پیخست کردن

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَست کردن - Payxast پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس ( یا پَی خَست ) هم نکرده ام، یا: من پی خس کردم که وی باید همین کار را کند. به این معنی در فرهنگ
...
[مشاهده متن کامل]
برهان نیز آمده است: به معنی گمان بردن و از روی گمان فهمیدن، راه به چیزی بردن. در این مورد در شکل پی خست نیز آمده است ( فرهنگ برهان ) .