بر و دوز

واژه نامه بختیاریکا

( بُر و دوز ) ( خس ) ؛ ( تم ) ؛ بریدن و دوختن؛ خیاطی

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: برودوز - Buruduz برودوز کردن، ( برو= بریدن دوز= دوخت= آماده و مهیا ) همان مثالی که خودمان میگوییم: ریش و قیچی دست خودت باشد، خودت ببر و بدوز، بازم مثال: برودوز کرده ماندن، یعنی
...
[مشاهده متن کامل]
مهیا کردن، یعنی یک کار را مشورت کرده و چاره و تدبیر آن را اندیشیده است. مثال: ما تا آمدن شما چگونه تشکیل ضیافت را برودوز کرده ماندیم، شمایان خودتان برودوز این کار را کنیتان [بکنید]، بعد به من می گوییتان ( بگویید ) . این تعبیر از فعلهای بریدن و دوختن صورت گرفته است و معنی لباس را به چین و اندازه بریدن و دوختن را هم دارد.