واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خبر دادن و خبر کردن. همان آگاه نمودن. مثال: من از توی ( سور ) بردارم به شما خبر داده بودم، برادرتان از آمدن شما به من خبر داده بود. به این معنی تعبیر خبردار کردن نیز
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
کاربرد دارد. مثلاً: از این واقعه پدرتان را البته خبردار کنید. و خبر کردن - آگاه نمودن، دعوت کردن: مثال: من شما را به ضیافت خبر کرده بودم نه آمدید، همه را به مجلسِ ( همایشِ ) گذر ( محله ) خبر کنید.