واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم پریدن، باوری قدیمی که پرش، جنبش و لرزش پلک چشم را گویا علامت رخ دادن واقعه خوش یا ناخوش میدانستند. مثال: امروزِ دراز چشم راستم می پرد، شاید پسرم از سفر بیاید.
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
وقتی که بی خبر به خانه دوستش میرود، ما اغلب میگوییم: مهمان نمیخواهی؟ اما آنان میگوید: چشمتان کو نپریده است؟ یعنی شاید به علامت پریدن چشم آمدن مرا انتظار میکشیدی؟ اگر صاحبخانه مشتاق مهمان نباشد، میگوید: نه آید هم میشود، به وی چشمم نپریده است.