y axis


(ریاضی - هندسه) محور عرض ها، محورy
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: y-axes
(1) تعریف: in a two-dimensional coordinate system, the vertical axis along which the y ordinates are measured.

(2) تعریف: in three dimensions, the axis along which the y ordinates are measured and at which the x and z ordinates are zero.

جمله های نمونه

1. There are also different kinds of drawing boards which will hold the paper firmly down and provide moving X and Y axes.
[ترجمه ترگمان]انواع مختلفی از تخته های طراحی وجود دارند که این مقاله را محکم نگه می دارد و محور X و Y را ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]انواع مختلفی از تابلوهای نقاشی وجود دارد که کاغذ را به طور قاطع نگه میدارند و محورهای حرکتی X و Y را فراهم می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If instead the traveller goes along the y axis to Libreville, Quito is found to lie in the x direction.
[ترجمه ترگمان]اگر این مسافر در امتداد محور y تا لیبرویل حرکت کند، \"کیتو\" در مسیر x قرار دارد
[ترجمه گوگل]اگر در عوض مسافر در امتداد محور y به لیبریل برسد، کویتو در مسیر x قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We only specify the Y axis X axis will be little used for this community.
[ترجمه ترگمان]ما فقط محور Y محور X را مشخص می کنیم که برای این جامعه کمی به کار برده می شود
[ترجمه گوگل]ما فقط محور Y محور X را برای این جامعه کمی استفاده می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Y axis adopts two - motor - driving, which ensures even and stable operation.
[ترجمه ترگمان]محور Y محرک دو محرک را اتخاذ می کند که حتی عملیات پایدار و پایدار را تضمین می کند
[ترجمه گوگل]محور Y تصویب دو موتور - رانندگی، که تضمین عملیات حتی و پایدار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Since x - axis to the right, y axis the so produced a clockwise rotation effect.
[ترجمه ترگمان]از آنجایی که محور x به سمت راست می چرخد، محور y، یک اثر چرخش در جهت عقربه های ساعت ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]از آنجا که x - محور به سمت راست، محور y همان اثر چرخش ساعت را تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The DB12RR also features an X/Y axis centered shock mount on the rear pod.
[ترجمه ترگمان]The همچنین دارای یک شوک مبتنی بر محور X \/ Y است که بر قسمت عقب سوار می شود
[ترجمه گوگل]DB12RR همچنین دارای یک شوک مرکزی X / Y محور در پشت غلاف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. X axis and Y axis adopt ball spiral rods with excellent precisions and low friction factors.
[ترجمه ترگمان]محور X و محور Y، میله های مارپیچ توپ را با عوامل اصطکاک کم و اصطکاک کم انتخاب می کنند
[ترجمه گوگل]محور X و محور Y، میله های مارپیچی توپ را با دقت عالی و عوامل اصطکاک کمتری می پذیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Y axis uses double - motor drive that ensure the steady processing of machine.
[ترجمه ترگمان]محور Y از دیسک گردان دو موتور استفاده می کند که پردازش ثابت ماشین را تضمین می کند
[ترجمه گوگل]محور Y با استفاده از دو موتور درایو که اطمینان از پردازش ثابت ماشین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Steel printing platform, X - axis, Y axis precision fine - tuning the handle, easy version of the Register.
[ترجمه ترگمان]سکوی چاپ فولادی، محور X، دقت محور Y، تنظیم دسته، نسخه آسان ثبت
[ترجمه گوگل]پلت فرم چاپ پلیت، محور X، محور Y دقیق دقت - تنظیم دسته، نسخه آسان ثبت نام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. You can also change the scale of the X and Y axis to linear or logarithmic.
[ترجمه ترگمان]همچنین می توانید مقیاسی از محور X و Y را به خطی یا لگاریتمی تغییر دهید
[ترجمه گوگل]شما همچنین می توانید مقیاس محور X و Y را به خطی یا لگاریتمی تغییر دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Adopts precision seamless ball and lead screw for movements along X, Y axis.
[ترجمه ترگمان]Adopts توپ یکپارچه دقت و پیچ هدایت برای حرکات در امتداد محور X، Y
[ترجمه گوگل]توپ بدون درز دقیق و پیچ سر برای حرکت در امتداد X، Y را قبول می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. As a two - dimensional driver system, X - Y axis system has been widely used.
[ترجمه ترگمان]به عنوان یک سیستم محرک دو بعدی، سیستم محور X - Y به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]به عنوان یک سیستم راننده دو بعدی، سیستم محوری X - Y به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Width of the Camera's view angle, measured in degrees along the local Y axis.
[ترجمه ترگمان]عرض زاویه دید دوربین، با درجه در امتداد محور Y محلی اندازه گیری می شود
[ترجمه گوگل]عرض زاویه دید دوربین، در محدوده ی در محدوده Y محاسبه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Methods: We sideling incised pancreas envelope along the pancreas y axis, pancreas body become flexible, omental bursa put a duct drainage.
[ترجمه ترگمان]روش ها: ما پاکت پانکراس را در امتداد محور پانکراس و پانکراس تولید می کنیم و بدن پانکراس انعطاف پذیر است
[ترجمه گوگل]روش ها: ما با قرار دادن پاکت های لوزالمعده برداشته شده در امتداد محور پانکراس y، بدن پانکراس قابل انعطاف است، bursa omental یک کانال تخلیه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] محور Y - محور عمودی در یک سیستم مختصاتی x-y . - محور y، محور عمودی روی یک صفحه مختصات
[برق و الکترونیک] محور Y محور مرجعی در بلور کوارتز . 2.محور عمودی در صفحه نمایش اسیلوسکوپ پرتو کاتدی یا نمودار . - محور Y
[ریاضیات] محور عرض ها، محور y، محور y ها، محور عرض های در دستگاه مختصات

معنی یا پیشنهاد شما