مثل فارسی تاجیکی، سمرقندی: به سر کسی آفتاب بر آمدن - بعد از مشکلات به راحتی و گشایش رسیدن. مثال: بیچاره آخر به سرش آفتاب برآمد، فرزندانش کلان ( بزرگ ) شدند و وی را پرستاری کردند، منه ( مرا ) اینقدر خار نکن، به سر من هم آفتاب می برآمدگیست ( شاید آفتاب براید ) .