واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حضور کردن - Huzur لذت بردن، راحت کردن. مثال: باغ خالیم ( خاله ام ) جای خوش هوا بودس، بچه ها خوب حضور کردند. در خانه پسرتان حضور کرده شینید. تعبیر ( حضور کسی را دیدن
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
) نیز مستعمل است. مثلاً: بچه ( فرزند ) کلان کردیم، اکنون حضور شانه ( حضورشان را ) بینیم. به آهنگ دعای نیک: الهی حضور بچه هاتانه بینید. این تعبیر در زمانهای پیش نیز در سمرقند معمول بوده است، که ملیحا در تذکره خود در باب قاسم بیک مشهدی گفته است: از صحبت مشارالیه حاضران را حضوری شد. یعنی لذتی حاصل شد.