واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَر وَقت - Barvaqt همانموقع، به موقع، سروقت. ( فردا بر وقت بیا، من بر وقت آمدم که بعضی کارها را کرده گیرم، سحر بر وقت به کوچه بر آمدم. در زبان ( دَری ) عهد سامانیان نیز بر وقت
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
در شکل در وقت به همین معنی استعمال میشده است، مثال: درخت خشک شده را سبز کرد در وقت خرما داد. ( سوادالاعظم ) .