بانو شاعره جمیله/ جمالی: تذکره مرآت الخیال مینویسد این زن زیبا روی و خوش اندام بوده و بیش از این در باره اش چیزی ننوشته و مطلع ذیل را از او ذکر کرده:
شبی در منزل ما میهمان خواهی شدن یا نه؟
انیس خاطر این ناتوان خواهی شدن یا نه؟
... [مشاهده متن کامل]
تقی الدین اوحدی بلیانی مولف تذکره عرفات که تا تاریخ ۱۰۲۵ احوال و آثار شعراء را ضبط کرده مینویسد: بانو جمالی زنی است بغایت خوش طبع وخوش فهم مولد ومنشاء وى صفاهان در اوان جوانی بروش متعه مدتها در سرای خواجه حبیب ترکه بود و اکثر ظرفا اشعار خواجه حبیب اله مذکور را نسبت بوی میکردند و وی بعد از وفات خواجه مزبور مدتها در صفاهان بود، نوبتی به هند آمده مراجعت نمود والحق بغایت حرافه. فهیمه ظریفه است و بالفعل در اصفهان موجود. گویند با خواجه اسمعیل بن خواجه میرک خان میباشد و بنده او را دیده و صحبت داشته ام. همچو تخلص و نام خود هم جمیله و هم فصیحه است و او راست. و این آثار را از او ضبط کرده:
دیگر نه زغم نه از جنون خواهم خفت
نه زین دل غلطیده بخون خواهم خفت
زینگونه که بسته نرگست خواب مرا
در گور بحیرتم که چون خواهم خفت
و مینویسد این رباعی هم از اوست که باسم خواجه حبیب گفته:
قتل چومنی بخشم و کین می ارزد
خونم بشکست آستین می ارزد
در عذر دلم خیالت ار با ما هست
آزردن دوستان باین می ارزد
رندان بساط عشق دُرد آشامند
فارغ زمى لعل و رخ گل فامند
بی منت بال طایر فردوسند
بی زحمت صیاد اسیر دامند
روزی که بخوان وصل مهمان گشتم
شرمنده انتظار احسان گشتم
زان چشمه حیوان چو کشیدم آبی
از زندگی خویش پشیمان گشتم
این مطلع غزل را نیز از او ضبط کرده که تذکرة الخواتین هم ضمن تعریف مختصر جمیله از او نوشته است:
جز خار غم نرست ز گلزار بخت ما
آنهم خلید در جگر لخت لخت ما
شبی در منزل ما میهمان خواهی شدن یا نه؟
انیس خاطر این ناتوان خواهی شدن یا نه؟
... [مشاهده متن کامل]
تقی الدین اوحدی بلیانی مولف تذکره عرفات که تا تاریخ ۱۰۲۵ احوال و آثار شعراء را ضبط کرده مینویسد: بانو جمالی زنی است بغایت خوش طبع وخوش فهم مولد ومنشاء وى صفاهان در اوان جوانی بروش متعه مدتها در سرای خواجه حبیب ترکه بود و اکثر ظرفا اشعار خواجه حبیب اله مذکور را نسبت بوی میکردند و وی بعد از وفات خواجه مزبور مدتها در صفاهان بود، نوبتی به هند آمده مراجعت نمود والحق بغایت حرافه. فهیمه ظریفه است و بالفعل در اصفهان موجود. گویند با خواجه اسمعیل بن خواجه میرک خان میباشد و بنده او را دیده و صحبت داشته ام. همچو تخلص و نام خود هم جمیله و هم فصیحه است و او راست. و این آثار را از او ضبط کرده:
دیگر نه زغم نه از جنون خواهم خفت
نه زین دل غلطیده بخون خواهم خفت
زینگونه که بسته نرگست خواب مرا
در گور بحیرتم که چون خواهم خفت
و مینویسد این رباعی هم از اوست که باسم خواجه حبیب گفته:
قتل چومنی بخشم و کین می ارزد
خونم بشکست آستین می ارزد
در عذر دلم خیالت ار با ما هست
آزردن دوستان باین می ارزد
رندان بساط عشق دُرد آشامند
فارغ زمى لعل و رخ گل فامند
بی منت بال طایر فردوسند
بی زحمت صیاد اسیر دامند
روزی که بخوان وصل مهمان گشتم
شرمنده انتظار احسان گشتم
زان چشمه حیوان چو کشیدم آبی
از زندگی خویش پشیمان گشتم
این مطلع غزل را نیز از او ضبط کرده که تذکرة الخواتین هم ضمن تعریف مختصر جمیله از او نوشته است:
جز خار غم نرست ز گلزار بخت ما
آنهم خلید در جگر لخت لخت ما