اندک مندک

لغت نامه دهخدا

اندک مندک. [ اَ دَ م َ دَ ] ( از اتباع ) مگر من اندک مندکم. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مگر من اندک مند کم

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اندک مندک - معادل کم کمک، کم، ناچیز. مثال: چنان بسیار آوره است که اندک مندک نه، بیچاره اندک مندک غم نخورد. یعنی بیچاره خیلی غم خورد. اندک مندک، هم پاره و هم چیز کم را میرساند. ضمناً هیچگاه واژه مندک در گویش سمرقندیان به تنهایی استعمال نمیشود.