واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَرَنگ Tarang - سخت، سخت کشیده شده. مثال: ریسمان را تَرَنگ کشید، کنده شد، یا: تارهای عصب ترنگ بود. مجازاً به معنی اصرار کردن هم می آید، مثال: آمده ترنگ کرده شِشت، آخر راضی شدم. به معنی خیلی هم میاید، مثال: آدم ترنگ بسیار بود. در فرهنگ برهان به معنی صدا و آواز کمان در وقت تیر انداختن آمده است. در فرهنگ فرس، تَرَنگ به معنای بانگ کمان معنی شده. عسجدی چنین گفته:
... [مشاهده متن کامل]
از دل و پشت مبارز برکشاید صد تَراک
کز زِه عالی کمانِ خسرو آید یک تَرَنگ
در هر دو مورد هم بانگ یا آواز کمان از سخت کشیدن بر می آید، از اینجاست که در گویش سمرقند این تعبیر را به طریق استعاره و مجاز میگویند. زیتیر کردن Zitir.
... [مشاهده متن کامل]
از دل و پشت مبارز برکشاید صد تَراک
کز زِه عالی کمانِ خسرو آید یک تَرَنگ
در هر دو مورد هم بانگ یا آواز کمان از سخت کشیدن بر می آید، از اینجاست که در گویش سمرقند این تعبیر را به طریق استعاره و مجاز میگویند. زیتیر کردن Zitir.