بانو شاعره جهان خاتون
صاحب تذکره دولتشاهی مینویسد بانو جهان خاتون، ظریفه و مستعده روزگار وجمیله دهر وشهرۀ شهر بوده و اشعار دلپذیر دارد و از آن جمله این مطلع قصیده او راست:
مصوریست که صورت ز آب میسازد
... [مشاهده متن کامل]
ز ذره ذره خاک آفتاب میسازد
و نویسنده تذکرة الخواتین یادآور میشود که بمناسبت طبع لطیف و ذوق سرشار و تمکن و دارائی که داشته اغلب شعراء و صاحبان قریحه در مجلس او حاضر میشدند. این بانو و همسر خواجه امین الدین وزیر شاه ابو اسحاق و معاصر استاد غزل خواجه حافظ و شاعر شهیر بذله گوی عبید زاکانی بوده. عبید با جهان خاتون مطایبۀ منظوم داشته که نقل آن در اینجا از ادب دور است. از جمله هنگامی که خواجه امین الدین وزیر با جهان خاتون ازدواج کرده، عبید زاکان قطعه رکیکی گفته که در تذکرهٔ دولتشاه ضبط است. جهان خاتون در قرن هشتم میزیسته و به قرینه معاصران و شوهر او پیش از پایان قرن هشتم و بعد تا نیمه اول قرن مزبور زنده بود و آثار او جمع آوری و مدون شده است.
در کتاب سعدی تا جامی، از قول ادوارد براون نقل شده که نسخه منحصر دیوان جهان خاتون نزد اوست - استاد سعید نفیسی که در وسعت اطلاعات و دقت نظر کم نظیر هستند گفته در کتابخانه ملی فرانسه نسخه ای از دیوان او را ملاحظه کرده که غزل را خیلی خوب گفته است.
شاه ابو اسحاق و خواجه امین الدین همان پادشاه و وزیری هستند که خواجه حافظ شیرازی در مدح شان چنین گفته است:
به عهد سلطنت شاه شیخ ابو اسحاق
به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
نخست پادشاهی همچو او ولایت بخش
که گوی فضل ربود او بفضل و بخشش و داد
دوم بقیه ابدال شیخ امین الدین
که بود داخل اقطاب و مجمع اوتاد
در همان هنگام که خواجه شاه ابو اسحاق را مدح کرده عبید زاکانی که بمناسبت اشتغال شاه با مسخره ای که در حضورش بوده بر در دربار معطل شده و به مجلس شاه ابواسحاق بارش نداده اند این قطعه را گفت:
در علم و هنر مشو چومن صاحب فن
تا نزد عزیزان نشوى خوار چو من
خواهی که شوی قبول ارباب زمن
کنگ آور و کنگری کن و کنگره زن
شاه ابو اسحاق پادشاهی سلیم و بی آزار و عیاش و خوشگذران و از احوال ملک و ملت غافل بوده و میتوان از حیث خلق و خوی، او را با شاه سلطان حسین صفوی، با این تفاوت که یکی عابد بوده و دیگری عیاش، یکسان دانست. شاه ابواسحاق در نتیجه سهل انگاری در سال ۷۴۷ بدست محمد مظفر مغلوب وهلاک شد.
صاحب تذکره دولتشاهی مینویسد بانو جهان خاتون، ظریفه و مستعده روزگار وجمیله دهر وشهرۀ شهر بوده و اشعار دلپذیر دارد و از آن جمله این مطلع قصیده او راست:
مصوریست که صورت ز آب میسازد
... [مشاهده متن کامل]
ز ذره ذره خاک آفتاب میسازد
و نویسنده تذکرة الخواتین یادآور میشود که بمناسبت طبع لطیف و ذوق سرشار و تمکن و دارائی که داشته اغلب شعراء و صاحبان قریحه در مجلس او حاضر میشدند. این بانو و همسر خواجه امین الدین وزیر شاه ابو اسحاق و معاصر استاد غزل خواجه حافظ و شاعر شهیر بذله گوی عبید زاکانی بوده. عبید با جهان خاتون مطایبۀ منظوم داشته که نقل آن در اینجا از ادب دور است. از جمله هنگامی که خواجه امین الدین وزیر با جهان خاتون ازدواج کرده، عبید زاکان قطعه رکیکی گفته که در تذکرهٔ دولتشاه ضبط است. جهان خاتون در قرن هشتم میزیسته و به قرینه معاصران و شوهر او پیش از پایان قرن هشتم و بعد تا نیمه اول قرن مزبور زنده بود و آثار او جمع آوری و مدون شده است.
در کتاب سعدی تا جامی، از قول ادوارد براون نقل شده که نسخه منحصر دیوان جهان خاتون نزد اوست - استاد سعید نفیسی که در وسعت اطلاعات و دقت نظر کم نظیر هستند گفته در کتابخانه ملی فرانسه نسخه ای از دیوان او را ملاحظه کرده که غزل را خیلی خوب گفته است.
شاه ابو اسحاق و خواجه امین الدین همان پادشاه و وزیری هستند که خواجه حافظ شیرازی در مدح شان چنین گفته است:
به عهد سلطنت شاه شیخ ابو اسحاق
به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
نخست پادشاهی همچو او ولایت بخش
که گوی فضل ربود او بفضل و بخشش و داد
دوم بقیه ابدال شیخ امین الدین
که بود داخل اقطاب و مجمع اوتاد
در همان هنگام که خواجه شاه ابو اسحاق را مدح کرده عبید زاکانی که بمناسبت اشتغال شاه با مسخره ای که در حضورش بوده بر در دربار معطل شده و به مجلس شاه ابواسحاق بارش نداده اند این قطعه را گفت:
در علم و هنر مشو چومن صاحب فن
تا نزد عزیزان نشوى خوار چو من
خواهی که شوی قبول ارباب زمن
کنگ آور و کنگری کن و کنگره زن
شاه ابو اسحاق پادشاهی سلیم و بی آزار و عیاش و خوشگذران و از احوال ملک و ملت غافل بوده و میتوان از حیث خلق و خوی، او را با شاه سلطان حسین صفوی، با این تفاوت که یکی عابد بوده و دیگری عیاش، یکسان دانست. شاه ابواسحاق در نتیجه سهل انگاری در سال ۷۴۷ بدست محمد مظفر مغلوب وهلاک شد.