چق چق کردن

لغت نامه دهخدا

چق چق کردن. [ چ َ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با زدن چیزی به چیز دیگر صدا وآواز برآوردن. || در اصطلاح مردم مشهد و اهالی بعضی از شهرستانها و روستاهای خراسان ، عیش و عشرت و شادی و خوشی کردن ؛ چنانکه گویند: دیشب رفتیم وچق چق کردیم. یا آنکه گویند: بیا برویم چق چق کنیم.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) صدا و آواز بر آوردن با زدن چیزی بچیز دیگر .

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَق چَق کردن، صحبت کردن، گپ زنان کرده نشستن، معادل گفتگو. این تعبیر احتمالاً از دو ریشه مشتق باشد. ۱: از واژه چَک که به معنی گپ یا سخن است ( برهان ) . چنان که از گپ
...
[مشاهده متن کامل]
تعبیر گپ گپ ساخته اند، از چک نیز چک چک را به معنی صحبت ساخته اند و آن رفته رفته چق چق شده است. ۲: چق چوب گوپّی است که آن را به گوپّی زده از ماست مسکه جدا میکنند ( برهان ) . صدای چق زدن را به صدای گپ زنان شبیه کرده، از این جا تعبیر چق چق کردن را ساخته اند. چق چق بی فعل هم مستعمل میشود. مثال: دینه در خانه فلانی چق چق نغز شد.