شاه جهان بیگم

لغت نامه دهخدا

شاه جهان بیگم. [ ج َ ب َگ ُ ] ( اِخ ) دخت جهانگیرخان نایب السلطنه در هوپال هند از جانب دولت انگلیس. مادر او سکندر بیگم در سال 1254 بدنیا آمد و با سیدمحمد صدیق حسینخان ازدواج کرد. پس از مرگ پدر در سال 1285 بجای او نشست و از طرف ویکتوریا ملکه انگلستان لقب «تاج هندوستان » به وی اعطا شد و دیوان شعر دارد. ( از الذریعة ج 9 ص 496 ).

فرهنگ فارسی

دخت جهانگیر خان نایب السلطنه در هوپال هند از جانب دولت انگلیس ٠ مادر او سکندر بیگم در سال ۱۲۵۴ بدنیا آمد و با سید محمد صدیق حسینخان ازدواج کرد پس از مرگ پدر در سال ۱۲۸۵ بجای او نشست و از طرف ویکتوریا ملک. انگلستان لقب بوی اعطا شد و دیوان شعر دارد .

دانشنامه آزاد فارسی

شاه جهان بَیْگُم (۱۲۵۴ـ۱۳۱۹ق)
بانوی فرمانروا، شاعر و عالم هندی، دختر جهانگیر محمدخان، حاکم بَهوپال. پس از مرگ پدر، در ۹ سالگی فرمانروای انگلیسی هند، وی را به حکومت بهوپال منصوب کرد (۱۲۶۳ ق)، اما به سبب کمی سن، مادرش به نیابت او، امور حکومت را اداره می کرد. خواندن و نوشتن و شعر و ادبیات فارسی و اُردو و آداب کشورداری را نزد مادرش آموخت . وی در ترجمۀ قرآن ، تألیف کتب دینی ، بیان مسائل حکومتی، تیزهوشی، بخشش ، دستگیری از مستمندان، و توجه به عالمان و دانشمندان مشهور بود. شاه جهان بَیگُم در ۱۲۸۵ق خود امور بهوپال را در دست گرفت و سپس با محمدصدیق حسن خان، از فضلا و نویسندگان هند، ازدواج کرد (۱۲۸۸ ق). در ساختن بناهای عمومی، مانند مدرسه ، مسجد، باغستان و بیمارستان بسیار کوشید. به پاس خدماتش، از ملکۀ انگلستان لقبِ «تاج هندوستان» و نیز «نشان پادشاهی» گرفت. به سرنوشت مسلمانانِ دیگر کشورها اهمیت می داد، چنان که پس از شکست عثمانی از روسیه، ۲۰۰ هزار روپیه برای کمک به مجروحان و یتیمان، برای سلطان عثمانی (عبدالحمید دوم) فرستاد و او نیز نشان «شَفَقَتْ» را به نام بیگم صادر کرد. در شعر فارسی «شاه جهان» و در شعر اردو «شیرین» تخلص می کرد از آثارش: دیوان اشعار تاج ُ الْاِقْبال ؛ تَهْذیب ِ نِسْوان ؛ فرهنگ هفت زبانۀ خَزانۀ اللغات.

پیشنهاد کاربران

بانو شاعره شاه جهان بیگم
در تذکرة الخواتین آمده: دختر جهانگیرخان بهادر شمشیر جنگ از طایفه میرزا خیل که یکی از طوایف مشهور افغانی است میباشد و متولد سال ۱۲۵۴ هجری قمری، مادرش سکندر بیگم و پدرش فرماندار منطقه ای از هندوستان، معروف به هوپال بنام جدید سنترل ایندیا. جهان بیگم پس از مرگ پدر در سال ۱۲۸۵ به جانشینی پدر فرمانروای هوپال شد و شخصاً منطقه فرمانروائی خود که در آن قریب هفتصد هزار نفر زندگانی میکنند سرکشی و بازدید مینمود و در آبادی ملک و تامین آسایش مردم سعی و تلاش فراوان بکار برده و در نتیجه این مراقبت مورد تشویق اولیاء دولت انگلستان و پادشاه انگلستان ویکتوریای ملعون که بر انگلستان و هندوستان سلطنت مینمود قرار گرفت و به لقب ( گراون اف ایندیا ) که در آن دوران اسباب سر فرازی فرمانروایان دست نشانده بود ملقب شد، و همسر این بانو سید محمد صدیق حسین خان بهادر دانشمند هندی است که بالغ بر یکصد جلد کتاب در اکثر علوم و رشته های مختلف تصنیف و تالیف نموده است. جهان بیگم زنی لایق و خیرخواه بوده و ساختمانهای زیبای تاج محل، نشاط افزا، غدیر شاه جهان، و امثال این ابنیه از آثار نیک این بانو است و همچنین آثاری دیگر مانند ساختمان مساجد و بیمارستان و راه آهن و دیگر مؤسسات عام المنفعه به یادگار باقی گذاشته که در کتاب تاج الاقبال تاریخ هوپال بطور مشروح نقل شده است. شاه جهان بیگم ذوق ادبی و طبع شعر داشته و آثار منظوم او در تذکره های شمع انجمن، نگارستان، صبح گلشن، روز روشن، اختر تابان، ماه درخشان، طور کلیم، بزم سخن نقل شده و نویسنده تذکرة الخوانین اشعاری که ذیلا نقل میشود از میرزا ابوالفضل شیروانی منصب دار قدیم این بانو شنیده و در تذکره خود درج کرده است:
...
[مشاهده متن کامل]

بر خیزم و نگاه بهر چار سو کنم
باشد که رفته رفته تو را روبرو کنم
این جست و خیز ساغر کم ظرف و تنگ ماست
مستی اگر کنم به شکوه سبو کنم
در دوران حکومت استبدادی که اراده فرمانروایان بدون چون و چرا حکم فرما بوده و قانونی که محصول افکار و ناشی از تمایل مردم باشد وجود نداشت، فلاسفه و علماء علوم اجتماعی و شعراء سعی و اهتمام داشتند اینگونه فرمانروایان مطلق العنان را با تعلیمات دینی و اخلاقی در راه خیر و صلاح رهنمائی کنند و با مضامین دلربا و معانی گیرنده دماغ و افکار آنان را تلطیف و مستعد سازند تا بتوانند ماوراء قدرت مادی و حکومت شخصی را بنگرند و دریابند که این مخلوق و این جهان برای اطاعت از فرد و قبول تحمیلات شخصی که زائیده شده غرور و خودخواهی است خلق نشده اند، و حفظ نظام اجتماع جز با تامین تمایلات معقولانه عامه مردم امکان پذیر نیست و بهمین جهت هر یک از سلاطین و امراء با دانش و فضل و شعر و ادب سروکار داشته و آشنا بوده اند، کمتر دیده شده است که از راه خیر و صلاح منحرف شوند چنانکه می بینیم شاه جهان بیگم که فرمانروائی مطلق العنان بوده چون از تعلیمات واقعی دینی و اخلاقی پیروی میکرده میگوید:
ای چرخ چه کردی به سلیمان و سکندر؟
کز تو هوس عیش بود شاه جهان را
هیچ عاملی جز تلطیف روح و تزکیه نفس یک بانوئی را که بر تخت فرمانروائی نشسته و بر عوج قدرت مطلقه قرار دارد و غرور زنانه هم باید بر آن افزوده شود به حقیقت بینی در عدم ثبات کر و فر ظاهری وا نمیدارد تا بگوید:
شاه جهانم بیگمان، هم تاج ور در هندوان
جز یاد داور در جهان، دارم نه سودای دگر
و همین سنخ تفکر است که این بانوی صاحب کمال و جمال، و دارای قدرت مطلقه را راه می اندازد که وجب بوجب زمینهای قلمرو فرمانروائی را بازدید و مساحی کند و در آبادی آن برای سعادت و آسایش مردم آنجا اهتمام ورزد و برای آنکه خدا و خلق از او راضی شوند به ساخت مسجد و بیمارستان و کارهای خیر دیگر اقدام نماید.
خیرات حسان جلد دوم، اشعار ذیل را بنام شاه جهان ثبت کرده و با تجلیل از ادب دوستی و طبع شاعرانه وی یاد میکند:
دریافت، عطای کبریائی ما را
در حضرت دوست، جبهه سائی ما را
چون عاجزی از پادشهان مقبول است
نازم که کشد به پادشاهی ما را
یا:
چون بال و پر افشاند و چون دام ببرّد؟
صیدی که ز صیاد بریدن نتواند؟
یا:
بیدل مباش شاه جهان این محبت است
صد بار زنده گردم و مرگ آرزو کنم