سعد و اسما

لغت نامه دهخدا

سعد و اسما. [ س َدُ اَ ] ( اِخ ) اول نام عاشق و دوم نام معشوقه ای است که در عرب بوده اند. ( غیاث ) ( آنندراج ) :
چشمه بانوی و درخت است اخستان
هردو باهم سعد و اسما دیده ام.
خاقانی.
بادت سعادت ابد و باتو بخت را
مهری که جان سعد باسما برافکند.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

اول نام عاشق و دوم نام معشوقه است . که در عرب بوده اند .

پیشنهاد کاربران

سعد و اسما. س َدُ اَ ( اِخ ) اول نام عاشق و دوم نام معشوقه ای است که در عرب بوده اند:
باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا
آراست بوستان را نیسان [باد بهاری] به فرش دیبا
آمد نسیمِ سنبل با مشک و با قرنفُل
...
[مشاهده متن کامل]

آورد نامهٔ گل باد صبا به صهبا
کهسار چون زمرّد نقطه زده ز بُسَّد [مرجان]
کز نعت او مُشَعبد حیران شده ست و شیدا
آبِ کبود بوده چون آینه زدوده
صندل شده ست سوده کرده به می مُطرّا
رنگ نبید و هامون پیروزه گشت و گلگون
نخل و خدنگ و زیتون چون قبّه های خضرا
دشت است یا سِتبرق [ پارچه دیبای سرخ] باغ است یا خُوَرنق [نام کوشکی در نزدیکی حیره]
یک با دگر مطابق چون شعر سعد و اسما [عاشق و معشوق، مثلی در عرب]
ابر آمد از بیابان چون طیلسان رُهبان
برق از میانش تابان چون بُسّدین چلیپا
آهو همی گُرازد، گردن همی فرازد
گه سوی کوه تازد گه سوی راغ و صحرا [کسایی مروزی]