دیکشنری
مترجم
بپرس
wayworn
خسته و وامانده (در اثر مسافرت)، خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته، خسته راه، خسته سفر
دنبال کنید
بررسی کلمه
صفت
( adjective )
• :
تعریف:
tired from traveling; travel-weary.
انگلیسی به انگلیسی
• tired from wandering
پیشنهاد کاربران
خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته.
+ عکس و لینک