخلوط سفیداب قلع، گل ارمنی ( glele Armani ) و سفیده ی تخم مرغ که برای معالجه ی سوختگی و آفتابزدگی و زخم آبله استفاده می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

مرکورکورم، جیوه خشک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

مرده گردانی یکی دیگر از راه های گدایی بود که عمدتاً لش ها و گردن کلفت ها انجام می دادند. به این صورت که دو نفر همدست شده، یکی خودش را به حالت مرده بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

مجلس ترحیم، مجلسی که برای یادبود مرده ترتیب بدهند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

لگن مستراح از جنس آهن سیاه با دهانه ی گشاد و انتهای تنگ که در پایین آن دریچه ای قرار گرفته بود که با ریختن فضولات باز و بسته می شد. خاصیت آن این بود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

عضو دارایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

همه چیز را در لقمه فشردن و با میل و ولع تمام، بی اعتنا به همسفره و هم غذا، خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دزد خر، گاو، گوسفند و شتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

علم شعبده که مثلاً از کاغذ بریده، پرنده به پرواز آورند و از مجسمه ی بی جان، جسم جاندار ارائه کنند و غیره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

علمی که از ریاضیات به هم رسد و چون کامل شود بتواند صاحبش را از مال دنیا بی نیاز گرداند، آنچه خواهد بدون زحمت و رنج حاصل شود و هر خواهش که جهت خود و غ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

علم طلسمات و اعداد و حروف که با آن اعمال خارق عادت انجام دهند، مثل رسانیدن دو تن که معاشرت و معاشقت و زناشوئیشان غیرممکن باشد و احضار و طرد و بوجود آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کسی را در معامله وکیل کردن. یعنی از طرف من وکیلی که به خیر من کار کنی و خدا شاهد وکالت تو باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کسی که پیشاپیش جنازه حرکت می کرد، قرآن تلاوت می کرد و متناسب با سن و وضع مرده برخی جملات در خصوص متوفی بیان می نمود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کسی که در مستراح های عمومی برای مردم آفتابه پر می کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کسی که در مستراح های عمومی برای مردم آفتابه پر می کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

یا لولئین، آفتابه ی سفالین. بعدها که آهن ورق و حلبی وارد شد آفتابه های سفالین کنار گذاشته شد. از مس، برنج، نقره و حتی طلا نیز برای متمکنین آفتابه ساخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

لولهنگ، آفتابه ی سفالین بعدها که آهن ورق و حلبی وارد شد آفتابه های سفالین کنار گذاشته شد. از مس، برنج، نقره و حتی طلا نیز برای متمکنین آفتابه ساخته شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کرک گل نی ( kork - e - gol - e - nei )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

میهمانی کسب اجازه ی شاگرد از استاد، به این معنی که شاگرد لیاقت انجام دادن کاری که به او محول شده است را یافته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مواظب و سرپرست اطفال اعیان و رجال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

چراغ نفت سوز از یک تا ده شعله شمع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پاکت یا کیسه یا ظرفی که حدود یازده سیر و سه مثقال یعنی به گرم معادل ( 840 گرم ) محتوی داشته باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

کاغذ سیگار آماده شده که لبه هایش به وسیله ی ماشین چسبیده شده باشد. اگر سیگارت را با دست بپیچند به آن "کاغذ سیگار" می گفتند اما کلمه ی گیلز که در فارس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

کاغذ سیگار آماده شده که لبه هایش به وسیله ی ماشین چسبیده شده باشد. اگر سیگارت را با دست بپیچند به آن "کاغذ سیگار" می گفتند اما کلمه ی گیلز که در فارس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

یکی از گودها یا محله ی های قدیم تهران که ظاهراً خیلی خوشنام هم نبوده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گلریزان جشنی ورزشی بود که هرچند یکبار در زورخانه جهت همراهی از پا افتاده یا حاجتمندی برپا می شد و عوایدش جهت بدهکاری، ورشکستگی، بیماری، خرج عروسی، سر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آتشکار حمام عمومی تون سوز حمام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

خاک کرم رنگی که در رنگ های لعابی دیوار به دلیل هم رنگ بودن با رنگ آجر به کار می امد. ( گل ماشی هم می گویند. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

خاک کرم رنگی که در رنگ های لعابی دیوار به دلیل هم رنگ بودن با رنگ آجر به کار می امد. ( گل ماشین هم می گویند. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نوعی بازی که از میان چند نفر، یک نفر به عنوان گرگ انتخاب می شود و دنبال بقیه می کند. هر کس که گرفتار گردد، گرگ می شود.

پیشنهاد
١٠

بعضی اشتباه معنی کردن و مدعی هستن که از اعجاز مرتضی علی ( علی ع ) می دانستند که گربه اش غیر از گربه های دیگر بوده و از هر طرف می انداختی اش، چهار دست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شستنی که با آبی مختصر یا یک ظرف آب انجام شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اولین هتل آبرومند به سبک اروپایی در ایران با سالنی زیبا که ابتدا جهت رقص و غذاخوری اختصاص یافت و سپس سالن بالماسکه و نمایش شد و چندی نیز صورت سینما ب ...

پیشنهاد
١٠

گذاری منشعب از جنوب چهارسوق بزرگ بازار. از بازارهای بدون سقف قدیمی تهران که قدمت آن به احتمال زیاد به دوره ی آقا محمدخان قاجار می رسد و بانی آن سرما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

گتر با گاف کسره دار. روکشی از جنس ماهوت یا ضخیم تر به رنگ های کرم و قهوه ای به شکل ساقه ی جوراب که روی کفش می بستند و روی کفش را تا سرپنجه می پوشانی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کفش لاستیکی سیاه با آستر ماهوت قرمز که آن را در ابتدا از روسیه می آوردند و در میان زنان پیر و میانه سال زیاد طرفدار پیدا کرده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

گاری جهت حمل مسافر با ظرفیت سه خروار ( 900 کیلوگرم ) بار و 24 مسافر. در این گاری بارها را در کف گاری قرار داده، مسافران روی آن می نشستند و دیگر وسایل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

گاری چهارچرخه ی روپوش دار با دو چرخ کوچکتر در جلو و دو چرخ بزرگتر در عقب که جزء وسایل نقلیه ی سریع السیر به شمار می آمد. همانطور که از اسم آن پیداست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

جفتا جفت، کاملاً کنار هم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

سرخ مایل به سیاه، سرخ سیاهگین یا سیاه سرخگین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کوزه ی آبخوری سفالین که در تهران مرسوم بود که آن را جلوی نسیم قرار می دادند و آب را خنک می نمود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

ظرفی قابلمه مانند از گل ( gel ) پخته که در کف گهواره برای دفع ادرار و مدفوع کودک جاسازی می کردند. به این صورت که طفل را طاقباز و بدون شلوار خوابانیده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کلانتری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دستمبو یا کمبزه میوه ای کوچکتر و سفت تر از خربزه با طعمی میان خیار و خربزه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کمبزه یا دستمبو خربزه نارس نیست. خودش یه میوه هست کوچکتر از طالبی و سبز رنگ. میوه ای خیلی کوچکتر و سفت تر از خربزه با طعمی میان خیار و خربزه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

ظرفی مانند دیگچه با لبه ای صاف و دو دسته در دو طرف و دری جذم و جفت و دسته دار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

با کاف مضموم به معنی سرفه کردن. با کاف مفتوح به معنی پشیمان شدن، تحت تأثیر تبلیغ مخالف کسی قرار گرفتن، پس آوردن. دبه کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

به معنی کلوخ اندازان. خوش گذرانی، تلافی محرومیت از عیش و سرور را با افراط در آن ها درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

خوش گذرانی، تلافی محرومیت از عیش و سرور را با افراط در آن ها درآوردن. کلاغ اندازان هم گفته میشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

با ت فتحه دار. کلاه نمدی تخم مرغی شکل که آن را با سوزن زنی به دوازده یا چهارده ترک تقسیم کرده و در هر قسمت اسامی ائمه و اشعار و ابیاتی در مدح علی ( ...

پیشنهاد
١٤

کلاه پاپاخی هم گفته می شود. کلاهی از پوست گوسفند باپشم های بلند که پشم هایش تا روی چشم آمده و قیافه را مهیب می نمود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کلاه پاخ پاخی هم گفته می شود. کلاهی از پوست گوسفند باپشم های بلند که پشم هایش تا روی چشم آمده و قیافه را مهیب می نمود.

پیشنهاد
١٥

حرف، حرف می آورد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

فردی که بر روی کفن آیات قرآن می نوشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دزدی که اسکناس درشت را برای خرد کردن به کسی عرضه نموده، پس از گرفتن اظهار انصراف می کند و در دادن و گرفتن پول خود، مقداری از آن را می رباید ( کف می ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

دو صندوق بدون در رو پوشیده که بر دو طرف قاطر یا شتر بسته می شد و در هر صندوق یک نفر قرار می گرفت. این وسیله برای حمل مسافر خصوصاً بانوان و اطفال استف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پرچمی پاچین مانند که بر چوبی کشیده شده، بر سرش قبه ای از برنج یا نقره یا چیزی شبیه پنجه نصب می کردند. چوبی که بر سرش پنجه یا گوی نصب کرده و آن را با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گیاهی با برگ های باریک و معطر با گل های کوچک ارغوانی که برای خوشبو ساختن ماست و دوغ و رفع رطوبت آن به کار می رود. عطر کاکوتی نزدیک به آویشن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کاغذی مخصوص سیگار پیچی از جنس مخصوص مانند پوست آهو که حتی در هزاران بار باز کردن و لول کردن عیب نمی کرد و سال ها مورد استفاده قرار می گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

نوعی بازی که کودکان انجام می دادند به این صورت که با چوب کلفت و کوتاهی به طول هفتاد تا هشتاد سانتی متر به نام دولک به چوب کوتاهی به طول تقریبی پانزده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

یکی از محلات قدیمی تهران، در امتداد بازار مسگرها. در این محل خانه ی معروفی قرار دارد که به احتمال زیاد متعلق به خاله ی ناصرالدین شاه بوده است.

پیشنهاد
٩

یکی از محله ی های قدیمی تهران که اکنون در بازار قرار دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

گوژپشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

اسلحه سازی دولتی، مهمات سازی قشون. محل آن غرب خیابان باب همایون تا شرق خیابان خیام بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مکان ماه در برج عقرب. طبق قاعدهی نجوم، هر دو روز و چند ساعت ماه در یکی از بروج دوازده گانه منزل می کند که یکی از آن منازل عقرب یعنی برج عقرب می باشد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خمپاره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سوار کردن کودک بر روی شانه به صورتی که یک پایش از جلو و پای دیگرش از پشت حامل آویزان باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

رشوه، باج سبیل

پیشنهاد
١٥

یکی از وسایل سحر و جادو، برای زنانی که آبستن نمی شدند یا فاصله ی زیاد میان آبستنی آنها می افتاد استفاده می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دیگی مسی با لبه ی کوتاه و دهان گشاد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

سربازانی که به تقلید از نظامیان روس لباس می پوشیدند و به سبک روسی تعلیمات نظامی دیده بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

قدک پارچه ی دست باف از جنس پنبه که همانند متقال بود با بافتی ریزتر و رنگ آبی تیره که به کار قبا و لباس مردان می آمد. ضمنا یکی از اصطلاحات کفاشان قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

قدح یا ظرف بزرگ که بعضی تا پنجاه لیتر گنجایش داشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

وزن کردن به وسیله ی قپان. نوعی شکنجه هم محسوب می شده که محکوم را به وسیله ی آن از سقف آویزان می کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

بلندی جلوی زین اسب است. به آن قبه و کوهه هم میگویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

جسم کوچک و محدب به شکل نیم کره یا دکمه که به جایی چسبیده باشد. بیشتر منظور درجات بالای نظامی است. همچنین. گنبد و قربوس زین اسب هم معنی میده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اقل منقل تلفظ درستش قبل منقل هست. متاسفانه اغلب غلط تلفظ میکنند. قبل با قاف و با . ضمه دار. بمعنی وسایل منقل. ظرفی از چرم مانند کیسه برای اسباب چا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

قبل با قاف و با . ضمه دار. بمعنی وسایل منقل. ظرفی از چرم مانند کیسه برای اسباب چای و دود و دم، امثال قلیان و وافور. در گویش عامیانه بجای خرت و پرت ...

پیشنهاد
١٠

نوعی بازی که در آن چشم یک نفر را می بندند و یکی یا هر چند نفر دیگر که داخل بازی باشند در گوشه و کنار، قایم می شوند و آنگاه چشم وی را باز کرده و او با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نوعی بازی که در آن چشم یک نفر را می بندند و یکی یا هر چند نفر دیگر که داخل بازی باشند در گوشه و کنار، قایم می شوند و آنگاه چشم وی را باز کرده و او با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قایم باشک. نوعی بازی که در آن چشم یک نفر را می بندند و یکی یا هر چند نفر دیگر که داخل بازی باشند در گوشه و کنار، قایم می شوند و آنگاه چشم وی را باز ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

قاضی یا روحانی قشون و لشکر

پیشنهاد
١٠

هماوردی، سنگ واکندن، کلنجار رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

قاز واحد پول به ارزش یک هشتادم قران، یک چهارم شاهی و هر شاهی معادل یک بیستم ریال بود. صد من یک قاز یعنی کم ارزش. همینطور اصطلاح چندرقاز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

قاز واحد پول قدیم ما بوده. چهار قاز معادل یک شاهی است. واحد پول به ارزش یک هشتادم قران، یک چهارم شاهی و هر شاهی معادل یک بیستم ریال بود. اصطلاح چن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نوعی تخته بند. کلمه ای ترکی به معنی وسیله ای چوبی که دست ها و سر را با آن می بستند و سپس فرد را شلاق می زدند، شکنجه می کردند یا سر می بریدند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تقلب کردن در فروش متاع، جا زن کردن و داخل زدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لنگ دار حمام عمومی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فندق را روی شعله ی چراغ روغنی سوزانده، برای سیاه کردن ابرو به کار می بردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پارچه ی انگلیسی کت و شلواری پشمی به رنگ سیاه که معمولاً از آن کت تکی می دوختند و با شلوار سفید می پوشیدند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اصطلاحی بود که به جوانان از فرنگ برگشته یا وطنی که صورت فرنگی مآبی به خود می گرفتند اطلاق می شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

رگ زن و دلاک حمام در گذشته.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کمربند پهن سوراخ دار چرمین یا برزنتی که خشاب های فشنگ در آن جا می گیرد و آن را به کمر بسته، سرنیزه و وسایلی از این قبیل را از قلاب های آن می آویزند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کمربند پهن سوراخ دار چرمین یا برزنتی که خشاب های فشنگ در آن جا می گیرد و آن را به کمر بسته، سرنیزه و وسایلی از این قبیل را از قلاب های آن می آویزند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فانوسی که حباب آن از پارچه ی موم آلود ساخته می شد بنام فانوس شمعی و و قتی بر زمین می نهادند بر روی هم چین می خورد و شمع آن ظاهر می شد. هر اعیان و ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

فانوسی که حباب آن از پارچه ی موم آلود ساخته می شد و و قتی بر زمین می نهادند بر روی هم چین می خورد و شمع آن ظاهر می شد. هر اعیان و اربابی، نوکری به نا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

دو تا سه متر اطراف گنبد که با طاق کوتاه تری ساخته می شد را غلام گردش می گفتند. استفاده از این لفظ خصوصاً در زورخانه ها مرسوم بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

گداهایی که با غش کردن پول می گرفتند. به این صورت که نزدیک جوی آب و لجنی خود را لرزانده و در آن می انداختند و مردم گرد آمده، بیرونشان می کشیدند و غیه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

شیشه ی شکم دار و گردن دار که دهانه ی آن کنگره مانند بوده و ته آن از داخل محدب می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

پودر و سائیده ی برگی که رنگ سیاه از آن به دست می آمد و برای رنگ کردن موی سر به کار می رفت. به آن "رنگ" هم می گفتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

نام محله ای در تهران قدیم واقع در شرق خیابان ناصریه ( ناصرخسرو ) منتهی به خیابان سیروس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لفظ ترکی به معنی دختر عمه ( عم قضی هم نوشته می شود که غلط است. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

همان علیشاه عوض است در گویش عامیانه. یکی از دهات شهریار، واقع در جنوب غربی تهران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کلمه ای که تازه واردان به افراد داخل حمام می گفتند. همچنین تعارفی بود که افراد داخل سربینه به کسانی که از گرمخانه بیرون می آمدند می کردند. همچنین بخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گوی فولادی مذهب ( mozahab ) به اندازه هندوانه بزرگ که بالای آن پنجه ی کامل شبیه دست آدمی یا یک تیغه مانند تیغه ی علامت نصب کرده، با طاقشال و پارچه ها ...

پیشنهاد
٥

یکی از وسایل سحر و جادو، که به کار عاشقان دل سوخته و دلدادگان پرتمنا می آمد

پیشنهاد
١٠

طلسمی دو رو که بر یک روی آن تصویر یک مرد و بر روی دیگر آن تصویر یک زن حک شده بود و بر روی صفحه ای از پولاد قرار داشت. این طلسم برای رفع بلا، دفع جن و ...

پیشنهاد
١٠

طلسمی از جنس برنج که حروف و کلماتی غیرخوانا و همچنین تصویر زن و مردی به چسبیده بر روی آن حک شده بود، برای طلسم کردن مرد به عشق یک زن مورد استفاده قرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شعبه ای از عدلیه ( دادگستری ) شبیه اتاق اصناف یا شوراهای حل اختلاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مهمانی، مجلس جشن و سرور، ضیافتی که برای اسم گذاردن یا کسب اجازه ی کار ترتیب داده شده باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

محله در ضلع جنوب غربی میدان قزوین که در ابتدای قرن ساخته شد و فواحش تهران، که در محلات مختلف مستقر بودند را اجباراً به این محله منتقل کردند. بسیاری ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جعبه ای که در داخلش نواری عکس دار از برابر نور چراغ می گذشت و بچه ها از پشت ذره بین های درشت جلوی آن به تماشا می نشستند و شهرفرنگی برایشان تعریف می ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

صابون پز، شمع ریز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شکر قرمز، شکر مازندرانی. چیزی دانه مانند و به هم چسبیده به رنگ زرد تیره، دارای خاصیت دارویی و طعم نامطبوع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

فردی که کفش کهنه های بی مصرف را خریده، قطعات آن ها را از هم جدا کرده، زیره و رویه و داخل و آستری را برای مصارف مختلف می فروختند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جارو و جمع آوری سردستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

محکم کاری، اتمام حجت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

لیلاج یا قمار راه بیندازی که از قماربازها ده درصد پول می گرفتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سکه ی نقره به ارزش سه شاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

لقبی که بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه، درباریان و برخی از مردم بر او نهادند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بسته های زرورق پیچیده به اندازه ی بسته های چای به اسم شانسی اقبالی، نوعی جیب بری که از میان بسته ها، یکی که برای خودشان نشان شده بود، چیزی قیمتی مانن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یک ور شدن، طرفی سبک و طرفی سنگین تر گردیدن

پیشنهاد
١٠

شالی از پشم و ابریشم، ظریف و زیبا، در رنگ های نارنجی و آلبالویی و آبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سیاه کردن کسی و حقه بازی، کلاه سازی، چشم بندی، حیله گری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بدبختی و خوار و منفور و مطرود بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نقالی بخشی از داستان رستم و سهراب در قهوه خانه که اوج داستان های نقالی محسوب می شد و در آن شب ها قهوه خانه بسیار شلوغ می شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

کلمه ی توهین است به معنی کولی خودفروش و قحبه های ارزان قیمت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

باطل شدن، از میان رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

برو برگرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

ظرف گلدان مانند از جنس برنج با دری شبیه به دهانه ی قیف که داخل آن خاکستر می ریختند. وسیله ای که افراد مسن و بیماران در آن خلط و آب دهان می انداختند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

سین مضموم و لام مشدد. چهار میخ، میخ آویز.

پیشنهاد
٥

بی آبرو کردن، ارزش آدمی را به اندازه ی یک پشیز ناچیز رسانیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

پر حرفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عزیز بودن به نزد شوهر و داشتن همخوابگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بیلچه مانندی توگود و دسته دار برای برداشتن اجناس و امتعه ی بقالی و عطاری مثل جبوبات، آرد، شکر، بلغور، فلفل و زردچوبه وغیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اتاقک یا آلاچیق یا چیزی شبیه آن که سردستی ساخته شده، حافظ سرما، گرما یا آفتاب باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لباسی بلند به شکل لباده بود با این تفاوت که در جلو تکمه نداشت و به طور آزاد به تن می ایستاد و البسه ی زیر آن نمایان می گردید. سرداری چند چین درشت یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سرجوخه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نام محله ای قدیمی در تهران که در تقاطع خیابان بوذرجمهری ( پانزده خرداد ) و سیروس ( مصطفی خمینی ) واقع شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

محلی که سخنور به سخنوری پردازد. جای دم زدن، گفتار، دمیدن، سخن گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کامل، تمام عیار، همه چیز تمام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نوعی از مشاعره. جلساتی متشکل از جمعی شعرشناس که دو مبارز سخنور، یعنی شعردان و حافظ شعر آن را اداره کرده و دیگران را سرگرم می کردند. این جلسات عمدتاً ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خط کش خیاطی از جنس تخته ی نازک و بلند که با آن اندازه گرفته، میزان برش پارچه را حساب می کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

در گذشته از آنجا که مردم ( خصوصاً عوام ) با ساعت و تقویم بیگانه بودند، اتفاقات بزرگ از قبیل آمدن سیل، زلزله، وبا، به حکومت رسیدن سلطان و غیره ملاکی ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چیزی شیروانی مانند یا پوششی از پارچه یا چادر که جهت آفتاب گیر بر سردر دکان ها نصب می کنند. طاقی که در معابر و بین کوچه ها می سازند تا پوششی برای آفتا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

محل نگهداری زنبورک ها که در تهران قدیم به گود زنبورک خانه یا چال زنبورک خانه معروف بود. این محل در شمال خیابان مولوی و نزدیک سر قبر آقا واقع شده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

روغن عقرب. عقرب را زنده در قوطی یا شیشه ی روغن کنجد یا روغن کرچک می انداختند و در شیشه را محکم می کردند تا عقرب در آن خفه شود. این روغن برای معالجه ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فصد و خون از رگ گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

رشته به رشته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مکان حیاط مانند با حوض آب و جایگاه های طشت مانند از ساروج جهت رختشویی بانوان که آبشان در چاه فرو می ریخت و به خارج شهر منتقل می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دهاتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شمردن با کلمات بر مبنای حروف ابجد که برای میزان مقاومت پهلوان در زورخانه استفاده می شد و عدد کامل آن 117 بود که از نام الله، محمد، علی و 114 سوره ی ق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کفشی مانند گیوه یا دمپایی از چرم که پشت و پاشنه داشته باشد بدون بند و سگک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دبیت در اصل دویت هست با دال مفتوح. پارچه ای نخی ریزبافت آهار خورده ی براق محصول کشور روسیه که عوام به آن دبیت می گفتند. و از آن جهت شلوار و پیراهن سی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

با دال مفتوح. پارچه ای نخی ریزبافت آهار خورده ی براق محصول کشور روسیه که عوام به آن دبیت می گفتند. و از آن جهت شلوار و پیراهن سیاه و عزاداری استفاده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

با سین مشدد. زندان، حبس خانه. بازداشتگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

با سین مشدد. مخفف دوستاقبان. زندان بان. یکی از عواید دوستاقبانان و نسق چی ها این بود که حق داشتند محکومین را به هر صورت مورد استفاده قرار دهند. به ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

پاره پاره. بیشتر در مورد لباس و پارچه بکار میرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دو هزار، دو قران، دو ریال

پیشنهاد
٥

عالمی رنج دیده و با کمال و معرفت. کسی که برای رسیدن به مقصود سختی زیادی کشیده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لبه ی بخاری قدیمی را دوال میگویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تعمیرکاری سماور و آفتابه و چراغ. کسی که با جوش و لحیم و برنج و مفرغ و مانند آن سر و کار داشته باشد را دواتگر میگویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

علاوه بر معنی اصلی آن: دارو، به عرق و شراب دوا گفته می شد. عرق را دوای سفید و شراب را دوای قرمز می گفتند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دنگ اسم ابزار قدیمی هست . وسیله ی کوبیدن. ابزار نمک کوبی و برنج کوبی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نوعی درشکه است بصورت چهارچرخه مسقف با ظرفیت شش یا هشت مسافر که باربندهایی در سقف و پشت جهت بار مسافران داشت و با چهار اسب پهلوی هم کشیده می شد. در ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دگنک در گویش به معنی سقلمه و سیخونک است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شال و دستمال هایی که داش مشدی ها، زائران و قهوه چی ها به کمر بسته یا بجای کلاه یا عمامه به سر می پیچیدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نوعی بازی که چیزی را ربودن و این به طرف آن و آن به طرف دیگری انداختن است. ( دستش ده هم می گویند )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مخفف دست رشته نوعی بازی که چیزی را ربودن و این به طرف آن و آن به طرف دیگری انداختن است. ( دستش ده هم می گویند )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نوعی بازی که چیزی را ربودن و این به طرف آن و آن به طرف دیگری انداختن است. ( دس رشته هم می گویند. )

پیشنهاد
٥

انگشتری که رکاب آن بصورت دست خوش تراشی است که نگین را گرفته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گلدانی کوچک و ظریف از جنس بارفتن که دست خوش تراشی کمر آن را در خود گرفته بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دزدی شب کار که فقط شب ها دست به دزدی و لخت کردن و خانه بری و دکان بری و مثل آن می زند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دزدیدن. سرقت کردن. همینطور حساب کسی رو رسیدن. کسی رو آسفالت کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دزد و سارق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دنگی با دال ضمه دار همان دانگی. شریکی، به شرکت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

هر وسق , شصت صاع , یا یک بار شتر است .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اوساق جمع وسق است و هر وسق , شصت صاع , یا یک بار شتر است .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فریضه به معناى گوشت پاره میان پهلو و کتف که در وقت ترسیدن بلرزد. گرده .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

جمع فریضه است وبه معناى گوشت پاره میان پهلو و کتف که در وقت ترسیدن بلرزد. گرده .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

امـام حـسین علیه السلام درباره استدراج خداوندى مىیفرماید : استدراج خدا بنده خود را این است که به او نعمت فراوان دهد و شکرگزارى را از او بگیرد ( تحف ا ...

پیشنهاد
٥

از ضلع جنوب غربی میدان شاهپور تا چهارراه عزیزسلطان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خیابان سعدی. این خیابان خیابان شیخ هم نامیده می شد. این خیابان از این جهت لختی نام گرفته بود که تردد در آن بسیار کم بود و حتی در روز روشن در آن خیابا ...

پیشنهاد
٥

آن قسمت از خیابان لاله زار از خیابان استانبول ( جمهوری ) تا شاهرضا ( انقلاب )

پیشنهاد
٥

خیابان ری

پیشنهاد
٥

خیابان ایران

پیشنهاد
٥

خیابان فردوسی

پیشنهاد
٥

خیابان باب همایون

پیشنهاد
٥

شاهپور: از میدان حسن آباد تا میدان شاهپور ( خیابان وحدت اسلامی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در لغت به معناى رشته اى است که با آن مروارید ومانند آن را به رشته کشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نمط بمعناى جماعتی از مردم که یکپارچه و هم هدف باشند , امت , راه و روش .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ضرب المثلی است درباره کسی که هر رطب ویابس را گرد می آورد و فرق میان خوب وبد نمی گذارد هر چیزى را به زبان می آورد . کسی که هر حرفی به زبانش بیاید بدون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

جفا : ترک صله و احسان , خشونت طبع و درشتخویی , رفتار خشونت آمیز در معاشرت با مردم , بیزارى و سردى در دوستی .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شهری است در بخش مرکزی که در جنوب شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران قرار دارد. طبق برخی روایات این شهر پس از حملهٔ مغول به ایران . متروک گشت. مردم آو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شهر آبه. آوه فعلی در 25 کیلومترى ساوه واقع شده است .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شهر آبه. آوه فعلی در 25 کیلومترى ساوه واقع شده است .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

به کسی میگویند که صحرانشینان در هنگام کوچ او را جلوتر می فرستند تا منزلی پر آب و علف یا جایی امن برایشان بیابد و به آنها خبر دهد . جلودار. پیشرو.

پیشنهاد
٤

خیابان خیام، از چهارراه گلوبندک تا خیابان سپه ( امام خمینی )

پیشنهاد
٤

پهلوی جنوبی از چهارراه پهلوی، پایین کاخ مرمر تا میدان راه آهن ( ولیعصر جنوبی فعلی )

پیشنهاد
٤

خیابان فردوسی

پیشنهاد
٤

خیابان سپه ( امام خمینی فعلی )

پیشنهاد
٤

خیابان سپه ( امام خمینی فعلی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دای قزی همان دائی قزی هست. لفظ ترکی به معنی دختر دایی .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لفظ ترکی به معنی دختر دایی ( دای قزی هم گفته می شود. )

پیشنهاد
٥

خیابان اسماعیل بزاز. خیابان مولوی شرقی از چهارراه مولوی تا میدان شاه

پیشنهاد
٥

خیابان مولوی شرقی از چهارراه مولوی تا میدان شاه

پیشنهاد
٥

خیابان فرهنگ بین شاهپور و امیریه

پیشنهاد
٥

خیابان شمالی مجلس شورای ملی ( خیابان ژاله، شهدای فعلی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اصطلاحی به معنی آماده کردن، سر دماغ شدن، نشئه شدن، از کسالت و خماری بیرون آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خرمای کم بهای خشک و نارس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خرمای کم بهای خشک و نارس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کسی که اسکلت شیروانی بر پا می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اصطلاحی برای. دزدی که در سرقت اموال خانه تخصص دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بله تصوره بنده هم همینه ولی برام تعجب داره که بسیاری از اساتید و تارنماهای رسمی از هر دو شکل ( خاله قضی و خاله قزی ) استفاده میکنند. درود بر شما.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

همان خاله قضی هستش و در لفظ ترکی به معنی دختر خاله ( که خال قضی هم گفته می شود. ) املای درستش ( قزی ) هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لفظ ترکی به معنی دختر خاله ( خال قضی هم گفته می شود. ) املای درستش خاله قزی هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دو فرقه از دراویش در عصر ناصرالدین شاه قاجار. حیدری ها پیروان سید حیدر تونی و نعمتی ها مریدان شاه نعمت الله ولی بودند که هر یک خود را حق و پیرو علی م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

روز اول رسمیت یافتن ازدواج، روزی که دست و پای عروس را با بستن حنا رنگین می کردند. اولین آرایش عروس.

پیشنهاد
٥

اولین حمام دوش ایران که توسط کلنل سمینو در خیابان لختی ( اکباتان ) ساخته شد.

پیشنهاد
١٠

اصطلاحی برای شستن بدن یا لباس بصورت سردستی و بدون تمیز شستن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

رفتن به حمام عمومی فقط برای غسل کردن. حمام بدون استعمال کیسه و لیف و صابون.

پیشنهاد
١٠

اصطلاحی عامیانه . رفتن خانم ها به حمام عمومی با این نیت که به رقبا، هوو و سایرین دهن کجی نموده و به آنها بفهمانند که با همسر خود نزدیکی کرده اند.

پیشنهاد
١٠

حلوایی از آرد و شیر و شکر یا شیره که در سینی های گرد پهن کرده، رویشان شاهدانه ی فراوان پاشیده یا با شاهدانه ترکیب می کردند و بر سر گرفته، دور کوچه و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

حقانه. حق فراش، حق گزمه، حق میرغضبی، یعنی حق ظلم و ستم و تعدی و زور و قلدری و بی رحمی و قساوت و خودسری. حق لباس دولتی ( با قاف مشدد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

حَجُمَت مخفف حجامت در گویش عامیانه. گرفتن خون از گودی پشت کمر. بین دو کتف یا پایین کمر و یا ماهیچه ی پشت ساق پا. به این صورت که محل حجامت را ابتدا با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گرفتن خون از گودی پشت. به این صورت که بین دو کتف را بادکش می کردند تا در آن ناحیه خون جمع شود، سپس با تیغ، یک یا چند شیار روی پوست ایجاد می کردند تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

از ظروف چینی به نام مرغی از جنس بسیار اعلا در نازکی و ظرافت با نقوش تقریباً برجسته از طیور و برگ و گل و بوته که از چین می آمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مخفف چهار میخ. مصلوب داشتن، کف دست ها و کف پاها را به دیوار با میخ کوبیدن

پیشنهاد
٥

مصلوب داشتن، کف دست ها و کف پاها را به دیوار با میخ کوبیدن

پیشنهاد
٥

مصلوب داشتن، کف دست ها و کف پاها را به دیوار با میخ کوبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مخفف چهار قل. سوره های قل اعوذ برب الفلق، قل اعوذ برب الناس، قا یا ایها الکافرون و قل هو الله احد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

باتون پلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چوبی به قطر هشت تا ده سانتی متر و طول یک و نیم متر که در وسط آن رابه فاصله ی سی چهل سانتی متر سوراخ کرده، طناب رد کرده و گره می زدند. طرز کار آن به ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ترکه ی درخت انار یا سنجد بود که خانه دارهایی که حساب جاری با قصاب و نانوا و بقال داشتند، آنرا به هنگام خرید با خود می بردند و پس از دریافت جنس، فروشن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چهل توپ که در گویش چلتوپ میگویند. بازی ای مانند الک دولک که به جای الک از توپ کوچکی که با نخ پیچیده در ست می شد استفاده می کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چلتوپ مخفف چهل توپ. بازی ای مانند الک دولک که به جای الک از توپ کوچکی که با نخ پیچیده در ست می شد استفاده می کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گودی میان ساعد و بازو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کفشی جهت اطفال شیرخوار تا یک ساله، مانند جوراب از پوست نرم بره و گوسفند، در رنگ های مختلف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چرخشت با خ ضمه دار خم می، خمره ای که در آن شراب می اندازند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چراغی نفت سوز که نفت تحت فشار هوا، از طریق یک مجرا به توری رسیده و می سوزد. این چراغ در اوایل قرن بیستم اختراع شد و هم اکنون نیز در برخی نقاط از آن ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

جوشانده ی دارچین و زنجبیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

استخر سرپوشیده در حمام عمومی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

محله ای قدیمی در محدوده ی بازار تهران و نزدیک سر قبر آقا. این محله به این دلیل شهرت پیدا کرد که در زمان ناصرالدین شاه، برای اولین بار، زنان روسپی را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

همان چاقچور است . پای پوشی مانند شلوار گشاد که از پارچه ی سیاه، با چین و چروک های زیاد دوخته میشد تا اندام پا ظاهر نشود. چاقچور از مج پا به پایین تنگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کسی که چند خر و قاطر دارد، بار و مسافر را به وسیله ی آنها جابجا می کند و خودش هم همراه آنهاست. خرکچی. قاطرچی، مکاری. خرک دار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ظرفی با گنجایش حدوداً یک لیتر مخصوص مایعات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

پستچی و پیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نام ادیبانه ی مدفوع انسان !

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گردوی کوبیده که با قند و هل در میان برگه ی هلو یا قیسی گذارده و به نخ می کشیدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

با قاف مشدد نشان شیر و خورشید که پرهای لطیف بر آن نصب می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

میوه ی نوعی بوته ( خار ) . چیزی شبیه بادام پوست دار با رنگ قرمز آجری که تخمه هایش در حالت رسیده با حرکت دادن صدا می دهد. / اسباب بازی و وسیله ای برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ظرفی مانند جوال اما چند برابر بزرگتر از آن از جنس پشم، پنبه یا علف جهت حمل بارهای پوک و سبک وزن مانند کاه، سوخت و پهن ( pehen )

پیشنهاد
٥

دعای چهل کلید برای بخت گشایی و افزایش مهر و محبت بین زن و شوهر توصیه شده. این دعا از حضرت زهرا ( س ) نقل شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

از اسباب سحر و جادو. جام برنجی یی که سوره ها و آیات فتح مثل اذا جاء نصراله و الفتح و انا فتحنا . . . بر آن کنده و چهل قطعه ی برنجی کوچک شبیه کلید به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

از اسباب سحر و جادو. جام برنجی یی که سوره ها و آیات فتح مثل اذا جاء نصراله و الفتح و انا فتحنا . . . بر آن کنده و چهل قطعه ی برنجی کوچک شبیه کلید به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دیگ. ظرفی مانند پاتیل یا مجمعه ی توگود از جنس مس ضخیم که کف خزینه ی حمام کار می گذاشتند و اطراف آن را با گِل حرامزاده، که از خاک رس و آهک و سفیده ی ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مایه، پول، استطاعت پرداخت، توانایی مالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

زیرزمینی دخمه مانند در زیر خزینه ی حمام که تون تاب از دو سه ساعت به غروب تا پاسی از شب، در آن آتش می افروخت و به این وسیله آب حمام گرم می شد. کانال خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

زیر چانه ضربه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در هنگام تحویل سال در دروازه های تهران توپ در می کردند تا مردم بفهمند که سال تحویل شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اصطلاحی در کفش دوزی. فاصله ی میان زیره و کف کفش را کفاش ها با کاغذ و مقوا پر می کردند که به این کار توکاری می گفتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کیسه کش حمام یا دلاک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چفت و پشت بند در خانه برای بستن شب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

عصایی نازک و سبک بدون خم. تعلیمی را معمولاً از چوب آبنوس سیاه با سر و ته نقره یا طلا می ساختند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

عصایی نازک و سبک بدون خم. تعلیمی را معمولاً از چوب آبنوس سیاه با سر و ته نقره یا طلا می ساختند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بازی شاه و وزیر: یکی شاه، یکی وزیر، یکی دزد و یکی عاشق می شود. شاه به دزد و عاشق حکم می کند، مثلاً به دزد می گوید چیزی را در حضور جمع برباید به طوریک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ترنا . نام بازی شاه و وزیر: یکی شاه، یکی وزیر، یکی دزد و یکی عاشق می شود. شاه به دزد و عاشق حکم می کند، مثلاً به دزد می گوید چیزی را در حضور جمع بربا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ترنا . نام بازی شاه و وزیر: یکی شاه، یکی وزیر، یکی دزد و یکی عاشق می شود. شاه به دزد و عاشق حکم می کند، مثلاً به دزد می گوید چیزی را در حضور جمع بربا ...

پیشنهاد
١٠

همان ترازوی شاهینی در گویش عامه هست. ترازویی از تسمه ی ضخیمی از آهن با مدبری در وسط جهت آویختن و دو قلاب از دو طرف که بر آنها کفه می آویختند

پیشنهاد
١٠

ترازوی شاهینی ترازویی از تسمه ی ضخیمی از آهن با مدبری در وسط جهت آویختن و دو قلاب از دو طرف که بر آنها کفه می آویختند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سازنده ی زیره ی گیوه. تخت کش کهنه های نم زده را به پهنای یک انگشت تا می زد و می کوبید و پهلوی هم می نشانید و با درفش بلند داغ رشته ای از چرم خام از ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یک سر پارچه ی عمامه که از آن جدا نموده و از روی شانه بر روی سینه اندازند. عملی که امامان جماعت هنگام نماز انجام می دهند و کاری که بر آن قائل به ثواب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تجیر. پرده ای از پارچه که دهانه دهانه با چوب هایی بلندتر از اندام آدمی میان دو دسته از جماعت استوار می گردید. امروزه در بعضی مساجد از تجیر برای جدا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ظرفی از گل ( gel ) مانند پیاله ی پایه دار یا دسته ای مانند دسته ی فنجان و لبه ای به شکل لبه ی قهوه جوش که در پیاله ی آن فتیله می انداختند و روغن کرچک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چرک، دمل، آبسه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بیماری لک و پیس، برص ( baras ) . به بدبختی هم می گفتند، مانند اینکه فلانی به پیسی افتاده است. فلاکت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پیزر با ز. ضمه دار. حصیری از جنس پوشال که به دور شیشه های نسبتاً بزرگ می کشیدند تا از شکستن آن جلوگیری شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پوششی از چلوار یا ململ یا حریر برای نوزاد، بدون دوختن و سوزن بر آن زدن که وسط آن را چاک زده و به گردن طفل می انداختند. چیزی شبیه کفن به این معنی که آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

عرق فروشی، مشروب فروشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پوست گوسفند، بره یا بز که قلندران به پشت کشیده، بستر و بالین می ساختند. پوستی که علامت درویشی و قلندری می باشد، مرشد ها و قطب ها به نشانه ی قناعت زیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گرفتن آب در دهان و افشاندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پسک با پ. س. مفتوح. پوششی جلیقه مانند از نمد . پستک هم گفته می شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قهوه چی و آبدارچی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

مرثیه خوانی که به صورت اعجازخوانی و روضه خوانی در حالت تجسم صحنه های مورد ذکر با نشان دادن صورت وقایع آن که در پرده آمده بود اجرا می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پرده ای مشبک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

دعوتی که برای اولین بار از عروس و داماد، پس از عروسی به عمل می آورند.

پیشنهاد
١٢

تصفیه حساب. صاف کردن حساب

پیشنهاد
١١

کفشی بی بند و تسمه با پاشنه ی کلفت چوبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کفشی بی بند و تسمه با پاشنه ی کلفت چوبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

مرکز، محل، جای کار، محل فروش متاع یا هر چیز که قابل ابتیاع باشد.

پیشنهاد
٦

دو دروغگوی خودستا و گنده گو صحبت می کردند. یکیشان می گفت: " پدر من مسگر بود که سالی یک دیگ درست می کرد که از بزرگی چهارصد مسگر در آن کار می کردند. " ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تلگرافخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بوی زخم با . زا. ضمه دار بوی ناخوش آیند. گوشت و مرغی که بدون پیاز و ادویه پخته شوند دارای بویی نامطبوع هستند که آن را زخم می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تشویش و امید، خوف و رجاء، حدیث نفس و سئوال و استفهام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مراسمی که یک یا دو روز قبل از عروسی در منزل عروس و با حضور خانم هایی از نزدیکان داماد انجام می شد و ابتدا تمام حاضرین و در آخر عروس بند می انداخت. ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بند و زیر ابرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

شبی که بزرگترهای خانواده عروس و داماد در خانه ی عروس حاضر شده و در خصوص میزان مهریه و شیربها و خرج و جواهر و مقدمات مراسم عروسی توافق می کنند. پذیرای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

شیشه ی کوتاه شکم دار با رنگ طبیعی آبی همراه با لبه ی کلفت و برگشته که پس از پر کردن، کهنه ای بر در آن گذاشته و با نخ می بستند.

پیشنهاد
٥

یعنی تغییر در زندگی ات حاصل نمی شود، طالع ات این طور معلوم شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

برقو با با ضمه دار. میخ سردرشت و پایه کوتاه که به ته کفش سربازی می کوبیدند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

برچسب. نوار یا کاغذ دراز و باریکی که به دور یک کالا می بندند و نشان دهنده ی این است که کالا قبل از ارائه مورد بررسی نهایی قرار گرفته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

انبار اسلحه و همچنین انبار مهمات قشون واقع در خیابان سپه ( امام خمینی فعلی )

پیشنهاد
٧

مهدی موش یکی از مستخدمین ناصرالدین شاه بوده که در حوالی میدان شاهپور ( وحدت اسلامی ) بازارچه ای بنا کرده بود. این محل در دوره ی پهلوی به خیابان مهدیخ ...

پیشنهاد
٧

از بازارچه های مسقف دوران ناصرالدین شاه که متعلق به زعفران باجی یکی از کنیزان و مطربان دربار شاه بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بازاری چند روزه که بازرگانان و مردم عادی در آن جمع می شوند و به خرید و فروش می پردازند. کنایه ازجای خیلی شلوغ و بی نظم و ترتیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بادام را روی شعله ی چراغ روغنی سوزانده، برای سیاه کردن ابرو به کار می بردند. نوعی شیرینی هم هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

باد سهمگین زهردار، باد مریض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

شلوار چسبان پاچه تنگ که به تأسی از غرب در اوایل قرن حاضر در ایران مد شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

گردن کلفت دریده ای که از کسبه ی محل و هر محل دیگر عایدات مانند قمارخانه یا فاحشه خانه، باج گردن کلفتی می گرفت. بیشتر باج گیر ها سبیل های کلفت وحشتناک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

بوقلمون صفت بودن، باد به خود و گلو انداختن و سنگین نگریستن، هارت و پورت، دبدبه و کبکبه ی بی پایه داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

امپریال به معنی سکه ای طلا بزرگتر از اشرفی است.

پیشنهاد
١٥

تفاوت خر با الاغ این بود که: خر را بار می کردند و الاغ را سوار می شدند و از نظر شناخت: مقاوم و درشت اندام هایشان، خر و پر جست و خیز و ظریف و خوش سر و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

تفاوت خر با الاغ این بود که: خر را بار می کردند و الاغ را سوار می شدند و از نظر شناخت: مقاوم و درشت اندام هایشان، خر و پر جست و خیز و ظریف و خوش سر و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

ابزاری چوبی برای شکنجه که لای پنجه گذاشته و فشار می دادند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

جای پائی که از چوب بر روی بیل کار می گذارند. موقع کار با بیل . پا را روی اسپره میگذارند. گاهی در گویش های مختلف اسپره رو اسپرک هم میگویند

پیشنهاد
٢٠

نوعی بازی که دو نفر مقابل هم بنشینند و دست های یکدیگر را گرفته و هر یک دیگری را به طرف خود بکشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

همون ارخالق هست، نیمتنه ای یقه هفت با یراق دوزی و ملیله دوزی که از ترمه و شال دوخته می شد. امروزه نوع ساده تر اون رو بعضی چوپانها استفاده میکنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

آفتابه ای شبیه آفتابه های معمولی اما کوچکتر که زمستان ها هم آن را جهت آب گرم کنار پایه ی کرسی قرار می دادند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

غروب . مغرب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

گیوه ای با زیره ی چرم که چرم آن را با نخ تابیده ی کلفت آج داده، به طوریکه تختی بر روی تخت به وجود می آوردند و پاشنه ی آن را نعل می کوبیدند. آجیده گیو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

آجان مخفف آجودان یا پلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

گل گیوه خاک سفید سفتی بود که با خیساندن شبیه کشک می شد و با آن گیوه را پس از شستن سفید می کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آشی که از مقداری خرده برنج پاک نکرده، همراه صدها آشغال و خاک و فضله ی موش و اندکی سبزی شسته نشده و کشک درست می کردند و به آن آش کشک! می گفتند. علت نا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

نام شمشیر برنزی خمیده موسوم به خُپِش که در عصر فراعنه در مصر رواج زیادی یافت، احتمالا ابداع هیکسوس ها بوده است

پیشنهاد
١٦

درود فرستادن بر پیامبر و اهل بیت گفتن اللهم صل علی محمد و آل محمد . هم به معنی پیروی کردن و هم به معنی توجه کردن. اطاعت کردن. پیوند خوردن و پیوستگی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

صلو به معنای پیروی است ، و صالی جحیم به معنای دنباله رو جهنم است. همینطور پیوستن. توجه کردن. ملحق شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( کازه، کاشه کاژه ) : نام دخترانه - واژه کُردی و فارسی میانه ساسانی ( پارسیگ، پارسیک ) واژه انگلیسی Cache برگرفته شده از فارسی است! همچنین واژه کاز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

در اصل یک گل دو گل هست که در گویش عامیانه یه قل دو قل گفته میشه. . این بازی با دو نفر و بیشتر اجرا میشه و با پنج ریگ در نانوایی های سنگک سرگرمی پسر ب ...

پیشنهاد
١٦

در اصل یک گل دو گل هست که در گویش عامیانه یه قل دو قل گفته میشه. . این بازی با دو نفر و بیشتر اجرا میشه و با پنج ریگ در نانوایی های سنگک سرگرمی پسر ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

وازد کردن یعنی پس زدن چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

وا زدن یعنی پس زدن از وازد و وازدن و وازدگی میاد . وازده یعنی دلزده، دلسرد، مایوس، واخورده، مردود، مطرود، منفور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

وازد شدن به همان معنی وازده شدن هست یعنی دلزده، دلسرد، مایوس، واخورده، مردود، مطرود، منفور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

سیم آخر یعنی وقتی میرفتند قمار سکه زرشان را که میباختند جیبشان را میگشتند و آخرین سکه سیم ( نقره ) را هم به قمار میزدند ! میزدند به سیم آخر !

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

ولیج و ولیجه هر دو به معنی شخص مورد اعتماد و تکیه گاه و مرجع قابل اطمینان هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

وای بر تو ای بیچاره معادل فارسی رویت سیاه باد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آبق یعنی گریزپا، فراری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

ترف در فارسی قاراقورت و در عربی ثروتمند و رفاه معنی میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

جستجو کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

لوکسورا یعنی باشکوه و پربرکت. اسم شهر تبس قدیم در سرزمین مصر هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

بش انداختن - بای مکور/ نوعی از قرعه کشیدن است که اطفال در بازی به کار می بندند به این ترتیب که یکباره با هم هرکدام چندین انگشت خود را از پشت سر جلو م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

همان آپاردی. هستش که آپارتی و هاپارتی هم گفته میشه به معنی زبان دراز و سلیطه و بی حیا میباشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

همان آپاردی که آپارتی و هاپارتی هم گفته میشه به معنی زبان دراز و سلیطه و بی حیا میباشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آپاردی که آپارتی و هاپارتی هم گفته میشهبه معنی زبان دراز و سلیطه و بی حیا میباشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تگری زدن با تگری شدن فرق می کنه تگری زدن یعنی بالا آوردن از تهوع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تگری شدن در مورد آب بکار میره یعنی خیلی سرد و خنک شدن آب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

حرفی که سنگین و ثقیل باشد و حرفی که فهمش سخت باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

نان تیموش یا نان توموشی یا تمشی یکی از غذاهای محلی استان هرمزگان و نان محلی بلوچستان است که طعم جذاب و متفاوتی دارد. توموشی را می توان یک نان اصیل ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

نان تیموش یا نان توموشی یا تمشی یکی از غذاهای محلی استان هرمزگان و نان محلی بلوچستان است که طعم جذاب و متفاوتی دارد. توموشی را می توان یک نان اصیل ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

نان تیموش یا نان توموشی یا تمشی یکی از غذاهای محلی استان هرمزگان و نان محلی بلوچستان است که طعم جذاب و متفاوتی دارد. توموشی را می توان یک نان اصیل ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آزاد کننده ها و تفکیک کننده ها. همان مفکاة است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جدا کننده ها و تفکیک کننده ها. با کاف مشدد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جدا کننده و تفکیک کننده. به بعضی ابزار آلات مفکاک میگن چون جدا کننده هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آزاد شده و رها شده ( به شتر از شیر گرفته شده هم گفته میشه چون از شیر خوارگی آزاد شده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

باز شده و رها شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کاژه یعنی جان پناه و پایگاه ایمن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خلموک یعنی چیزی که به چشم نمیاد بخاطر فراوانیش و سهل الوصول بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کلمه "تافتون" در زبان فارسی به معنای نان . نوعی نان گرد و مسطح و نازک است که معمولاً در تنور پخته می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

نوعی نان که در تنور بر روی سنگ ریزه پخته می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سگریک که سجریک هم گفته میشه دهی از دهستان چالدران سیه چشمه شهرستان ماکو است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سگرو یعنی مردم آزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سگرمه یعنی اخم و چین و چروک به صورت انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سگر یعنی جوجه تیغی و خارپشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

به معنی چشم زاغ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

زقاق یعنی کوچه ی تنگ و باریک. این کلمه عربی هستش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پیاپی و مکرر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آن که زیاد نق می زند و بهانه می گیرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پول تقلبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کنگره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گلیمی است کوچک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گلیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

زیل یعنی پاره پاره کردن . جدا گردانیدن . دور کردن از جایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اشاره به تنگی جا. در اتوبوس زورتپان شدیم. یعنی افراد زیادی در اتوبوس جا داده شدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در گویش عامیانه چیزی را به زور در جایی فروبردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چیزی را به زور در جایی فروبردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

پارچه ای که تارهای زر در آن به کار برده باشند؛ پارچۀ زردوزی شده؛ زربفت؛ زری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مارموز یعنی میمون و بوزینه که در گویش عامیانه بجای توهین گفته میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کلمه "شومبول" به معنای �خاصیت شوم و بدی� یا �چیز یا موجودی که بدی و شوم بودن را به یاد می آورد� است. ولی در گویش عامیانه به آلت پسر بچه هم گفته میشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تور ابریشمی که زنان گیسوان خود را در آن میگذارند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آشفته و بلبشو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بی نظم و بی قانون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شیری در موتورهای توربین گازی که خروج هوا را ممکن می سازد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

( در قدیم ) شیر افکن ، شکار کننده و افکنده شیر و ( به مجاز ) بسیار شجاع و قدرتمند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پدید آورنده ی گل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گیاهست از گل راعیان از علفی کوتاه تا درختچه ای بلند با گل های غالباً زرد که حدود ۴۰۰ گونه دارد و تقریباً در همۀ نواحی به جز نواحی قطبی و گرمسیری یافت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شنا و شناگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شینا و شیناب هر دو به معنی شنا و آبورزیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چیزی یا کسی یا وضعیتی که در عین سادگی بیش از حد مسخره هم باشه .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شغا و شگا یعنی ترکش و تیر دان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شگا و شغا یعنی ترکش و تیر دان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خجستگی و خوش شانسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اهریمن و چیزی که پیاپی ظاهر و مخفی میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خنا یعنی آفات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

جمع خنزیر به معنی خوکها و گرازها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سمساری که اجناس بنجل بفروشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اجناس بی ارزش و بنجل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خوک و گراز که خوک وحشی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خنزر یعنی بنجل و بی ارزش. خنزر پنزر هم گفته میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خنز یعنی بوی گوشت فاسد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کلمه سپاس در زبان فارسی به معنای قدردانی و شکرگزاری است و معمولاً به عنوان یک اسم به کار می رود. این واژه همیشه به همین شکل نوشته می شود و نیازی به ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سرخ رنگ و قرمز رنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شادی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شاد و خوشحال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شادمانان و سرمستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شاد و مسرور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شنگ به معنی شوخ و شیرین رفتار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شنگ به معنی شوخ و شیرین رفتار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

پاسبان و نگهبان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیمانی و وابسته به عهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پیمانها جمع شرط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

شهد و عسل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بدجنس و نابکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سخن بیهوده و یاوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شاهرگ و شاهراه از ریشه شری به معنی راه و جاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شری به معنی فروختن در مقابل بیع به معنی خریدن ضمنا شری به معنی راه و جاده نیز هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیمان و عهد بستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پیش بها و پیش پرداخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بیع به معنی خرید. در مقابل شری به معنی فروش ضمنا بیع به معنی گرفتن نیز هست. ریشه ی بیعت و بیعانه هستش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گند زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اشتباه و خطا کردن. گاف دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

خطا و اشتباه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اعصاب خورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خانه ملت و مجلس شورا . معادل اتاق فکر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چاره اندیشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چاره اندیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مصلحت اندیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نیک اندیشی و خیر خواهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خیر خواه و نیک اندیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نیک اندیش و نیک خواه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بد اندیش و بد خواه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اندیشنده و فکر کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

فکر شده و اندیشیده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اندیشه کردن و فکر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فکر و اندیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لَفّ و نَشر ( به معنای پیچیدن و پراکندن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

عطوفت و مهربانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نام شاعر/ محمود درویش ( متولّد 1941 میلادی ) است . محمود درویش در یکی از دهکده های فلسطین اشغالی به دنیا آمد در شش سالگی به دلیل هجوم اشغالگران اسرائ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لف ، در لغت یعنی پیچیدن و تا کردن و نشر درلغت یعنی گستردن و بازکردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نام شاعر/ جبرا سراینده ی شعر � در بیابان های تبعید � در سال 1926 میلادی در ناصره دیده به جهان گشود تحصیلات مقدّماتی را در فلسطین و دوره های عالی را د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

جشنی ملی در سوریه که هنوز رواج دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سبیل کلفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نفله شدن و سوخت شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بد اخلاق و پرخاشگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

در زبان فارسی به معنای نوعی بست یا قفلی کوچک برای محکم کردن کمربند و یا اشیاء دیگر است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

بن در عربی به دو شکل جمع بسته میشه. ابنا به معنی فرزندان و پسران بنان به معنی انگشتان و سرانگشتان در قرآن هم داریم ( کلّ بنان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

انگشتان بن گاهی به معنی ابن و بنی و بنو هست یعنی پسر. بصورت مونث، بنت و ابنت صرف میشود. گاهی بن به معنی سرانگشت و نوک است، گاهی به معنی اطراف دست و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

متناقض نما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بیجان و نحیف و مردنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سرسبزی و طراوت و شادابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سرمای شدید و سوزناک این کلمه یکبار در قرآن آمده در سوره دهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

زمج یا زمه یعنی زاج سفید ضمنا به معنی عصبانیت هم بکار میره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

زمه همون زمج هستش به معنی زاج سفید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

حیدر عربی و به معنی مکرر پاره کننده و درنده و به همین خاطر به شیر در عربی حیدر میگویند و از القاب مولا علی ( ع ) است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

با جرأت و دلیر. بهادر. صف شکن در جنگ. در هم شکننده و پاره کننده صف دشمن. از القاب مولا علی ( ع )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

در کتاب بحارالانوار، روایتی از حضرت علی علیه السلام وجود دارد که می گوید واقعه اصحاب کهف در شهر �افسوس� رخ داده و غار آن هم در نزدیکی این شهر قرار دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سختی و دشواری کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سختی کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سختی و دشواری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دشوار . سخت. مشکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

هرّا یعنی صدا و غوغا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ابتدا و آغاز راه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ابتدای کار و نظر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بادی امر یعنی ابتدای کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آغاز و ابتدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

درماندگی و عجز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نام دیگر این کوه ینایرداغ در ترکیه است که یک غار قدیمی در آن قرار دارد و بسیاری معتقدند که این همان غاری اصحاب کهف است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ینایرداغ کوهی در ترکیه است که یک غار قدیمی در آن قرار دارد و بسیاری معتقدند که این همان غاری اصحاب کهف است ( توضیح: نام دیگر ش کوه اسحاق است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بدبختی و شور بختی کلمه عربی است از ریشه دبر هم خانواده مدبر، تدبر، تدبیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مزاحم وقت کسی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مزاحم و دردسر دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تنگی و سختی و کم وسعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

محدود بودن وقت. کمبود وقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نقاب و روبند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اکنون . فعلا. فورا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

علّاف یعنی علف فروش کنایه از کار بی حاصل ( توضیح: در گذشته کم در آمد ترین کارها در مقایسه با هیزم فروشی . خارکنی بوده و علاف نماد ول معطلی بوده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرو افتادن و پست شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شکست خورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ذوق و طبع و ابتکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دهانه ی تیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بز طلیقه، بلا گردان یا سپر بلا و در اصطلاح چوب خور دیگران ( توضیح: به بزی گفته می شد که یهودیان در گذشته در یکی از مراسم خود برمی گزیدند و خاخام بزرگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

درمانده و وامانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

توجه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

زمان و هنگام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اول هر چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

زُفت یعنی بی ارزش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

درشت و خشن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بزرگ و فربه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اصرار کننده و سمج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اصرار کردن و سماجت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

مدیون و بدهکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

آشکار و روشن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مسلم و قطعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بدکاری و عیاشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تدارکات و ملزومات شکل صحیح کلمه سیورسات هست به معنی توشه، جیره، زاد، علوفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کالا و مال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرمانروا و فرمانده، و همچنین، فرمان پذیر و فرمان بردار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پوطیفار اسمی عبری و همسر زلیخا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

طعم و مزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

محکم و استوار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دستاورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بلبل و هزارآوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

پراکندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پرستاری و نگهداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

سختی و آزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

گوشه نشینی و خانه نشینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

ماهر و کار آزموده

پیشنهاد
١٠

یعنی این راه رو من قبلا رفتم و تجربه کردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

مرتب و آراسته

پیشنهاد
٩

کنایه از وارونگی اوضاع

پیشنهاد
٩

ابروی پر مو و شلوغ که زشت نما باشد.

پیشنهاد
٩

به رنگ و رو و شاداب شدن چهره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خبّاط کسی که زیاد گیج و سردرگم و خطاکار است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دلتنگی و بی قراری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

آسودگی خاطر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

جدایی و دوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

دیرینه و کهنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

تساهل و تسامح به معنی سهل و آسان گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

بخشش و بزرگواری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

محجور یعنی بازداشته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مذمت شده و نکوهیده و ناپسند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

پوشش و محفظه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

گدوک یا گدیک گذرگاه بین دو کوه است مانند کوه آقاگدوک در بخش قاهان خلجستان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

گدیک و گدوک هر دو به معنی گردنه و گذرگاهی است که بین دو کوه واقع شده باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

آرام گرفتن ، آرامش و اطمینان داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

خصوصا. به ویژه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

پا فشاری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

سرایت کننده، واگیر دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

گفتگو، گفتار، سخن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

بر خلاف میل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

خطا گیری معنی مناسبی هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

تسویه یعنی مساوی کردن و متعادل کردن. ریشه ی این کلمه عربی و در قرآن آمده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

دپ شدن مخفف دپرس شدن و افسردگی و دپ کردن مخفف دپو کردن و انبار کردن کالاست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

جوز در اصل بمعنی گردو است ولی در رپ از جوز بمعنی چت و توهم و جوزی کنایه از آدم توهمی است. جوز زدن یعنی توهم زدن و اوسکول شدن در اثر استفاده از بعضی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

عَشَقِه را با نام های �پاپیتال�، �پیچک انگلیسی� و �داردوست� و همینطور سسک و سزک و سزنه� نیز می شناسند. این گیاه با ساقه های نرم و بالارونده، برگ هایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کرم خراط کرمی است که از داخل درخت با جویدن چوب درخت تونل میزد و تخم ریزی کرده و با خشکاندن درخت به سراغ درختهای دیگر میرود و در زمستان و سرما در دل خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

پیستولت وسیله ایست برای پاشیدن رنگ هنگام رنگ کردن ماشین. مبل. کمد. درب و پنجره. خانه و غیره که توسط شلنگی به پمپ باد وصل میشود و به کمک فشار باد رنگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

وسیله ایست برای پاشیدن رنگ مشابه و کوچکتر از پیستولت با دقت و ظرافت بیشتر که در رنگ آمیزی مجسمه اغلب کاربرد حیاتی دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

آرماتور در مجسمه سازی بخش تقویت شده ی داخل مجسمه است که اغلب از مفتول و حکم استخوان داخل پیکره را دارد و از انهدام و فروفاشی مجسمه در مقابل ضربه جلوگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آدم و آدام هر دو از آدم التراب گرفته شده و به معنی ادامه است. ادامه ی تکامل بشر از خاک. ضمنا آدم لقب و کنیه ی ابوالبشر است نه نام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

خورتاب مخفف خورشید تاب است و در قدیم بعضی مناطق اولین دشتی که صبحگاه مورد تابش خورشید قرار میگرفته و قطعا بالاتر از دشتهای دیگر بوده را خورتاب نامگذا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گابره همان گاو ره و مخفف گاواره است به معنی عبور گاه گاو است که در قدیم بسیار پر کاربرد بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ترتیل یعنی صحیح خواندن بگونه ای که واضح و قابل فهم باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

مدارا یعنی رفتاری میانه رو وقتی مگن با دشمن مدارا کن یعنی بین قهر و آشتی رفتار کن. نه بجنگ و نه تسلیم شو. وقتی میگن با نفس اماره مدارا کن یعنی نه کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

آدم هالو و شوت یا گیج/ کهنه پرست و اُمُّل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

خروس کلیان یا خروس طوریان پرنده ای وحشی شبیه خروس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

هاچ به معنی مناره هستش ولی در گویش عمومی بجای کلمه فنا بکار برده میشه مثلا وقتی میگن مواظب باش به هاچ نره یعنی به فنا نره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در اصل تغییر دهنده ذائقه هست ولی بجای دستاویز و بهانه و آتو ازش استفاده میشه مثلا گفته میشه: مواظب باش گزک دستش ندی چون اون دنبال انتقام گرفتنه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ولی معانی متفاوت و حتی متضاد دارد مانند ارباب و کارگذار و در عین حال غلام و کارگر همچنین وصی. یار و دوست. ولایت دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

صل یعنی توجه داشتن و پیوند و اتصال خدا و فرشتگان به پیامبر توجه و پیوند دارند پس ای مومنین شما هم به پیامبر توجه و پیوند واتصال داشته باشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تکیه گاه و معتمد و مرجع