1. So no real number, positive or negative, squares to produce a negative result.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] عبارت Real Number این عبارت دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد: ۱. در ریاضیات: به معنای عدد حقیقی ( اعداد گویا و گنگ ) . ۲. در اصطلاح عامیانه ( Idiom ) : به معنای عدد واقعی ( مقدار حقیقی و دقیق یک چیز ) یا در عبارت do a real number on someone/something به معنای ضربه شدید زدن، آسیب جدی زدن یا خراب کردن چیزی.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] بنابراین هیچ عدد حقیقی، چه مثبت و چه منفی، با توان دوم نمیتواند نتیجه ای منفی ایجاد کند.|
[ترجمه گوگل]بنابراین هیچ عدد واقعی، مثبت یا منفی، مربع نمی شود تا نتیجه منفی ایجاد کند[ترجمه ترگمان]بنابراین هیچ عدد حقیقی، مثبت یا منفی، مربع برای ایجاد یک نتیجه منفی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. It believes that the real number of rapes and indecent assaults is between 11000 and 29000.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] باور بر این است که عدد واقعی ( تعداد دقیق ) تجاوزها و تعرضات جنسی بین ۱۱۰۰۰ تا ۲۹۰۰۰ است.|
[ترجمه گوگل]این سازمان معتقد است که تعداد واقعی تجاوزها و تجاوزات ناشایست بین 11000 تا 29000 است[ترجمه ترگمان]بر این باور است که شمار واقعی تجاوز جنسی و تجاوز جنسی بین ۱۱۰۰۰ و ۲۹۰۰۰ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. Danny did a real number on the car.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] دنی آسیب جدی به ماشین زد ( ماشین را داغون کرد ) .|
[ترجمه گوگل]دنی یک عدد واقعی روی ماشین انجام داد[ترجمه ترگمان]دنی \"یه شماره واقعی تو ماشین بود\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Thus, while our diagonal procedure will produce some real number, that number will not be a computable number.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] بنابراین، در حالی که رویه قطری ما یک عدد حقیقی تولید میکند، آن عدد یک عدد قابل محاسبه نخواهد بود.|
[ترجمه گوگل]بنابراین، در حالی که روش مورب ما مقداری واقعی را تولید می کند، آن عدد یک عدد قابل محاسبه نخواهد بود[ترجمه ترگمان]بنابراین، در حالی که روند مورب ما برخی اعداد حقیقی را تولید خواهد کرد، این عدد یک عدد قابل محاسبه نخواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. We assumed that E is a real number.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ما فرض کردیم که E یک عدد حقیقی است.|
[ترجمه گوگل]ما فرض کردیم که E یک عدد واقعی است[ترجمه ترگمان]ما فرض کردیم که E یک عدد حقیقی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Of, relating to, or being a real number.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مربوط به، یا ماهیتِ یک عدد حقیقی بودن.|
[ترجمه گوگل]از، مربوط به، یا بودن یک عدد واقعی[ترجمه ترگمان] البته که مربوط به این میشه یا اینکه یه شماره واقعی باشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Several models on genetic algorithm based on real number encoding are established.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] چندین مدل الگوریتم ژنتیک مبتنی بر کدگذاری اعداد حقیقی ایجاد شده است.|
[ترجمه گوگل]چندین مدل بر روی الگوریتم ژنتیک بر اساس رمزگذاری اعداد واقعی ایجاد شده است[ترجمه ترگمان]چندین مدل بر روی الگوریتم ژنتیک بر پایه کدگذاری تعداد واقعی ایجاد شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. The acceptability of real number system depends on practice.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پذیرش سیستم اعداد حقیقی به کاربرد ( عمل ) بستگی دارد.|
[ترجمه گوگل]قابل قبول بودن سیستم اعداد واقعی به تمرین بستگی دارد[ترجمه ترگمان]پذیرش سیستم اعداد حقیقی به عمل بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The relative errors of real number part and imaginary number part of wave function change periodically between positive and negative numbers.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] خطاهای نسبی بخش حقیقی و بخش موهومیِ تابع موج به صورت متناوب بین اعداد مثبت و منفی تغییر میکند.|
[ترجمه گوگل]خطاهای نسبی قسمت اعداد واقعی و قسمت اعداد فرضی تابع موج به طور متناوب بین اعداد مثبت و منفی تغییر می کند[ترجمه ترگمان]خطاهای نسبی قسمت حقیقی و قسمت موهومی تابع موج به صورت دوره ای بین اعداد مثبت و منفی تغییر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. From the definition of real number, deduces each basic theory successively, thus proving the equivalence.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] از تعریف عدد حقیقی، هر نظریه پایه یکی پس از دیگری استنتاج میشود، که بدین ترتیب هم ارزی اثبات میگردد.|
[ترجمه گوگل]از تعریف اعداد حقیقی، هر نظریه پایه را به طور متوالی استنتاج می کند، بنابراین هم ارزی را اثبات می کند[ترجمه ترگمان]از تعریف اعداد حقیقی، هر نظریه پایه را به طور موفقیت آمیزی بررسی می کند و در نتیجه تعادل را اثبات می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. The imaginary is perpendicular to the real number.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] بخش موهومی بر عدد حقیقی عمود است.|
[ترجمه گوگل]عدد موهومی عمود بر عدد واقعی است[ترجمه ترگمان]فرضی عمود بر عدد حقیقی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. But experts say the real number is very much higher.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] اما کارشناسان میگویند که عدد واقعی ( تعداد دقیق ) بسیار بالاتر است.|
[ترجمه گوگل]اما کارشناسان می گویند تعداد واقعی بسیار بیشتر است[ترجمه ترگمان]اما متخصصان می گویند که شمار واقعی بسیار بالاتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. The real number is converted either to fixed or scientific format.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] عدد حقیقی یا به فرمت ثابت و یا به فرمت علمی تبدیل میشود.|
[ترجمه گوگل]عدد واقعی یا به فرمت ثابت یا علمی تبدیل می شود[ترجمه ترگمان]عدد حقیقی به فرمت ثابت یا علمی تبدیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. The question of the logical structure of the real number system was faced squarely.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مسئله ساختار منطقی سیستم اعداد حقیقی به صراحت مورد بررسی قرار گرفت.|
[ترجمه گوگل]مسئله ساختار منطقی سیستم اعداد واقعی کاملاً با آن روبرو بود[ترجمه ترگمان]پرسش ساختار منطقی سیستم شماره واقعی مستقیما با آن روبرو شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. Methods of exploring the real number roots of a real coefficient polynomial function are procedurally given.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] روش های جستجوی ریشه های حقیقیِ یک تابع چندجمله ای با ضرایب حقیقی، به صورت رویه ای ارائه شده اند.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] درباره Real Number و کاربردهای آن این مورد چالش برانگیزترین است زیرا یک عبارت واحد، دو دنیای متفاوت دارد:|
[ترجمه گوگل]روشهای کاوش ریشههای اعداد حقیقی یک تابع چند جملهای ضریب واقعی به صورت رویهای ارائه شدهاند[ترجمه ترگمان]روش های بررسی ریشه اعداد حقیقی یک تابع چندجمله ای واقعی procedurally داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید