سق زدن


مترادف سق زدن: خوردن، نفرین کردن، لعنت فرستادن

متضاد سق زدن: آفرین کردن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خوردن ( مخصوصا نان خشک را )

فرهنگ معین

(سَ. زَ دَ ) (مص م . ) (عا. ) خوردن .

پیشنهاد کاربران

سق زدن یعنی چیزی در دهان گذاشتن و خیس دادن . مثل سنجد سق زدن ، سماق سق زدن ، نان خشک سق زدن ، شکلات سق زدن. اصطلاح سق سیاه هم به همین ربط داره کسی که حرفی رو انقدر لق لقه میکنه ( سق دهانش میچرخونه ) تا اتفاق میفته. . .
پر حرفی