چپک زدن

لغت نامه دهخدا

چپک زدن. [ چ َ پ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) دست زدن. چپه زدن. رجوع به چپک و چپه و چپه زدن شود. || در تداول زنان راه رفتن بیهوده. راه بسیار رفتن ، بی ثمر و بی مقصد معلوم و بیهوده بهر جای رفتن. بسیار راه رفتن کسی بی آنکه در پی کاری باشد. بیهوده و بی مقصود گشتن. راه بی فایده رفتن. دوندگی بیهوده کردن. رفتن بسیار و بی مقصود و فائده.

فرهنگ فارسی

در تداول زنان راه رفت بیهوده . راه بسیار رفتن بی ثمر و بی مقصد معلوم . بیهوده بهر جای رفتن .

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَک - Capak کف زدن، دست زدن [دست افشانی] . مثال: بچه ها خوب چپک زدند، بعد باز دو سرود خواند، بسیار چپکزنی ها شد. مردم تاجیک مدعی هستند که واژه چپک از چپیدن مشتق
...
[مشاهده متن کامل]
شده و به معنی به هم چسبیدن آمده است، حال آنکه چپیدن اغلب جای گرفتن در چیزی معنا میشود. در اصل، واژه چَپِلَک پارسی باستانی است و در لرستان هنوز استفاده میشود. بصورت تخفیف چپلک تغییر و چپک گردیده.