بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی
تذکرة الخواتین مینویسد وی همسر میرزا علی اکبر متخلص به نظیری است. پسری داشته موسوم به میرزا احمد متخلص به کشته، طبعی توانا داشته و بعضی زنان فتحعلیشاه را که معاصر وی بوده اند مدح کرده، دیوان او محتوی قریب به سه هزار شعر میشود:
... [مشاهده متن کامل]
چه شود اگر که بری ز دل، همه دردهای نهانیم؟
به کرشمه های نهانی و، به تفقدات زبانیم؟
نه بناز تکیه کند گلی، نه بناله دلشده بلبلی
تو اگر بطرف چمن دمی، بنشینی و بنشانیم
زغم تو خون دلِ ناتوان، زجفات رفته ز تنم توان
بلب است جان و تو هر زمان، ستمی ز نو برسانیم
ز سحاب لطف تو گر نمی، برسد به نخل امید من
نه طمع ز ابر بهاری و، نه زیان ز بادِ خزانیم
بُوَدَم چو رشحه دلی غمین، الم و فراق تو در کمین
نشوی بدرد و الم قرین، گر از این الم برهانیم
محمود میرزا قاجار مؤلف تذکره نقل مجلس که معاصر او بوده مانند تذکرة الخواتین او را تعریف میکند و اضافه مینماید: از هر طرف نسبتش بشعراء میرسد و به شرافت سیادت نیز مشرف و به اعتقاد من طبعش از عفتی ولاله خاتون و مهری و مهستی که بهتر و مهم تر شعراء نسوانند و در این طایفه داد سخن داده اند خوبتر است، در اداء مضمون قادر و ماهر است. قصیده ها و غزل ها گفته و بعلت بندگی خلف الصدق خود میرزا احمد ( کشته ) تخلص در درگاه همایون ماوایش باین درگاه و آرایش افکار خود را اغلب بنام من ونواب همایون زینت بخشد و بنام همشیره کرام ضیاء السلطنه گریز آرد دفتری باندازه سه هزار شعر دارد جمله را بچشم امعان ملاحظه و این ابیات از او است:
فلک کینه گرا دوش به آهنگ جفا
همه شب پای فروهشت بکاشانه ما
گفتم از بهر چه کار آمده گفتا که جور
گفتم از بهر چه تقصیر بود گفت وفا
هر کجا نام زدانش همه افلاک حجاب
هر کجا ذکر بنامش همه آفاق حیا
پدر این هاتف، همان هاتف معروف اصفهانی، گوینده ترجیع بند مشهور ( وحده لا اله الاهو ) است که عباس اقبال در مقدمه دیوانش نوشته: نامش سید احمد از سادات حسینی و اصل خاندان او به نقل تذکره نگارستان و تذکر محمدشاهی از اردوباد آذربایجان بوده که در زمان صفویه به اصفهان مهاجرت کرده و هاتف در نیمه قرن دوازدهم در اصفهان تولد یافته و در ۱۱۸۴ در قم و ۱۱۸۷ در اصفهان و ۱۱۹۵ و ۱۱۹۶ در کاشان بوده و در اواخر ۱۱۹۸ هجری در قم بدرود حیات گفته.
تذکرة الخواتین مینویسد وی همسر میرزا علی اکبر متخلص به نظیری است. پسری داشته موسوم به میرزا احمد متخلص به کشته، طبعی توانا داشته و بعضی زنان فتحعلیشاه را که معاصر وی بوده اند مدح کرده، دیوان او محتوی قریب به سه هزار شعر میشود:
... [مشاهده متن کامل]
چه شود اگر که بری ز دل، همه دردهای نهانیم؟
به کرشمه های نهانی و، به تفقدات زبانیم؟
نه بناز تکیه کند گلی، نه بناله دلشده بلبلی
تو اگر بطرف چمن دمی، بنشینی و بنشانیم
زغم تو خون دلِ ناتوان، زجفات رفته ز تنم توان
بلب است جان و تو هر زمان، ستمی ز نو برسانیم
ز سحاب لطف تو گر نمی، برسد به نخل امید من
نه طمع ز ابر بهاری و، نه زیان ز بادِ خزانیم
بُوَدَم چو رشحه دلی غمین، الم و فراق تو در کمین
نشوی بدرد و الم قرین، گر از این الم برهانیم
محمود میرزا قاجار مؤلف تذکره نقل مجلس که معاصر او بوده مانند تذکرة الخواتین او را تعریف میکند و اضافه مینماید: از هر طرف نسبتش بشعراء میرسد و به شرافت سیادت نیز مشرف و به اعتقاد من طبعش از عفتی ولاله خاتون و مهری و مهستی که بهتر و مهم تر شعراء نسوانند و در این طایفه داد سخن داده اند خوبتر است، در اداء مضمون قادر و ماهر است. قصیده ها و غزل ها گفته و بعلت بندگی خلف الصدق خود میرزا احمد ( کشته ) تخلص در درگاه همایون ماوایش باین درگاه و آرایش افکار خود را اغلب بنام من ونواب همایون زینت بخشد و بنام همشیره کرام ضیاء السلطنه گریز آرد دفتری باندازه سه هزار شعر دارد جمله را بچشم امعان ملاحظه و این ابیات از او است:
فلک کینه گرا دوش به آهنگ جفا
همه شب پای فروهشت بکاشانه ما
گفتم از بهر چه کار آمده گفتا که جور
گفتم از بهر چه تقصیر بود گفت وفا
هر کجا نام زدانش همه افلاک حجاب
هر کجا ذکر بنامش همه آفاق حیا
پدر این هاتف، همان هاتف معروف اصفهانی، گوینده ترجیع بند مشهور ( وحده لا اله الاهو ) است که عباس اقبال در مقدمه دیوانش نوشته: نامش سید احمد از سادات حسینی و اصل خاندان او به نقل تذکره نگارستان و تذکر محمدشاهی از اردوباد آذربایجان بوده که در زمان صفویه به اصفهان مهاجرت کرده و هاتف در نیمه قرن دوازدهم در اصفهان تولد یافته و در ۱۱۸۴ در قم و ۱۱۸۷ در اصفهان و ۱۱۹۵ و ۱۱۹۶ در کاشان بوده و در اواخر ۱۱۹۸ هجری در قم بدرود حیات گفته.