1. There is a standard form of oath used in lawcourts.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یک فرم استاندارد برای سوگند در دادگاه ها وجود دارد.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ترجمه تخصصی Standard Form ( قالب استاندارد ) که این عبارت در متون حقوقی به معنی قراردادهای چاپی/یک طرفه و در ریاضیات به معنی شکل استاندارد هستش. در متون حقوقی و اداری ( Standard Form Contracts )|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یک قالب استاندارد برای سوگند در دادگاه ها وجود دارد.|
[ترجمه گوگل]یک شکل استاندارد از سوگند در دادگاه ها استفاده می شود[ترجمه ترگمان]یک نوع استاندارد از سوگندی که در lawcourts استفاده می شود وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. It was the standard form of wording for a consent letter.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این، قالب استاندارد عبارت ها برای یک نامه رضایت بود.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] این، متن استاندارد/رسمی برای نامه های رضایت بود.|
[ترجمه گوگل]این شکل استاندارد عبارت برای رضایت نامه بود[ترجمه ترگمان]شکل استاندارد جمله بندی برای یک نامه رضایت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. In the standard form the contractor must pay to or allow the employer the liquidated damages.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در فرم استاندارد، پیمانکار باید خسارات تعیین شده را به کارفرما پرداخت یا واگذار کند.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در فرم استاندارد، پیمانکار موظف است خسارات تعیین شده ( Liquidated Damages ) را به کارفرما بپردازد.|
[ترجمه گوگل]در فرم استاندارد، پیمانکار باید خسارات تسویه شده را به کارفرما بپردازد یا اجازه دهد[ترجمه ترگمان]در شکل استاندارد پیمان کار باید هزینه پرداخت غرامت را بپردازد یا به کارفرما اجازه پرداخت خسارت را بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. However, with standard form contracts directed at consumers, the legislature has interfered because of the imbalance in bargaining power.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] با این حال، در قراردادهای استاندارد مربوط به مصرف کنندگان، به دلیل عدم تعادل در قدرت چانه زنی، قوه مقننه مداخله کرده است.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] با این حال، در قراردادهای استاندارد ( چاپ شده ) مربوط به مصرف کنندگان، قوه مقننه بدلیل عدم تعادل در قدرت چانه زنی مداخله کرده است.|
[ترجمه گوگل]با این حال، با قراردادهای استاندارد که متوجه مصرف کنندگان می شود، قانونگذار به دلیل عدم تعادل در قدرت چانه زنی دخالت کرده است[ترجمه ترگمان]با این حال، با قراردادهای فرم استاندارد به مشتریان، قانون گذاری به دلیل عدم تعادل در قدرت چانه زنی، دخالت کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. The standard form, priced at £38 includes a catalyst, sophisticated central locking system and power-assisted steering.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مدل استاندارد با قیمت ۳۸ پوند، شامل یک کاتالیزور، سیستم قفل مرکزی پیشرفته و فرمان هیدرولیک است.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] مدل استاندارد با قیمت ۳۸ پوند، شامل کاتالیزور، سیستم قفل مرکزی و فرمان هیدرولیک است. ۱۱. یک شکل استاندارد از برنامه ریزی خطی بازه ای تعریف شد.|
[ترجمه گوگل]فرم استاندارد با قیمت 38 پوند شامل کاتالیزور، سیستم قفل مرکزی پیچیده و فرمان برقی است[ترجمه ترگمان]فرم استاندارد، که در ۳۸ پوند قیمت دارد شامل یک کاتالیزور، سیستم قفل مرکزی پیچیده و فرمان به کمک قدرت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. The questionnaire is very much in a standard form and should always be amended to reflect the business being sold.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پرسشنامه تا حد زیادی در قالب استاندارد است و باید همیشه برای انعکاس نوع کسب وکار فروشی تغییر کند.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] پرسشنامه کاملاً در قالب استاندارد است و باید متناسب با کسب وکار فروشی اصلاح شود.|
[ترجمه گوگل]این پرسشنامه بسیار به شکل استاندارد است و همیشه باید برای بازتاب کسب و کار فروخته شده اصلاح شود[ترجمه ترگمان]پرسشنامه به شکل استاندارد بسیار است و باید همیشه برای منعکس کردن کسب وکار فروخته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. It is usually written on a standard form, but not necessarily.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] معمولاً در یک فرم استاندارد نوشته میشود، اما لزوماً اینطور نیست.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] معمولاً در یک فرم استاندارد نوشته میشود، اما الزامی نیست.|
[ترجمه گوگل]معمولاً روی یک فرم استاندارد نوشته می شود، اما نه لزوما[ترجمه ترگمان]آن معمولا به شکل استاندارد نوشته می شود، اما لزوما نه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. Arbitration is written into the standard form contracts as the form of dispute resolution to be used.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] داوری به عنوان روش حل اختلاف، در قراردادهای استاندارد گنجانده شده است.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شرط داوری بعنوان روش حل اختلاف در قراردادهای استاندارد گنجانده شده است.|
[ترجمه گوگل]داوری در فرم استاندارد قراردادها به عنوان شکل حل اختلاف نوشته شده است[ترجمه ترگمان]داوری به صورت قراردادهای فرم استاندارد به عنوان شکل حل اختلاف نوشته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The standard form 1980 provides a procedure where the client puts forward three specialists whom he would be happy to see used.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] فرم استاندارد ۱۹۸۰ رویه ای را ارائه می دهد که در آن مشتری سه متخصص را که مایل به همکاری با آن هاست، پیشنهاد میکند.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] قالب استاندارد ۱۹۸۰ رویه ای را ارائه میدهد که در آن مشتری سه متخصص را پیشنهاد میکند.|
[ترجمه گوگل]فرم استاندارد 1980 روشی را ارائه می دهد که در آن مشتری سه متخصص را معرفی می کند که از استفاده از آنها خوشحال می شود[ترجمه ترگمان]فرم استاندارد ۱۹۸۰ روشی ارایه می کند که در آن مشتری سه متخصص را مطرح می کند که از دیدن آن ها خوشحال خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The theory on legal economy believes standard form contract cannot lose economy of transaction cost.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نظریه اقتصاد حقوقی معتقد است قراردادهای استاندارد نباید اقتصادِ هزینه تراکنش را از دست بدهند.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نظریه اقتصاد حقوقی معتقد است قراردادهای استاندارد نباید باعث از دست رفتن اقتصادِ هزینه تراکنش شوند.|
[ترجمه گوگل]تئوری اقتصاد قانونی معتقد است که قرارداد فرم استاندارد نمی تواند اقتصاد هزینه معامله را از دست بدهد[ترجمه ترگمان]تیوری اقتصاد قانونی بر این باور است که قرارداد شکل استاندارد نمی تواند اقتصاد هزینه معامله را از دست بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. A standard form of interval linear programming was defined.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] یک شکل استاندارد از برنامه ریزی خطی بازه ای تعریف شد.|
[ترجمه گوگل]یک فرم استاندارد از برنامه ریزی خطی بازه ای تعریف شد[ترجمه ترگمان]یک شکل استاندارد از برنامه نویسی خطی فاصله تعریف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. It will send you standard form for you to fill out.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] فرم استاندارد را برای شما می فرستند تا پر کنید.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] فرم استاندارد را برای شما می فرستند تا تکمیل کنید.|
[ترجمه گوگل]فرم استاندارد را برای شما ارسال می کند تا آن را پر کنید[ترجمه ترگمان]آن فرم استاندارد برای پر کردن شما می فرستد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Compliance testing should be the standard form of testing used during systems auditing.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تست انطباق باید شکل استاندارد تست مورد استفاده در حسابرسی سیستم ها باشد.|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تست انطباق باید روش ( شکل ) استاندارد تست در حسابرسی سیستم ها باشد.|
[ترجمه گوگل]تست انطباق باید شکل استاندارد آزمایشی باشد که در طول ممیزی سیستم ها استفاده می شود[ترجمه ترگمان]تست سازگاری باید فرم استاندارد تست مورد استفاده در حین حسابرسی سیستم ها باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Write the standard form of an equation line passing through each pair of points.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] شکل استاندارد معادله خطی را که از هر جفت نقطه میگذرد، بنویسید.|
[ترجمه گوگل]شکل استاندارد یک خط معادله را که از هر جفت نقطه عبور می کند بنویسید[ترجمه ترگمان]فرم استاندارد یک خط معادله را بنویسید که از هر جفت نقطه عبور می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید