قنداقی

/qondAqi/

لغت نامه دهخدا

قنداقی. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قنداق.
- بچه قنداقی ؛ بچه شیرخوار که او را به قنداق کنند.

فرهنگ فارسی

نسبت است به قنداق - بچه قنداقی

واژه نامه بختیاریکا

للوری

پیشنهاد کاربران

قنداقی و بچه قنداقی وقتی به کسی نسبت داده میشود، یعنی خیلی کوچکی و هر دو اهانت آمیز و تحقیر کننده است، قنداق احتمالا از ریشه ترکی است که پوشش کودکان در دوران شیرخوارگی بوده، خوف از قنداق کردن، پختن و تقویت
...
[مشاهده متن کامل]
بدن کودک تا دوسالگی بوده، در بعضی نقاط ایران، تا گردن نوزاد را قنداق میکردند و دست بچه هم داخل قنداق بود، امروزه گویا در بخش های کوچکی از افغانستان هنوز دست کودک را داخل قنداق میگذارند، ولی در ایران امروزی پوشک و لاستیکی ، جایگزین قنداق شده.