واژه بخس

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُخس - Buxs تنگی، اندوه، غم، درد و غیره: در خانه تنها شیشته ( نشستن ) دلم بخس کرد، پیش من آمده بُخس دلش را گشود. یعنی آنچه در دل از درد داشت، به من اظهار کرد. در متب سمرقندی اشتباهاً آورده اند که اصل این کلمه عربی است و شکل ( بغض ) دارد؛ به معین ( کینه، خشم ) و در تاجیکی سمرقند معنی ( غم، اندوه، تنگی ) را گرفته است، ولی اشتباه است، ریشه اصلی این کلمه پارسی و از خَست و خَستن است. سعدی گفته:
...
[مشاهده متن کامل]

دامن دولت چو به دست اوفتاد
گر به هلی باز نیاید به دست
این چه نظر بود که خونم بریخت؟
وین چه نمک بود که ریشم بخست؟
و فردوسی گفته:
که ما باز گشتیم زین بدکنش
مگر شاه گردد ز ما خوش منش
اگر شاه را دل ز گیلان بخست
ببریم سرها ز تنها بدست