واژه تلواسه

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَلواسه - Talvosa، دلشوره، اضطراب، هیجان، ناآرامی سخت. مثال: این گپ ( حرف ) را شنیده به تلواسه افتاد، اینها همه اش تلواسه جان ( به معنی جان کنی ) . اصل این کلمه تالواسه است و در فرهنگ فرس و فرهنگ برهان آمده است: تالواسه، بی قراری و بی آرامی و اضطراب و اندوه. . . ( فرهنگ برهان ) . در لغت فرس گفته شده است که این کلمه در اصل تاسه بوده است ( در برهان به همان معنی تالواسه معنی شده ) و از خفاف این شعر شاهد آورده شده است:
...
[مشاهده متن کامل]

مر مرا ای دروغگوی سترگ
تالواسه گرفت از این ترفند
( مجتبایی - صادقی )