اینتلیجنتسیا

دانشنامه عمومی

اینتلیجنتسیا ( لاتین: intellegentia، ( به لهستانی: inteligencja ) ، روسی: интеллигенция؛ IPA:  ) به یک طبقه اجتماعی از اشخاص تحصیل کرده و روشنفکر گفته می شود که به نقد، راهنمایی، و رهبری فرهنگ و سیاست جامعهٔ خود اشتغال داشته باشند. [ ۱] اینتلیجنتسیا می تواند شامل معلمان، هنرمندان، دانشگاهیان، نویسندگان، روزنامه نگاران و به طور کلی «اهل قلم» باشد. از لحاظ تاریخی، نقش سیاسی اینتلیجنتسیا تاثیرهای متفاوتی بر شکل گیری فرهنگ جامعه، از مترقی تا مرتجع داشته است. [ ۲] [ ۳]
اصطلاح اینتلیجنتسیا نخستین بار در اواخر قرن هجدهم و در جریان تجزیه لهستان به کار گرفته شد. در آن زمان لهستان تحت حکومت روسیه تزاری بود و روشنفکر لهستانی برونیسلاو ترنتوسکی از اشخاص لهستانی الاصل متعلق به طبقهٔ بورژوازی و تحصیل کرده ای را رهبر لهستان مستقل آینده می دانست که نسبت به سرنوشت و آینده هم وطنان خود احساس مسؤولیت می کردند و مدعی در اختیار داشتن ابزار فکری و خطوط اصلی برنامه ای اجتماعی و سیاسی برای راهنمایی ملت خود به سوی زندگی بهتر و انسانی تری بودند. این افراد در دانشگاه ها و مدارس عالی نظامی آموزش یافته بودند و هوادار اصلاحات سیاسی، تقویت مبانی زندگی دموکراتیک و مدرن ( مانند اروپای غربی به ویژه فرانسه ) ، و انجام پروژه اصلاحات ارضی و اقتصادی به سود بورژوازی بودند.
در مورد تفاوت بین «اینتلیجنتسیا» و «روشنفکر» دو نظر وجود دارد. برخی بین این دو اصطلاح تفاوت می گذارند و معتقدند اینتلیجنتسیا محدود به زمان و مکان خاص خود ( روسیه تزاری و لهستان ) است و برخی نیز می گویند اینتلیجنتسیا گروهی اجتماعی هستند که می تواند درهر کشوری پدید آید. [ ۴]
عکس اینتلیجنتسیا
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

اینتلیجنتسیا ( روشنفکر ) Intelligentsia واژه روسی دارای ریشه لاتین است که در دهه ۱۸۶۰ میلادی در روسیه باب شد و سپس به سایر زبانهای اروپایی راه یافت. این واژه را اولین بار پتر بوبوریکین ( ۱۸۳۶ تا ۱۹۲۱ )
...
[مشاهده متن کامل]
، نویسنده روس، به کار برد. بوبوریکین از این مفهوم محافل نوخاسته دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهها و ادبایی را مد نظر داشت که به مخالفت با نظم و سنن اجتماعی موجود برخاسته و نسبت به الگوهای اروپای غربی شیفتگی داشتند. در آن زمان، در روسیه روشنفکر به اعضای محافلی گفته میشد که تعلق اصلی ایشان به حرفه تخصصی یا طبقه خود نبود بلکه در پیرامون آرمانها و انگارههای معین ( اعتقاد به آته ئیسم و ماتریالیسم، ابراز نارضایتی از نظم سیاسی و اجتماعی موجود و شیفتگی نسبت به تمامی یا برخی از الگوهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی اروپای غربی ) همگونی و اشتراک داشتند. بعدها بوبوریکین در رمانهای متعدد خود، از جمله ( او خردمندتر میشود ۱۸۹۰ ) ، به توصیف شخصیت اینگونه اینتلیجنتسیای دمکرات پرداخت. معهذا، بهترین مأخذ برای شناخت این تیپ جدید اجتماعی ( پدران و فرزندان ) برجسته ترین اثر ایوان تورگنیف ( ۱۸۶۲ ) ، است. تورگنیف در این رمان تعارض خلق و خو و ایستارهای جدید و پرخاشگرانه جوانان تحصیلکرده دهه ۱۸۶۰ روسیه را با نسل گذشته به زیبایی بیان داشته است. بعدها، واژه اینتلیجنتسیا به یک مفهوم جامعه شناختی بدل شد و به همه گروههای اجتماعی شاغل در حرفه های فکری اطلاق گردید. در این معنا روحانیون به عنوان کهن ترین گروه روشنفکری شناخته میشوند. معهذا، تا به امروز نیز واژه روشنفکر در هر دو مفهوم آن به کار میرود. گاه مراد از آن گروههای روشنفکری معترض است و در این معنا تیپ اجتماعی مشابه با اینتلیجنتسیای دهه ۱۸۶۰ روسیه مد نظر است و گاه منظور مفهوم جامعه شناختی آن است. در آثار لنین نیز واژه فوق در هر دو معنا به کار رفته است. او در جایی این تعریف را از اینتلیجنتسیا به دست داده است: در معنای عام، تمامی تحصیلکردگان یا، چنانکه انگلیسیها مینامند، کارگران فکری جامعه که در این معنا از کارگران یدی متمایز میشوند. برای آشنایی بیشتر بنگرید به: عبداالله شهبازی، سیر تاریخی تکوین روشنفکری ایران.