واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حد - Had اندازه ای معین. با ترکیب از حد. . . استعمال میشود. از حد زیاد، از حد بسیار. از حد بسیار آدم خبر کردید دیه! ، یا: این جامه از حد کلان، به دخترتان نمیشود. در مثنوی مولوی آمده است:
... [مشاهده متن کامل]
او بسی کوته ضیا از حد دراز
بود شیخ اسلام را صد کبر و ناز
چنین تعبیرها نیز کاربرد دارند: دادرتان ( برادرتان ) خاکساری را از حد میگذرانند دیه! یا: حدتان را دانسته گپ ( حرف ) زنید. یا مثلاً: آن کس چه حد دارد که به تو زبان درازی میکند.
... [مشاهده متن کامل]
او بسی کوته ضیا از حد دراز
بود شیخ اسلام را صد کبر و ناز
چنین تعبیرها نیز کاربرد دارند: دادرتان ( برادرتان ) خاکساری را از حد میگذرانند دیه! یا: حدتان را دانسته گپ ( حرف ) زنید. یا مثلاً: آن کس چه حد دارد که به تو زبان درازی میکند.