seacoast

/ˈsiːˌkost//ˈsiːˌkost/

معنی: دریا کنار، ساحل دریا
معانی دیگر: کرانه، ساحل، کرانه دریا، ساحل دریا، دریا کنار
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: land that borders on the sea; seashore.
مشابه: coast

جمله های نمونه

1. a wild seacoast
ساحل توفانی

2. They have a summer cottage by the seacoast.
[ترجمه گوگل]آنها یک کلبه تابستانی در کنار ساحل دارند
[ترجمه ترگمان]یک کلبه ییلاقی کنار ساحل کنار دریا دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The small country has no seacoast, but is locked in by other nations.
[ترجمه گوگل]این کشور کوچک ساحلی ندارد، اما توسط کشورهای دیگر محصور شده است
[ترجمه ترگمان]این کشور کوچک در کنار سایر ملل قرار ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Qilihai wetland is the core of Tianjin Ancient Seacoast and Swamp Reserve in China.
[ترجمه گوگل]تالاب Qilihai هسته ساحل باستانی Tianjin و ذخیره گاه مرداب در چین است
[ترجمه ترگمان]تالاب بین المللی Qilihai، هسته of باستانی Tianjin و Swamp Swamp در چین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A country that has a seacoast or waterway may have still another type of accommodation.
[ترجمه گوگل]کشوری که دارای ساحل یا آبراه است ممکن است نوع دیگری از اقامتگاه داشته باشد
[ترجمه ترگمان]کشوری که آبی یا آبی دارد ممکن است هنوز نوع دیگری از مسکن را داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Several countries have no seacoast - for example, Switzerland and Austria.
[ترجمه گوگل]چندین کشور ساحلی ندارند - به عنوان مثال، سوئیس و اتریش
[ترجمه ترگمان]برای مثال کشورهای مختلفی در سواحل سوییس و اتریش قرار ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Woe to you inhabitants of the seacoast, O nation of Cherethites!
[ترجمه گوگل]وای بر شما ساکنان ساحل دریا، ای قوم کریتیان!
[ترجمه ترگمان]وای بر شما ساکنان ساحل دریا، ای ملت Cherethites!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Along the thousands miles of river way and seacoast, there are many pharos placed there.
[ترجمه گوگل]در امتداد هزاران مایل مسیر رودخانه و ساحل دریا، فاروهای زیادی در آنجا قرار دارند
[ترجمه ترگمان]در طول هزاران مایل راه رودخانه و ساحل در آنجا افراد زیادی وجود دارند که در آنجا قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Our language goes current along the seacoast.
[ترجمه گوگل]زبان ما در امتداد ساحل دریا جریان دارد
[ترجمه ترگمان]زبان ما در امتداد ساحل دریا جاری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The small country has no seacoast, but is locked in by three nations.
[ترجمه گوگل]این کشور کوچک ساحلی ندارد، اما توسط سه کشور محصور شده است
[ترجمه ترگمان]این کشور کوچک در کنار دریا قرار ندارد و سه ملت در آن محبوس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. On September nearby Taiwan northeast corner's seacoast, the very rough sea waves raise unceasingly, alarmed.
[ترجمه گوگل]در ماه سپتامبر، در نزدیکی ساحل شمال شرقی تایوان، امواج دریای بسیار مواج بی وقفه بالا می‌آیند و هشدار می‌دهند
[ترجمه ترگمان]در ماه سپتامبر در نزدیکی ساحل شمال شرقی تایوان، امواج بسیار خشن امواج دریا مدام بالا و پایین می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. So the seacoast will be pastures, With caves for shepherds and folds for flocks.
[ترجمه گوگل]پس ساحل دریا چراگاه خواهد بود و غارهایی برای چوپانان و چوپان برای گله ها خواهد بود
[ترجمه ترگمان]در نتیجه \"ساحل دریا\" چراگاه های خوبی خواهد بود و برای گله گوسفندان و آغل گوسفندان خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. However, highwaymen and armed guerrilla bands were becoming more numerous, especially along the roads from the seacoast to the capital.
[ترجمه گوگل]با این حال، بزرگراه‌ها و گروه‌های چریکی مسلح، به‌ویژه در مسیر جاده‌های ساحل دریا به پایتخت، بیشتر می‌شدند
[ترجمه ترگمان]با این وجود راهزنان مسلح و گروه های چریکی مسلح به ویژه در امتداد راه ها از ساحل دریا به سوی پایتخت در حال افزایش بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Authorities are advising people in southern Japan to stay away from the seacoast.
[ترجمه گوگل]مقامات به مردم جنوب ژاپن توصیه می کنند از سواحل دریا دوری کنند
[ترجمه ترگمان]مقامات به مردم جنوب ژاپن توصیه می کنند که از ساحل کنار دریا دور بمانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Other places on the list include Kauai Island of Hawaii, the Mississippi Delta, Manhattan Island in New York, Hudson Bay in Canada, Panama Canal, Caribbean seacoast and the Amazon rainforest.
[ترجمه گوگل]از دیگر مکان‌های این فهرست می‌توان به جزیره کائوآی هاوایی، دلتای می‌سی‌سی‌پی، جزیره منهتن در نیویورک، خلیج هادسون در کانادا، کانال پاناما، سواحل دریای کارائیب و جنگل‌های بارانی آمازون اشاره کرد
[ترجمه ترگمان]سایر مکان ها در این فهرست عبارتند از جزیره Kauai هاوایی، دلتای میسی سی پی، جزیره منهتن در نیویورک، خلیج هادسون در کانادا، پاناما، ساحل کاراییب و جنگل های بارانی آمازون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دریا کنار (اسم)
coast, seaside, seacoast, seastrand

ساحل دریا (اسم)
seacoast, seashore

به انگلیسی

• seashore, land located at the edge of the sea

معنی یا پیشنهاد شما