واژه خدوک

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خَدوک - خلل، ناآرامی. مثال: در بقینم ( پَهلویم ) شب دراز یک چیز خدوک داده بر آمد، وقت خوردن گلویم کمتر خدوک میدهد. این کلمه در فرهنگ غیاث در شکل خُدوک آمده، چنین آمده است: خشم، رشک، خجلت، اندوه، پریشان، وسوسه، دغدغه خاطر. در لغت فرس: خدوک - کسی بود که طیره شود. چنان که عنصری گفته:
...
[مشاهده متن کامل]

هر که بر درگه ملوک بود
از چنین کار با خدوک بود