جوروق

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جُورُوق - Juruq به ترتیب، به نظم، خوشاهنگ، مرتب، منظّم. مثال: این بچه جوروق نمیگردد، به خرد و کلان در می افتد، جوروق گرد ( منظّم باش، جور باش ) ، شوخی نکن، جور کلمه
...
[مشاهده متن کامل]
قدیم پارسی است به معنی موافق، هماهنگ. جور فارسی = هماهنگ وق = دار . وق پسوند است معادل دار و دارنده.