واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چُغول. شخص فتنه گر، سخن چین. مثال: به فلان کس بسیار باور نکنید، وی آدم چغول است. در برهان نیز نزدیک به همین معنی شرح داده شده است: شخصی باشد که آنچه از مردم بیند یا
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
شنود، به حاکم و داروغه و عسس و جای دیگر نقل کند. . . و این قسم شخص را سخن چین گویند. در ایران بصورت چغولی کردن بکار میرود، به معنای لاپرت دادن و زیرآب زدن. پرنده ای نیز هست معروف به بی بی جانک حدود سه برابر گنجشک و خاکی رنگ که کاکل کوچکی دارد که خودش را با رنگ خاک زمین استتار میکند، بگونه ای که دیده نمیشود، به این پرنده هم چغول میگویند.