در کار شدن

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَر کار - ضرور، ضروری، لازم. مثال: این تبر به من در کار میشود، یعنی ( ابزار دست ) من است و خیلی بهش نیاز دارم، یا: زود به خانه رفتن در کار، در کار و نادَرکار [بیکاری]
...
[مشاهده متن کامل]
در کوچه میگردد. از این واژه بصورت ( در کاری ) صفت ساخته میشود. مثلاً: اسباب در کاری را خریده آمدم. یا: این کس آدم در کاری. این واژه مرکب، از پیشایند در ( پیشوند در ) و کلمه کار ساخته شده است و معنی اش چیزی که برای کار ضروری است.