پیچیتان

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچی - Pici کمی، اندکی، یک مقدار کمی. مُرچتان ( فلفلتان ) پیچی به من دهید، یا: کمتر زیره آورده بودم، یک پیچیشه ( یک پیچی اش را ) به کلینم [عروسم] دادم، یا: پیچی شِنید، کی باز
...
[مشاهده متن کامل]
ندیدیم، پَزمان [مشتاق] شدیم. احتمالاً این واژه در اصل پَیچَه Payca بوده با مرور زمان پیچی شده است. پی به معنی مرتبه، بار، دفعه، در ( فرهنگ برهان ) آمده است.