structured programming


برنامه نویسی ساخت یافته

جمله های نمونه

1. Since then, the Group has embarked upon a structured programme of audits and surveys covering operations worldwide.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] از آن زمان، گروه یک برنامه ساختار یافته از حسابرسی ها و بررسی هایی را که عملیات در سراسر جهان را پوشش میدهد، آغاز کرده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] از آن زمان، گروه یک برنامه ساختاریافته از حسابرسی ها و بررسی هایی را که عملیات در سراسر جهان را پوشش میدهد، آغاز کرده است. توضیح: اینجا structured programme به معنی برنامه ساختاریافته، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که گروه یک برنامه منظم و سازمان یافته را آغاز کرده است.
|
[ترجمه گوگل]از آن زمان، گروه برنامه ای ساختاریافته از ممیزی ها و بررسی ها را آغاز کرده است که عملیات در سراسر جهان را پوشش می دهد
[ترجمه ترگمان]از آن زمان به بعد، این گروه یک برنامه سازمان یافته از حسابرسی ها و بررسی های انجام شده در سراسر جهان را آغاز نموده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Techniques such as object oriented design and structured programming will have to be followed to conform to engineering practice.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تکنیک هایی مانند طراحی شی گرا و برنامه نویسی ساختاریافته باید برای مطابقت با شیوه های مهندسی دنبال شوند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: اینجا object oriented design به معنی طراحی شی گرا، و structured programming به معنی برنامه نویسی ساختاریافته، استفاده شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پس جمله به این معنی است که این تکنیک ها باید برای مطابقت با شیوه های مهندسی استفاده شوند.
|
[ترجمه گوگل]تکنیک هایی مانند طراحی شی گرا و برنامه نویسی ساختاریافته باید برای انطباق با عملکرد مهندسی دنبال شوند
[ترجمه ترگمان]تکنیک هایی مانند طراحی هدف محور و برنامه نویسی ساخت یافته باید پیروی از عمل مهندسی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And Rexx is certainly Turing-complete, enables modules and structured programming, and has libraries for tasks such as GUI interfaces, network programming, and database access.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] و رکس قطعاً تورینگ - کامل است، ماژول ها و برنامه نویسی ساختاریافته را فعال میکند و دارای کتابخانه هایی برای وظایف مانند رابط های GUI، برنامه نویسی شبکه و دسترسی به پایگاه داده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: اینجا Turing - complete به معنی تورینگ - کامل، استفاده شده است. پس جمله به این معنی است که رکس یک زبان برنامه نویسی کامل و قدرتمند است.
|
[ترجمه گوگل]و Rexx مطمئناً تورینگ کامل است، ماژول ها و برنامه نویسی ساخت یافته را فعال می کند و دارای کتابخانه هایی برای کارهایی مانند رابط های رابط کاربری گرافیکی، برنامه نویسی شبکه و دسترسی به پایگاه داده است
[ترجمه ترگمان]و Rexx قطعا Turing است، modules ها و برنامه نویسی ساخت یافته را فراهم می کند، و دارای کتابخانه ها برای کاره ای مانند رابط های کاربری گرافیکی، برنامه ریزی شبکه و دسترسی به پایگاه داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They create abstract concepts using very structured programming languages (like PHP or Java).
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی ساختاریافته ( مانند PHP یا Java ) ایجاد میکنند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی ساختاریافته ( مانند PHP یا Java ) ایجاد میکنند. توضیح: همان معنی قبلی، فقط اینجا در مورد زبان های برنامه نویسی صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]آنها مفاهیم انتزاعی را با استفاده از زبان های برنامه نویسی بسیار ساختار یافته (مانند PHP یا جاوا) ایجاد می کنند
[ترجمه ترگمان]آن ها مفاهیم انتزاعی با استفاده از زبان های برنامه نویسی بسیار ساخت یافته (مانند PHP یا جاوا)ایجاد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Structured Programming utilizes sequential, selective, and repetitive structures to design programs. It is a good methodology for beginners to learn how to design programs.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] برنامه نویسی ساختاریافته از ساختارهای ترتیبی، انتخابی و تکراری برای طراحی برنامه ها استفاده میکند. این یک روش خوب برای مبتدیان برای یادگیری نحوه طراحی برنامه ها است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: اینجا sequential به معنی ترتیبی، selective به معنی انتخابی، و repetitive به معنی تکراری، استفاده شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پس جمله به این معنی است که برنامه نویسی ساختاریافته از این ساختارها برای طراحی برنامه ها استفاده میکند.
|
[ترجمه گوگل]برنامه نویسی ساختاریافته از ساختارهای متوالی، انتخابی و تکراری برای طراحی برنامه ها استفاده می کند این یک روش خوب برای مبتدیان برای یادگیری نحوه طراحی برنامه است
[ترجمه ترگمان]برنامه نویسی ساختاریافته از ساختارهای متوالی، انتخابی و تکراری برای طراحی برنامه ها بهره می برد این یک روش خوب برای مبتدیان است تا یاد بگیرید چطور برنامه های طراحی را طراحی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It is a structured programming language, is very suitable for the structure of the program design.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این یک زبان برنامه نویسی ساختاریافته است که برای ساختار طراحی برنامه بسیار مناسب است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: همان معنی قبلی، فقط اینجا در مورد زبان های برنامه نویسی صحبت میشود.
|
[ترجمه گوگل]این یک زبان برنامه نویسی ساخت یافته است، برای ساختار طراحی برنامه بسیار مناسب است
[ترجمه ترگمان]این یک زبان برنامه نویسی ساخت یافته می باشد که برای ساختار طراحی برنامه بسیار مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. According to structured programming, the software of the lower machine is composed by the main program, the subroutine and interrupt service routine.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] بر اساس برنامه نویسی ساختاریافته، نرم افزار ماشین پایین تر از برنامه اصلی، زیربرنامه و روال سرویس وقفه تشکیل شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: اینجا main program به معنی برنامه اصلی، subroutine به معنی زیربرنامه، و interrupt service routine به معنی روال سرویس وقفه، استفاده شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پس جمله به این معنی است که نرم افزار ماشین پایین تر از این بخش ها تشکیل شده است.
|
[ترجمه گوگل]با توجه به برنامه نویسی ساختاریافته، نرم افزار ماشین پایین توسط برنامه اصلی، روال سرویس فرعی و وقفه تشکیل شده است
[ترجمه ترگمان]با توجه به برنامه نویسی ساخت یافته، نرم افزار دستگاه پایین تر از برنامه اصلی، زیر روال و برنامه وقفه خدمت تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The software of system is programmed. The Modular Structured Programming makes the program readable and modifiable.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نرم افزار سیستم برنامه نویسی شده است. برنامه نویسی ساختاریافته ماژولار برنامه را قابل خواندن و تغییرپذیر میکند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: اینجا Modular Structured Programming به معنی برنامه نویسی ساختاریافته ماژولار، استفاده شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پس جمله به این معنی است که این روش برنامه نویسی، برنامه را قابل خواندن و تغییرپذیر میکند.
|
[ترجمه گوگل]نرم افزار سیستم برنامه ریزی شده است برنامه نویسی ساختاریافته مدولار برنامه را خوانا و قابل تغییر می کند
[ترجمه ترگمان]نرم افزار سیستم برنامه ریزی شده است برنامه نویسی ساخت یافته مدولار، این برنامه را قابل خواندن و modifiable می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The paper deals with the principle and structured programming of a microcomputer numerical control (MNC) system that is used on NC machining the turbine impeller with 5-dimension interpolation.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این مقاله با اصل و برنامه نویسی ساختاریافته یک سیستم کنترل عددی میکروکامپیوتر ( MNC ) سروکار دارد که برای ماشینکاری NC پره توربین با درون یابی پنج بعدی استفاده میشود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: اینجا microcomputer numerical control به معنی کنترل عددی میکروکامپیوتر، و 5 - dimension interpolation به معنی درون یابی پنج بعدی، استفاده شده است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پس جمله به این معنی است که مقاله با این سیستم و برنامه نویسی آن سروکار دارد.
|
[ترجمه گوگل]این مقاله با اصول و برنامه‌ریزی ساختاری یک سیستم کنترل عددی میکروکامپیوتر (MNC) سروکار دارد که در ماشینکاری NC پروانه توربین با درون‌یابی 5 بعدی استفاده می‌شود
[ترجمه ترگمان]این مقاله با اصل و برنامه نویسی ساخت یافته یک سیستم کنترل عددی میکرو کامپیوتر (MNC)سر و کار دارد که در ماشین کاری NC برای ماشین کاری NC مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It is a kind of structured programming language with structured control statements.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این یک زبان برنامه نویسی ساختاریافته با اظهارات کنترلی ساختاریافته است.
|
[ترجمه گوگل]این یک نوع زبان برنامه نویسی ساخت یافته با دستورات کنترل ساخت یافته است
[ترجمه ترگمان]این نوع زبان برنامه نویسی ساخت یافته با عبارات کنترل ساختار یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This is the writer's version of structured programming and the DRY principle (Don't Repeat Yourself).
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این نسخه نویسنده از برنامه نویسی ساختاریافته و اصل DRY ( Don't Repeat Yourself ) است.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: اصل DRY به معنی خودت را تکرار نکن است، که یک اصل برنامه نویسی است که تاکید دارد کدهای تکراری را حذف کنیم و به جای آن از کدهای reusable استفاده کنیم.
|
[ترجمه گوگل]این نسخه نویسنده برنامه نویسی ساختاریافته و اصل DRY (خودت را تکرار نکن) است
[ترجمه ترگمان]این نسخه نویسنده برنامه نویسی ساخت یافته و اصل خشک است (تکرار نکنید)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In systematic design, we use structured programming method.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در طراحی سیستماتیک، ما از روش برنامه نویسی ساختاریافته استفاده میکنیم.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: طراحی سیستماتیک یک روش طراحی است که از برنامه نویسی ساختاریافته برای طراحی سیستم های پیچیده استفاده میکند.
|
[ترجمه گوگل]در طراحی سیستماتیک از روش برنامه نویسی ساخت یافته استفاده می کنیم
[ترجمه ترگمان]در طراحی سیستماتیک، ما از روش برنامه نویسی ساخت یافته استفاده می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Object - oriented, or OO, programs are the next step beyond structured programming.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] برنامه های شی گرا گام بعدی فراتر از برنامه نویسی ساختاریافته هستند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] برنامه های شی گرا، یا OO، گام بعدی فراتر از برنامه نویسی ساختاریافته هستند.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: برنامه نویسی شی گرا یک روش برنامه نویسی است که بر اساس مفهوم شی گرایی طراحی شده است.
|
[ترجمه گوگل]برنامه های شی گرا یا OO گام بعدی فراتر از برنامه نویسی ساخت یافته هستند
[ترجمه ترگمان]برنامه های شی گرا یا OO، گام بعدی فراتر از برنامه نویسی ساخت یافته هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. That is why there is research in software design, programming methods, structured programming and related topics.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] به همین دلیل است که تحقیقاتی در طراحی نرم افزار، روش های برنامه نویسی، برنامه نویسی ساختاریافته و موضوعات مرتبط وجود دارد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] توضیح: تحقیقاتی در زمینه های مختلف برنامه نویسی و طراحی نرم افزار وجود دارد تا روش های جدید و بهبود یافته ای برای طراحی و توسعه نرم افزار پیدا شود.
|
[ترجمه گوگل]به همین دلیل است که در زمینه طراحی نرم افزار، روش های برنامه نویسی، برنامه نویسی ساخت یافته و موضوعات مرتبط تحقیق می شود
[ترجمه ترگمان]به همین دلیل در طراحی نرم افزار، روش های برنامه ریزی، برنامه نویسی ساخت یافته و موضوعات مرتبط وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] برنامه نویسی ساخت یافته، برنامه نویسی ساختاری، برنامه نویسی ساختار یافته . - برنامه نویسی ساخت یافته - روشی در برنامه نویسی که بر منطق، بخش بندی ( ماجول بندی )، و اجتناب از به کارگیری عبارت GOTO ( که ذاتاً منبع خطاست ) تأکید دارد. یکی از موانع مهم در توسعه ی نرم افزار کامپیوتری بهتر، محدودیت توان بشر در درک برنامه هایی است که می نویسد . برنامه نویسی ساخت یافته، اسلوبی از برنامه نویسی است که برنامه ها را قابل فهم تر و کم خطاتر می سازد. از آنجا که برنامه نویسی ساخت سافته، حرکت مشهوری است، می توان آن را به چندین روش تعریف کرد. با این حال، این روش برنامه نویسی معمولاً شامل موارد زیر است : (1) ساختار بلوکی : عبارت در برنامه باید در گروههای عملکردی سازماندهی شوند.(2) اجتناب از پرشها: ( « برنامه نویسی بدون GOTO » ) . به روش ریاضی می توان اثبات کرد که وقتی یک زبان ساختارهایی معادل عبارات IF-THEN و WHILE در پاسکال دارد، نسازی به عبارت GOTO ندارد. همچنین عبارتهای GOTO غالباً موجب خطای برنامه نویسی شده و برنامه نویس را گمراه می کند. طرفداران برنامه نویسی ساخت یافته، فقط تحت شرایط بسیار محدودی اجازه ی استفاده از GOTO را می دهند. ( مثلاً، سر و کار داشتن با شرایطی که کاملاً منطق برنامه را نادیده می گیرد. ) . (3) بخش بندی ( ماجول بندی ) : اگر دنباله ی عبارتی بدون وقفه بیش از 50 خط داشته باشد، به دلیل فقدان زمان لازم برای فهم آن توسط انسان و پیگیری اطلاعات، برنامه ها باید به زیر روال هایی تقسیم شوند، حتی اگر یک زیر روال فقط یک بار احضار شود. در این حالت برنامه نویس برنامه ی اصلی را به صورت یک طرح کلی می خواند و هرگز به درک بیش از یک ثفحه ی برنامه در یک زمان نیازی نخواهد داشت( برنامه نویس باید بداند که زیر روال ها چه کاری را انجام می دهند، نه اینکه چگونه آن را انجام می دهند) . این اصل گاهی « پنهان سازی اطلاعات » نامیده می شود؛ اطلاعات نامربوط باید از مسیر برنامه نویس خراج شود.
[ریاضیات] برنامه ریزی ساختیافته

انگلیسی به انگلیسی

• programming methodology according to which one builds the main program from modular secondary programs

پیشنهاد کاربران