واژه دستک

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دستک - Dastak ، گزک، بهانه، دلیل، اساس. مثال: این گپ به وی دستک شد و کار میکردگی اش را کردن گرفت [کاری را که میخواست بکند، کرد] ، یا: نبودن شما به وی دستک نغز شد، نیستند گفت و نرفت. این واژه از دست و چسبپک ( پسوند ) اک ساخته شده است.