بانو شاعره نهانی شیرازی
تذکره جواهر العجایب مینویسد بانو نهانی، اهل شیراز بوده و مردم آن دیار وی را در حسن و جمال و فهم و فراست بسیار می ستودند و میگوید در فصاحت و بلاغت در میان زنان ممتاز بوده و یاد آور میشود که مطلع ذیل را در تتبع از غزل مولانا عبدالرحمن جامی گفته است ( عبد الرحمن جامى بی نیاز از معرفی است، وی بزرگترین عارف و شاعر و دانشمند قرن هشتم هجری است ) و دیگران هم بدین بحر و ردیف و قافیه گفته اند که نقل میکنیم:
... [مشاهده متن کامل]
بانو نهانی:
شدم دیوانه تا در خواب دیدم آن پری رو را
چه باشد حال گر بیند به بیداری کسی او را
عبد الرحمن جامی:
معلم کو مده تعلیم بیداد آن پری رو را
که جز خوی نکو لایق نباشد روی نیکو را
بساطی ( حصیری ) :
به زنجیر از چه میدارد رقیب این سرو دلجو را
مرا زنجیر میباید که من دیوانه ام او را
نرگسی:
وفا در دل نگردد هرگز آن شوخ جفا جو را
ز من بهتر نمیداند کسی نیک و بد او را
آهی:
سگش را یارخواندم زد گره از چشم ابرو را
من مسکین چه دانم آدمی پنداشتم او را
مه من شام عید از گوشه ننمود ابرو را
فلک چندین چراغ افروخت تا پیدا کند او را
میرهادی مشهدی:
به آب زر نشانی هست تیغ آن جفا جو را
که خون هر که را ریزد نگیرد هیچکس او را
قاسم:
مصور تا به صورت کرد نسبت آن پری رو را
نمیخواهم که بر دیوار بینم صورت او را
فخری هروی:
درون دیده جا خواهم سگان آن پری رو را
که من بسیار بهتر دانم از مردم سگ او را
توضیح:
/بساطی سمرقندی از شاعران نامی اوایل قرن نهم است که ابتدا حصیری بخاطر شغلش که حصیرباف بوده تخلص میکرده، و سپس به توصیه خواجه عصمت بخارائی که گفته بود تو لایق بساط بزرگانی تخلص خود را به بساطی تغییر داد.
/میرهادی مشهدی ظاهراً میر محمد هادی پسر عموی میر عبدالرزاق کاشی است، محمدهادی و مشهدی که در دنباله نام اوست میرساند که اهل دهی بنام مشهد ( مشهدقالی ) که در حومه کاشان بوده.
/قاسم احتمالاً شاه قاسم انوار باشد که معاصر بساطی بوده و از اجله عرفا و بزرگان عصر خود بوده.
/فخری هروی ناقل احوالات نهانی شیرازی و مؤلف تذکره جواهر العجایب است.
تذکره جواهر العجایب مینویسد بانو نهانی، اهل شیراز بوده و مردم آن دیار وی را در حسن و جمال و فهم و فراست بسیار می ستودند و میگوید در فصاحت و بلاغت در میان زنان ممتاز بوده و یاد آور میشود که مطلع ذیل را در تتبع از غزل مولانا عبدالرحمن جامی گفته است ( عبد الرحمن جامى بی نیاز از معرفی است، وی بزرگترین عارف و شاعر و دانشمند قرن هشتم هجری است ) و دیگران هم بدین بحر و ردیف و قافیه گفته اند که نقل میکنیم:
... [مشاهده متن کامل]
بانو نهانی:
شدم دیوانه تا در خواب دیدم آن پری رو را
چه باشد حال گر بیند به بیداری کسی او را
عبد الرحمن جامی:
معلم کو مده تعلیم بیداد آن پری رو را
که جز خوی نکو لایق نباشد روی نیکو را
بساطی ( حصیری ) :
به زنجیر از چه میدارد رقیب این سرو دلجو را
مرا زنجیر میباید که من دیوانه ام او را
نرگسی:
وفا در دل نگردد هرگز آن شوخ جفا جو را
ز من بهتر نمیداند کسی نیک و بد او را
آهی:
سگش را یارخواندم زد گره از چشم ابرو را
من مسکین چه دانم آدمی پنداشتم او را
مه من شام عید از گوشه ننمود ابرو را
فلک چندین چراغ افروخت تا پیدا کند او را
میرهادی مشهدی:
به آب زر نشانی هست تیغ آن جفا جو را
که خون هر که را ریزد نگیرد هیچکس او را
قاسم:
مصور تا به صورت کرد نسبت آن پری رو را
نمیخواهم که بر دیوار بینم صورت او را
فخری هروی:
درون دیده جا خواهم سگان آن پری رو را
که من بسیار بهتر دانم از مردم سگ او را
توضیح:
/بساطی سمرقندی از شاعران نامی اوایل قرن نهم است که ابتدا حصیری بخاطر شغلش که حصیرباف بوده تخلص میکرده، و سپس به توصیه خواجه عصمت بخارائی که گفته بود تو لایق بساط بزرگانی تخلص خود را به بساطی تغییر داد.
/میرهادی مشهدی ظاهراً میر محمد هادی پسر عموی میر عبدالرزاق کاشی است، محمدهادی و مشهدی که در دنباله نام اوست میرساند که اهل دهی بنام مشهد ( مشهدقالی ) که در حومه کاشان بوده.
/قاسم احتمالاً شاه قاسم انوار باشد که معاصر بساطی بوده و از اجله عرفا و بزرگان عصر خود بوده.
/فخری هروی ناقل احوالات نهانی شیرازی و مؤلف تذکره جواهر العجایب است.