دیکشنری
مترجم
بپرس
subsaturated
نیمه اشباع شده، نزدیک به اشباع
دنبال کنید
بررسی کلمه
صفت
( adjective )
• :
تعریف:
combined form of saturated.
پیشنهاد کاربران
نیمه اشباع شده، نزدیک به اشباع.
+ عکس و لینک