واژه بی ابرو

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی آبرو - Beobru بی شرم، بی حیا، اوباش. مثال: با این آدم برابر نشوید، وی یک کس بی آبرو، یا: بی آبرویی نکنید، پیش مردم عیب است. کسی را بی آبرو کردن - یعنی در حق کسی سخنهای ناسزا
...
[مشاهده متن کامل]
گفتن. مثال: دینه آمده مرا بی آبرو کرده رفت. این چنین به معنی کسی را شرمسار، خنده زار مردم ( مورد تمسخر مردم ) کردن نیز می آید. مثلاً: پسرش ناقابل بر آمد، پدر و مادرش را میان مردم بی آبرو کرد.