sculptress

/ˈskʌlptrɪs//ˈskʌlptrɪs/

معنی: حجار، مجسمه ساز، پیکر تراش، تندیس گر
معانی دیگر: (زن) تندیسگر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a female artist who produces sculpture.

جمله های نمونه

1. Many people chose sculptress because they thought, well if she's a sensitive, artistic woman maybe she's a sculptress.
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردم مجسمه ساز را انتخاب کردند زیرا فکر می کردند، خوب اگر او یک زن حساس و هنرمند است، شاید یک مجسمه ساز باشد
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم sculptress را انتخاب کردند، چون فکر می کردند، خوب اگر او یک زن حساس و هنرمندانه باشد، شاید یک sculptress باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Near Lieska, in Carelia, lives the sculptress Eva Ryynanen, an extraordinary artist who works with wood.
[ترجمه گوگل]در نزدیکی لیسکا، در Carelia، مجسمه ساز Eva Rynnanen، هنرمند خارق العاده ای که با چوب کار می کند، زندگی می کند
[ترجمه ترگمان]نزدیک Lieska، در Carelia، the اوا Ryynanen، هنرمند خارق العاده ای که با چوب کار می کند، زندگی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Near Lieksa, lives the sculptress Eva Ryynanen, an extraordinary artist who works with wood.
[ترجمه گوگل]در نزدیکی لیکسا، مجسمه ساز ایوا راینانن، هنرمند خارق العاده ای که با چوب کار می کند، زندگی می کند
[ترجمه ترگمان]نزدیک Lieksa، sculptress اوا Ryynanen، هنرمند خارق العاده ای که با چوب کار می کند، زندگی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The occupation choices that they were allowed were:bank teller, sculptress, or something else.
[ترجمه گوگل]انتخاب های شغلی که به آنها اجازه داده شد عبارت بودند از: عابر بانک، مجسمه ساز یا چیز دیگری
[ترجمه ترگمان]انتخاب های شغلی که به آن ها اجازه داده می شد عبارت بودند از: teller بانک، sculptress، یا چیز دیگری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. But that is a terrible mistake because we should know that sculptresses are very rare; very few people have the job of a sculptress or sculptor, so it's a mistake.
[ترجمه گوگل]اما این یک اشتباه وحشتناک است زیرا باید بدانیم که مجسمه سازان بسیار نادر هستند تعداد کمی از مردم شغل مجسمه ساز یا مجسمه ساز را دارند، بنابراین این یک اشتباه است
[ترجمه ترگمان]اما این یک اشتباه وحشتناک است زیرا ما باید بدانیم که sculptresses بسیار نادر هستند؛ تعداد کمی از افراد شغل یک مجسمه ساز یا مجسمه ساز را دارند، پس این یک اشتباه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. His most important relationships were with Linda King, a poet and sculptress, Liza Williams, a recording executive and "Tammie", a red-headed single mother.
[ترجمه گوگل]مهمترین روابط او با لیندا کینگ، شاعر و مجسمه ساز، لیزا ویلیامز، مجری ضبط و «تمی»، یک مادر مجرد سر قرمز بود
[ترجمه ترگمان]مهم ترین روابط او با لیندا کینگ، شاعر و sculptress، لیزا ویلیامز، یک مدیر اجرایی و یک مادر مجرد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

حجار (اسم)
lithographer, sculptor, sculptress

مجسمه ساز (اسم)
statuary, sculptor, sculptress

پیکر تراش (اسم)
sculptor, sculptress

تندیس گر (اسم)
sculptor, sculptress

به انگلیسی

• female sculptor, woman who creates three-dimensional artwork; woman who molds or shapes

معنی یا پیشنهاد شما