قره العین بابی

پیشنهاد کاربران

شاعره فاسد قرة العین بابی/ طوطی
این شاعره ی فاسده بابی مسلک که ( پدرشوهرش ) عموی خود را در حین نماز کشت ( شهید ثالث ) دختر صالح قزوینی میباشد. نامش طوطی است و لقبش قرة العین، بدین جهت ملقب شده است که سید رشتی یهودی و هوسباز، جانشین شیخ احمد احسائی یهودی پیشوای شیخیه، هنگامی که قرة العین در سلک شیخیه بوده و هنوز به فرقه ضاله باییه نگرویده بود، در مکاتبه عامی که داشته چشمش او را گرفته و وی را ( قرة العینی ) خطاب کرده است و این زن فاسد پیش از آنکه به گروه بابی ها بپیوندد، شیخی مسلک بوده و زنی هرزه بوده که برای دیدار سید رشتی یهودی، ( که اصلاً سید نبوده و یهودی تبار و نفوذی بوده ) مدرس حوزه علمیه شیخیه به کربلا عزیمت کرد و در همان هنگام مدرس ملعون وفات کرد و قرة العین مدتی در عراق اقامت گزیده و ریاست حوزه علمیه شیخیه را زیر نظر یهود عهده دار بود، و در ظاهر از پشت پرده طلاب را درس سطح و خارج میداده، ولی در باطن این دروس در زیر لحاف داده میشده، و در این موقع بوده که علی محمد باب ملعون دعوی مهدویت کرد، و قرة العین بوسیله حسین بشرویه ئی و جواد یهودی معروف به سید جواد بحرالعلوم که مثلاً دو نفر از علماء شیخیه بودند رسماً به فرقه ضاله باب گروید و با ناسید باب، در ظاهر آغاز مکاتبه، و در باطن آغاز معاشقه نمود، و باب خبیث قرة العین را برای عوامفریبی طاهره میخواند، بدستور باب قرة العین با جمعی از مشاهیر شیخیه که بابی شده بودند از عراق عازم ایران شده چندی در کرمانشاه توقف نموده و به طرف قزوین رهسپار شد و از آنجا به مازندران رفت و بدستور ناصرالدین شاه دستگیر و به تهران اعزام شد و در باغ کلانتر زندانی و سرانجام در حالی که در مستراح مخفی شده بود کشته شد و از آن پس به دروغ قرة العین را زنی درس خوانده معرفی کردند و حتی مدعی شدند که از اکثر علوم بهرۀ فراوان داشته و حتی گفتند شعر هم میگفته، ولی تمام اشعاری که به وی نسبت میدهند دروغ است و تماماً متعلق به شعرای گمنام و ناشناخته تاریخ گذشته است، بهتر است وی را ناشاعره بنامیم. این قضیه شهرت تام دارد که اشعار دیگران را از قبیل صحبت لاری بنام او مصادره کرده و گاهی بر گفته های آنان افزوده اند و دخل و تصرفات نموده اند، در اغلب تذکره ها ذکر گردیده که: نمیتوان بطور یقین تشخیص داد کدامیک از آثار منسوب به اوست؟ بعنوان مثال در کتب قدیمی چنین شعری وجود دارد که شاعر آنرا ناشناس ذکر کرده اند:
...
[مشاهده متن کامل]

گر به تو افتدم نظر، چهره بچهره رو برو
شرح دهم غم تو را، نکته به نکته مو بمو
قهر تو در دل حزین، بافته بر قماش تن
رشته برشته نخ به نخ، تار بتارو پو به پو ( مخفف پود )
میرود از فراق تو، خون دل از دو دیده ام
دجله بدجله یم بیم، قطره بقطره جوبجو
این شعر را به نام قرة العین و تخلص طاهره مصادره کرده اند و پایان شعر را اینگونه دخل و تصرف کرده اند:
در دل خود طاهره جست و نیافت جز تو را
صفحه بصفحه لابلا پرده بپرده تو بتو
بصورت خیلی تابلو وزن شعر را بهم زده اند تا نام طاهره را در آن زور تپان جاسازی کنند. و یا این شعر ناشناس قدیمی را دزدیده و به نام او مصادره کرده اند که مطلع آن این است:
جذبات شوقک اجملت، بسلاسل غم و البلا
همه عاشقان شکسته دل، که دهند جان بره بلا
اگر آن صنم ز ره ستم، پی کشتنم بنهد قدم
لقد استقامه بسیفه، فلقد رضیت بما رضا
واقعاً زشت ترین نوع دزدی، اینگونه دزدیهای ادبی میباشد، مثلاً این شعر متعلق به شاعر شیرین سخن ( صحبت لاری ) است و در دیوان چایی او هم، ضبط شده ولی اغلب اشتباهاً به نام قرة العین بابی معرفی میکنند که مطلع و مقطع آن این چنین است:
مطلع:
لممات وجهک اشرقت، بشماع طلعتک اعتلا
ز چه رو الست و بربکم، نزنی بزن که بلا بلا
مقطع:
تو که فلس ماهی حیرتی، چه زنی ز بحر وجود دم
بنشین چو صحبت و دم بدم، بشنو خروش نهنک لا
از صحبت لاری.
و اما قضیه قتل عمویش:
در تذکرة الخواین ضمن شرح حال او مینویسد: ملا محمد تقی پدرشوهر و عمویش، چون از رفتار ناپسند قرة العین خبر یافت ویرا طرد کرد، و قرة العین هم به قتل عمویش کمر بست و دستور داد پیروانش در سال ۱۲۶۳ هجری قمری، سپیده دم در مسجد و در حالی که مشغول نماز بود او را کشتند، و به شهید ثالث مشهور شد.