sanitate

/ˈsænɪˌteɪt//ˈsænɪteɪt/

صحی کردن، دارای لوازم بهداشتی کردن

انگلیسی به انگلیسی

• clean away dirt and bacteria, make sanitary or hygienic; install sanitary facilities

پیشنهاد کاربران

مثال:
After the pandemic, the government allocated funds to sanitate all public schools.
پس از همه گیری، دولت بودجه ای برای گندزدایی تمام مدارس دولتی اختصاص داد.
The main goal of the project was to sanitate remote villages by building wells and latrines.
...
[مشاهده متن کامل]

هدف اصلی این پروژه بهداشتی کردن روستاهای دورافتاده با حفر چاه و ساخت سرویس های بهداشتی بود.
They sanitated the comic book to appeal to a younger audience.
آنها کتاب کمیک را برای جذب مخاطب جوان تر پالایش/پاک سازی کردند.

صحی کردن، دارای لوازم بهداشتی کردن.