شاعره مهستی معاصر سلاجقه در ردیف شعراء در باری سلطان سنجر سلجوقی بوده. سلطان سنجر سلجوقی ( سلطان سنجر در تاریخ ۴۷۹ هجری متولد و در ۵۵۱ وفات کرد و در مرو مدفونست، بیست امارت خراسان را داشته و چهل و یکسال سلطنت کرده ) از جمله سلاطینی است که در دانش خواهی و شاعر پروری و فضل دوستی مشهور و معروف است و اگر دوران سلطنت سنجر را مورد مطالعه و تحقیق قرار دهیم تصدیق میکنیم در نتیجه ترویج و تشویق شعر و ادب و پرورش و تربیت اهل فرهنگ و دانش سطح دانش و فضل و ارزش شعر و ادب بمیزان بیش از انتظار ترقی و تعالی یافته و اتخاذ همین رویه هر صاحب ذوق و با کمالی را بجانب پای تخت سلطان سنجر کشانیده و ارج و قربی که برای شعر و ادبیات قائل میشدند همه را به جنب و جوش ادبی وادار کرد تا آنجا که جذبه ذوق پروری و هنر دوستی سنجر بانوی صاحب ذوق و هنرمندی را از کنج گنجه بدربار پادشاه سلجوقی کشانید و در عرض شاعران درباری مانند ادیب صابر و رشید وطواط و انوری که از مفاخر ادبی ایرانند قرارداد و بالمآل استادی از کار در آمد که شمس قیس رازی مولف المعجم فی معائیر اشعار العجم به شعر او برای نمایش صفت مطابقه استناد کرده و این بیت اثر طبع مهستی را شاهد مثال صنعت مطابقه آورده است:
... [مشاهده متن کامل]
من عهد تو سخت سست میدانستم
بشکستن آن درست میدانستم
این دشمنی ای دوست که با من زجفا
آخر کردی نخست میدانستم
باری مهستی نیز در دوران خود توانست با بروز استعداد سرشار از میان زنان پرده نشین ایران برخیزد و در کنار بزرگان شعر و ادب مانند انوری و رشید و طواط و عبدالواسع جبلی و فرید کاتب در مرکز نشر شعر و ادب دربار سلطان سنجر بنشیند و در سهم خود بترقی و تعالی ادبیات کشور خویش خدمت نماید.
رابعه و مهستی دوستاره درخشان آسمان شعر و ادب بودند که یکی در اواخر قرن سوم تا اوایل قرن چهارم و دیگری در اوایل قرن ششم هجری طلوع کردند و هر یک بنوبه خود در خدمتگزاری بعالم شعر و ادب ایران افتخاراتی بدست آوردند تا آنجا که نام خود را در تاریخ باقی گذاشتند و برای نمونه تاثیر زنان در ادبیات و شعر فارسی در زمان خودشان بآثارشان استناد شد.
ولی دریغ که طوفان حوادث مجموعه آثار آنان را پراکنده ساخته و نمیتوان بتشریح افکار و آثارشان چنانکه بوده اند پرداخت و شاید بسیاری از شاهکارهای ادبی آنان طعمه تحولات دوران و مرور زمان شده باشد.
... [مشاهده متن کامل]
من عهد تو سخت سست میدانستم
بشکستن آن درست میدانستم
این دشمنی ای دوست که با من زجفا
آخر کردی نخست میدانستم
باری مهستی نیز در دوران خود توانست با بروز استعداد سرشار از میان زنان پرده نشین ایران برخیزد و در کنار بزرگان شعر و ادب مانند انوری و رشید و طواط و عبدالواسع جبلی و فرید کاتب در مرکز نشر شعر و ادب دربار سلطان سنجر بنشیند و در سهم خود بترقی و تعالی ادبیات کشور خویش خدمت نماید.
رابعه و مهستی دوستاره درخشان آسمان شعر و ادب بودند که یکی در اواخر قرن سوم تا اوایل قرن چهارم و دیگری در اوایل قرن ششم هجری طلوع کردند و هر یک بنوبه خود در خدمتگزاری بعالم شعر و ادب ایران افتخاراتی بدست آوردند تا آنجا که نام خود را در تاریخ باقی گذاشتند و برای نمونه تاثیر زنان در ادبیات و شعر فارسی در زمان خودشان بآثارشان استناد شد.
ولی دریغ که طوفان حوادث مجموعه آثار آنان را پراکنده ساخته و نمیتوان بتشریح افکار و آثارشان چنانکه بوده اند پرداخت و شاید بسیاری از شاهکارهای ادبی آنان طعمه تحولات دوران و مرور زمان شده باشد.