بانو شاعره دوستی/ آغا دوست/ نسائی:
دختر درویش قیام سبزواری است و در تذکره ها از جمله تذکرة الخواتین یادآور شده که در ادبیات و علم عروض، وقوف و بصیرت کافی داشته و از ملاحظه غزلی که اثر طبع اوست و در اینجا نقل میکنم میتوان تصدیق کرد که، هم بر قواعد شعری واقف بوده و هم ذوق و طبعی سرشار داشته و غزل اینست:
... [مشاهده متن کامل]
هر کجا آن مه به آن زلف پریشان بگذرد
هر که کفر زلف او بیند ز ایمان بگذرد
ای محبان بوالعجب دردیست درد عاشقی
هر که دامن گیرد این دردش ز درمان بگذرد
هر که عاشق شد از او دیگر سر و سامان مجوی
زانکه عاشق ترک سر گوید ز سامان بگذرد
در فراقش دوستی گرید چو ابر نوبهار
گریه زارش چو بیند ابر، گریان بگذرد
تذکره جواهر العجایب نام او را نسائی و علاوه بر غزل بالا این مطلع را از او ذکر کرده:
از آشنائی تو عاقبت جدائی بود
فغان که با تو مرا این چه آشنائی بود
دختر درویش قیام سبزواری است و در تذکره ها از جمله تذکرة الخواتین یادآور شده که در ادبیات و علم عروض، وقوف و بصیرت کافی داشته و از ملاحظه غزلی که اثر طبع اوست و در اینجا نقل میکنم میتوان تصدیق کرد که، هم بر قواعد شعری واقف بوده و هم ذوق و طبعی سرشار داشته و غزل اینست:
... [مشاهده متن کامل]
هر کجا آن مه به آن زلف پریشان بگذرد
هر که کفر زلف او بیند ز ایمان بگذرد
ای محبان بوالعجب دردیست درد عاشقی
هر که دامن گیرد این دردش ز درمان بگذرد
هر که عاشق شد از او دیگر سر و سامان مجوی
زانکه عاشق ترک سر گوید ز سامان بگذرد
در فراقش دوستی گرید چو ابر نوبهار
گریه زارش چو بیند ابر، گریان بگذرد
تذکره جواهر العجایب نام او را نسائی و علاوه بر غزل بالا این مطلع را از او ذکر کرده:
از آشنائی تو عاقبت جدائی بود
فغان که با تو مرا این چه آشنائی بود