sluicy


معنی: جاری، ابگیر مانند
معانی دیگر: ساری

مترادف ها

جاری (صفت)
current, going, volant, running, sluicy

ابگیر مانند (صفت)
sluicy

پیشنهاد کاربران

اسلوسی
🔸 معادل فارسی:
• سیل آسا، جاری شونده به صورت سیل
• شبیه به دریچه آب
• پرجریان، پرحجم
🔸 مثال ها:
The sluicy waterfall created a constant roar in the valley.
آبشار سیل آسا صدای غرش مداومی در دره ایجاد می کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

After the dam broke, the river became sluicy and dangerous.
پس از شکستن سد، رودخانه سیل آسا و خطرناک شد.
The poet described the sluicy rain as washing away all sorrow.
شاعر باران سیل آسا را به عنوان چیزی توصیف کرد که تمام غم ها را می شوید.

ساری، جاری، آبگیر مانند.