اقال

لغت نامه دهخدا

( آقال ) آقال. ( اِ ) مصحف آخال. داس و دلوس. خاش و خماش. سَقط. افکندنی. بکارنیامدنی.

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَقّال - Aqqol حقا، حقیقتاً، واقعاً، در واقع، نهایت درست. �اقال در وقتش آمدی - دیه! � یعنی نهایت خوب است که در وقتش آمدی. �اقال گپ زور گفتی� یعنی حقا که گپ ( حرف ) درست گفتی.
...
[مشاهده متن کامل]
به نظر این جانب این واژه شاید از عبارت عربی �حق قال� باشد که به معنی �گپ حق را گفت� است و در گویش سمرقند معنی حقاً، از روی حق را گرفته است.