تنسوق نامه

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَنسوق - Tansuq ، کمیاب، چیز نادر، کم واقع شونده. مثال: آش صافی خوراک تنسوق وی را گاه گاه برای مهمانان می پزند. در فرهنگ برهان این کلمه به شکل تنسوخ آمده است. نصیرالدین طوسی رساله ای دارد به نام تنسوقنامه ایلخانی در باره خاصیت سنگهای نادر مثل یاقوت، لعل، فیروزه وغیر. . .