دیکشنری
مترجم
بپرس
visitational
visitation سرکشی، عیادت، دیدار، مهاجرت موسمی
دنبال کنید
انگلیسی به انگلیسی
• pertaining to a visitation
پیشنهاد کاربران
( visitation ) سرکشی، عیادت، دیدار، مهاجرت موسمی
+ عکس و لینک