بانو شاعره بیجه منجمه: امیر علی شیر نوائی در مجالس النفایس مینویسد: این زن خواهر مولانا علاء الدین کرمانی وهم زمان سلطان حسین بایقرا ومولانا جامی بوده و در جوار منزل جامی مسجد جامعی بنا کرده و توقع داشت مولانا جامی در آن مسجد نماز گذارد. جامی این توقع را اجابت نکرده و بیتی که ذکر آن در متن نامناسب است گفته و در محراب مسجد نوشته ( جامی در محراب مسجد نوشته بود: نگذارم بمسجد تو نماز / زانکه محراب. . . نیازی نیست )
... [مشاهده متن کامل]
بیجه بیتی در جواب گفته است که:
جامیا زین سان خری چندی که در گرد تو اند
گر تو خر کردی تخلص سازی از جامی بهست
امیر علی شیر که مردی دانشمند و فاضل شناس بوده درباره بیجه مینویسد: فضل بیجه غایت و نهایت ندارد، و این مطلع را از او نقل میکند:
گر نه هر دم ز سر کوی توام اشک برد
عاشقى ها کنم آنجا که فلک رشک برد
صاحب تذکره جراهر العجایب مینویسد میان جامی و بیجه اختلافی بود، بیجه گفت جامی چه میگوید هر چه ایشان از مسجد و مدرسه و امثال آن ساخته اند منهم ساخته ام و فضائلی که او دارد من هم دارم اگر ایشان شعر میگویند من هم میگویم پس ایشان چه چیز دارند که من ندارم جامی جواب داد چیزی که ما داریم او ندارد، بیجه پاسخ داد من هم چیزی دارم که جامی ندارد و او را بدان احتیاج زیادتر است، جامی را این گفتگو خوش آمد و با بزرگان و برجستگان بمنزل بیجه بمهمانی رفت و میان آنها الفت و دوستی دست داد. واضافه میکند که بیجه ظریفه و عارفه و نادره ایام بوده خصوصا در علم نجوم که مانند او نبوده و این مطلع را که بمناسبت در گذشت همسر خود گفته ضبط کرده است:
کوکب بختم که بود از وی منور آسمان
بنگر ای مه کز فراقت در زمین است این زمان
... [مشاهده متن کامل]
بیجه بیتی در جواب گفته است که:
جامیا زین سان خری چندی که در گرد تو اند
گر تو خر کردی تخلص سازی از جامی بهست
امیر علی شیر که مردی دانشمند و فاضل شناس بوده درباره بیجه مینویسد: فضل بیجه غایت و نهایت ندارد، و این مطلع را از او نقل میکند:
گر نه هر دم ز سر کوی توام اشک برد
عاشقى ها کنم آنجا که فلک رشک برد
صاحب تذکره جراهر العجایب مینویسد میان جامی و بیجه اختلافی بود، بیجه گفت جامی چه میگوید هر چه ایشان از مسجد و مدرسه و امثال آن ساخته اند منهم ساخته ام و فضائلی که او دارد من هم دارم اگر ایشان شعر میگویند من هم میگویم پس ایشان چه چیز دارند که من ندارم جامی جواب داد چیزی که ما داریم او ندارد، بیجه پاسخ داد من هم چیزی دارم که جامی ندارد و او را بدان احتیاج زیادتر است، جامی را این گفتگو خوش آمد و با بزرگان و برجستگان بمنزل بیجه بمهمانی رفت و میان آنها الفت و دوستی دست داد. واضافه میکند که بیجه ظریفه و عارفه و نادره ایام بوده خصوصا در علم نجوم که مانند او نبوده و این مطلع را که بمناسبت در گذشت همسر خود گفته ضبط کرده است:
کوکب بختم که بود از وی منور آسمان
بنگر ای مه کز فراقت در زمین است این زمان