sutural


درزی، بخیه ای

جمله های نمونه

1. Objective: To evaluate the effects of sutural distraction in treating midface hypoplasia.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] هدف: ارزیابی اثرات کشش درزهای استخوانی ( Sutural Distraction ) در درمان هیپوپلازی ( رشد ناکافی ) میان صورت.
|
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی اثرات انحراف بخیه در درمان هیپوپلازی میانی صورت
[ترجمه ترگمان]هدف: ارزیابی اثرات حواس پرتی sutural در برخورد با midface hypoplasia
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fluorescent labeling of newly formed sutural bone demonstrated more osteogenesis on a experimental group in comparison with a control group.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] برچسب گذاری فلورسنت استخوان های درزی تازه شکل گرفته، استخوان سازی بیشتری را در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل نشان داد.
|
[ترجمه گوگل]برچسب زدن فلورسنت استخوان بخیه تازه تشکیل شده، استخوان سازی بیشتری را در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل نشان داد
[ترجمه ترگمان]برچسب فلورسنت استخوان sutural شکل گرفته به تازگی بیشتر بر روی یک گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Recorded variables included the pattern of sutural fusion, age at presentation, cranial shape, presence of elevated intracranial pressure, genetic testing, and types of operative correction.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] متغیرهای ثبت شده شامل الگوی جوش خوردن درزها، سن در زمان مراجعه، شکل جمجمه، وجود فشار داخل جمجمه ای بالا، تست های ژنتیکی و انواع اصلاحات جراحی بود.
|
[ترجمه گوگل]متغیرهای ثبت شده شامل الگوی همجوشی بخیه، سن در هنگام مراجعه، شکل جمجمه، وجود فشار داخل جمجمه بالا، آزمایش ژنتیکی و انواع اصلاح جراحی بود
[ترجمه ترگمان]متغیرهای ضبط، شامل الگوی ترکیب sutural، سن در ارایه، شکل جمجمه، حضور فشار intracranial بالا، تست ژنتیک، و انواع اصلاح عملیاتی بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The midpalatal sutural expansion is a process of bone tissue regeneration and fibrous tissue repair.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] گسترش درز میان کام، فرآیندی از بازسازی بافت استخوانی و ترمیم بافت فیبری است.
|
[ترجمه گوگل]انبساط بخیه میانی پالاتال فرآیند بازسازی بافت استخوانی و ترمیم بافت فیبری است
[ترجمه ترگمان]توسعه midpalatal midpalatal فرآیندی از بازسازی بافت استخوان و ترمیم بافت فیبری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Fiber in intermediate zone in suture arranged intensively, and had no markedly changes during sutural expansion, which prevented the sutural bone from fusion.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] فیبرهای ناحیه میانی در درز استخوانی بطور متراکم قرار گرفته بودند و در حین گسترش درز تغییر محسوسی نداشتند، که این امر از جوش خوردن استخوان های درزی جلوگیری کرد.
|
[ترجمه گوگل]فیبر در ناحیه میانی در بخیه به شدت مرتب شده و هیچ تغییر قابل توجهی در طول انبساط بخیه نداشت که از جوش خوردن استخوان بخیه جلوگیری می کرد
[ترجمه ترگمان]Fiber در یک منطقه میانی در suture به صورت گسترده ای ترتیب داده شدند و در طول گسترش sutural تغییراتی ایجاد نشد که باعث شد تا استخوان sutural از ترکیب جلوگیری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The insole pattern, design and color is various, the style each different, sutural close, elegant design, both traditional styles, but also has the modern style.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] الگو، طراحی و رنگ کفی ها متنوع است؛ سبک هر کدام متفاوت، با دوخت های ظریف و طراحی شیک است که هم استایل های سنتی و هم استایل های مدرن را در بر میگیرد.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] تفاوت معنایی کلمه Suture در متن دو کاربرد کاملاً متفاوت برای این کلمه وجود دارد: در پزشکی و زمین شناسی به معنای درز است ( درزهای بین استخوان های جمجمه یا درزهای تکتونیکی بین دو صفحه زمین ) در خیاطی و کفش به معنای دوخت یا بخیه است.
|
[ترجمه گوگل]الگوی کفی، طرح و رنگ متنوع است، سبک هر کدام متفاوت است، طراحی نزدیک بخیه ای، طراحی ظریف، هر دو سبک سنتی، اما همچنین دارای سبک مدرن است
[ترجمه ترگمان]الگوی insole، طراحی و رنگ متفاوت است، سبک آن متفاوت است، طراحی ظریف، طراحی ظریف، هم سبک های سنتی، اما سبک مدرن نیز دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. On the body of Miao Si goddess that gives in each in file is white snow spins cloth piece, expose painstakingly outer sutural and patch pocket and look be like half-baked clipping and edition model.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] بر روی پیک الهه میائو سی که در هر فایل آمده است، تکه های پارچه سفید برفی قرار دارد که دوخت های بیرونی و جیب های وصله ای را با دقت نمایش میدهد و شبیه به یک مدل برش و تدوین نیمه کاره است.
|
[ترجمه گوگل]بر روی بدن الهه Miao Si که در هر پرونده می‌دهد، پارچه‌ای برف سفید می‌چرخد، بخیه‌های بیرونی و جیب پچ را با زحمت بیرون می‌کشد و مانند مدل‌های قیچی و نسخه‌ای نیمه‌پخت به نظر می‌رسد
[ترجمه ترگمان]بر روی بدنه of Si که در هر فایل تکه ای از تکه های پارچه را تشکیل می دهد، تکه های پارچه را می چرخاند، با دقت در معرض sutural بیرونی و جیب چسب قرار می گیرد و شبیه برش half و مدل ویرایش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Conclusion New bones are observed to form rapidly in expanded side for direct sutural expansion osteogenesis.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] نتیجه گیری: مشاهده شد که در اثر استخوان سازی مستقیم ناشی از گسترش درز، استخوان های جدید به سرعت در سمت گسترش یافته شکل میگیرند.
|
[ترجمه گوگل]استخوان‌های ConclusionNew مشاهده می‌شوند که به سرعت در سمت منبسط شده برای استئووژنز انبساط بخیه مستقیم تشکیل می‌شوند
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری استخوان های جدید به سرعت در قسمت توسعه یافته برای گسترش مستقیم sutural osteogenesis شکل می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Xijir Ulan tectonic melange belt is the western part of Xijr Ulan-Jinshajiang sutural zone, because study in low degree in the past, it is still indefinite.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] کمربند ملانژ تکتونیکی شی جیر اولان، بخش غربی منطقه درزی شی جیر اولان - جین شا جیانگ است که به دلیل مطالعات اندک در گذشته، همچنان نامشخص/مبهم باقی مانده است.
|
[ترجمه گوگل]کمربند ملانژ تکتونیکی Xijir Ulan قسمت غربی زون بخیه Xijr Ulan-Jinshajiang است، زیرا مطالعه در درجه پایین در گذشته هنوز نامشخص است
[ترجمه ترگمان]کمربند Xijir Ulan Ulan بخش غربی منطقه sutural اولان - است، چرا که در گذشته، تحصیل در درجه پایین هنوز نامحدود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران