دیکشنری
مترجم
بپرس
vacillant
معنی
: جنبنده، اونگی
معانی دیگر
: نوسان کننده، نوسانگر، متحرک
دنبال کنید
مترادف ها
جنبنده
(صفت)
motive, wobbly, motile, vacillant, vibratile
اونگی
(صفت)
vacillant, pendular
پیشنهاد کاربران
نوسان کننده، جنبنده، متحرک، آونگی.
+ عکس و لینک